دو کلمه حرف حساب

دو کلمه حرف حساب

به یاد استاد کیومرث صابری عزیز...
گل آقای مرحوم ما، خدایش بیامرزدا
تشکر از دوستی که این تصویر رو به بنده هدیه کردند.

بعد از این هرچه بگویید،جوابم شعر ست!
شاکیم از همه وحرف حسابم شعر ست!

من همان خسته‌ی بی حوصله‌ی غم زده‌ام
آدم بد قلقی که رگ خوابم شعر ست...


چالش شعر

سه شنبه, ۱۳ بهمن ۱۳۹۴، ۰۲:۵۲ ق.ظ

این غم انگیز ترین شعر جهان خواهد شد

شاعری واژه به سر دارد و معشوقی نه...



 از خدا که پنهون نبوده از شما چه پنهون بد سخت میگذره این چند وقت! 

 مواقعی که حوصله ندارم یا وضعیت طوریه که مغزم خوب وظیفه خون رسانیش رو انجام نمیده شعر میخونم! یک جورایی شعر برای من حکم مس رو داره برای کیمیاگرا!

 

.

بگذریم از این ها.

فرض کنید وسط خیابون یک نفر صداتون کنه و ازتون خواهش کنه که یک بیت شعر براش بخونید.

الآن این وب خیابونه و من همون رهگذر پیر و خسته...


موافقین ۶ مخالفین ۰ ۹۴/۱۱/۱۳
آقاگل ‌‌

نظرات  (۲۳)

من دعوتش میکنم به کانال کوچیک و غیر تبلیغاتی شهرم 

kbaghi@

پاسخ:
ممنون بابت دعوتتون.
:)
ولی گوشی بنده خیلی پیشرفته نیست متاسفانه.
وسط خیابون؟
کانال؟
:دی
گفته بودم تو بیایی غم دل با تو بگویم
چه بگویم که غم از دل برود چون تو بیایی...
پاسخ:
سعدی جان.
:)
ممنون.
خیلیییی زیاده کدومو بگم؟!:|
بی قرار توام ودر دل تنگم گله هاست 
آه بیتاب شدن عادت کم حوصله هاست..

اصلا همین حال و همین روز و همین ساعت
اصلا به شبهای بدون بودنت لعنت

دیروز یکی بودیم اما امروز...
توسرخ تر از سرخی ومن زردتر از زرد(فک کنم بیت اولش اشتباه داره)
پاسخ:
اون شعر اول فاضل با صدای علیرضا قربانی فوق العاده شنیدنیه. 
آسمان با قفس تنگ چه فرقی دارد 
بال وقتی قفس پر زدن چلچله هاست...
:)
ممنون از لطفتون.
مانا باشید.
۱۳ بهمن ۹۴ ، ۰۹:۰۶ محمدهادی علی بابائی
از یال و کوپالم خجالت می‌کشم اما
بازیچه‌ی آهو شدن را دوست می‌دارم

مهدی فرجی
پاسخ:
سلام :)
لطف کردید.
خیلی خوب بود.
ممنون
ی بیت نیست بیشتره
ی شعر هم نیست دو تاست. 
اولی:
در کشاقوس حوادث حکما را مثلیست
در جهان هر عملی موجب عکس العملیست
هر ک شد صرف ستم پیشه او
عاقبت برکند اندیشه او، ریشه او
روز مظلوم اگر شوم و اگر مغموم است
روز ظالم ب یقین تیره تر از مظلوم است


دومی: 
امشب غم دیروز و پریروز و فلان سال و فلان حال و فلان مال ک بر باد فنا رفت مخور
ب خدا حسرت دیروز عذاب است
مردم شهر ب هوشید؟
هر چه دارید و ندارید بپوشید و برقصید و بخندید ک امشب سر هر کوچه خدا هست
روی دیوار دل خود بنویسید  خدا هست
ن یک بار ن ده بار ک صد بار ب ایمان و تواضع بنویسید خدا هست
خدا هست
خدا هست



البته تا اونموقع ک من اینا رو بخونم فک کنم ماشین زیرمون گرفته:|   :)))))
پاسخ:
چقدر اون شعر اولی رو دوست داشتم.
خیلی خوب بود.
خیلی خیلی.
.
ممنون واسه وقتی که گذاشتید و وسط خیابون با همه خطرهای جانی و مالی ممکن برام خوندین این دو شعر رو.
:)))

بی تو من با بدن لخت خیابان چه کنم؟؟
با غم انگیزترین حالت تهران چه کنم؟؟
پاسخ:
من زیستم قصه مردم شده است.
یک تو وسر زندگیم گم شده است...
.
علیرضا آذر فوق العاده است.
سپاس از شما.
از اونجایی که من شعر حفظ نمیشم؛ اگر من اون رهگذر باشم نهایت بتونم بگم:«زاغکی قالب پنیری دید !!» و اینا...!:-\  :))
پاسخ:
بر دهان گرفت و زود پرید.
:)
اتفاقا این شعر هرچقدر ساده است ولی یک دنیا حرف پشتش نهفته است.
.
گر خوش آواز بودی و خوش خوان...
دستتون درد نکنه کودک درونمم فیض برد :)
درویش مکن ناله ز شمشیر احبا / کاین طایفه از کشته ستانند غرامت
:)
پاسخ:
شمشیر احبا...
دکتر آتیشم زدی دکتر :)))
ممنونم.
۱۳ بهمن ۹۴ ، ۱۱:۵۸ ...ما شیعه ها ...
شاعری نیاز به علم و مطالعه زیاد داره صرفِ داشتن ذوق کافی نیست
درسته؟
پاسخ:
آره خب طبیعتا باید خیلی مسائل رو بدونی.
البته ذوق شعری هم خیلی موثره.
:)
۱۳ بهمن ۹۴ ، ۱۲:۰۷ سعادت سلیمانی
سر به هوا نیستــــم امــــا
همیشـــــه
 چشــــم به آسمان دارم
حال عجیبـــی‌ست
 دیدن همان آسمانی که
شاید تو دقایقی پیش به آن نگاه کـــرده باشی ...

پاسخ:
چه تصویر سازی جالبی داشت.
:)
ممنون از لطفت دادا.
۱۳ بهمن ۹۴ ، ۱۲:۱۴ اسپریچو ツ
من عکس پروفایل تلگراممو میگفتم(:
پاسخ:
:)

یوسف من مکن گله از غم و درد بی کسی 

قافله پشت قافله، بر سر چاه میرسد ...

پاسخ:
:)
چقدر خوب بود.
ممنونم ازتون.
میان ماه من تا ماه گردون، تفاوت از زمین تا آسمان است...
پاسخ:
مترسک دادا :)
خدا خیر بده دکتر رو :دی
(شوخی میکنم به دل نگیر ما سربازتیم دادا.)
ممنون بابت شعر قشنگت.

۱۳ بهمن ۹۴ ، ۱۶:۰۸ خواندنی ها
کجا خود شکر این نعمت گزارم
که زور مردم آزاری ندارم
:-)
پاسخ:
اه یک بار شکر کردیم که.
:)
مجدد ممنون!
۱۳ بهمن ۹۴ ، ۱۶:۰۸ خواندنی ها
کجا خود شکر این نعمت گزارم
که زور مردم آزاری ندارم
:-)
پاسخ:
که زور مردم آزاری ندارم...
به شخصه زور مردم آزاری که هیچ به مورچه هاهم کاری ندارم :)
ممنون.
شعر قشنگی بود.
گیرم که در باورتان به خاک نشسته ام
و ساقه های جوانم از ضربه های تبر هایتان زخم دار است
با ریشه چه میکنید؟
گیرم که بر سر این باغ بنشسته در کمین پرنده اید
پرواز را علامت ممنوع میزنید
با جوجه های نشسته در آشیان چه میکنید؟
گیرم که می کشید
گیرم که می برید
گیرم که می زنید
با رویشِ ناگزیرِ جوانه ها چه می کنید؟
پاسخ:
به به .
قشنگ بود واقعا.
ممنون.
لطف کردید.
:)
از : خسرو گلسرخی
پاسخ:
بله تشکر :)
شعری به ذهنم نمی رسید براتون فال حافظ زدم
به این نیت که جناب حافظ شما رو تو خیابون دیدن یهویی:دی
خواستم معنی فال رو هم بنویسم ولی گفتم خودتون شاعرید:)
من که از آتش دل چون خم می در جوشم***مهر بر لب زده خون می‌خورم و خاموشم
قصد جان است طمع در لب جانان کردن***تو مرا بین که در این کار به جان می‌کوشم
من کی آزاد شوم از غم دل چون هر دم***هندوی زلف بتی حلقه کند در گوشم
حاش لله که نیم معتقد طاعت خویش***این قدر هست که گه گه قدحی می نوشم
هست امیدم که علیرغم عدو روز جزا***فیض عفوش ننهد بار گنه بر دوشم
پدرم روضه رضوان به دو گندم بفروخت***من چرا ملک جهان را به جوی نفروشم
خرقه پوشی من از غایت دین داری نیست***پرده‌ای بر سر صد عیب نهان می‌پوشم
من که خواهم که ننوشم بجز از راوق خم***چه کنم گر سخن پیر مغان ننیوشم
گر از این دست زند مطرب مجلس ره عشق***شعر حافظ ببرد وقت سماع از هوشم
پاسخ:
واقعا دستتون درد نکنه :)
چه کار جالبی کردید.
ممنون.
:)

کی؟ من و تقلب؟ شوخیشم قشنگ نیست! :D
پاسخ:
:)))
سرت سلامت دادا.
چشم.
ما چاکرتیم :)

لحظهٔ دیدار نزدیک است.
باز من دیوانه‌ام، مستم.
باز می‌لرزد، دلم، دستم.
باز گویی در جهانِ دیگری هستم.

های! نخراشی به غفلت گونه‌ام را، تیغ!
های، نپریشی صفای زلفکم را، دست!
و آبرویم را نریزی، دل!
- ای نخورده مست -
لحظهٔ دیدار نزدیک است.

مهدی اخوان ثالث
پاسخ:
لحظه دیدار نزدیک است....
.
در مقابل این شعر اخوان شعر زمستانش هم هست.
نمیدونم که به کدوم استناد کنم این مواقع.
هوا بس ناجوانمردانه سرد است.
سلامت را نمیخواهند پاسخ گفت...
۱۳ بهمن ۹۴ ، ۲۳:۵۷ مهران مهرگردون
در سرای مغان رفته بود و آب زده
نشسته پیر و صلایی به شیخ و شاب زده
پاسخ:
ممنون.
.
که خفته ای تو در آغوش بخت خواب زده...
شعر زیاد هست ولی این:
نبسته ام به کس دل نبسته کس به من دل
چو تخته پاره برموج رها رها رها من
 به این پست بیشتر میاد؛)
پاسخ:
با صدای همایون خان شجریان فوق العاده است.
و فوق العاده برای اینکه بشینی و باهاش اشک بریزی :)
ممنون از لطفتون
۱۷ بهمن ۹۴ ، ۲۰:۴۷ چشم به راهم ...
ما این را میخوانیم:

من مانده ام تنهای تنهااااااااااااااااااااا
من ماندم تنها میان سیل غم هاااااااااااااااااااااااااااا

ارسال نظر

کاربران بیان میتوانند بدون نیاز به تأیید، نظرات خود را ارسال کنند.
اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید لطفا ابتدا وارد شوید، در غیر این صورت می توانید ثبت نام کنید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">