دو کلمه حرف حساب

دو کلمه حرف حساب

به یاد استاد کیومرث صابری عزیز...
گل آقای مرحوم ما، خدایش بیامرزدا
تشکر از دوستی که این تصویر رو به بنده هدیه کردند.

بعد از این هرچه بگویید،جوابم شعر ست!
شاکیم از همه وحرف حسابم شعر ست!

من همان خسته‌ی بی حوصله‌ی غم زده‌ام
آدم بد قلقی که رگ خوابم شعر ست...


در محضر درس استاد

چهارشنبه, ۱۶ ارديبهشت ۱۳۹۴، ۰۲:۳۶ ب.ظ



جلوه‌ای کرد رُخَت دید مَلَک عشق نداشت 
عین آتش شد از این غیرت و بر آدم زد

به گفته حافظ شناسان کلمه عشق منسوب به آدم است و منظور در این بیت بر این باشد که فرشته گان درخور کلمه عشق نیستند. که گویند:
فرشته عشق نداند که چیست، قصه مخوان
بخواه جام و شرابی به خاک آدم ریز

و در وصف همین شعر بیت زیر را نیز وارد دانسته اند که گوید:

نظری خواست که بیند به جهان صورت خویش
 خیمه در آب و گل مزرعه ی آدم زد.


س.ن: در محضر درس استاد محمدرضا شجریان  و جزوه نگاری بنده حقیر.
موافقین ۲ مخالفین ۰ ۹۴/۰۲/۱۶
آقاگل ‌‌

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

کاربران بیان میتوانند بدون نیاز به تأیید، نظرات خود را ارسال کنند.
اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید لطفا ابتدا وارد شوید، در غیر این صورت می توانید ثبت نام کنید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">