دو کلمه حرف حساب

دو کلمه حرف حساب

یادم نیست کجا!
ولی جایی نوشته بود:
«‏اگر دنیا سه چیز نداشت
کاملاً بی‌ارزش بود.
کتاب، موسیقی و فوتبال!»

این سه، همه زندگی من است.

باری دیگر مردی که دوست می‌داشتم

دوشنبه, ۲۲ خرداد ۱۳۹۶، ۰۴:۱۱ ب.ظ

بازنشر به بهانه روز تولد این استاد بزرگ:

مستند "بار دیگر مردی که دوست می داشتم" را دیدم. 

نادر ابراهیمی برای من همواره یک الگوی اجتماعی، سیاسی و فرهنگی بوده است. مردی با دغدغه‌های مشخص، که با جان و دل کار می‌کرد. ابراهیمی برخلاف بسیاری از نویسندگان دوران انقلاب و قبل از آن، شبهه‌روشنفکر و کافه‌نشین نبود. اصول و عقاید خودش را داشت؛ و در همان فضای مکدر قبل و پس از انقلاب حرفش را به هر ترتیب ممکن می‌زد. نادر ابراهیمی به درستی نماد یک انسان دغدغه‌مند بود.


  

 بعنوان یک خواننده علاقه مند به ایشان، همیشه متأسف بوده‌ام که چرا وقتی در جایی نامی از نادر ابراهیمی بر زبان می‌آید اغلب مردم یک راست می‌روند سراغ کتاب "یک عاشقانه آرام"ش. گرچه کتاب خوبی است. ولی به نظرم نباید معرف نادر ابراهیمی باشد. 

فکر می‌کنم کتاب‌هایی مثل "مردی در تبعید ابدی"، "آتش بدون دود" ، "فردا شکل امروز نیست" و "بر جاده‌های آبی سرخ" معرف‌های بهتری برای شناساندن تفکرات نادر ابراهیمی است. 


#پیشنهاد_می‌کنم این مستند را حتماً ببینید.

لینک دانلود (195 مگابایت)

موافقین ۱۹ مخالفین ۰ ۹۶/۰۳/۲۲

نظرات  (۵۳)

چرا واقعا من فقط عاشقانه آرام رو خوندم ازش ؟ چرا واقعا؟

پاسخ:
وقت هست خب :)
سلام

کاملا بی ربطه ولی ب نظرم شبه روشنفکر درست تره! :دی

چشم
می بینیم
پاسخ:
سلام :)
نمیدونم. شما همین شبهه روشنفکر رو قبول کنین دیگه.

ارادتمند.
میشه گفت یه هنرمند پایبند به اصول های اخلاقی و عقلانی که مدنظرش بوده :)
پاسخ:
دقیقا!
۲۲ خرداد ۹۶ ، ۱۶:۵۰ مــیـمـ‌‌‌‌ ‌‌‌‌
یادتونه تحقیق فارسی عمومیم نادر ابراهیمی بود؟
ازتون کمک خواستم؟
بعد اون تحقیق هزار هزار بار دوست داشتنی تر شد این مرد واسم
ایشالا تابستون آتش بدون دودش رو بخونم:)))
پاسخ:
آره. آره. :)
دقیقا روزی که این فیلم رو دیدم گفتم کاش زودتر متوجهش شده بودم بهت معرفیش میکردم. :))

حتما بخونش. نمیگم چیزی در موردش که خودتون بخونینش
۲۲ خرداد ۹۶ ، ۱۷:۰۲ •✿ آرورا ✿•
سلام
من از ایشون فقط مردی در تبعید ابدی رو خوندم و بخش هایی از چهل نامه کوتاه به همسرم

مردی در تبعید ابدی منو دیوانه کرد :)
پاسخ:
سلام :)

مردی در تبعید ابدی فوق العاده بود واقعا. واقعا واقعا
هیچ‌کدوم از کتاب‌های ایشونو نخوندم :)) ولی یادمه قبلا پنج‌جلد! از کتاب‌هاش رو که آتش بدون دود هم جزوشون بود، از کتابخونه گرفتم و سه هفته بعد بدون اینکه خونده باشم، بردم پس دادم؛ جدای از اینکه انگاری مرض داشتم که سه‌هفته کتاب‌ها رو معطل کردم :دی، باید اظهارِ «یادش به‌خیر‌» کنم که چقدر اون کتابخونه‌ی نزدیک خونه‌مون تو قم خوب بود! 
پاسخ:
بهت پیشنهاد میکنم چون جوونتر هستی از کتاب سه دیدار با مردی که از فراسوی باور ما می آمد رو بخونی. بر اساس زندگی امام خمینی هست. و واقعا کتاب خوبیه. بعد هم برو سراغ مردی در تبعید ابدی. :)
بقیه رو هم اگه دوست داشتی بخونی طبق روالی که در فیلم هست ببین. قشنگ درک میکنی فضا و زمانی که نویسنده داخلش بوده.

گاهی به این فک میکنم که چرا من اینقدر کم کتاب میخونم؟!!!! :/
پاسخ:
خب بیشتر بخون مشکل حل میشه :))
دیگه هم بهش فکر نمیکنی. صددرصد تضمینی:d
۲۲ خرداد ۹۶ ، ۱۸:۰۲ آلبرت کبیر
اطلاعات زیادی در مورد ایشون ندارم حقیقتا :|
پاسخ:
کسب کن دادا :))
ارزشش رو داره
۲۲ خرداد ۹۶ ، ۱۸:۰۲ مهدیه عباسیان
من بی اندازه نادر ابراهیمی رو دوست دارم...
و همیشه نگران اینم که یه روز کتابای ایشون تموم شه.... برای همین آهسته و جیره بندی شده نادر خوانی می کنم...
پاسخ:
احسنتکم. :)
نادر ابراهیمی معرکه است! مسیرش، اعتقاداتش، باورهاش. 
اینکه می‌دونست چی می‌خواد و برای چی می‌نویسه. اینکه می‌دونست هدف چیه و اون رو گم نکرد. اینکه طبقِ جریان روشنفکری اون زمان پیش نرفت و خودش موند.
این مستند عااالیه... وقت‌هایی که نادر حرف می‌زنه و انتقاد می‌کنه. یا حرف‌های ابراهیم آقا حاتمی کیا...

+ با آرورا موافقم... مردی در تبعید ابدی آدم رو دیوانه می‌کنه. ( یه سریال هم درباره ملاصدرا ساخته بودن، حسین یاری بازی می‌کرد. روشن‌تر از خاموشی. یادمه سالی که پخش می‌شد عینِ مجنون می‌نشستم پای فیلمش.)
پاسخ:
اون فیلمی که میگی رو بر اساس همین کتاب ساخته بودن دیگه :)
من نه فقط اونبار که هرباری که پخش شده باز نشستم و با اشتیاق کامل دیدمش 
این پست رو مجددا گذاشتین؟
پاسخ:
متوجه منظورتون نشدم. :)

عععشقه نادر ابراهیمی ... نامه هاش به همسرش واقعا دوست داشتنیه ..
پاسخ:
نامه هاش خیلی شاعرانه است. عاشقانه های شاعرانه زیادی داره. 
ولی من نادر رو به خاطر فهم اجتماعی و سیاسیش دوست دارم. :)) 
به خودم قول دادم جز اولین کتابهایی که بعد از کنکور بخونم یکیش"من اوی" نادر ابراهیمی باشه. الان آتش بدون دود رو هم به اون لیست اضافه کردم:)
ممنون
یاعلی
پاسخ:
من او که از امیرخانی بود :))
روزه تاثیر گذاشته ها :d
من اسم نادر که میاد یا بر جاده های آبی سرخ می افتم

پاسخ:
اون کتاب رو هم خیلی خیلی دوست دارم. میرمهنای دوغابی و جنگ برای خلیج همیشه فارس
@فرشته
من او مال امیرخانی بود ها!
پاسخ:
:))
ببین یک عاشقانه ی ارامش واقعا اعصابمو خورد کرد عین جزوه ی درسی بود ونمیشد روون خوندش !!!

پاسخ:
موافقم باهات. خیلی متن شاعرانه ای داشت. خیلی. و این درکش رو سخت میکرد. :)

:)))))  ببخشید از اثار روزه و کنکور با همه :)))
ولی از هر دو نویسنده هیچ کتابی نخوندم و تعریف دوتاشون هم بین بچه های بیان زیاد شنیدم:))
+ جایزه ی سوتی سال به من تعلق میگیره؛ آقاگل جایزه ی من رو پست پیشتاز کنید لطفا:))
پاسخ:
:))
ما کسایی که سوتی میدن رو جریمه مالی میکنیم! شماره حساب میدم بریزید به حساب :دی
فقط آتش بدون دود... گالان و سولماز :-)
و البته بر جاده های آبی سرخ :-)
پاسخ:
آت میش :))
من عاشق شخصیت آت میش بودم.

۲۳ خرداد ۹۶ ، ۰۰:۲۷ گمـــــــشده :)
مرسی برای این پست
منم با همون یک عاشقانه ارام میشناختمش
اتش بدون دود و برجاده های سرخ رو بارها تو کتابخونه دیدم ولی رغبتی به خوندنشون نداشتم هیچ وقت
پاسخ:
خواهش :)
پیشنهاد میکنم حتما بخونینش. قشنگ کل تابستون درگیرتون میکنه تضمینی.
ببین من عنوان دیدم یه فکر باحال کردم که بهت نمیگم چی :)))))
پاسخ:
چی؟
چی؟
چی؟
اصلا راه نداره :))
وی بسیار بیمار بود چون :))
پاسخ:
:))
امان از دست وی! :d

چیزی که نمیدید یه چیزی هم میخواید بگیرید؟؟یه چیزی هم ادمو بدهکار میکنید؟ واقعا که ؛ این بود ارمان های امام؟؟ :))
من سعی میکنم ببخشمتون شما هم برید توبه کنید خدا توبه پذیره خصوصا تو ماه رمضان:))
یاعلی
پاسخ:
شما اشتباه کردید ما باید یک چیزی هم بدیم؟ :)
روحش شاد... چقدر جای امثال ابراهیمی توی ادبیاتمون خالیه...
پاسخ:
خدا رحمتش کنه.
آره. موافقم به شدت
من متاسفانه با کتاب یک عاشقانه ی آرامش باهاش آشنا شدم و خب آشنایی خوبی نبود اصلا :/ و جز کتاب های معدودی بود که نصفه ولش کردم. دیگه سمت آثارش نرفتم و با اینکه کتاب فردا شکل امروز نیست رو همزمان با عاشقانه اش خریده بودم، هدیه اش دادم.
فک کنم باید برم سراغ مردی در تبعیدش
پاسخ:
متاسفم که آغاز آشنایی تون با اون کتاب بوده. حتما برید سراغ مردی در تبعید ابدی و لذت ببرید از خوندنش. فوق العاده است این کتاب.
بعد از اون هم اگر خواستید برید سراغ آتش بدون دود. گرچه 7جلد هست. ولی هر جلد داستان جدایی داره تقریبا. پس زیاد هم خوندنش سخت نیست. :)

۲۴ خرداد ۹۶ ، ۱۶:۴۰ آلبرت کبیر
کاسبی میکنیم :دی
پاسخ:
:))

همین که خندیدید یعنی من یه چیزی پرداخت کردم(شادی :)) ) 

پاسخ:
عجب عجب :))
۲۴ خرداد ۹۶ ، ۲۱:۱۰ ماهیِ نفس کِش! :)
نادر ابراهیمی نویسنده ی خیلی خاصیه :)
متاسفانه بیشتر آثارشو نخوندم -_-
ایشالا بعد کنکور ۹۷ میخونم :)
پاسخ:
از الان وعده کنکور97 میدی؟ :))
۲۵ خرداد ۹۶ ، ۱۵:۲۹ ماهیِ نفس کِش! :)
خب کنکورم اونموقع س! :D
زودتر نمیشه کنکور بدم متاسفانه!

الانم خیلی درگیرم -_-
پاسخ:
:))
موفق باشید پس. 
هیچوقت برا خوندن دیر نیست.

دوسش دارم . 
پاسخ:
خداروشکر :)
تا خرمنت نسوزد احوال ما ندانی...
عجب دلنشین بود این:)


+ممنون بابت معرفی مستند. می بینم حتما. :)
و ممنون بابت پست سی سحر...
:)
پاسخ:
خواهش میکنم. خوش اومدید :)
.
بازهم ایضا خواهش میکنم. :)
اولین کتابی که ازش خوندم هزارپای سیاه و قصه های صحرا بود. داستانهای عجیبی بود. نوجوان بودم و فضای غریب و وهم آلود داستانهاش برای من کشش و رانش توامان داشت. 
بعدتر کتاب با سرودخوان جنگ در خطهء نام و ننگ را خواندم. باورم نمیشد نویسندهء آن کتاب، این یکی را هم نوشته باشد. 
تصویر نادر ابراهیمی در ذهنم با یک علامت تعجب همیشگی همراه شد. بعد از سریال روشن تر از خاموشی، با مردی در تبعید ابدی آشنا شدم. بعدا خریدمش. بعدا یک عاشقانه آرام و چهل نامه به همسرم را خریدم و راستش خواندن عاشقانه ها با ذائقه من پیرزن چندان جور نیست. نتوانستم بخوانم.شان.
.
امیدوارم یک روز بقیه کتابهایش را هم بخوانم.

پاسخ:
سلام.
با سرودخوان جنگ کتاب عجیبیه. و البته جالب.
مردی در تبعید ابدی هم کتاب خیلی خیلی خوبیه. اینقدر خوب که هنوز گاهی وقتا میشینم و گوشه هاییش رو میخونم.
و
ان شالله فرصتی بشه و بخونین. بخصوص آتش بدون دود رو.
۰۳ تیر ۹۶ ، ۱۶:۱۸ معلم نوشت
روحش شاد...

قبلا هم بهم گفتن بخون من گفتم چشم

ولی متاسفانه وقت نشده 😔
پاسخ:
خب حالا بخون معلم جان :)
الکی نیست که می گن آدما رو از روی ظاهرشون قضاوت نکنید! :)
پاسخ:
:))
چطور؟
مرحوم ِ خوب ِ روزگار 
پاسخ:
خدا رحمتشون کنه.
سلام

انصافا من هم از این مرد دوست داشتنی غافل ماندم...

غوغاست : مردی در تبعید ابدی

جون میده برای هدیه دادن به کسی که دوستش داری...
پاسخ:
سلام. :)
خوش اومدید.
خب زین پس غافل نمونید مشکل حله. :))
.
بله. کتاب خوبیه برای هدیه دادن.
در یکی از کتاب ها زبان فارسی دبیرستان یک پاراگراف از کتاب مردی در تبعید ابدی بود و من بخاطر اون پاراگراف کتاب رو گرفتم و خوندم و هنوز لذت خوندن اون کتاب بین اینهمه کتابی که خوندم موندگاره و من اصلا نادر ابراهیمی رو با مردی در تبعید ابدی شناختم بعد بار دیگر شهری که دوست داشتم رو خوندم و بعدتر نصف عاشقانه آرام(دوستش نداشتم و تمومش نکردم) و حتما یه روز باید آتش بدون دود رو کامل بخونم...اما میخوام بگم شناخت ملاصدرا رو مدیون نادر ابراهیمی هستم و همیشه نماد یک بهترین هستند در ذهن من
یک عاشقانه آرام رو فکر کنم رامبد جوان معرفی کرده بود چون چند نفر از من خواستن کتاب رو که بخونن و درمسابقه شرکت کنند...همیشه نقش رسانه ای در کاره که یک کتاب بین کتاب نخوان ها عمدتا شناخته شده و پررنگ بشه:)
پاسخ:
آره. کار رامبد در راستای معرفی آقای ابراهیمی خیلی خوب بود در این مورد. ولی کاش مثلا همین کتاب مردی در تبعید ابدی رو معرفی میکرد. ولی باهاتون موافقم که نقش رسانه در این مورد خیلی موثر بود. 
دیدن این مستند رو بهتون سفارش میکنم. :) 
مستند رو ببینین. و بعد اگه خواستین کتاب دیگه ای از ابراهیمی رو بخونین با خط سیر مستند بخونین. لذت خوندنش هم براتون چند برابر میشه.
البته این به غیر از اتش بدون دود هست. آتش بدون دود رو تحت هر شرایطی بهتون توصیه میکنم که بخونین.
ممنونم از حضورتون.

اتفاقا دقیقا داشتم به همین فکر میکردم که آیا نویسنده یک عاشقانه آرام بود یا اشتباه دارم میکنم که یهو دیدم در ادامش گفتین
چشم حتما میخونیمشون
مرسی بابت معرفی
پاسخ:
چشم تون بی‌بلا. حتماً ببینین البته. مستند رو می‌گم. و اینکه بعد کتاباشون رو بخونین :)
هنوز زندگی ملاصدرا جلوی چشممه.
هنوز زندگی امام خمینی جلوی چشممه.
هنوز عاشق زمزمه می کند فریاد نمی کشدش، توی گوشم صدا میده. انگار یک عاشقانه آرام رو خودش برام خوند.
و یک تلخی از کتاب بار دیگر شهری که ...
پاسخ:
از بین کتاب‌های ابراهیمی بیش از هرکتاب دیگه‌ای آتش بدون دودش رو می‌پسندم. و بعد مردی در تبعید ابدی رو. هرکدومش برای من یک دنیا حرف و نکته بوده. با آتش بدون دود یک سال تمام زندگی کردم واقعاً. 
خدایش رحمت کناد.
دیدم که به «ابن مشغله» و «ابوالمشاغل» که زندگی‌نامۀ خودنوشت نادر ابراهیمی هست اشاره نکردید. حقیقتش من با همین دو کتاب با این نویسندۀ خوش فکر و قلم آشنا شدم. چقدر خوب شد که این پست رو دیدم. کتاب بعدی برای خوندن پس میشه «مردی در تبعید ابدی». :)
پاسخ:
ابراهیمی اینقدر کتاب خوب و کار خوب داره که توی یک پست کوتاه نمی‌گنجه واقعاً. 
امیدوارم از خوندنش لذت ببرین. :)

یک عاشقانه آرام
اسم جذابی داره
و خیلی ها بدون دونستن محتوا
و حتی اسم نویسنده
به اسم کتاب دقت می کنن
فکر می کنم یکی از دلایل معروف شدن این کتاب همین باشه
پاسخ:
یادمه تا قبل از معرفی این کتاب توی برنامه خندوانه زیاد کسی این کتاب رو نمی‌شناخت. اینکه مردم با اسم ابراهیمی آشنا شدن خب خودش خیلی خوب بود. حتی با این کتاب.
دیروز این پست رو خوندم. شب خواب دیدم رفتم انگار آتش بدون دود رو گرفتم :))
پاسخ:
ان‌شالله خوابت تعبیر بشه :-)
من هی پست‌های ملتو می‌بینم و هی تصمیم می‌گیرم آثار ایشونو بخونم و هی به دلایل مشغله‌های فراوان رها می‌کنم :(
خدایی یه جوری توصیف می‌کنید که حس می‌کنم کتاباشو نخونم بمیرم ناکام مردم
پاسخ:
قطعاً کتاباشو نخونی بمیری نیمی از عمرت برفناست. :)
تضمین می‌کنم.
من مدت ها آتش بدون دود رو به عنوان کتاب مورد علاقه م به همه معرفی می کردم. پارسال شروع کردم دوباره بخونمش و از خودم بدم اومد.
منطق تمام کاراکتر ها این بود که اول میان میگن اینجوری و اونجوری لذا ما بر حقیم. بعد طرف مقابل نمی پذیره. بلافاصله کاراکتر اول میگه من فلانی ام، فلان قدر نفر رو کشته م، الان تو رو هم میزنم له می کنم، برو اینچه برون بپرس فلانی کی بود و چه کرد، من اعصاب ندارم میزنم دندونات بریزه. سپس طرف مقابل شلوار خود را خراب کرده/درخود فرو ریخته/ واداده و کنار می کشه، و کاراکتر اصلی پیروزمندانه صحنه رو ترک می کنه.

جلد اول که گالان و سولماز بودن می شد پذیرفت که خب باشه، گالان بزن بهادره، منطق نداره و دست بزن داره به جاش. ولی جلد های بعدی خیر سرمون مبارز و مهندس و دکتر و وکیل و درس خونده ان همه. این چه وضع بحث کردنه خب. 
پاسخ:
بعضی کتابا رو باید توی زمان خودش خوند. مثلاً شاید منم اگه آتش بدون دود رو الان و برای بار اول می‌خوندم اون‌طوری که توی سن 18-19 سالگی لذت بردم لذت نبرم. البته مطمئنم همچنان هم از کتاب خوشم میاد. ولی شدتش ممکنه کمتر می‌بود.
بعد یه چیز دیگه هم هست. دوره‌های زمانی مختلف با هم متفاوتن. اون دوره‌ای که ابراهیمی این کتاب رو نوشت همه دنبال زدن و مبارزه سیاسی بودن. الان ولی همه دنبال گفتگو و دموکراسی و برابری هستن. خب وقتی دنبال منطق و برابری هستی معلومه که آتش بدون دود رو زیاد نمی‌پسندی. :)

منظورت شبه روشنفکره دیگه؟ :/
پاسخ:
چی شده؟
خطر اسپویل

خب فرق بین آت میش وکیل، آلنی جراح،  قلیچ بلغای روحانی،  با آت میش کوچیکه که هفت تا تفنگ داشت چیه؟ اگه قراره منطق این آلنی ای که این همه مرید داره با منطق یاشا یکی باشه، که یا همین که گفتم یا میزنم تو دهنت، اگه قراره آت میش وکیله همونطوری با پدرزنش حرف بزنه که قلیچ با مامور دولت، پس اون مامور دولت راست میگفت که *پایتخت که گردنه ندارد، در پایتخت چه می کنند؟* تهش هر چقدرم دکتر و متخصص و رهبر و سخنران باشن و سخنوری شون شاه رو به سکوت و جمعیتی رو به شور برسونه، دو کلمه حرف بزنی میان میزنن تو دهنت و میگن برو اینچه برون ببین چند نفرو کشتم. :|

شخصیت پردازی لنگه آقا. یه نفر تو نسل سومِ  این کتاب بود که جمله سومش *برو بپرس چند نفرو کشتم* نبود، اونم پالاز بود. چون اساسا کسیو نکشته بود. و چون اساسا با کسی بحث نمیکرد که جمله سوم داشته باشه و قرار نبود مثل قلیچ و آلنی رهبر فرزانه خوش سخن پر طرفدار باشه. و تازه اونم تهش با زور گالان اوجاییش و شکافتنِ فرق افسر و خرد کردن سر و صورت اون یکی افسر ستایش شد که بله *او از سلاله مردان بزرگ بود* . کلا هر کی دست بزن و زور زیاد داشت و تهدید میکرد آدمِ بزرگی بود. هیچکس آدمِ بزرگی نشد چون مثل قاباغ اوچی میدونست کی دعوا کنه کی نه.

+چقدر متن کتابو حفظم. شگفتا :))
پاسخ:
من اینقدر حضور ذهن ندارم که الان بخوام در مورد کل کتاب بحث کنم. :)
ولی فضای سیاسی اجتماعی کشور تو اون دوران همین بود. نه فقط برای ترکمن‌ها. برای شهرها و قومیت‌های دیگه هم همین داستان بود. دوره دوره جنگ بود. یا باید می‌کشتی. یا کشته می‌شدی. ابراهیمی اول کتابش نوشته من تاریخ نمی‌نویسم و این تنها یک داستانه. ولی به نظر من این کتاب به نوعی تاریخ هم هست. 
توی جلد دو و سه وقتی آلنی از شهر بر می‌گرده با مانع‌هایی روبرو میشه. یکیش ملای اینچه برون آیدینه. نماد خشک مغزی توی جامعه اون زمون. نمیشه کتمان کرد که اغلب مردم اون زمون طرفدار چنین عقایدی بودن. تو هر طایفه‌ای ملا آیدینی بود که حرفش برو داشت. خرافه‌گرایی به شدت رواج داشت. خب شما نمی‌تونی به کسی که طرفدار خرافه‌گرایی هست و به خون تو تشنه است بگی بیا بشینیم با هم گفتمان دموکراسی داشته باشیم. طرف بچه‌ش دشت نفسای آخرش رو می‌کشید رفته بود دست به دامن یک درخت شده بود. تهش هم وقتی خوب شد گفتن درخت بچه رو شفا داد. توی یه همچین سیستمی منطق زیاد جایگاهی نداره. نهایت همون قلدری و رجزخونیه.
.
حالا یه مسئله پیش میاد اونم اینه که ممکنه من دقیقاً متوجه منظورت نشده باشم و درست جواب نداده باشم. به قول آقای غلامحسین پیروانی دیگه بضاعت ما همی بود. :)
شبه روشنفکر رو نوشتی شبهه روشنفکر :///
چقد من غلط املایی بگیرم آخه
پاسخ:
آهان. بله. بله. :))
عقب عقب در افق فرو می‌رود.
خب کتابای عاشقانه ی لطیف معمولا مخاطبای بیشتری دارن، و مثلا یک عاشقانه ی آرام یا چهل نامه ی کوتاه به همسرم خیلی ملموستر و کوتاهتر از مثلا آتش بدوده که مخاطبای خاص خودشو داره 
پاسخ:
درسته. بخصوص اینکه کتاب کم حجم تری هم هستن. همین باعث میشه مورد استقبال بیشتری قرار بگیرن.
من یکی از خوره های آثار نادر ابراهیمی عزیز هستم
برجاده های آبی سرخ که متاسفانه ناتمام مونده
آتش بدون دود که شاهکاره
مردی در تبعید ابدی
تمام داستان های کوتاهش
و رمان های دیگه اش رو خوندم
چند سال پیش روز تولدم مجموعه  یداستان کوتاه هاش رو هدیه گرفتم
اونم اتفاقی از دو تا دوست متفاوت:)
هر چند خیل یجاها از استدالالش خوشم نمیومد یا باهاش می جنگیدم تا درکش کنم ولی همیشه طرفدار لحن شاعرانه و وطن پرستی مطلقش هستم یه نویسنده ی تمام عیار به نظرم. البته هنوزم دولت ابادی بزرگ در صدر جدول نویسندگان محبوبم قرار داره و ابراهیمی فعلا دومه البته بین براهنی و دیگران هم درگیرم گاهی :))
پاسخ:
چندتایی از کتاب‌های داستان کوتاهاش رو هم دارم. که از بینشون همین کتاب فردا شکل امروز نیست و کتاب مکان‌های عمومی رو بیشتر پسندیدم. :)
برجاده‌های آبی سرخ هم خیلی خوبه. بخونیدش. 

خوندم دیگه همون رو میگم ناقص می مونه دیگه 5 جلد بعدی هیچ وقت چاپ نشد متاسفانه
اولین متنی که از او خوندم از آتش بدون دود بود

عالی



سربزنید
پاسخ:
سلامت باشید. 
من عاشق دو تا شخصیتم نادر ابراهیمی و  محمود دولت آبادی 
هر دوتایی اعجوبه ی هستن 
ساده تریت کتاب این دو تا شخصیت هم بخوای بخوانی باید تمرکز فوق العاده ی داشته باشی خصوصا ابراهیمی که همه ی حرف هاش تشبیه و دولت آبادی یه سیال ذهنی خاصی داره 
صد در صد مستندشو میبینم 
و خیلی ممنونم که به اشتراک گذاشتی
پاسخ:
درسته. حقیقتاً دوتا از ستون‌های ادبیات معاصر بودن. 
خواهیش می‌کنم.
وای چقدر من عاشق این نادرابراهیمی هستم....
:))
پاسخ:
از نویسنده‌های بزرگ بود و هست و خواهد بود.
من عاشق تفکر ابراهیمی هستم

البته کتابهایی که نام بردین خیلی خوبن. ولی به نظر من معرف شخصیت نادرابراهیمی ابن مشغله و ابوالمشاغلن!

راستی برترشدنتون مبارک
پاسخ:
خب این دوکتاب زندگی خود نویسنده است به نوعی. وقتی می‌خونیش می‌بینی چقدر یه نفر می‌تونه پرکار و دغدغه‌مند باشه. و چقدر ما کم کاریم و بی‌دغدغه. و کلی هم غرغر می‌کنیم!

ارسال نظر

کاربران بیان میتوانند بدون نیاز به تأیید، نظرات خود را ارسال کنند.
اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید لطفا ابتدا وارد شوید، در غیر این صورت می توانید ثبت نام کنید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">