دو کلمه حرف حساب

دو کلمه حرف حساب

اینجا از داستان، شعر، موسیقی، فیلم، کتاب و گاهی فوتبال حرف می‌زنم.

فیه ما فیه - سحرگاه دوم

چهارشنبه, ۱۸ ارديبهشت ۱۳۹۸، ۰۵:۰۶ ق.ظ

در عالم یک چیز است که آن فراموش کردنی نیست. اگر جمله چیزها را فراموش کنی و آن را فراموش نکنی باک نیست، و اگر جمله را به جای آری و یاد داری و فراموش نکنی و آن را فراموش کنی هیچ نکرده باشی. همچنان که پادشاهی تو را به ده فرستاد برای کاری معیّن، تو رفتی و صد کارِ دیگر گزاردی. چون آن کار را که برای آن رفته بودی نگزاردی، چنان است که هیچ نگزاردی. 

پس آدمی در این عالم برای کاری آمده است و مقصود آن است، چون آن نمی‌گزارد پس هیچ نکرده باشد: «اِنَّا عَرَضْنَا الْاَمَانَةَ عَلَی الْسَّمَواتِ وَالْاَرضِ وَالْجِبَالِ فَاَبَیْنَ اَنْ یَحْمِلْنَهَا وَاَشْفَقْنَ مِنْهَا وَحَمَلَهَا الْاِنْسانُ اِنَّهُ کَانَ ظَلُوْماً جَهُوْلاً *»

آن امانت را بر آسمان‌ها عرض داشتیم نتوانست پذیرفتن. بنگر که از او چند کارها می‌آید که عقل در او حیران می‌شود؛ سنگ‌ها را لعل و یاقوت می‌کند، کوه‌ها را کان زر و نقره می‌کند، نبات زمین را در جوش می‌آرد و زنده می‌گرداند و بهشت عدن می‌کند، زمین نیز دانه‌ها را می‌پذیرد و برمی‌دهد و عیب‌ها را می‌پوشاند و صدهزار عجایب که در شرح نیاید می‌پذیرد و پیدا می‌کند. جبال نیز همچنین معدن‌های گوناگون می‌دهد، این همه می‌کنند امّا از ایشان آن یکی کار نمی‌آید. آن یک کار از آدمی می‌آید که «وَلَقَدْ کَرَّمْنَا بَنِیْ آدَمَ ** »، نگفت: «و وَلَقَدْ کَرَّمْنَا الْسَّمَاءَ وَ الْاَرْضَ».


* سورۀ احزاب-آیۀ 72

 **سورۀ اسراء-آیۀ 70

نظرات  (۱۱)

آسمان بار امانت نتوانست کشید...
پاسخ:
قرعۀ کار به نام من دیوانه زدند...
۱۸ ارديبهشت ۹۸ ، ۰۹:۱۰ دچارِ فیش‌نگار
جمله ی آخرش قشنگ بود :))
 و نگفت کرمنا
پاسخ:
بلی.

۱۸ ارديبهشت ۹۸ ، ۱۰:۰۸ مصطفی فتاحی اردکانی
اِنَّهُ کَانَ ظَلُوْماً جَهُوْلاً

این آخر آیه خیلی حرف داره
پاسخ:
آره.
۱۸ ارديبهشت ۹۸ ، ۱۰:۰۹ آرزوهای نجیب (:
به زبون ساده یعنی اینکه هر کسی توی این دنیا مأموریتی داره.
توی کتاب «وریا» شخصیت اول دقیقاً همچین چیزی می‌گه: به‌نظر من هر کسی که پا به این دنیا می‌ذاره همراه خودش یک برگ مأموریت داره؛ مأموریتی که قرار است در زندگی برایش تلاش کند و حتی یک وقت‌هایی بجنگد تا به خواسته‌هایش برسد.


هیچی دیگه خواستم بگم وریا هم دست کمی از فیه ما فیه نداره ها. اصلاً چرا وریا رو نخونیم توی این سحرگاه‌های عزیز :D
پاسخ:
وریا همیشه زنده باشه و  چراغ هدایت نوجوون‌ها باشه و زندگی کنه ان‌شاءالله :)

آن امانت را بر آسمان‌ها عرض داشتیم نتوانست پذیرفتن...
پاسخ:
همون بیتی که شباهنگ بهش اشاره کرده بود.
آسمان بار امانت نتوانست کشید...
۱۸ ارديبهشت ۹۸ ، ۱۷:۳۴ ام اسی خوشبخت
بقیه کارها رو جدی پیگیری میکنیم برای فرار از همون کار اصلی. خدا خودش کمک کنه که روز حساب نزدیکه ...
پاسخ:
خد خودش هدایتمون کنه...
با اینکه همه مولوی رو به مثنوی و غزلیاتش میشناسن اما من فیه مافیه رو ترجیح میدم همیشه.احساس میکنم وقتی اسیر قافیه و وزن نباشیم مخاطب به معنا بیشتر فکر میکنه و تاثیر بیشتری میگیره
پاسخ:
تا حدودی موافقم باهات. نثر برای من هم همیشه ارجحیت داشته نسبت به نظم.

چه‌قدر من سحرگاه‌های این وبلاگ رو دوست می‌دارم ^_^
پاسخ:
ارادتمند. :)

راستش فکر نمی‌کردم بتونم با فیه ما فیه ارتباط برقرار کنم! ولی از خوندن این دو تا پست لذت بردم واقعا :)
پاسخ:
امیدوارم ادامۀ متن‌ها هم به همین شکل باشه.

از همین سحر سوم شروع کردی به خواب موندن آقاگل؟ البته من خودم از پریشب شروع کردم :))

پاسخ:
چه میشه کرد. :)
هر رمضون یکی دو سحر رو دیگه از دست آدم در میره. میگن تا سه شونزدهم قبوله.
متن زیبایی بود.
پاسخ:
ممنون

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی