دو کلمه حرف حساب

دو کلمه حرف حساب

راست بازی و پاک بازی و چند روایت معتبر

چهارشنبه, ۲۸ بهمن ۱۳۹۴، ۰۲:۱۷ ب.ظ

آورده‌اند که شیخنا ابوسعید ابوالخیر روزی در نیشابور برنشسته بود و جمع صوفیان در خدمتش بودند و به بازار فرو می‌شدند.

 جمعی برنایان می‌آمدند از دیگر سو برهنه، هر یکی ابزار پایی چرمین در پای کرده و یکی را بر گردن گرفته می‌آوردند.

چون پیش شیخ رسیدند، شیخ پرسید که این کیست؟

 گفتند: امیر مقامران است.

 شیخ او را گفت: این امیری به چه یافتی؟

 گفت: ای شیخ به راست باختن و پاک باختن.

 شیخ نعره‌ای زد و گفت: "راست باز و پاک باز و امیر باش."


دیرین شناسان و اهل مطالعه و تحقیق گفته اند این حکایت من باب ایام انتخابات و در وصف احساس مسئولیت کنندگان جامعه است!


 اما من به یقین می گویم این بیانات از کتاب اسرار التوحید به تألیف محمد ابن منور درحالات جدش ابو السعید ابولخیر بوده و دیگر هیچ!


موافقین ۵ مخالفین ۰ ۹۴/۱۱/۲۸
آقاگل ‌‌

نظرات  (۹)

تا جایی که حافظه کار می کنه، این رو در باب اول گلستان خوندم

نمیدونم چرا احساس مسئولیت شون رو یادشون میره بعد رأی آوردن!!
پاسخ:
گلستان؟
نه از گلستان نیست مطمئنم از اسرار التوحیده.
:)
.
تا این لحظه هیچ کس نمیدونه چرا یادشون میره!
اگر قسمت شد و در آینده خودم رفتم مجلس میام همینجا میگم چرا یادم رفت احساس مسئولیتم رو.
می‌شه سکوت کنم؟ :|
پاسخ:
صاحب اختیاری مترسک جان.
بیا اصلا باهم سکوت میکنیم.
بعدم بریم تو افق.
:)
داریم؟؟الانم داریم ازین آدما؟؟اگه توی  هرشهری 50تا ازینا بود!اصلا20تا
ایران گلستان بود
پاسخ:
گشتم نبود نگرد نیست.
شما بگو 10نفر!

بله درست می فرمایید
خدا خیرتان دهاد که ما را بعد از مدت ها به گلستان رهسپار کردید

گفتم از گلستان بیتی پیدا کنم مناسب این پست...این بهترینش بود

به روی خود در طماع باز نتوان کرد  /  چو باز شد، بدرشتی فراز نتوان کرد
کس نبیند که تشنگان حجاز  /   به سر آب شور گرد آیند
هر کجا چشمه ای بود شیرین  /  مردم و مرغ و مور گرد آیند

البته دور از جان احساس مسئولیت کن ها ;-)
پاسخ:
سرتون سلامت.
ممنون به خاطر حسن انتخاب تون.
عالی بود.

از دسته انسان های منقرض شده :/ 
پاسخ:
واقعا منقرض شدن.
.
از دیو د دد ملولم و انسانم آرزوست.
۲۹ بهمن ۹۴ ، ۱۹:۱۳ چشم به راهم ...
پس بگو چرا یه مدلیه!!!
به خاطر همین سبک نوشتن هاست که مطالعه میکنید..
پاسخ:
چی یه مدلیه؟
مدل نوشتنم منظورته؟
:)
دقیقا به همین دلیله.
این سبک نوشته هارو دوست دارم.
حیف شده که اینو از ادبیاتمون حذف کردن .
نمایشگاه کتاب که بودیم یه حکایت از کتاب اسرارالتوحید فی مقامات شیخ ابوسعید ابوالخیر خوندیم .
آخرش مریدان جامه ها خرقه کردن و هژده کس لبیک گویان از نشابور به سوی کعبه رهسپار شدند.
جملش یادم رفت ولی انصافا خیلی سنگین بود که چنین پیامدی داشت
پاسخ:
جدن حذف شده؟؟؟؟؟؟؟؟
وا اسفا!
من حرفی ندارم.
۳۰ بهمن ۹۴ ، ۰۰:۳۵ |♒ صابر ♒|
شیخنا معمولاً خودیشتن دست به نعره‌زنی نمی‌زدند. حال معلوم است بحث بسی مهم بوده :|
نکته‌ای دیگر و آن این است که وقتی شیخنا نعره زده ما چه کنیم؟!؟!‌یا صاحب صبر :|||
پاسخ:
ببینید چه شده که شیخنا خود از خود بیخود شده.
:)
۲۳ دی ۹۵ ، ۲۱:۵۱ پرستو ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌
ابزار پا نه، پای افزار:)))
پاسخ:
:))
شاید.

ارسال نظر

کاربران بیان میتوانند بدون نیاز به تأیید، نظرات خود را ارسال کنند.
اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید لطفا ابتدا وارد شوید، در غیر این صورت می توانید ثبت نام کنید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">