دو کلمه حرف حساب

دو کلمه حرف حساب

من شعله نیستم
من دود نیستم
من کوه نیستم
من رود نیستم
محدود نیستم
محدود نیستم به همین نقشه تنم
بیرون ز تخته بند تنم باز این منم
تا دوردست تا همه تا تو
ای آخرین ستاره بیرون زکهکشان
آری منم زمان
آری منم مکان
نامم بلند در همه محدوده خدا
مرزم کشیده تا پس دیوار این جهان...
«سیاوش کسرایی»

تذکرة الأولیاء-سه

دوشنبه, ۲۲ آذر ۱۳۹۵، ۰۲:۲۷ ب.ظ

گفت: "بر شما باد که از دنیا احتراز کنید. که به من چنین رسیده است که: روز قیامت، بنده‌ای را که دنیا دوست داشته بود و جمله طاعات به کلی به جای آورده بود، بر سر جمع بر پای کنند و منادی کنند که بنگرید که این بنده‌ای است که آنچه خدای -تعالی - آن را حقیر داشته است و بینداخته، او برگرفته است و عزیز داشته."

گفت: "در دنیا هیچ چیز نیست که بدان شاد شوی که در زیر آن نه چیزی است که غمگین شوی. شادی صافی در دنیا نیافریده اند..."

گفت: "همه چیز در دو چیز یافتم: یکی مراست، دوم دیگری را. آن که مراست، اگر من از آن بگریزم، او به سر من آید. و آن که دیگری راست، به جهد بسیار به من نیاید.»


تذکره‌الاولیاء

ذکر ابوحازم مکی

نظرات  (۱۳)

۲۲ آذر ۹۵ ، ۱۴:۲۹ دچــ ــــار
دنیا دنیا دنیا
پاسخ:
:))
:)
پاسخ:
:)
خیلی دلم میخواد تذکره الاولیاء رو کامل بخونم ولی نمیدونم چرا ازش فرار میکنم :/
پاسخ:
طبق قانون دوم نیوتون اگه از جسمی فرار کنی اون جسم هم از تو فرار میکنه منتها در جهت عکس! :دی

۲۲ آذر ۹۵ ، ۱۵:۲۱ بانوچـ ـه
همه صفحاتش اینقدر سخت ِ نثرش؟
پاسخ:
اول اینکه همون "سخته" درسته و نه "سختِ" اینجا e بعنوان مصدر هستن و بودن به کار میره و به صورت "ه" باید نوشته بشه. :)
.
بعد الان این سخت بود؟ تذکره االاولیا اتفاقا نثرش زیاد سخت نیست. ولی مثلا سفرنامه ناصرخسرو رو ببینین فوق العاده نثرش متکلفه. 
من ک الان الان با 20 درصد مغزم بیدارم؛ در کل نفهمیدم چی نوشتین
پاسخ:
:))
ساعت سه عصر چرا با بیست درصد خب؟ 
۲۲ آذر ۹۵ ، ۱۶:۰۴ پوکرفیس :|
موافق نیستم. شاید برای عرفا که از خواص بودند ترک دنیا راهی برای رسیدن به خدا بود، ولی شخصاً معتقدم نباید این اندیشه به عموم سرایت کنه.

درسته که نباید به دنیا «دل بست»، اما تارک دنیا بودن و احتراز از دنیا رو هم مذموم می‌دونم. به نظر من دقیقاً برعکس، باید در عین دل نبستن به نعمات دنیوی، بهش پرداخت و تا جایی که میشه دنیا رو آباد و زندگی رو برای ساکنینش سهل کرد!

البته این نظر منه و من کی باشم که بخوام با عرفا جدل کنم! :)
پاسخ:
سخن وی هم همین بود. نگفت دنیا را رها کنید و تارک دنیا باشید. من باب این حرف حکایتی است که میگفت دو برادر بودند. یکی به کوه و غاری رفت و به عبادت مشغول شد و برادرش در بین مردم ماند. پس از سال ها آن یکی که در غاری زندگی کرده بود به مراتب بالایی رسید پس پیش برادر آمد و گفت من به اینجا رسیدم! تو به کجا؟ و دید که برادرش در عرفان پله ای بالاتر از اوست! بحث تارک دنیا بودنش نیست. بحث دل نبستن و عزیز نداشتن دنیاست.

و البته که ما را در نهایت با عرفا چه کار؟ 
۲۲ آذر ۹۵ ، ۱۶:۱۷ Mohsen Farajollahi
میشه نسخه ی روانش رو به من بفرستید ؟! xD
ولی معلوم هست مطلب پر معناییه ممنون +++ :)
پاسخ:
متن سختی نبود! 
قسمت اول میگه این دنیایی که خدا خار و کوچک شمرده رو چرا شما بزرگ میشمارید و میچسبید بهش؟
قسمت دوم میگه شادی و غم همیشه با هم هستن. و در این دنیا نمیتونی شادیی پیدا کنی که همراهش غم نباشه.
قسمت سوم میگه اون چیزی که برای تو مقدر شده هرچه هم که بخوای فرار کنی در نهایت بهش میرسی. و آنچه که برای دیگری مقدر شده هرچقدر هم که تو تلاش کنی تا بهش برسی نمیرسی!
۲۲ آذر ۹۵ ، ۲۲:۰۷ گمـــــــشده :)
کاش یکی پیدا می شد همه این کتابا رو به نثر روان و درست حسابی می نوشت
:|
این خوب بودا کلی می گم
پاسخ:
اینکه خوب ساده و روان بود :)
اگه قسمت هایی بود که پیچیدگی داشت از این پس به صورت روان سعی میکنم که بنویسمش.
ولی خب اصل کتاب به این نثر قدیمیشه. به نظرم شیرینی مطلب رو میگیره اگه به نثر امروزی نوشته بشه.
اون بند آخر اصن خیلی ضد حال بود!!!! چرا خب؟!!! :'((
پاسخ:
دیگه همینه. این قسمت زیاد بهم اثبات شده!
حاجی تذکره رو معادل فارسی  بنویس انقدر به زحمت نیفتیم
جالبه برام چه علاقه ای دارید به این سبکا و پستاتون این مدلیه:)
پاسخ:
الان این به زبان انگلیسی بود مگه؟ :/ 
توی کامنت گمشده هم گفتم. اصلا کتاب تذکره الاولیای عطار اون شیرینی و زیباییش به خاطر نثرشه. اگه کسی بخواد به نثر امرورزی بازنویسیش کنه به نظرم 80-90درصد زیبایی کتاب رواز بین میبره. 
سعی میکنم سری های بعد به زبان روان تر هم بنویسمشون. تا جایی که از دستم بر بیاد :))
آره نثر قدیم رو خیلی دوست دارم.
من از روزی که فهمیدم اسم کامل ایشون فریدالدین عطار نیشابوری بوده شوکه ام. فرید آخه؟

+این عرفا خیلی عجیبن :) آدم میره تو عمق حرفاشون دیوونه میشه گاهی.
پاسخ:
فریدالدین :)
.
آره بعضی وقت ها در میمونی در حرف ها و کارهاشون.
تازگی ها کشف کردم که چقدر تذکره الاولیا رو دوست دارم ...
پاسخ:
احسنت :)
این حستون پایدار و مانا ان شالله.
درسته :) اما من یک بار بهشت رو تجربه کردم تو دنیا
شادی واقعی یعنی
امیدوارم برای همه پیش بیاد و برای من تکرار بشه حتما :)
خوبید؟ 
پاسخ:
شادی واقعی!
کاش همه تجربه اش کنن.
من تجربه ش رو نداشتم. 
.
شکر خدا. دعا گوئیم. :))

ارسال نظر

کاربران بیان میتوانند بدون نیاز به تأیید، نظرات خود را ارسال کنند.
اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید لطفا ابتدا وارد شوید، در غیر این صورت می توانید ثبت نام کنید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">