دو کلمه حرف حساب

دو کلمه حرف حساب

این دریغاها خیال دیدن است
وز وجود نقد خود ببریدن است‌‌

غیرت حق بود و باحق چاره نیست
کو دلی کزحکم حق صدپاره نیست

مولوی

سلام.

ما برگشتیم.

از شما چه پنهان بعد از حدود 10روز دوری از وطن دلم برای همه جای ایران و شهرم تنگ شده بود. حتی دلم برای سربازهایی که فارسی باهم حرف می‌زنند تنگ شده بود! برای راننده تاکسی‌ها که کلیه روابط خارجی و داخلی رو برات نقد می‌کنند! برای فوتبال! برای مردمی که روز به روز انگار به این امید از خواب بیدار می‌شوند که همدیگر رو بجوند! خلاصه کلام خیلی سخته که توی یک کشور خارجی باشی و زبانشون رو نتونی به خوبی صحبت کنی.

 روز آخری که قرار بود برگردیم به بچه‌ها گفتم من نذر کردم دیگه غذا نخورم تا بریم ایران! همچین بریم ایران با کارت بانکی یک بیسکویت هزارتومنی بخرم و بزنم به بدن! سفرمون تا مرز از ساعت چهار صبح شروع شد و حدود ساعت های شش و هفت عصر بود که رسیدیم به مرز چذابه. از مرز که خارج شدیم اولین دغدغه بچه‌ها پیدا کردن ماشینمون وسط این حجم از ماشین بود! که البته این بنده نگارنده بر حسب اینکه هرچی که باشه چهارتا پیرهن بیشتر از این جوون‌ها پاره کردم! و موها سفید کردم در این آسیاب روزگار غدار کجمدار! حواسم جمع بود و روز اول یک نشانه خوب برای جای پارکمون گذاشته بودم. و عکس هم گرفته بودم!(طبعا انتظار نداشتین من پیرمرد بعد از ده روز یادم مونده باشه که!؟-توضیح از این بنده نگارنده) البته که این هم باعث نشد به راحتی از پارک در بیایم چون بین چندتا ماشین گیر کرده بودیم و طبیعتا صدا زدن ماشین تندر نود سفید رنگ به شماره پلاک ایران11 و سمند نوک مدادی به شماره پلاک ایران 23 داخل بلندگوهای پارکینگ هم جوابگو نبود! این بود که هم رزمان جوان طی یک عملیات یدی ماشین‌هارو عقب و جلو کردند تا بالاخره تونستیم ماشین رو از پارکینگ خارج کنیم. ساعت هشت شب از پارکینگ خارج شدیم و تا شهر آمدیم و کنار جاده برای اینکه فلاسک مون رو پر کنیم و راه بیفتیم ایستادیم. که از قضا پرایدجان خاموش شد و هرچه کردیم روشن نشد که نشد! و این بود که تقریبا چهار ساعت انتظار کشیدیم تا تعمیرکار امدادخودرو از راه رسید و بعد از یک بررسی نیم ساعته گفت فلانی! سوئیچت رو بده! حالا از ما اصرار که سوئیچ روی ماشین بود و از وی انکار که نه! این نه! سوئیچ اصلی ماشین رو بده! دادیم و با یک نیم استارت ماشین روشن شد! خلاصه که فهمیدیم همین پراید خودمان که در کشور دوست و همسایه جزء ماشین‌های فقیرانه و در حد سه چرخه محسوب می‌شود و عملا قیمتی ندارد سیستم امنیتی پیشرفته‌ای داشته که به جز با سوئیچ‌های کارخانه روشن نشود! و اینجور مواقع از کلید زاپاس پنج هزارتومانی هیج کاری بر نمی‌آید!(دوست جان به این خاطر که سوئیچ خودش متعلقات زیاد داشت و سنگین بود سوئیچ زاپاس رو داخل استارت کرده بود!) 

باری، با اینکه ساعت دوازده شب بود و بچه‌های با صفای بستان حتی اصرار داشتند که به منزلشان برویم و شب بخوابیم یا حتی توی چادر موکب شان بخوابیم ولی تصمیم گرفتیم که حرکت کنیم.و نتیجتا یکی از رفقا که الحق راننده قابلی است پشت فرمان نشست و یک سره کل این مسیر ده ساعته را به تنهایی راننده‌گی کرد! و البته ما سه نفر هم از ترس اینکه نامبرده خوابش نبرد هر طور که بود مقامت کردیم و چشم بر هم نگذاشتیم و تا خود صبح برایش چایی ریختیم! حدود ساعت ده یازده صبح بود که رسیدیدم به دیار با صفای خودمان و یک به یک هم رزمان را دم در خانه‌ها پیاده کردیم! و خودمان نیز رفتیم و رسیدیم.

 این را هم ذکر کنم که تا قبل از روشن شدن هوا هیچ کدام از دوستان به خوانواده‌ها اطلاع نداده بودیم که در حال برگشتن هستیم! و تازه شانس یارشان(مان) بود که چهار ساعتی ماشین بیخود و بی‌جهت خراب بود و ساعت شش صبح نرسیدیم!

و هرچه که بود بالاخره بازگشتیم. و دست پخت مادرجانی که الحق حرف ندارد:دی  بخصوص که این بنده نگارنده مزاجش به غذاهای عربی خوش نیامده بود و چند روزی بود که گرسنه بود.

پایان روز آخر!


این هم یک نوعش هست دیگر! همه سفرنامه‌ها که نباید از روز اول سفر شروع شود! 



سد کارون سه- طلوع آفتاب-چایی و فلاسک همایونی نشان این بنده نگارنده!


س.ن:

گذشته از این موارد تک تک دوستان رو دعا کردم. تک تک لحظه‌ها به یادتون بودم و دعاگوی همه. اینکه چه قدر مورد قبول حضرت حق واقع شود رو دیگه نمی‌دونم و راستش از اختیارات من خارجه. ان شالله روزی تک تک دوستان بشه این دیدار. خیلی خوب بود. خیلی. سختی‌های زیادی داشت ولی فوق العاده شیرین. شیرین به اندازه ای که نمی‌تونم وصفش کنم و به قول عرفا شنیدن کی بود مانند دیدن... 

و اینکه گفته بودم می‌نویسم از حال و هوای این روزها ولی واقعیت این که اونجا نت نداشتم! گوشیم همون روز اول خراب شد و این شد که بد قول شدم. به بزرگی خودتون ببخشید.

سعی می کنم بعضی از خاطرات رو تا جایی که این بیماری آلزایمر اجازه بده بنویسم تا از خاطرم نرفته. 


شکوائیه:

آخه دادا، آخه بامرام. قربون اون شکل ماهت با اون پوشالای زرد قناری طور و اون جوجه کلاغای مزرعه ات. بی خداحافظی آخه؟ کجا گذاشتی رفتی یهویی؟ بلاگستان بی تو چه صفایی داره؟ اصلا عرفا و قدما هم گفتند: بلاگستان بی مَتَر به چه ماند؟ به زنبور بی عسل!

اگه صدام میاد و تصویر هم هست تا بگم که کلی به یادت بودم تو این سفر. ولی اگه جواب ندی و با زبون خوش بر نگردی دعا می‌کنم همون جوجه کلاغ نور چشمیت کچلی بگیره! بازهم میل خودت.



نظرات  (۶۷)

اااا سلام اقاگل^_^زیارت قبول..خوش گذشت؟!مارو دعا کردید؟!
انقد ذوق کردم پست نخوندم اول کامنت دادم:دی
پاسخ:
سلام علیک رفیق کرمونی :))
ممنونم.
جز خوشی و خوبی نبود. با همه سختی هاش. 
دعاگوی همه بودم.

آقا ببین کی اومده؟!!
زیارت قبول!
رسیدن به خیر!!
منم قبل از خوندن این متن کوتاهی که مرحمت کردی، گفتم ذوق‌زدگیم رو بپاشم توی صحنه!! :))
دلمون برات تنگ شده بود! :)
پاسخ:
کی اومده؟ :)) 
سرتون سلامت دکتر جان. ممنونم.
بعله مشاهده شد ذوق زدگیتون توی گروه:دی
ما هم دلتنگ بچه های رادیو بودیم :)) 

به به ببینین آقاگل برگشته:)
رسیدن بخیر
زیارت قبول 
جاتون خیلی خالی بودا;-)

پاسخ:
سلام.
سرتون سلامت.
ان شالله روزی خودتون بشه.

۲۸ آبان ۹۵ ، ۱۷:۳۲ بهار پاتریکیان D:
زیارت قبول آقاگل :)))
خوش برگشتید :))
پاسخ:
ممنونم. سرت سلامت :))

۲۸ آبان ۹۵ ، ۱۷:۳۲ دچــ ــــار
سلام عزیزم 
خوبی ؟ 
رسیدن بخیر
ما ارادت داریم توی این مدت بیش از چندین بار بهت سر زدم :)
رفتی دچار شدی یا نه ؟
پاسخ:
سلام علیک :))
شکر خدا. 
ممنون.
اینکه دچار شدیم یا نه رو الان نمیتونم بگم. الان داغم و  خسته ی راه! چند روز دیگه و چند وقته دیگه باید ببینم.
زیارت قبول 
خدا رو شکر که به سلامتی رفتید و برگشتید :)
پاسخ:
ممنونم. ان شالله روزی خودتون.
.
چند وقتی که ما بودیم حادثه ی خاصی ندیدیم که رخ بده الحمدالله
سلام :) 
زیارت قبول :) 
خوش برگشتین به میهن :) 
پاسخ:
سلام. 
ممنون از شما.
ان شالله روزی خودت جوان.
الحق هیچ جا خونه آدم نمیشه!
:| نت منم مشکل داره اساساً :/ سه‌بار یهویی ارسال کرد :دی
پاسخ:
دوبارش رو حذف کردم مشکل حل شد :))
شاید گنجشک نشسته رو سیم تلفنتون!:دی
۲۸ آبان ۹۵ ، ۱۸:۰۲ منتظر اتفاقات خوب
سلام زیارت قبول...این وسط نمیدونم چرا گریه ام گرفته..خوش بحالتون..عکسی صدایی فیلمی از اونجا نیاوردین؟!!می دونم تو اینترنت بگردم این چیزا زیادن ولی اگه دارید ازمون دریغ نکنید لطفا.
منتظر خاطراتتون هستیم.
پاسخ:
سلام.
ممنونم. ان شالله روزی خودتون هم بشه. 
آره ان شالله پستای بعدی میذارم. عکس های خوبش رو جدا میکنم و میفرستم. 
فیلم هم هست ولی خب اینقدر بچه ها شیطنت کردن فکر نکنم قابل انتشار پیدا کنم:دی :))
سلااامممم
رسیدن به خیررررر بابابزرگ بیان :)))
انشالله که حسابی خوش گذشته باشه :)
پاسخ:
سلام.
ما ارادتمندیم خانم ستاره شناس و سر به هوای بیان! :دی

سلام :-) زیارت قبول، جاتون خالی بود توبلاگستان، مثل مترسک که معلوم نیست کجا رفته :-(
پاسخ:
سلام.
ممنونم.ان شالله روزی خودتون و آقا صابر :)
.
این مترسک که وای به حالش اگه دستم بهش نرسه! از صبح شوکه شدم وقتی صفحه وبلاگش رو و نوشته های بچه هارو دیدم.
واااااای آقاگل

امروز داشتم به همه غر میزدم که چقدر نیستین.. 
خوبه که برگشتین. جاتون خالی بود حسابی.
ممنون که دعا کردین.


پاسخ:
سلام.
ممنونم. 
ارادتمندیم.

سلام
زیارت قبول :)
ایشالا که خدا همه دعاهاتو قبول کنه... مخصوصا اون قسمتی که واسه من دعا کردی ^__^

دیدی چقدر گفتم با این متر رفاقت نکن؟!!!! اتفاقا بهش گفتم آقاگل برگرده شوک میشه!!!!
پاسخ:
سلام.
ممنون. ان شالله روزی خودت و خونواده بشه. 
.
ببین اگه صداش رو داری بهش بگو قهرم باهاش! خیلی نامرده. بی خبر. یهو. نگفت من پیرمرد قلبم ضعیفه. سکته میکنم. میفتم رو دستت. هی بابا هی باابا
۲۸ آبان ۹۵ ، ۱۹:۰۹ گمـــــــشده :)
به به سفر به خیر
زیارت قبول
به موقع برگشتین. فردا پس فردا خیلی شلوغ ترمی شه
++اون عکس خیلی عالی بود
اتفاقا همه اش کانالتو چک می کردم بعد با خودم می گفتم آقا گل چرا هیچی نمینویسه
++متر رو اگه دیدین به جای من قانون کلت رو در موردش اجرا کنید.
:|
پاسخ:
سلام.
ممنون و ارادتمند :))
همین الان هم خیلی شلوغ بود! خیلی. عجیب شلوغه.
.
آخه گوشی خودم همون اول مسیر خراب شد. میخواستم تلگرامم رو وصل کنم به گوشی بچه ها ولی نشد دیگه من هم دیدم اکثر آنتن های وای فایشون خرابه ملا بی خیالش شدم.
.
+متر رو اگه دیدم اسید پاشیش میکنم حتی! 
مدیونید فک کنید بقیه پست خوندن کامنت دادن:دی
:))
نه ولی خوندمش..غذای مامان پز^_^من تاحالا خارج از ایران نرفتم ولی تعریف زیتونای اونجارو زیاد شنیدم.من زیتون دوست^_^
پسبا دوستاتون بودید..خوش گذشته پس:)
پاسخ:
آره فکر کنم اگه فقط یک نقطه میگذاشتم هم تاثیری در کامنت ها نداشت. :دی
.
زیتون قسمتمون نشد بخوریم. وگرنه منم زیتون زیاد دوست دارم! ولی از غذاهاشون بعدا میگم که چه به روز من اوردند.
.
آره با چنتا از دوستان بودیم. خیلی خوب بود.
راجع به مترسک هم:'(انقد اونروز دلم گرفته بودازین کارش..من فک میکردم شما شماره همو دارید میخواستم اومدید بگم از طرفا ما بهش بگید خیلی ناراحتیم از رفتنت:-(
پاسخ:
شماره ش رو ندارم. ولی اگه صدام رو میشنوه و جوابی نمیده الهی کچلی بگیره! الهی گندم های مزرعه اشون آفت بزنه! :(
ولی خب هرجا هست براش آرزوی خوبی و سلامتی میکنم. 
۲۸ آبان ۹۵ ، ۱۹:۱۲ عاشق بارون ...
سلام، رسیدن به خیر! :)
زیارت قبول. :) جاتون خالی بود!
پاسخ:
سلام.
ممنونم.
ان شالله روزی خودتون هم بشه.
۲۸ آبان ۹۵ ، ۱۹:۵۱ ام اسی خوشبخت
سلام بر اقا گل عزیز :)
خوب هستید؟
زیارت قبول :)
ان شالله همه دوستان حاجت روا بشن, بخصوص شما که لطف کردید به یادمون بودید و دعامون کردید :)
پاسخ:
سلام علیک :))
شکر خدا. کمی خسته راهیم هنوز.  
ممنونم. ان شالله که روزی خودتون هم بشه.
سلام
زیارت قبول 
ایشالا همیشه به زیارت:)
برای ما دعا کردین یا یادتون رفت ؟:)
رسیدنتون بخیر 


+
منم پارسال بعد از برگشتم از عراق
دقیقا  به این نتیجه رسیدم که هیچ جا وطن خود آدم نمیشه !
حتی جوی  آب  خرابه های ایران صد شرف داره به عراق !
و واقعا دل آدم تنگ میشه برای همه چیز ایران ! همه چیز وطن.
چو ایران نباشد تن من مباد (دقیق شعر رو یادم نیست :|:دی )


پاسخ:
سلام.
ممنون.
ان شالله 
ما رادتمندیم.
.
+
نزدیک مرز که رسیدم آهنگ ایران ای سرای امید توی ذهنم مرور میشد همه اش.
جدا هیچ حا خونه خود آدم نمیشه.
به بچه ها به شوخی میگفتم برسیم ایران باید نمازمون رو کامل بخونیما! :))
زیارت قبول آقاگل:))
برای مجمع سناتوریون دعا نمودید؟:دی
+مترسک،برگرد(
پاسخ:
سلامت باشین.
ان شالله قسمت خودتون بشه و برید و مجمع آقاگلیون رو دعا کنین. :))
.
+مترسک کجاییییی دقیقااااا کجاییییی کجاااایییی تو بی من تو بی من کجاااایییییییییی
عه.. به به آقاگل.. خوش اومدین دوباره.. زیارتتون قبول ^__^ 
ایشالا همه دعاهاتون مستجاب بشه :) 
ممنون که به یاد همه بودین ^_^ 
پاسخ:
سلام.
ممنونم. ارادتمندیم.
ان شالله روزی خودتون.
به به ببینین آقاگل برگشته:)
رسیدن بخیر
زیارت قبول 
جاتون خیلی خالی بودا;-)

پاسخ:
یاد فیلم گلنار افتادم. گلنار مثل گلی بوذ که گفتن پرپر گشته شکر خدا رو حالا به ده ما برگشته:دی
سلامت باشید.
ما ارادتمندیم.
ان شالله روزی خودتون.
سلام آقاااااگل ^_^
خوش اومدین به وطن :)))
زیارتتون خیلی خیلی قبول باشه...ان شاء الله که در آینده بازم طعم چنین سفرهای خوبی رو بچشین :)

عکس عالی...
جای مترسک هم خالی :(
پاسخ:
سلام کنکوری :دی 
ممنون.
ان شالله روزی شما هم بشه. 
.
عکس هم قابل شمارو نداره.
.
مترسک که یک دونه باشه و برا نمونه باشه. کاش هرجایی هست صدامون رو میشنوه یا نمیشنوه حالش خوب باشه.
الان باید بگیم کل اقا گل؟ :))
زیارتتون قبول:) 
خوبه گفتید که نت نداشتید وگرنه مسلح بودم به کلی گلایه :)))
ان شاا... بازم قسمتتون بشه :)
یاعلی
پاسخ:
کل آقاگل :)))
ممنون. ان شالله روزی خودتون.
فکر کنم اگه نگفته بودم به کمتر از قانون کلت راضی نمیشدینا!:دی
یاعلی.
سلام
خوش اومدی آقاگل، زیارتا قبول
پاسخ:
سلام.
اراتمندیم. :))
ان شالله روزی خودت مهندس. میرسم خدمتتون حالا.
به به (((-: ولکام اقا گل
سوغاتی ما کو؟
پاسخ:
انگلیسی گفتید یاد این افتادم که وسط مسیر پیاده روی به یک ایرلندی هم بر خوردیم. موقع خواب بود. :))
سوغاتیارو جا نبود بیارم گذاشتمشون توی مغازه ها سچردم هر وقت رفیقا و دوستان قسمتشون شد و اومدن کربلا برن پیش صاحب مغازه و بگن مارو آقاگل فرستاده! خودش سوغاتی ها رو تقدیمتون میکنه :دی
۲۸ آبان ۹۵ ، ۲۱:۲۸ یک خبرنگار
سلام،
رسیدن بخیر ...

و زیارت قبول ...
پاسخ:
سلام. 
ارادتمند.
ان شالله روزی خودتون.
ممنون
۲۸ آبان ۹۵ ، ۲۱:۳۲ مــیـمـ‌‌‌‌ ‌‌‌‌
خوبه که برگشتید:)))
آره والا دیدین؟:/
پاسخ:
ما ارادتمندیم. :))
.
نه دیگه من نبودم این چند روزه! الان فهمیدم!
زیارت قبول. :)

من نمی دونم چه خبره ولی توی این دو هفته حداقل چهار نفر از بلاگر های خوبی  که می خوندمشون رفتن. اپیدمی ای چیزیه؟
پاسخ:
ممنونم.
ان شالله روزی خودتون.
.
والا منم نمیدونم. یحتمل از این ویروس جدیداست!
۲۸ آبان ۹۵ ، ۲۲:۰۱ آقای خوش فکر
زیارت قبول :)

عاقا این عکس چایی رو گذاشتین ، اصن داغونم کرد !
پاسخ:
ارادتمند.
ان شالله روزی خودتون.
.
قابلی نداره. بیا همین الان هم چایی هست. با هم میزنیم!:دی
زیارت تون قبول آقا گل :)
پاسخ:
ممنونم.
ان شالله قسمتتون بشه خونوادی همه باهم تشریف ببرید.

اولا زیارت قبول
دوما به سن من که قد نمیده(!) ولی یک فیلمی هست به اسم «سفر به چزابه» که فرهاد اصلانی داره توش(؟) و این میتونه نشونه ای باشه برای خردمندانی همچون آقای کردمیهن و شما که چزابه رو با ز زیگزاگ می نویسن نه با ذ ذرت!:دی
پاسخ:
ممنون. ان شالله قسمت خودتون بشه.
.
سفر به چذابه رو دیدم وقتی که بچه بودم و اتفاقا همون روزی که رسیدیم نزدیکای چذابه یاد همون فیلم افتادم:دی 
ز زیگزارگ نوشته بودم اولش. بعد دکتر توی گروه رادیو گفت "دلم برای غلط املاییاتم تنگ شده بود! چزابه!! خخخخ درستش چذابه‌ست! :دی" سرچ کردم دیدم حق با دکتره :)))

میگم بابابزرگ 
اگه آدرسی چیزی از مترسک داری بده باهم بریم سروقتش شما با عصا بزنیش منم اسید بپاچم تو صورتش تا دیگه از این کارا نکنه 
پاسخ:
میریم تهران اینقدر میگردیم تا پیداش کنیم! آدرس نمیخواد.:دی
زیارت قبول جناب آقاگل و رسیدن بخیر :))
پاسخ:
سلامت باشین. 
ان شالله قسمت شما و آقاتون. 

زیارت قبول باشه آبا^_^
پاسخ:
ممنون.
ان شالله قسمت خودت نوه جان. :)
+مترسک=قانون کلت! الان دیگه وقتشه:دی
پاسخ:
ان شالله هرجایی که هست سلامت باشه و تنش سالم.
:)
۲۸ آبان ۹۵ ، ۲۳:۵۲ حانیه رحمانی
سلام :)

و شروعِ یک دوره ی جدید و یک دلتنگیِ جدیدی که خواهد بود همیشه...

زیارتتون قبول آقاگل:)
آیینه رو دیدید؟!
و انگور هارو؟!



یاعلی...
پاسخ:
سلام.
والا حالا هنوز خسته راهم و بدنم داغه. ولی همین الان هم وقتی تلوزیون روشنه و پخش زنده داره دلم تنگ میشه...

ممنون.
انگورهارو دیدم. زیارت عاشورا هم خوندم :)))
فقط اونجایی که گفتی تربت میدن رو نتونستم پیدا کنم. 

یاعلی.

۲۹ آبان ۹۵ ، ۰۰:۵۴ اسپریچو ツ
رسیدن به خیر
زیارت قبول(((((:


مگه غذا های عراقی سیر داشتن که به مزاجتون نساخت؟:دی
پاسخ:
ممنون.
ان شالله قسمت خودت. جاتون خالی بود توی چادری که بودیم چنتا کرمونی خسته بودن. با چنتایی رفسنجونی. کلا درگیر بودن باهم:دی ماهم از دور نگاه میکردیم و میخندیدیم.


والا نمیدونم چی داشت! ولی بعد دو روز مارو از پا انداخت! الان از عکس غذاهاشون هم حالم بد میشه حتی! خدا بیامرزه پدر سیر رو:دی
۲۹ آبان ۹۵ ، ۰۱:۲۴ امیر بهزادپور
زیارتا قبول... خوش اومدی...
خسته نباشی..
پاسخ:
سلامت باشین. ممنون. :))
ان شالله قسمت خودت آقا امیر.

به به رسیدن بخیر
زیارت قبول آقاگل

عکس عالیه واقعا.عالی.کلا من عاشق این جور فضاها و عکس هام.خوشمان آمد ^_^

متر رو هم اذیتش نکنید.برمیگرده.بذارید یه نفسی تازه کنه حالا.
همه گاهی این مدلی میشن.فقط خدا کنه زود بگذره این دوران.
پاسخ:
سلامت باشید.
ممنونم. ان شالله روزی خودتون.
.
عکس قابلی نداره. بدم ببرید :))
.
.
ان شالله هرجایی هست تنش سلامت باشه و حالش خوب و دماغش چاق. :)
و ان شالله زودتر خوب بشه و برگرده به آغوش خوانواده بیان.
رسیدنتون بخیر. زیارتتوت قبول. همچین که گفتین برای تک تک دعا کردین عجیب قوت قلب گرفتم. انشالله که همگی حاجت روا شیم. خدارو شکر که خوب بود و بسلامت برگشتین. من دلم برای داییجونم تنگ شده. خطشُ جواب هم نمیده. خیلی وقته رفته و قرار بود سفرش یکماهه باشه . امیدوارم همه ی مسافرین د علی الخصوص زائرین آقا به سلامت به آغوش خونواده هاشون برگردن
پاسخ:
ممنون. ان شالله روزی خودتون. ان شالله همه حاجت روا ان شالله.
.
تقصیری نداره. خطوط ارتباطی خیلی ضعیف و پر هزینه است. هر دقیقه مکالمه اگه خودشون زنگ بزنن 1000تومن. اگ شما هم زنگ بزنید 500-700تومن هزینه داره. زیر سه هزارتومن هم اصلا نمیتونستی تماس بگیری. هر پیامکی هم فکر کنم 500یا 600بود. واقعا اگه میخواستی ارتباط رو حفظ کنی کل هزینه سفر رو باید خرج اپراتور های تلفن همراه میکردی. ان شالله که به سلامت بر میگردن.
۲۹ آبان ۹۵ ، ۱۰:۰۰ دچــ ــــار
سلام شیخنا 
منم مثل بقیه تازه مطلب رو خوندم :)
مثل همیشه خوب و تمیز نوشتی:)

+ کارون 3 هم مگه توی مسیر بود؟ 
+ کلیپ «تحول در نظام آموزشی» عالی بید
پاسخ:
سلام. 
مثل همیشه شمایید که خوب و تمیز میخونین :))
.
+ آره از مسیر ایزه اهواز رفتیم. سد کارون رو هم دیدیم خلاصه :))

منم که روی لیوانا تجلی پیدا کرده بودم :دی
پاسخ:
:))
اون مربوط به خاطرات روز دوم پیاده روی بود:دی
سلام..زیارت قبول
..زیارت هر سالتون:))

اره واقعاادم نیم ساعت به حرفای این عرب جان ها :|  گوش بده سرد درد میگیره!
پاسخ:
سلام.
ممنون.
ان شالله قسمت همه بچه های بیان.

به به سلام :)
زیارت قبول اقا گل :)
خوش برگشتین
خوشابحالتون 
پاسخ:
به به علیک سلام :))
ممنون. ان شالله قسمت خودتون. البته شما که در جوار امام رضا هستید. ان شالله قسمتتون بشه کربلا هم چندسال درس بخونید! 
ممنون.

۲۹ آبان ۹۵ ، ۱۴:۱۱ پریسآتیس (:
سلام ڪربلایی (:

خوش برگشتین..
زیارتتون قبول
غبطه برانگیزه این سفر
شوهر خالم دیشب اومدن میگفتن: "ما همیشه میگیم حسین، حسین، ولی تازه وقتی که براشون قدم برمیداشتیم میفهمیدیم ڪه حسین ڪیه و عشق به ایشون چیه"
خیلی دلم خواست راستش
ان شاءالله دوباره قسمتتون شه (:
و اینڪه امیدوارم چیزهای خوبی با خودتون طی ڪرده باشین اونجا (؛
پاسخ:
سلام.

ممنون.
ان شالله قسمت شما هم بشه.
ممنون بازهم.  ان شالله.
زیارتتون قبول. کاش من هم در دعاهاتون بوده باشم.
اربعین سفر سختی هست اما خب خوش به سعادتتون.
پاسخ:
سلامت باشید. ان شالله قسمت خودتون هم بشه. دعاگوی همه بودم.

کربلا بودید؟؟؟ خوش برگشتید...دعامون کردید مخصوصصصص؟؟؟
پاسخ:
بله با اجازه تون. ممنونم. :))
همه بلاگرها رو به طور مخصوص دعا کردم.

۲۹ آبان ۹۵ ، ۱۶:۵۸ پرتقالِ دیوانه
زیارت قبول آقاگل*_*
حدودا چند ساعت پیاده روی کردین؟
پاسخ:
سلامت باشین. ان شالله قسمت خودتون.
ساعتش رو نمیدونم ولی خب از نجف که حرکت کردیم تقریبا دو روز و نیم پیاده روی کردیم تا کربلا. 
سلام
زیارت گبول :دی
خوش گذشت؟
پاسخ:
سلام.
تشکرات :)
شکر خدا. جای دوستان خالی بود.

۲۹ آبان ۹۵ ، ۱۹:۳۶ ɐɹɐɓol •_•
:) خوش برگشتین و زیارت قبول :)
پاسخ:
ممنونم. 
ان شالله قسمت همه بچه های بیان.
:)
۲۹ آبان ۹۵ ، ۲۱:۴۸ هانیه شالباف
به به آقاگل ... سلام ...زیارت قبول :)
رسیدن به‌خیر؛ ان‌شاالله همه‌ساله :)

چه عکس خوبی از سد گرفتین؛ اون‌جا واقعن زیباست ^_^

+ خیلی از رفتن مترسک نارحت شدم :( کاش برگرده...
پاسخ:
سلام علیک.
ممنونم. ان شالله قسمت همه بچه ها و دوستان بیانی و وبلاگی. 
.
.
اینی که من گرفتم یک درصد زیبایی های اونجا هم نیست. جنگل های بلوط کوه های زاگرس و سد کارون منظره قشنگی داره.
.
ان شالله هرجایی که هست تنش سلامت باشه. ان شالله دعا کنید حال و احوالش خوب خوب بشه و برگرده.
سلاام آقا گل
زیارت قبول
راستش من خودم دسترسی به نت نداشتم اصلا خبر نداشتم کی رفتید ولی حالا خوش برگشتید

+ واقعا مترسک یهو کجا رفت چرا رفت :( 
پاسخ:
سلام به شما.
تشکر. ان شالله قسمت همه گی. 
ما ارادتمندیم.

درست روزی که برگشتید من دو تا کامنت تو وبلاگم داشتم مبنی بر دیرکرد شما و دلتنگی و اینها ! چقدر ذوق کردم از اومدنتون ، خیلی جاتون خالی بود آقاگل ملت :دی !

^ـ^
پاسخ:
ما ارادتمندیم :))

۳۰ آبان ۹۵ ، ۰۰:۰۳ خانم لبخند
سلام.
زیارتتون قبول :)
پاسخ:
سلام.
ممنونم.
 ان شالله سال بعد همه بچه های بیان باهم بریم.
۳۰ آبان ۹۵ ، ۰۹:۱۵ یا فاطمة الزهراء
سلام خوش برگشتین
زیارت قبول 
پست تون طولانی بود بعدا کامل میخونم با موبایل سخته
پاسخ:
سلام. ممنونم.
ان شالله قسمت همه بشه این سفر.
.
هر وقت دوست داشتید بیاید بخونید. :))

آقا باز من دیر رسیدم😭😕 زیارتتون قبول باشه
امروز برای ماهم دعا کنید. التماس دعا
یا حسین 
پاسخ:
ممنونم. ان شالله قسمت خودتون بشه.
یا حسین.
۳۰ آبان ۹۵ ، ۱۴:۵۸ رفیعه رجعتی
بلخره وقت کردم بخونم این پست رو:دی
خیلی دوست داشتم/دارم برم ولی خب قسمت نمیشه:) ایشالا سال های آتی...
زیارتتون قبول مبول:)) 

+خیلی بده اگه برنگرده متر خان:(
پاسخ:
ان شالله سال دیگه قسمت میشه.
تشکرات.
.
.
ان شالله که بر میگرده. :)
به به 
سلام آقا گل، رسیدن به خیر، زیارت قبول
پاسخ:
سلام به شما :)
سلامت باشید.
دعاگو بودیم.
ان شالله قسمت خودتون.
۰۱ آذر ۹۵ ، ۰۹:۲۳ دچــ ــــار
ایذه ایذه ایذه آقا گل :) ایذه 
پاسخ:
حالا ایذه و ایزه نداره که:دی
جفتش یکیه. سخت نگیر.
عه ایول ایول
خوش برگشتی مشتی
پاسخ:
ارادت مهندس جان :))
سلامت باشی.
(((((-: باشع ادرس مغازه رو بدین پس اگه رفتیم بگیریم پول دادین به هر حال
پاسخ:
انتهای کوچه سمت راست! :دی
سلام. 
رسیدن بخیر؛ زیارت قبول. 
اثر سفرتون مانا. 
پاسخ:
سلام.
خیلی خیلی ممنون.
ان شالله قسمت شما.
ان شالله ان شالله.
۰۲ آذر ۹۵ ، ۲۳:۵۸ پـامـ ـوک
زیارت قبول و رسیدن بخیر آقاگل (با تاخیر البته). انشاءالله که حسابی دل رو سبک کردین.
پاسخ:
سلامت باشین. دعاگو بودیم.
ان شالله قسمت خودتون هم بشه. :)
منم الان سرچ کردم دیدم جفتشو میگن:|
شرمنده!
پاسخ:
دشمنتون شرمنده! :))
دیدین آقاگل هم بعضی وقتا غلط نمینویسه:دی
عجب 
پس از کنار خونه ما هم رد شدی
پاسخ:
:))

ارسال نظر

کاربران بیان میتوانند بدون نیاز به تأیید، نظرات خود را ارسال کنند.
اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید لطفا ابتدا وارد شوید، در غیر این صورت می توانید ثبت نام کنید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">