دو کلمه حرف حساب

دو کلمه حرف حساب

این دریغاها خیال دیدن است
وز وجود نقد خود ببریدن است‌‌

غیرت حق بود و باحق چاره نیست
کو دلی کزحکم حق صدپاره نیست

مولوی

تلخ و شیرین تقلب!

يكشنبه, ۱۱ بهمن ۱۳۹۴، ۰۱:۱۳ ب.ظ

از آنجایی که تنور تقلب نویسی گرم شده و دوستان از تقلب های دلنشین و دلچسب شان گفتند (بخوانید مترسک را، گندم بانو را و نگار بانو را) و پیرو این سخن شاعر که "هنرش گفتی عیبش هم بگو" (صنعت برعکس نویسی اشعار!:دی) تصمیم گرفتم یک خاطره تقلبی کمی تا قسمتی دردناک را برایتان بیان کنم!

ترم هشت درسی داشتیم با عنوان کارگاه نرم افزار یک واحدی بود و با استادی که به تازگی به گروه اضافه و در همان یک ترم آوازه اش گروه را پر کرده بود.

 هر جلسه چهار ساعت بود و در طول هر جلسه دوبار حضور غیاب صورت گرفته و در ازای هر غیبت نیم نمره بر باد می رفت! و آنکه حتی اگر با پنج دقیقه تأخیر می آمدید غیبت محاسبه می شد! (ده دقیقه بین کلاسشان استراحت می دادند-توضیح از بنده نگارنده)

باری، هرچه بود با ایشان تا آخر ترم به سر کرده و با قوانین عجیب و غریبشان سوختیم و ساختیم.

روز موعود فرا رسید، امتحان بصورت کتبی و برنامه نویسی و در سایت دانشکده برگزار می شد. و تعجب ما از این بود که چرا مراقب نداریم! تنها مسئول سایت بود و حضرت استادی، که البته مسئول سایت نیز خودی بود و کاری به کار کسی نداشت! القصه همین عامل باعث شد فکر تقلب به سرمان زد. و تقریبا با مشورت کامل قسمت کتبی امتحان ختم به خیر شد!

برای امتحان برنامه نویسی اما بحث متفاوت بود، هر شخص یک سیستم داشت و یک نمونه سوال خاص! حال تصور کنید درس دادن استاد در حد دو دوتا چهارتا بود و سوالاتش در حد انتگرال سه گانه ای که نیاز به رفع ابهام هم داشت!

باری، این نیز بگذشت! تقریبا اواخر ترم بود که نمرات درس مذکور اعلام شد! چیزی در حد فاجعه، تقریبا از درس یک واحدی آنهم در ترم هشت 17 نفر افتاده بودیم! :/

داستان را از مدیر گروه جان جویا شدیم و ایشان فرمودند آقای فلانی گفته اند اشخاصی که افتاده اند سر جلسه تقلب نموده اند و حتی فبلم آن هم موجود است!؟!

 هرآنچه تاکتیک دیپلماسی لبخند و حتی تاکتیک پلیس خوب پلیس بد را پیش گرفتیم سودی نداشت و استاد مذکور کوتاه نیامد که نیامد:/

 آن 17 نفر هم افتادند و بالاجبار در تابستان و با شرایط خاص درس را گذراندند! 17 نفری که بیشترشان بار اولشان بود طعم گس افتادن را می چشیدند.

بعد ها از مسئول سایت شنیدیم که ایشان روی تک تک سیستم ها ویندوز و نرم افزار مذکور را مجدد نصب کرده و ایضا دوربین های مدار بسته سایت را کامل کنترل کرده بودند و حتی دو ساعت قبل از امتحان مستر اسدی را از سایت بیرون انداخته بودند! :/

باری، این را گفتم که بدانید تقلب روی تلخ هم دارد. :)

بماند که هنوز سر این داستان با بچه ها بگو و بخند داریم، و الحق باعث ماندگارتر شدن خاطرات آخرین ترم دانشگاهمان شد. ( قسمت شیرین تقلب!)

س.ن: ببخشید اگه خیلی طولانی بود. 

و خودم میدونم که به اندازه دوستان گرامی خوب ننوشتم و نتونستم حق مطلب رو ادا کنم. امیدوارم این دوستان بنده رو ببخشند.

موافقین ۶ مخالفین ۰ ۹۴/۱۱/۱۱
آقاگل ‌‌

نظرات  (۲۰)

۱۱ بهمن ۹۴ ، ۱۳:۱۵ مــــــــ. یــ.مــ
حالت ِ چلنج گرفته این تقلب:|||
پاسخ:
شمارو هم به چلنج فرا میخونیم:دی
.
فک کنم اکثر دوستان خاطرات تلخ و شیرینی از این مورد دارند.
:)

با عرض سلام و احترام

مطالب  وبلاگتان بسیار عالی و مورد پسند بود.گروه مدرسین پایتخت کلیه ی سوالات امتحانی مدارس،کنکور،دانشگاه های دولتی و آزاد را به صورت رایگان برای دانلود شما قرار داده و توسط متخصصین فعال کارشناسی ارشد و دکترا از دانشگاه های برتر کشور در تمام ساعات شبانه روز آماده خدمت رسانی به شما عزیزان می باشند.در ضمن باعث افتخار ماست که   لینک سایت گروه مدرسین پایتخت را در وبلاگتان ببینیم.

با سپاس فراوان

گروه مدرسین پایتخت.

پاسخ:
با عرض سلام و احترام.
زنده باشید.
با آرزوی موفقیت!
چقدر بد شد :/
منم از خاطرات تقلب ام بنویسم ..
پاسخ:
خیلی روز بدی بود روز اعلام نمرات.
اما خب وقتی میگذره چرا باید غمش رو میخوردیم؟
الآن همون خاطره بد شده جزء خاطرات خنده دار ما 17نفر :دی
.
حتما بنویسید.
موضوع خیلی جذابیه برای نوشتن :)
ایول!باشد که رستگار شوید😆
پاسخ:
رستگاری هم آرزوست :)))
ممنون
ولی من سرکارگاه قطعمو دوستم زد با همه افتضاح بازیامم بیس شدم.که فک کنم اونی که قطعمو زد بیس نشد😊
پاسخ:
اینی که شما میگی گمونم کارگاه عمومیه ترم یک داشتیم.
ساخت منقل و یک قطعه تراش کاری بود :)
من هیچوقت بیست نگرفتم تا ترم هشت.
پروژم رو بیست شدم!
:)
سلام
من هنوز اول راهم تقلب نکردم انشال.. به زودی طی ترمی که خواهد امد تقلب می کنیم و در وبلاگمان به عرض می رسانیم:)
اما من از استادتان خوشم اومد نمی دونم چرا!
موفق باشید 
راستی با پست جدید به روزم
پاسخ:
سلام.
از استاد ما خوشتون اومد؟
چرا خب؟
کاش میشد استادتون ببینم خوشتون میاد آیا:دی
سلامت باشید همچنین آرزوی موفقیت دارم براتون.
.
پست جدیدتون ملاحظه شد:دی
می‌دونی مثل چی می‌مونه؟ عین اینه که وسط قطب، توی دمای منفی 50 درجه یه سطل آب یخ بریزن سر آدم! ولی قبول دارم همین خاطرات خیلی دلچسب‌تر و شیرین‌ترن :))
لینکتون رو هم انتهای همون پست اضافه کردم ;)
پاسخ:
آره تقریبا همچین حسی داشتیم ولی خب چون آب زود یخ میزنه احتمالا یه سطل یخ زده میخوره تو سر آدم :دی
اصلا اینقدر  این خاطره الان برام شیرینه که تلخی قبلش برام قابل حس نیست :)
.
ممنون دادا.
:)
خدا خیربده این نگارخانوم واسطه چقدرپست شدن!
عجب:|
پاسخ:
آره باعث شد همه دوستان سرکی به صندوقچه خاطراتشون بزنن :)
خدا خیرشون بده.

عجب استاد زیرکی بوده!
بعد شماها مشکوک نشدین که چرا مراقب ندارین؟! اونم واسه درسی که استادی به این سخت گیری داره...!
پاسخ:
دیگه به اینکه ایشون دوربین های مداربسته سایت رو کنترل کنه خب واقعا فکر نمی کردیم :/
زیرک؟
مرموز بودند بیشتر.
:)
۱۱ بهمن ۹۴ ، ۱۵:۴۷ فاطمه دریایی
چون تا حالا تقلب نکردم حوصله م نشد پست رو بخونم :|
پاسخ:
:)))
آفرین.
کار بسیار خوبی کردید.

عجب استادی :)))
حرفه ای عمل کرده :))
پاسخ:
یعنی وسواسی که ایشون داشتن واقعا برای ما قابل پذیرش نبود.
چنتا دوستان از شانسشون با ایشون کارآموزی هم داشتند :/
قشنگ پوستشون کنده شد.
ازشون امتحان کارآموزی گرفت!
گزارش دقیق گرفت
دست آخر هم بهشون بین14-16نمره داد!
بعد مثلا خود من حتی گزارش تحویل ندادم فقط به استادم پیامک دادم آقای فلانی ممکنه نمره بنده رو بدید؟ 
نیم ساعت بعد بهم داده بود19ونیم!:دی

فراگیر شد :))))) 

منم این دردو کشیدم!!!! البته مسخره بود واقعا!!!! 

ترم یک بودیم، میانترم فیزیک، استاد رفت و دانشجوی حل تمرینش موند مراقب.

تقلب رو هم آزاد گذاشت ! 

همه تقلب میکردن و من مث بچه خوب سرم به کار خودم بود!

بعد یکی از اقایون گفت میشه برگه تو بدی منم بنویسم ، منم قبول کردم، دیگه همه داشتن تقلب میکردن ...

بعد جناب گریدر که گویا واسه اینجانب تور پهن کرده بود برگه منو گرفت و گفت خط قرمز میکشم و اینا!!! 

گفتم خوب مگه خودت نگفتی تقلب آزاده؟! 

گفت آره ، ولی من میخوام تو با من دوست بشی ، پس نباید با پسرا تقلب میکردی :/ 

قبول نکردم دوست شم باهاش، درسو افتادم ://///// 

پاسخ:
آره مثل اینکه تب خاطره تقلب نویسی بدجور شیوع پیدا کرده:دی
.
عجب موجودی بودند ایشون :/
قبول دارید بعضی افتادن ها از پاس کردن با ذلت اون درس شیرین تر هستند؟
:)

آره واقعا 

ترم بعد به خیلیا گفته بود برید به فلانی بگید من انداختمش !!!!! 

گفتم به درک، حتی نرفتم باهاش دعوا کنم!!!! 

ترم چهار همون درسو با اینکه اصن نرسیدم بخونم 18 شدم !!! 

پاسخ:
کار درست رو شما انجام دادین :)
بعضی حل تمرین هارو آدم دلش میخواد بگیره بزنه!!!!
(خودمم حل تمرین بودم خدا کنه کسی در مورد من این حس رو نداشته باشه:دی)
۱۱ بهمن ۹۴ ، ۱۶:۲۳ آلبرت کبیر
جوونای اسلامو گمراه نکن :))
پاسخ:
نه دیگه داستان من آموزنده بود تهش به این رسیدیم که تقلب نکنین خوب نی دادا :دی
:)))
من کلاً تقلب کردن بلد نبوده و نیستم! شاید جمعاً تو کل این نوزده بیست سالی که درس می‌خونم دو سه بار توی امتحانا تقلب کرده باشم. اونم با کلی استرس! آخرشم کمکی نکرده بهم! بس که ناشیانه عمل می‌کردم هر دفعه!! در حدی که ما می‌نویسیم «پاستوریزه‌ایم»، شما بخونین «چلمن است»! :|
پاسخ:
آقای دکتر نفرمایید.
من خودمم در کل اهل تقلب نبودم در واقع تقلب رو نوعی حق الناس میدونم. که باعث میشه فردی که بیشتر درس خونده بوده حقش ضایع بشه.
و جالب اینکه هر وقت هم این مورد رو یادم رفته و تقلب کردم چوبش رو هم خوردم. یک موردش رو توی مطلب مترسک اعتراف کردم این یکی هم اینجا.
در هر دو مورد شاید اگه تقلب نکرده بودم این اتفاقات نمی افتاد.
:)
شما بزرگ مایید.

۱۱ بهمن ۹۴ ، ۱۹:۱۷ اسپریچو ツ
به این میگن استااااااااااد 
:دی
چرا جو میدین؟طمع گس افتادن چیه؟:دی
پاسخ:
آره میگن استاد طبیعتا:دی
طعم گس مثل طعم خرمالو! :)
۱۲ بهمن ۹۴ ، ۰۲:۲۵ 😎😎😎BAHAR 😎😎😎
حس چلنج " خدای من چه رنگیست " بهم دست داد ، همه دارن مینویسن (((:
پاسخ:
اون چلنج خدای من چه رنگی است رو چنتایی رو خوندم باحال بودند واقعا :)

۱۲ بهمن ۹۴ ، ۱۲:۲۸ مدیر مسئول
متقلب!!!
دور شو...
پاسخ:
چشم چشم.
:)
عجب!!
به نظرم این مهندس های کامیپیوتر و برنامه نویسی و اینا شوخی بردار نیستن!!:-\ :-\ 
پاسخ:
نه ایشون استاد گروه خودمون بودند.
درسمون کارگاه نرم افزار مهندسی شیمی بود :)
۲۳ دی ۹۵ ، ۲۱:۴۰ پرستو ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌
دنیاهمینه دیگه، آدم همیشه از کسی ضربه میخوره که فکرشم نمی کنه،مثلا مسئول سایت خودی بوده؟:)
پاسخ:
مسئول سایت بنده خدا بی تقصیر بود. استاد مزخرفی داشتیم.

ارسال نظر

کاربران بیان میتوانند بدون نیاز به تأیید، نظرات خود را ارسال کنند.
اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید لطفا ابتدا وارد شوید، در غیر این صورت می توانید ثبت نام کنید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">