دو کلمه حرف حساب

دو کلمه حرف حساب

عزم سفر و حرکت به سمت مرز چذابه

دوشنبه, ۱ آذر ۱۳۹۵، ۰۷:۵۶ ب.ظ

در عصر هشتمین روز از ماه صفر در سنه هزار و چهارصد و سی و هشت هجری قمری مصادف با هجدهم آبان سنه هزار و سی صد و نود و پنج هجری شمسی که امیر دولت متخاصم آمریکا هنوز میشل اوباما بودی ره توشه اندکی برداشته در کوله‌ای جا داده پای افزاری ورزشی به پا کرده با هم سفران سوار بر پراید صد و چهل یکی شده و از سمیرم برفتیم. از آنجا به شهر لردگان شدیم و از اینجا تا لردگان دو ساعت باشد. چو به آن دیار رسیدیم شام خورده و از صاحب پیکانکی که مدل هفتاد و اندی بودی و حیف که شماره پلاکش را یاد داشت نکردیم! آدرس مسیر ایذه_اهواز را پرسیدیم. گفت مستقیم رفته و بعد به سمت چپ بپیچید! و سمت راست را نشان همی داد! و چون ما آن مسیر برفتیم به دره‌ای رسیدیم و چه بسا اگر همان مسیر را رفته بودیم سر از مرز سیستان در می‌آوردیم به اشتباه! 

باری، پس از آن به ایذه شدیم و از لردگان تا ایذه سه ساعت بودی. و سد کارون سه و چهار را بدیدیم و درختان و جنگل های بلوط را بدیدیم. و یکی از هم سفران را حیرت از این بود که این باغ ها از که باشد! و چرا رفته و بر سر کوه درخت کاشته اند؟ و چگونه و چطور آن‌ها را آب یاری همی‌کنند!؟ 

و پس از آن به اهواز شدیم. و از ایذه تا اهواز دو ساعت بودی. دو و سه بامداد گذشته بود و جز هیجده چرخ‌ها و کامیون‌های سنگین در جاده نبود! و حیرت آنکه پرایدجان از بین آن‌ها چو موری عبور کرد و پیش همی‌رفت! اهواز با همه مردمان خون گرم و با صفایش با اختلاف جزء آلوده‌ترین شهرهای ایران و جهان است. و از دوستی شنیدم که می‌گفت به آن‌ها هشدار داده‌اند اگر هوا بارانی شد تا بیست و چهار ساعت از خانه خارج نشوید که احتمال مسمویت باشد. و دلم برای مظلومیت اهواز و مردمش بسیار سوخت. و شعله‌های گاز فلری که در دل شب روشن بودند و چون شمع بسوختند. و مظلومیت مردمی که در این آب و هوا زندگی همی‌کنند.

و از آنجا به سوسنگرد شدیم. و از اهواز تا سوسنگرد یک ساعت و سی دقیقه بودی و پس از آن به بستان و مرز چذابه. و این سفر را ده-دوازده ساعت بود. پس پرایدجان را به کنار جاده گذاشتیم قفلی به فرمانش زده، جریان باتری را قطع همی کرده از امنیتش اطمینان حاصل نموده و برفتیم.


  

نظرات  (۳۰)

۰۱ آذر ۹۵ ، ۲۰:۱۰ سعادت سلیمانی
زیارت قبول مهندس

ما همی سرماخوردندی حال شمت خوبه؟
پاسخ:
سلامت باشین. زیارت شماهم قبول.
چشم نکنم خودم رو نه سرما نخوردم. ولی هم سفران سرماخوردن حسابی! :)

چه ادرسی داده:)))
انقد هوا بده یعنی؟!:////

پاسخ:
خیلی دقیق آدرس داد! :)
.
خوب بوده که!
:دی
خیلی خوب مینویسید:)))

نفهمیدم چه فصلی رفتید ولی ایذه رو باید اون زمان ببینید که پای کوهاش سبز و سرخ میشه، دشت دشت شقایق ... ^ـ^ 
پاسخ:
خیلی لطف دارید :))
.
همین الان دیگه! :/
همین چند روز که کربلا بودیم. 
البته جنگل های بلوط سمت ماهم هست. همه موقع دیدمش ^_^
فوق العاده است.
:) خیلی هم خوب :) پراید خیلی باحاله با همه‌ی بدی‌هاش! قبول دارین؟ :دی 
پاسخ:
پراید خیلی خوبه. یک خوبیی که داره اگه تصادف کنی تکلیفت با خودت روشنه کاملا:دی
ما نیز دلمان به حال مظلومیت اهواز کباب ها بشد.
پرایدتان مستدام تا زیارات سال های اتی:)
از طرف ما احوالی از مردم شهررضا و اصفهان بپرسید که بسی خاطرات دادن ادرس های اشتباه از این مردمان شریف داریم... و از خود می پرسیم درد این افراد مردم ازار چیست؟؟:)
التماس دعا
یاعلی
پاسخ:
یعنی یک ضرب المثلی هست میگه راه رو اشتباه برو! ولی از اصفهانی آدرس نپرس خخخخ ضمن ارادت به همه هم استانی های گرامی :دی
.
سلامت باشید.
مارو هم دعا کنین.
یا علی
خیلی عالی
سفرنامه خیلی جالبه! منتظر بقیشیم :)
پاسخ:
خیلی ممنون.
منتظر بشینین تا بنویسم پس :دی
چقد خوب می‌نویسین :)
ادم هی دوس داره بخونه
چقد زود جمعش کردین 🙊
الان منتظر بودم شونصد صفحه سفرنامه بخونم 🙊
پاسخ:
نظر لطفتونه :))
اشکالی نداره اجازه میدم روزی سه بار هر هشت ساعت یکبار بخونیش:دی
فعلا یک صفحه ش رو نوشتم. 599تاش مونده هنوز نترس :))

۰۱ آذر ۹۵ ، ۲۱:۲۹ رفیعه رجعتی
من شنیده همی بودم ، مردمان شله دوسته مشهدی در آدرس دادن بسی تملق و چاپلوسی می ورزند!نگو اشتب بوده:| 
آدم فقط با پیکان گوجه ای بره مسافرت:دی به شخصه دوست دارم با همسریم بعدنااااا با همین یاره دیرین و گوگولی بریم مسافرت:/ خخخخ یا مثلا وانت^__^ که پشتش بشینی البته خخخ
مجددا عرض میکنیم "کربلاکم مقبول" !!(بر وزن حجکم مقبول) :| =))
پاسخ:
مشهد آدرس که می پرسی با چراغ راهنمایی رانندگی آدرس میدن. خیلی باحاله. مثلا میگه خطر اول نه خطر دومی بپیچ سمت چپ برو تا خطر پنجم. سمت راست مستقیم! :))
.
با پیکان مسافرت رفتم ولی خب گوجه ای نبود. با کامیون و وانت هم رفتم خیلی حال میده! :))
.
ان شالله قسمت خودتون مجددا.
جدیدا نوشتن سفرنامه به رسم ناصرالدین شاه قاجار مرسوم شده آیا؟!:)))) البته از اونم قشنگتر نوشتی:)))
چجوری با پراید این همه راهو رفتین،من که جراتشو ندارم. 
پاسخ:
به رسم ناصرخوسروی قبادیانی خدابیامرز بودی :)))
.
نشستیم توش گازش رو گرفتیم! سخت بود ولی اومد.

۰۱ آذر ۹۵ ، ۲۳:۴۰ گمـــــــشده :)
تو کف صاحب پیکانه موندم
:))))))
پاسخ:
:))
حیف شد شماره پلاکش رو بر نداشتیم! 
۰۲ آذر ۹۵ ، ۰۰:۳۰ شادوَرد __
سفرنامه^_^
نکنه با همین پراید این مسیر طولانی رو برگشتین؟! :))
پاسخ:
با همین پراید این مسیر رو رفتیم! بعد با همین پراید همون مسیر رو برگشتیم :))
۰۲ آذر ۹۵ ، ۱۳:۰۵ فاطمه غلامی
سلام
زیارت قبول
بله یکی از بدی های مرز چزابه همینه که به خاطر موقعیتش زیادی بازرگانی هست
عجب آدرسی هم داد اون بنده خدا
پای افزار عااالی بود.
پاسخ:
ارادت :))

چه لحن جذابی...
زیارت قبول
پاسخ:
ارادتمند :)
ان شالله قسمت خودتون.
یعنی سفرنامه‌ت منو مرد ^__^

پاسخ:
پارسال دوست امسال آشنا! :))
سایه سنگین شدینا.
:دی
۰۳ آذر ۹۵ ، ۱۴:۵۰ دچــ ــــار
انصافا تو یکی از فخرهای عالم بلاگی از مصادیق رسانه اهل قلم :)

کارون 4 اول رفتید  بعد 3 :) 
پاسخ:
ما ارادتمندیم. هندونه زیر بقلمون نذار حاجی :))

آره کارون سه و چهار تو راهمون بود. 
ماشینو 10 روز به امان خدا ول کردید رفتید کربلا؟!؟
پاسخ:
نگهبان پارکینگ میگفت شب قبل ماشین ما تو راه بوده! بلندش کردن گذاشتن اینور. بعد باز بلندش کردن گذاشتنش سر جاش :/ 
آره دقیقا 10روز ولش کردیم به امون خدا. وقتی برگشتیم یک سانت خاک روی ماشین بود! :)
من اصن سایه دارم که سنگین بشه؟؟؟؟؟؟؟
چیکار کنم خب؟!! مدل پستات یه جوری نبود که من بتونم اذیت کنم!!!! به ناچار سکوت پیشه کردم :))
پاسخ:
طبیعتا هر جسم کدری که در مقابل نور قرار بگیره سایه داره :دی مگه اینکه جسم شفاف باشه :)))
و اینکه به دلیل وجود گشت ارشاد همه جسم ها باید کدر باشن. پس سایه داری. :دی
.
یعنی خوشم میاد پیش زمینه کامنت دادنت اذیت کردنه ها خخخخ. احسنت.
۰۴ آذر ۹۵ ، ۰۷:۲۶ ام اسی خوشبخت
اهواز زیبا و غم انگیز. تلخ بود.
سبک نوشته اما جالب بود :)
نظرم در مورد پراید عوض شد با این مقاومتی که از خودش نشون داده :)
پاسخ:
اهواز رو خیلی دوست دارم. بخصوص مردمشون. ولی واقعا هوای خیلی بدی داره. کاش مسئولین یک فکری به حالش بکنن. بخصوص برای این تاسیسات نفت و گاز. عمده آلودگی اهواز به خاطر شیوه های قدیمی پالایشگاه ها و پتروشیمی ها هست.
.
تازه با همین پراید چند وقت پیش همدان بودیم! کرمان هم رفتیم باهاش حتی! خیلی پراید خوبیهه خلاصه. :دی  
پیش زمینه کامنتم تو وب تو و مترسک اذیته... اون که رفت تو هم که زدی تو کار پستای معنوی!!! اصن امید به زندگی در من مُرد!!! :/
پاسخ:
:))
اوخییی
دلم سوخت.
سفرنامه ها میکنم هفته ای یکبار که با خیال راحت بیای اذیت کنی:دی
آفرین ^__^

+ منو خوشکل بکشیاااااا
پاسخ:
نقاشی های منو که یادته؟ خخخخ
این دفعه رو خوب بکش خب!!! :/

من یه عکس خفنی ازت کشیدم!!!! :))) اصن با همون میریم واست خواستگاری ^__^
پاسخ:
الان با عکس من توی سبد که گذاشتیم سر راه میخوای بری خواستگاری؟ بعد نمیگن این کجا بوده؟ چرا تو سبده؟ چرا اینقدر پیره؟ خخخ
نه!! فقط ممکنه بگن کو دماغش!!! :)))))))
پاسخ:
راست میگیا! کو دماغم؟ گوشم که ندارم! دهن و اینا هم که فاکتور گرفتی! دستاش کو؟ پا اینا؟ اون روزی که به فرزندی قبولم کردی سالم بودم که! عکساشم موجوده. خخخ
دیگه حالا جو نده!!!
گوشت زیر خرمن گیسوهاته!! دهنتم زیر خرمن سیبیل!!! :))
دست و پاتم زیر پتوئه دیگه!! فک کردی اون قدر بی فکرم که یه پتو روت نکشم؟؟؟!!! :))))
دماغتم بزرگ بود عمل کردم برات!!! ^__^
پاسخ:
منو کچل کشیدی! الان تازه یادم افتاد. هی بابا. هی بابا هی بابا. :)
.
پتوعه همونی نیست که تو انباری بود؟ قرار بود بندازی بره؟ :دی
خب پیرمردا کچلن دیگه!!! تو مگه مو داری؟!!! :)))))

نه پ! رفتم یه پتو گلبافت دو نفره خریدم کشیدم روت!!! :/
پاسخ:
من از اون پیرمرد خوش تیپام که موهاشون یک دست سفید شده! ^_^

تو اگه از اون پیرمرد خوش‌تیپا بودی که موهاش یه دست سفید شده که من نمیذاشتمت سر راه!!!!! :/
پاسخ:
من اون اولش سرم پر مو بود. قیچی لای موهام نمیرفت! اینقدر حرصم دادی کچل شدم !! :/ :)
حالا هی همه ایراداتو بنداز گردن من!!! :)))
پاسخ:
یعنی میگی من ایراد داشتم؟ اگه ایراد داشتم که به فرزند خواندگی قبولم نمیکردی که.  :))
گول خوردم خب!!
پاسخ:
دیگه باید حواست رو جمع میکردی!
پرورشگاه که تایید کرد جنس فروخته شده پس گرفته نمیشود:دی
ببین میگی سایه‌ت سنگین شده!!! زیر همین پستت ۱۲ تا کامنت گذاشتم تا حالا!! :))
پاسخ:
دوازده تا سیب سنگین تره یا یک سیب؟ 
من دیگه حرفی ندارم :دی

دو سیب :|
پاسخ:
دو تا سیب سنگین تره؟ من دیگه حرفی ندارم!:دی

ارسال نظر

کاربران بیان میتوانند بدون نیاز به تأیید، نظرات خود را ارسال کنند.
اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید لطفا ابتدا وارد شوید، در غیر این صورت می توانید ثبت نام کنید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">