دو کلمه حرف حساب

دو کلمه حرف حساب

اینجا از داستان، شعر، موسیقی، فیلم، کتاب و گاهی فوتبال حرف می‌زنم.

آرش کمانگیر-جشن تیرگان

پنجشنبه, ۱۳ تیر ۱۳۹۸، ۱۱:۵۴ ب.ظ

«افراسیاب چون به کشور ایران غلبه کرد و منوچهر را در طبرستان در محاصره گرفت، منوچهر از افراسیاب خواهش کرد که از کشور ایران به اندازۀ پرتاب یک تیر در خود به او بدهد. و یکی از فرشتگان که نام او اسفندارمذ بود حاضر شد و منوچهر را امر کرد که تیروکمانی برگیرد، به اندازه‌ای که به سازندۀ آن نشان داده و چنان‌که در کتاب اوستا ذکر شده. و آرش را که مردی با دیانت بود حاضر کردند. گفت که تو باید ان تیروکمان را بگیری و پرتاب کنی. آرش برپاخواست و برهنه شد و گفت: ای پادشاه و ای مردم، بدن مرا ببینید که از هر زخمی و جراحتی و علتی سالم است. و من یقین دارم که چون با این کمان این تیر را بیندازم، پاره پاره خواهم شد و خود را تلف خواهم نمود؛ ولی من خود را فدای شما کردم.

سپس برهنه شد و به قوت و نیرویی که خداوند به او داده بود کمان را تا بناگوش خود کشید و خود پاره پاره شد. و خداوند باد را امر کرد که تیر او را از کوه رویان بردارد و به اقصای خراسان که میان فرغانه و طبرستان است پرتاب کند. و این تیر در موقع فرود آمدن به درخت گردوی بزرگی گرفت که در جهان از بزرگی مانند نداشت. و برخی گفته‌اند از محل پرتاب تیر تا آنجا که افتاد هزار فرسخ بود.»

«آثار الباقیه-ابوریحان بیرونی»



تندیس آرش‌ کمانگیر-سنگسر

موافقین ۱۲ مخالفین ۲ ۹۸/۰۴/۱۳
آقاگل ‌‌

اسطوره نگاری

نظرات  (۱۶)

روایت داریم که اول باید جواب کامنت‌های پست قبل رو بدی بعد پست جدید بذاری، وگرنه سنگ میشی:) 
پاسخ:
جواب دادن به کامنت سخته. (:
حال خوب می‌خواد و فکر آزاد. 
در صورتی که پست نوشتن یه وفتایی ذهن آدم رو آروم می‌کنه.
۱۴ تیر ۹۸ ، ۰۰:۳۷ احمدرضا ‌‌
تیرش حدود 6000 کیلومتر برد داشته. ینی از اینجا مینداختن ، تو اروپا فرود میومده :)))
الان موشکای بالستیک ما 2000 کیلومتر برد داره 
پاسخ:
دیگه وقتی صحب از اسطوره میشه یه بخشیش هم تخیلات و داستان‌پردازیه. :)

کلا همیشه دیانت شرط بوده برامون:)
پاسخ:
آره. :)
۱۴ تیر ۹۸ ، ۱۲:۳۷ פـریـر بانو
اسپندارمذ در واقع جزو امشاسپندانه؛ یکی از چند جلوه‌های زردشت. ژاله آموزگار می‌گفت اون باد رو هم ایزدان همراهی کردن و قوت بخشیدن تا سرعت تیر بیشتر شه و دورتر به زمین بیفته.
اسطوره پر از زیباییه! خیلی کیف می‌کنم در موردش می‌خونم. ممنون بابت پست! ^_^
پاسخ:
یه کتابی داره نشر ماهی: اسطوره-رابرت سیگال. مجموعه‌ای از نظریات اسطوره‌شناسیه. نظریاتی دربارۀ اسطوره و آیین، اسطوره و ادبیات، اسطوره و روانشناسی، اسطوره و دین و ...
تا قبل از خوندن این کتاب اسطوره‌ها برام فقط داستان‌های خیالی بودن. خوندن اون کتاب مواجه‌ام با اسطوره‌ها رو به کل تغییر داد. 
.
سلامت باشی. (:
۱۴ تیر ۹۸ ، ۱۲:۵۴ פـریـر بانو
همینکه از طریق اسطوره می‌شه به خرد مردمان گذشته و نگاهشون به هستی و اموراتش پی برد، خودش نشون‌دهندهٔ اهمیتشه. چون اون خرد و اندیشه می‌شه ریشهٔ بشر و هنوز هم ما تفکراتی داریم که اگر بخوایم منشأش رو پیدا کنیم می‌رسیم به اسطوره. مهم‌تر از اون اینه که ابتدای مبهم تاریخ هم با اسطوره گره خورده. خیلی جالبه برام. و همونطور که گفتین انگاری همه‌جا حضور داره و اثر خودش رو گذاشته؛ در ادبیات، روانشناسی و... و حتی در زندگی مردم. 

:)
پاسخ:
آره. در هر حوزه‌ای که نگاه کنیم اسطوره نقش مهمی داره. 

۱۴ تیر ۹۸ ، ۱۷:۱۱ صخره نورد
این داستان قشنگه :)
پاسخ:
آره. پر از عشق و عرق به وطنه.
عجبببب! احساس بی‌سوادیِ محض بهم دست داد. :(
من اصلاً اینو نشنیده بودم. ممنون بابت پست.
پاسخ:
زنده باشین. :)
منم چند روز قبلش متن رو خوندده بودم.
۱۴ تیر ۹۸ ، ۱۸:۴۷ محمد قاضی
مگه لخت نشد؟!
چرا تو عکس لباس داره؟
پاسخ:
نمی‌دونم.

۱۵ تیر ۹۸ ، ۱۳:۳۰ حمید آبان
ای کاش بیشتر بخوانیم و بدانیم از اساطیر...
زنده باد آقاگل :)
پاسخ:
دنیای اساطیر دنیای بزرگیه. باهات هم نظرم. کاش بیشتر بدونیم و بخونیم. :)
نمی‌دونم چرا ناخوداگاه متن رو توی ذهنم با لحن نقاله‌خوانی، خوندم. :دی
پاسخ:
:)
شاید ابوریحان این رو هم مدنظر داشته. یا شاید نقاله‌خون‌های قدیمی از همین بیان استفاده می‌کردن و همین باعث شده بیانشون به این نثر نزدیک باشه.
سلام و درود آقاگل عزیز 🌹

❤❤❤❤👍
دست گُلت درد نکنه و مرسی جوون 
مهندس جان ! نمیدونم قبلن بهت پیشنهاد کردم یا نه ! (امون از آلزایمر) 😕
زنده یاد مسکوب هم پژوهش های خوبی در زمینه ی اساطیر و شاهنامه کرده (هرچی ازش بخونی ـ وقتت رو تلف نکردی)

همینکه احساس بدِ (وقتم رو هدر دادم) رو با خیلی از نوشته هات ازم میگیری ازت ممنونم آقــاگــل 
پاسخ:
سلام.
زنده باشین. آره. آثار مسکوب رو چندین بار توی کتابخونه دیدم و دوست داشتم که بخونمشون. اما تا امروز که تنبلی اجازه نداده. امیدوارم زودتر برم سراغشون. نثر مسکوب نثر میخکوب کننده‌ایه.
.
زنده باشین.
۱۶ تیر ۹۸ ، ۱۶:۳۶ حسین بنی علی
به نظر شما هدف فردوسی از خلق این داستان هایی که زیبایی های خاص خودشو داره (به غیر از زنده نگه داشتن زبان فارسی) چه بوده؟
پاسخ:
فردوسی داستان‌های شاهنامه رو خلق نکرده. منابعی در اختیار داشته که با توجه به اون‌ها شروع به نوشتن و سرودن شاهنامه کرده. اغلب داستان‌های شاهنامه، داستان‌هایی بوده که یا دهان به دهان بین مردم می‌چرخیده یا توی کتاب‌های قدیمی موجود بوده. یکی از منابع مهمش هم شاهنامه ابومنصوری بوده.
اینکه هدف فردوسی چی بوده رو یا باید از خودش بپرسیم یا از یارانی که اهل کتاب هستن و صاحب نظر. 
اما اینکه شاهنامه چه لطفی در حق ایران‌زمین کرد؟ سرودن شاهنامه باعث شد اول از هرچیزی زبان فارسی و فرهنگ ما حفظ بشه. در حقیقت مثل یک دژ محکم بود در برابر تهاجم‌های فرهنگی اون زمان. این نظر منه.
۱۷ تیر ۹۸ ، ۱۶:۳۹ روناک رخساری
چقدر خوب بوده آرش واقعا
پاسخ:
آره.
آرش یکی از شخصیت های اسطوره ای محبوب منه! و چقدر حیف که داستانش تو شاهنامه نیست :(
عوضش با شعر آرش کمانگیر سیاوش کسرایی می شه کلی کیف کرد. مطمنم خوندینش.
منم آرش...
سپاهی مرد آزاده، به تنها تیر ترکش آزمون تلختان را اینک آماده...

آری آری جان خود در تیر کرد آرش... کار صدها صد هزاران تیغه شمشیر کرد آرش...
@ حسین بنی علی
فردوسی منابعی برای نوشتن شاهنامه داشته از جمله شاهنامه منثور ابومنصوری و خیلی از این داستان ها هم به شکل شفاهی سینه به سینه نقل شده بوده و تا اون دوران رسیده بوده و برای همین تا جایی که من می دونم خالق بن مایه و اصل اکثر داستان ها نبودن! 

پاسخ:
شعر سیاوش کسرایی معرکه است. اگر حجم فایل صوتیش زیاد نبود اینجا آپلود کرده بودم. :) 
یه نمایشنامه هم داره بیضایی به اسم آرش. پیشنهاد می‌کنم اون رو هم بخونین. 

۱۹ تیر ۹۸ ، ۱۱:۲۶ قاسم صفایی نژاد
چرا همش فکر می‌کردم آرش برای دوره قبل از زرتشت هست؟! الان خوندم که در اوستا ذکر شده، تعجب کردم!
پاسخ:
آرش از سپاهیان منوچهر بود. منوچهر هم که از پادشاهان پیشدادی به شمار میره. 
تا حالا به این چیزی که گفتین دقت نکرده بودم. برای منم جالب بود.
آری، آری، جان خود در تیر کرد آرش
کار صدها صد هزاران تیغه شمشیر کرد آرش

جنگ ایرانیان و تورانیان به نظرم میتونه سرآغاز جدیدی از ایران باشه و اگر بهش بیشتر از قبل پرداخته بشه خیلی خیلی خوب میشه
پاسخ:
برف می‌بارد.
برف می‌بارد به روی خار و خاراسنگ
کوه‌ها خاموش، دره‌ها دلتنگ
راه‌ها...
چشم انتظار کاروانی با صدای زنگ
.
این منظومه آرش کمانگیر رو بارها سعی کردم حفظ کنم. نشده هیچوقت. 

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی