دو کلمه حرف حساب

دو کلمه حرف حساب

این دریغاها خیال دیدن است
وز وجود نقد خود ببریدن است‌‌

غیرت حق بود و باحق چاره نیست
کو دلی کزحکم حق صدپاره نیست

مولوی

چند سوال در رابطه با فرهنگ

جمعه, ۹ تیر ۱۳۹۶، ۱۲:۴۱ ب.ظ


- به نظرتون اصلاً کلمه فرهنگ چه معنا و مفهومی داره؟ 
- وقتی بهتون میگن فرهنگ یاد چه چیزهایی می‌افتید؟
- فرهنگ رو به چند بخش تقسیم بندی می‌کنید؟
- طبق چه ملاکی یک کار رو فرهنگی محسوب می‌کنید؟
- اصلاً کار فرهنگی به نظرتون چه معنا و مفهومی داره؟

 اگر خودتون هم سوالی به ذهنتون رسید مطرح کنید. و در موردش فکر کنید و لطف کنید و همینجا در موردشون توضیح بدید و بحث کنید.
تشکر.

از دیروز این سوال‌ها تو ذهنم میچرخه و میچرخه و بیخیالم نمی‌شه!

موافقین ۸ مخالفین ۰ ۹۶/۰۴/۰۹
آقاگل ‌‌

خود نوشت نگاری

نظرات  (۳۳)

چرا ستاره این پستتون روشن نشد ؟^__^
سلام 
روزتون بخیر 
پاسخ:
نشد؟
نمیدونم! 0_o
سلام
ظهرتون بخیر. 
نظری ندارید؟
۰۹ تیر ۹۶ ، ۱۲:۴۵ هاژ محمود
سلام

فرهنگ چیزیه ک نداریم ولی ادعا می کنیم ک داریم! :|
پاسخ:
سلام.

سوالم جدی بود!
۰۹ تیر ۹۶ ، ۱۲:۵۳ علی شبانه
فرهنگ یعنی مجموعه ای از آداب و رسوم.
وقتی می گن فرهنگ یاد فرانسه می افتم!
پاسخ:
اینکه خب یک تعریف کلیه. جزئی تر. مثلا اگه من به شما بگم فرهنگ چیه؟ کار فرهنگی چیه؟ چی به من جواب میدی؟

۰۹ تیر ۹۶ ، ۱۲:۵۹ کنت دراکولا
کتاب فرهنگ و هنر سال نهم متوسطه:|:)
پاسخ:
ما تو مکتب خونه درس خوندیم! :)
اینا یادمون نیست. 
بعلاوه دنبال منبع نمیگردم. بیشتر نظر شخصیتون مهمه برام.

۰۹ تیر ۹۶ ، ۱۳:۲۴ کِلاَوس بُودلِر
تعریفی همگانی از فرهنگ -شبیه به بسیاری دیگر از مفاهیم علوم انسانی که در بستر تاریخی و شرایط مختلف، معنا و سنجیده می‌شن- وجود نداره. اما تعریفِ «آگاهی و دانش -آموختنی- جمعیِ یک گروه از انسان‌ها» را شخصاً، جامع می‌دونم.
این دو صفحه از کتابِ جامعه‌شناسیِ آنتونی گیدنز هم شاید مفید باشه:
http://bayanbox.ir/view/1305608910641301528/photo-2017-06-30-13-16-14.jpg
http://bayanbox.ir/view/5155376079493587996/photo-2017-06-30-13-16-10.jpg
و همینطور، در کتابه‌خونه‌م، کتابِ «درباره‌ی فرهنگ»ِ تی.اس.الیوت رو هم دیدم. نکاتِ جالبی داره که اگر با وجودِ قدیمی بودنِ کتاب، پیداش کردین، پیشنهاد می‌کنم بخونینش.
در معنای عام و شاید بهتر باشه گفت، دقیق و صحیح، «کار فرهنگی» یعنی هر کنشِ انسانیِ اجتماعی که بر روی این «آگاهی و دانش» جمعی اثر می‌گذاره؛ به اون اضافه میکنه؛ ازش کم می‌کنه؛ تغییرش می‌ده و غیره. اما معمولاً مراد از این لفظ، «کارهای هست که بر اساس ارزش‌های یک جامعه هستن» و کنش‌ها و تغییراتِ مثبت محسوب می‌شن.
دسته‌بندی فرهنگ هم متنوع ـه؛ مثلاً 1. سنت‌های فرهنگی 2. خرده‌فرهنگ‌ها 3. فرهنگ‌های جهان‌شمول [که معیار دسته‌بندیش، سیطره فرهنگ بر اعضای جهان اجتماعی هست.]
یا مثلا بر اساسِ عمق و اثرگذاری و اثرپذیری، می‌شه فرهنگ رو به دسته‌هایی مثلِ 1. سطحی (نماد و هنجار) 2. عمیق (ارزش و عقیده) تقسیم کرد.

در عین حال، مسئله‌ی خاتمه‌یافته‌ای نیست. خوندنی‌ها و فکرکردنی‌ها بسیاره به نظرم.
پاسخ:
ممنون رفیق. :)
منبع های خوبی بود.
خب خوندنی زیاده. ولی بیشتر دنبال نظر شخصی خودتونم.

۰۹ تیر ۹۶ ، ۱۳:۳۲ محبوبه شب
آقاگل قراره مطلبی، چیزی آماده کنید؟ :دی
آخه یهویی!
پاسخ:
اگه مطلبی چیزی نوشتم همینجا مینویسم. 
خب چند وقته زیاد در موردش بحث بوده. بخصوص با اون کلید واژه آتش به اختیار.
برا همین برام جالبه که بدونم نظر شخصی مردم در مورد فرهنگ عموما چیه؟ و نظرشون در مورد کار فرهنگی چیه؟ دسته بندی شون نسبت به فرهنگ چطوریه؟ مثلا چرا یکی شعر خوندن در تریبون نماز عید فطر رو مصداق کار فرهنگی میدونه. یکی نمیدونه. یا مثلا چرا یکی موسیقی رو کار فرهنگی میدونه. یکی نمیدونه. یا مثلا آیا کتاب خون بودن یعنی فرهنگ داشتن؟ اصلا یعنی چی اینی که میگیم؟ بعد وظیفه وزارت فرهنگ و ارشاد چی میتونه باشه؟
۰۹ تیر ۹۶ ، ۱۳:۴۴ محبوبه شب
تقریبا هممون میدونیم فرهنگ و کار فرهنگی چیه ها ولی وقتی قرار به توضیح دادن میشه، لنگ میزنیم!

اینو تو ویکی پدیا خوندم :دی
فرهنگ آن چیزی است که مردم با آن زندگی می‌کنند.
پاسخ:
:))
یقین چیزی هم که فرهنگ نباشد فرهنگ نیست.
خیلی جوادخیابانی طور.

میدونیم. ولی برای هر کدوممون یک جوری معنی میشه.
۰۹ تیر ۹۶ ، ۱۴:۱۳ بازیگوش :)
فرهنگ به نظر من یعنی احترام گذاشتن به تفکرات دیگران 
فرهنگ یعنی کمک کردن به دیگران بدون در نظر گرفتن سود آن
فرهنگ یعنی مهربان بودن و مهربانی کردن
فرهنگ یعنی یکی برای همه و همه برای یکی :)
فرهنگ یعنی...
کلا کارهای خوب به مرور میشه فرهنگ 
البته که کار های بد هم به مرور میشه فرهنگ 
در نتیجه هر کاری که ما میکنیم یه نوع فرهنگه :)

اما من کلا هر وقت کلمه فرهنگ رو میشنوم یاد زباله ها میوفتم که میگن نریزید رو زمین :)
یا الان یادم اومد که میگن فحش نده بی فرهنگی مگه؟

البته که اینا هم قسمتی از فرهنگ هستن 
اما نمیشه گفت که فرهنگ رو به طور کامل معنا کرد معنای فرهنگ در همه جای دنیا وجود داره و به نظر من هر چیزی که به نفع جامعه باشه و آسیبی به اکثریت جامعه وارد نکنه یکی از معانی فرهنگ میتونه باشه 
همینطور بلعکسش

اصلا همین سایت دانشجوکمک برای نمونه به نظر من خودش یه نوع فرهنگ میشه فرهنگی که به آسایش دانشجو کمک خواهد کرد 
و این که دوستان به این سایت از هر روشی کمک کنن خودش اشاعه فرهنگی هست که برای رفاه قشر بزرگی از جامعه یعنی دانشجو در حال شکل گیری هست 

خوب دیگه تبلیغم کردم بیاید همکاری کنید که هم شما سود برده باشید هم ثواب کرده باشید میدونید که دوعای دانشجو گیراست :)

بدرود 
مدیریت دانشجوکمک :)
 الکی مثلا...
:)
پاسخ:
اینا بیشتر مصادیقه. تعریف نیست. واینکه کارهای بد میشه بی فرهنگی اگه مصداقی بخوای بری جلو.
.
باز اینی که میگی بیشتر تعریف هنجار میشه. هنجارها یک سری باید ها و نباید های اجتماعی اند. که در درون خود اجتماع شکل گرفته. شاید زیاد با فرهنگ مرتبط نباشه. شاید هم باشه.
.
تبلیغ هم که کردی :)
۰۹ تیر ۹۶ ، ۱۴:۱۵ نویسنده ....
فرهنگ چون یک مقوله انسانیه از وجه اینکه توی علوم انسانی بهش پرداخته میشه گستره وسیعی داره و چند بعدی هست.تعریف هاش هم که با مطالعه میشه بدست آورد
اما اگر نظر شخصیم رو بخوای به نظرم فرهنگ با هویت گره خورده و هرچیزی که در راستای حفظ و ارتقائش باشه میشه فرهنگ.کار فرهنگی یعنی اصلاح تغییر و گاهی تداوم برخی مولفه های هویت جامعه کنونی ایرانی در قالب یک کار ملموس و اثر گذار.یعنی آفرینش و آزاد کردن اراده های خلاق در جهت ارتقا سطح دانش و آگاهی نسبت به این هویت گاهی باز تعریف برخی از فاکتورهاشو...
این قضیه به نظرم تو چند سطح صورت می گیره یکیش در سطح دانشگاهی که پژوهش در این رابطه انجام می دن یکیش در سطح مسئولین که نقش اجرایی و حمایتی دارن یکیش در سطح مردم و با ایجاد نهادهای مدنی اتفاق می افته که رویکردی رو که دارن دنبال می کنند.یکیش در حوزه هنر با ساخت فیلم و موسیقی و...یکیش در ادبیات شعر و داستان.
یک بحث هایی هم هست در مورد اینکه اقتصاد و سیاست رو فرهنگ اثر می گذاره یا برعکس؟که معمولا اثرات متقابل .سطح رفاه با سطح زمینه با کار فرهنگی و برعکس مرتبطه.سیاست گذاری دولت ها با بستر سازی برای کار فرهنگی و اثر فرهنگ بر تصمیم گیری های دولتی.
تو حوزه امنیت هم یک بحثی هست به نام امنیت فرهنگی که به هویت ها اشاره داره مثلا رویکرد ایران صدور انقلاب هست که این ایدئولوژی در تقابل با ایدئولوژی های منطقه خاورمیانه قرار داره از وجه جمهوریت در تقابل با اقتدار گرایی پادشاهی عربستان و از وجه انقلاب  اسلامیت در تقابل با ابرقدرتهایی که منافعشون در تعارض با این رویکرد.به خاطر همین بخشی از اقدامات کشورها بر علیه هم در حوزه فرهنگی اتفاق می افته که با مخدوش کردن هویت فرهنگی از طریق رسانه های دیداری شنیداری کتبی مشروعیت یک نظام رو می تونن مخدوش بکنند.
خیلی میشه گفت ولی کامنت محدودیت داره منم خستمه:))
پاسخ:
به عبارت ساده تر داری میگی ما یک هویت اجتماعی در کشورمون داریم. و فرهنگمون با این هویت مون گره خورده. و حالا هر عملی که در راستای حفظ و رشد این هویت انجام بدیم میشه کار فرهنگی. 
ضمن اینکه تعریف خوبی ارائه کردی. ولی یک جاهایی رو نمیفهمم. اینکه اون هویت اجتماعیه چیه الان؟ یک کشوری که بر پایه انقلاب اسلامی شناخته میشه و بر چایه اسلام و جمهوریت اداره میشه؟ یک هویت ایرانی اسلامی دیگه؟ درسته؟ 
بعد اینکه این هویت اجتماعی چطور شکل میگیره؟ اگه اکثریت جامعه طرفدار یک جریان باشند اون میشه هویت تازه؟ در واقع اینطوری بگم که هویت یک جامعه با تغییرات جامعه تغییر میکنه؟ اینطوری الان جامعه است که فرهنگ رو میسازه یا فرهنگه که جامعه رو شکل میده؟
.
به قول زاویه زیست این سوال ها هم هیچ نتیجه ای نداره. فقط دارم خودم و شمارو گیج تر میکنم. ببخشید. :)
۰۹ تیر ۹۶ ، ۱۴:۲۵ بهارنارنج :)
اا اقاگل اون لینکای بالا بنفش شدن یا بنفش بودن؟:دی

فرهنگم مثه شادی واسه هرکسی یه معنی داره:)
اکثرا معنیشو میفهمیم ولی انجام نمیدیم..
کار فرهنگی هم اامم کارخوبیه تاثیرمنفی نداره:دی
پاسخ:
بنفشه مگه؟ آبیه ها.
.
نه دیگه اگه برای کسی فرهنگ معنای خاصی داشته باشه که بر خلاف جریان جامعه است و بخواد طبق تعریف خودش کار فرهنگی کنه که خب مشکل پیش میاد! چطور تاثیر منفی نداره؟
۰۹ تیر ۹۶ ، ۱۴:۴۰ مترسک ‌‌
به نظر من مشکل از اون جایی شروع شد که یه عده خواستن فرهنگ رو به طور دستوری تغییر بدن یا به قول خودشون اصلاح کنن؛ در حالی که فرهنگ جامعه طی مرور زمان و به اقتضای زمانه آپدیت می‌شه و نیازی به دستور و بخشنامه و بگیر و ببند نداره اما وقتی قرار باشه اجباری تغییری در فرهنگ داده باشه دچار نارسایی می‌شه، اختلال پیش میاد، می‌شه حکایت اون کلاغه که خواست راه رفتن کبک یاد بگیره اما راه رفتن خودشم یادش رفت و نتیجه‌اش شده وضعیت فعلی ما... و حالا کارمون به جایی رسیده که حتی یه تعریف واحد از فرهنگ نداریم و تازه دنبال اینیم که بفهمیم فرهنگ یعنی چی تا بعداً یه فکری به حالش بکنیم!
پاسخ:
من ارجاعت میدم به حرف پالادیوم، به نظرم درست میگفت که ماهیت جامعه با فرهنگ جامعه با هم ارتباط دارن. خب اگه یک چهارچوب مشخص برای فرهنگ تعریف نشه و بخوای همینطور با جریان توده پیش بری یک لحظه میای میبینی به قول قدیمیا سوراخ دعا رو گم کردی! رسیدی به جایی که چیزی از ماهیت خودت و جامعه ات و کشورت نمونده. اتفاقا به نظرم این مصداق ره روی کبک نیاموختنه.
 
۰۹ تیر ۹۶ ، ۱۴:۴۵ نویسنده ....
تو جواب یکی از کامنتا پرسیدین چرا کار مطیعی رو برخی فرهنگی نمی دونن؟
من این بخشش رو دوست دارم جواب بدم قاعدتا از دید خودم
من کارش رو فرهنگی نمی دونم چون طرز تلقی ام از کار فرهنگی یک کار در حوزه کلان و ملی هست و به نظرم فرهنگ با مفاهیم سروکار داره نه مصادیق یک رویکرد انتقادی به ادبیات انتقادی در فضای سیاسی حکم فارغ از هر جناحی میشه یک کار فرهنگی درراستای آسیب شناسی فرهنگ سیاسی کشور.ارتقا و پالایش این فضا فارغ از جبهه گیری میشه کار فرهنگی.شعر جناب مطیعی یک بیانیه سیاسی بود چون آسیب شناسی نمی کرد مصادیقی رو مطرح می کرد و مخالفتش رو اعلام می کرد.مخالفتش رو با تضاد طبقاتی برجام و موافقتش رو با توان نظامی کشور.شعر ایشون از لحاظ غنای شعری هم در درجه بالایی نبود تا بگیم در قالب ادبیات سیاسی هم اتفاقی رو باعث شده.روح این شعر رو شاید بشه گفت رویکردی که عملکرد دیپلماسی رو سازش تعبیر کرده.اینکه شما بپرسید آیا اساسا در دیپلماسی چه چیزی سازش هست چه چیزی اقتدار این پرسش، مطرح کردنش و جوابی که بهش میدید موضوع شما رو میاره تو حوزه فرهنگ سیاسی.اما اگر شما با پیش فرض پذیرش قاعده ای نظری رو مطرح کردید این دیگه یعنی شما الان موضعی دارید و میاد توی حوزه سیاست و دوقطبی های مرسوم(نه اینکه موضع گیری غلط باشه نه نیست ولی این دیگه کار سیاسی تعبیر میشه و با فرهنگ مرز پیدا می کنه هرچند شما این مرز رو نزدیک ببینید ولی مرزی در این میان هست
پاسخ:
من هم تقریبا باهات هم عقیده ام که شعر آقای مطیعی صرفا یک بیانیه سیاسی بود که خواسته ها و نقدهای طیف خودش رو نسبت به طیف مقابلش بیان می کرد. از لحاظ شعری هم پخته نبود. و چیزی که پخته نباشه و مصرفش فقط برای یک زمان خاص باشه موندگار هم نیست.  اگه مثلا با شعر بهار مقایسه اش کنیم. اون قصیده معروف "ای دیو سپید پای در بند" که توی زمانه ی خودش یک شعر انقلابی و پایداری بود و اینقدر پخته و محکم بوده که همچنان در ذهن ها و کتاب ها هست. میشه راحت فرق بینشون رو تشخیص داد.  
.
در ادامه هم که بحث سازش رو میگی. که چه چیزی اقتداره. دقیقا اگه این پرسش با پاسخ همراه نباشه هم باز ناقصه. آسیب شناسی وقتی راه حلی ارائه ندی ناقصه. منظور داره. همون جهت دهی سیاسیه بیشتر. و کار سیاسی محسوب میشه. نه فرهنگی.

ممنون. هر دو نظرت واقعا خیلی کمک کرد که بهتر به این چند مسئله فکر کنم. واسه ما بی سوادای مهندسی خونده علوم انسانی یک کم گنگ و دور از دسترسه. سخت میفهمیمش و سخت سمتش میریم. :)
۰۹ تیر ۹۶ ، ۱۴:۴۷ رویا رویایی
فرهنگ یعنی همه ی چیزی که یک کشور باید از همین جا شروع کنه 
تا درست ساخته بشه و ما این فرهنگ رو از قدیم داریم ولی باید به روز رسانی کنیم.
پاسخ:
نفهمیدم راستش چی گفتی. هم خودت رو پیچوندی هم سوال رو. :)

۰۹ تیر ۹۶ ، ۱۵:۰۲ نویسنده ....
جناب مترسک این چه فرمایشی فردوسی از اون دنیا پی ام زده :بسی رنج بردم در این سال سی داداش پس برا چی بود؟!:))
پاسخ:
مثال خوبیه. اگه اون سی سال بسی رنج بردن آقای فردوسی رحمت علیه نبود و قرار بود اجازه بدیم که با جریان فرهنگ جلو بره عملا همونجا فاتحه زبان پارسی مون خونده شده بود. 
۰۹ تیر ۹۶ ، ۱۵:۲۱ احمدرضا ‌‌
- به نظرم فرهنگ به مجموعه‌ای از رفتارها یا نگرش‌ها هست که ریشه تاریخی توی یه کشور داره و برای چند نسل تکرار شده و طبیعی شمرده میشه.
- برای من تداعی کننده آداب و رسوم و دیدگاه‌هایی هست که برای هر قومیت یا کشور متفاوته و برای بقیه ملتا بی مفهوم هست (مثلا رقص شمشیر عربستان ، اسفند دود کردن ایران و ...(
- شخصی و اجتماعی / شخصی از این نظر که ممکنه یه فرد ، کاری رو که فراگیر نیست برای مدت طولانی انجام بده و تکرار کنه ؛ بصورتی که براش بصورت فرهنگ در بیاد (مثلا کتاب خوندن فرهنگ هیچ کشوری نیست و شخصیه)
جنبه اجتماعیش هم که مشخصه
- به نظرم کار فرهنگی بی معنی هست ؛ چون هر چیزی میتونه فرهنگ باشه (یا بشه) و یا از فرهنگ بودن خارج بشه

سوال من :
شما (هرکسی که این نظرو میخونه) تلاش‌های دولت‌ها و اشخاص برای فرهنگ‌سازی (تو هر زمینه ای) رو موثر می‌دونید ؟
پاسخ:
اینی که میگی به نوعی تعریفی از فرهنگ عامه است. رقص شمشیر و اسفند دود کردن و یا حتی یک سری مراسما و کارهای این شکلی ریشه در تاریخ عامه مردم اون منطقه داره. ولی فقط یک بخشی از فرهنگ رو شامل میشه. اگه بگیم که فرهنگ رفتارها و هنجارهای یک جامعه رو تحت تاثیر قرار میده اون بخش از آداب و رسوم فقط قسمتی از هنجارهاست دیگه. درسته؟
.
با این حرفت مخالفم. در هر اجتماعی چه کلان چه کوچکترین اجتماعات مثل خانواده میشه کار فرهنگی کرد. و نیازمند کار فرهنگی و فرهنگ سازی هست.
پیشنهادم اینه که کلان بهش فکر نکن. اجتماعات کوچکتر رو در نظر بگیر. مثلا خانواده. مثلا مدرسه. مثلا دانشگاه. همه اینا در وهله اول خودشون یک اجتماع هستند. با ماهیت و خواسته مشخص.  
.
شما نمیدونی؟

۰۹ تیر ۹۶ ، ۱۵:۳۹ احمدرضا ‌‌
@بازیگوش
چیزایی که شما گفتید تعریف فرهنگ نبود. صرفا مجموعه‌ای از یه سری کارهای خوب بود که توی هیچ‌جای دنیا فرهنگ نیست. فرهنگ رفتارهای مورد قبول و ریشه‌دار هست نه چیزایی که قشنگ هستن

@بهارنارنج
فرهنگ دقیقا همون کاری هست که ما انجام می‌دیم. اون چیزی که شما میگید؛ کارای خوب هست درحالی که فرهنگ میتونه اشتباه باشه.
در واقع اصطلاح هایی مثل بافرهنگ/بی فرهنگ ، فرهنگ داشتن و ... اشتباهات لفظی هستن

یک نکته :
کار مطیعی و امسال اون، فرهنگ‌سازی محسوب نمیشه از این جهت که توی فرهنگ‌سازی، نگرش نو و راهکارهای اون معرفی (و نه اجبار) میشه در حالی که کار مطیعی ، فقط یه سوءاستفاده غیراخلاقی از تریبون در اختیارش بود و بحثش از مقوله فرهنگی بودن یا نبودن جدا هست

@رویا
شما فرهنگ‌سازی رو فرمودید نه فرهنگ رو ولی حرفتون درست بود

@نویسنده
کار فردوسی ، هویت بخشی در پرتو معرفی بخش صحیح از فرهنگ گذشته بود نه اجبارفرهنگی

پی‌نظر: قصدم جسارت به دوستان عزیز نبود. از جایی که آقاگل گفت که بحث کنیم. نظرم رو نسبت به تعریف‌هاتون گفتم :)
پاسخ:
فقط اینکه کار آقای مطیعی رو سوء استفاده نمیدونم. طیف اشخاصی که معمولا در اجتماعاتی مثل نماز جمعه و یا نماز عید فطر شرکت میکنن عموما طبقه مذهبی و طرفدار همون تفکری هستند که آقای مطیعی براشون شعر خوند. میگین چرا این تریبون در اختیار اصلاح طلب ها قرار نمیگیره؟ خب برا اینکه خود سران شون هم حتی توی این اجتماعات مذهبی حاضر نمیشن. چرا باید تریبون تجمعی که اکثریت غریب به اتفاقشون رو یک تفکر و یک حذب تشکیل میده رو در اختیار تفکر مقابل که در اقلیت هست قرار داد؟
.
.
اون بحث فردوسی رو هم نگرفتی کامل. اگه قرار بود فرهنگ بر اساس جریان حرکت کنه و بدون چهارچوب مشخص مسلماً شخصی مثل فردوسی از درونش متولد نمیشد.

۰۹ تیر ۹۶ ، ۱۵:۴۲ نویسنده ....
از نویسنده به احمد رضا:))
چه اجبار فرهنگی؟!
آره اینکه یک چیزی دستور العمل باشه صرفا ازش چیزی حاصل نمیشه ،بشه هم دوام نداره من با این قسمت نظرش مخالف نبودم اینکه مترسک گفته بود باید بذاریم همینجوری راه خودش رو بره برداشتم این بود که چندان حرکتی تو این زمینه نمی تونه ثمر بخش باشه
پاسخ:
احمدرضا با شمان :))
۰۹ تیر ۹۶ ، ۱۵:۴۷ گُل نِگار
خب من نظر شخصی خودم رو هر چند ابتدایی میگم:)
_ فرهنگ انگار مجموعه ای از آداب و رسم ها و عقاید یک شخص یا ملت است..!اگه بخوام جزئی تر بگم..انگار درواقع ارزش های یک شخص و ملت است..!  فرهنگ زیرمجوعه ارزش هاست..و بیشتر منشا شخصیتی و خانوادگی داره...یا فطرتی...فرضا برای جامعه ما که فرهنگ غنی داشته..فحاشی  یک بی فرهنگی است..ولی خیلی ها هستن که این کار رو انجام میدن.چون در بعدشخصیتی اش این امر یک بی ارزشی تلقی نمیشه...مثلا برای شخصی ، کمک کردن یه ارزشِ و به طبع اون،فرهنگ کمک کردن هم خودبخودی یاد میگیره یا دغدغه یادگیری اش رو داره..چون به ارتقای ارزش هاش کمک میکنه:)

+نمیدونم چرا بیشتر یادِ: ادبیات و قدرت کلام(نوشته شده خصوصا) و تاریخ می افتم:)

+:)اوه سوال سخت شد:) بنظرم: فرهنگ بیرونی و درونی..بیرونی ها شامل: فرهنگ ارتباطات که ارتباطات کلامی،مجازی،مکاتبه ای ، و غیره هست..! فرهنگ درونی هم که بیشتر همون باورها و عقاید شخص است..!مثلا اینکه پوشش و آراستگی ظاهری داشته باشی یه فرهنگ است برای خودت..که ناشی از باور و احترامی که به شخص خودت داری:))(چون این سوال سخت بود و امکان هزل گویی :)) میرم بعدی..الانم تازه از سفر برگشته اصلا نمیشه:))

+اگه کاری باعث پیشرفت و ترقی ، احترام به ارزش ها و یادآوری ارزش های همگانی و حتی ایجاد ارزش های جدید بشه:)
+عه تموم شد..باورکنید منتظر بقیه اش بودم^-^
+ سوال؟؟ برای هرکس فرهنگ تعریف خاص خودش رو داره و یه سری چیزها براش فرهنگ حساب میشه..! این تعاریف خاص و شخصی از این موضوع،در جامعه،باعث تضاد و تناقض و درگیری میشه نه؟(0-0)
.من عاشق این پست های چالشی ام.چون بیشتر میفهمم که هیچ چیزی نمیدونم:))
پاسخ:
همیین اول کار یک سوال، چی باعث میشه که بگیم ما ملتی هستیم و کشوری هستیم که فرهنگ غنیی داشتیم؟ این هم میتونه سوال جالبی باشه.

من بر خلاف شما فرهنگ رو ناظر میبینم. فرهنگ رو بالا دست میبینم. و بعد میبینم که یک سری ارزش ها با توجه به اون فرهنگ بالا دست به صورت صفر و یک دسته بندی میشن. از طرفی اخلاقیات رو معمولا یک امر نسبی میبینن. صفر و یکیش نمیشه کرد. با این حال ما عادت کردیم کنار هر کلمه ای کلمه فرهنگ رو بچسبونیم. 
.
دسته بندی که دارین جالبه. فرهنگ درونی و بیرونی. 
.
در مورد سوال تون هم باید بگم که هر کسی بیشتر برپایه ارزش گذاری های صفر و یکی که خودش داره رفتار میکنه. خب لزوما ممکنه یک سری اختلافایی بر پایه این ارزش گذاری ها میتونه پیش بیاد. ولی اینا و اینکه چطوری میخوای ربطش بدی به فرهنگ جامعه رو نمیفهمم.

تعریف فرهنگ تو ذهن من میشه کارها و رفتارها و رسم و رسوم های مرسوم یه اجتماع.
یاد خیلی چیزها از بوق نزدن تو خیابون ،زباله نریختن و سر و صدای همسایه های طبقه ی بالای یه ساختمون تا اداب موقع برخورد با همدیگه ،رسم های محلی،طرز پوشش،مراسمات مختلف،احترام به عقاید و ...
فرهنگ خیلی گسترده است و تو بخش ها و موضوعات مختلف جا داره مثلا یه بخشش  فرهنگ ملی یه کشوره،یه بخشش فرهنگ هر استانه یکیش هر شهر و حتی فرهنگ یه خانواده ، تا فرهنگ شهرنشینی و فرهنگ پوشش ها و برخورد آدمها و  ...
راستش تا حالا به این که دقیقا چه ملاکی برای شناخت یه کار به عنوان کار فرهنگی دارم فکر نکردم.
کار فرهنگی میتونه کارهایی با اثر مثبت یا منفی باشه، ولی در کلیت کار فرهنگی به نظرم برای جا انداختن یه موضوع یا تاکید یا رد اون کار انجام میشه، مثلا یکی نمایشگاه کتاب میزنه برای تاکید(یا حتی به وجود اوردن) فرهنگ کتابخونی، یکی نمایشگاه حجاب راه میندازه برای تاکید به پوشش، یکی یه نمایش یا فیلم میسازه برای رد ظلم کردن و ظلم پذیری و ...
نمیدونم چقدر نظراتم میتونه مصداق و درست باشه ولی به نظرم فرهنگ مربوط به یه اجتماع میشه یعنی چیزهایی که بین چندین نفر مشترکه و براشون مهمه، بنابر این هر چیزی میتونه باشه،چه خوب و چه بد.
یه تعریف جامع نمیدونم میتونه داشته باشه یا نه.
یاعلی
پاسخ:
اینایی که گفتی یک سری هنجار یا یک سری ارزش ها و اخلاقیاته. که برای هرکسی میتونه متفاوت از بقیه باشه. فرهنگ به نظر من در هر اجتماعی ناظر برهمه این ارزش هاست. حالا این اجتماع میتونه یک اجتماع کوچک باشه مثل خانواده، یا یگ اجتماع بزرگ.

به نوعی تعریفت با پالادیوم مشترکه. هر اجتماعی یک هویتی داره و فرهنگ هر اجتماع با هویتش در ارتباطه. حالا هر عملی که در راستای ارتقا و حفظ اون هویت صورت بگیره میشه یک کار فرهنگی.

۰۹ تیر ۹۶ ، ۱۶:۵۰ ح م کامران نیرومند
همه ما در فرهنگ کادو پیچ شدیم، بعضی زیاد پیچیده شدیم و بعضی کم و برخی خوب پیچیده شدیم و من در ابهام پیچیدم. نظر شخصی بود و خیلی وقتها در این پیچها نپیچیدم و شدم بچه بد... وقص الی هذا
یا حق
پاسخ:
من نیز در ابهام پیچیده شدم و ابهام در من پیچیده شده. و شدیم پیچ در پیچ. و موندیم توی گل!
۰۹ تیر ۹۶ ، ۱۸:۲۷ بهارنارنج :)
@اقای احمدرضا
به شخصه تغییر وتلاشی ندیدم:/اگه هم بوده من نتیجه مفیدی ندیدم
پاسخ:
فقط یک ماه و دو سال گذشته رو نگاه نکنین. یک کم دایره دید رو بازتر کنین :)
من به شخصه وقتی بهم میگن فرهنگ یک جامعه یا خانواده، یاد ارزشها و هنجارها و ناهنجاریهای مورد پذیرش جامعه یا فرهنگ میفتم! یعنی چیزهایی که برای جامعه ارزشه، هنجاره، یا ناهنجاری محسوب میشه و جامعه یا خانواده خودشون رو نسبت به اون ملزم میدونن.
البته عموم جامعه منظور هست نه خواص جامعه.
چیزی مثل عرف جامعه.
و کار فرهنگی رو هم همین معنی میکنم! کاری که در راستای پررنگ کردن و رواج ارزشها و باورها و هنجارهای جامعه باشه و از ناهنجاری ها جلوگیری کنه.یعنی باعث ترویج فرهنگی جات بشه.
این بداهه ترین جوابیه که دارم :)
پاسخ:
همون هویت جامعه در واقع. اون ارزش ها و باورها و هنجارها همه شون در کنار هم هویت و ماهیت اون جامعه رو شکل میدن. و هر کاری که در راستای ارتقاء این ارزش ها و باور ها باشه میشه کار فرهنگی. 
ولی اینکه هویت یک جامعه چطور و چگونه ممکنه تغییر کنه الان سوال بعدی هست که دارم.؟ 
فرهنگ، مجموعه‌ای از هنجارها و ارزش‌ها و نمادها در یک جامعه‌ی انسانی‌ست که با سابقه‌ی تاریخی و دینی و مذهبی و ملی و میهنیِ آن رابطه داشته و مهم‌ترین بخش آن رویکردهای انسانی و رفتاری‌ است؛ که در ظاهر جامعه، نمایان می‌شود. 
+ کتب درسی اینقدر قشنگ ننوشته. این برداشت خودم بود. نه کامله و نه قشنگ! دیگه خودتون ببینید کتب چی نوشتن :))
پاسخ:
کتب درسی که فقط یک سری کلمه جات بودن که باید حفظشون میکردی که تاریخ و جغرافیا و اجتماعی رو ازشون نمره بگیری. معلم هاشونم معمولا عقده ای بودن نمره نمیدادن. ما رو هم از هرچی بحث این شکلی بود زده کردن. دست آخر رفتیم شدیم مهندس. نه مشکلی از خودمون دوا کردیم نه جامعه مون. :/

[آیکون تفکر و تامل عمیق] 
پاسخ:
ما نیز هم.
۰۹ تیر ۹۶ ، ۲۳:۴۱ پـــــر ی
آقاگل گرفتی ما رو ؟؟؟؟
می دونی چه سوالایی طرح کردی؟؟؟
سوالایی که هنوزم که هنوزه هم جامعه شناسای فرهنگی و هم همه اصحاب علوم انسانی  تو جواب دادن بهش موندن خداییش. 
همین تعریف فرهنگ می دونی هنوز هم هیچ اتفاق نظری بین علما وجود نداره در موردش حالا ما که جای خود داریم و عالم هم محسوب نمیشیم. 
چه سوالای سختی رو می پرسی آقاگل. فکر کنم از عواقب موضوع نداشتن واسه نوشتنه، نه ؟:))))
پاسخ:
بابا من که نمیخواستم نظریه علمی بدم و برسم به اجماعی که همه علما قبولش کنن که :) فقط برام سوال بود. و دلم میخواست نظر چند نفر دیگه رو هم بدونم و بخونم. بلکه کمی اون علامت سوالای ذهنم کم رنگ تر بشه.  :))
یک سریاش الان کم رنگ تر شد. یک سری سوال جدید هم به ذهنم اومد. کلا بحث خوبی بود. 
.
اتفاقا فکر میکنم در آینده بازم از این دست سوالا بپرسم. :)
بحث های جالبی میشه.
۱۰ تیر ۹۶ ، ۰۱:۳۸ مــیـمـ‌‌‌‌ ‌‌‌‌
:(
راست میگه پری :-//////
چرا سوال سخت میپرسی
ولی یه چیزی درمورد فرهنگ هست و اونم اینه وابسته به زمان متغییره؟
اگه درست بگم نیست؟
پاسخ:
سوال سخت که نپرسم! چالش هم که شرکت نمیکنی. چه وضعشه؟ :d :))

دقیقا همین سوال الان ذهنم رو درگیر کرده. آیا با گذشت زمان هویت یک اجتماع، ارزش ها و هنجارهاش و در کنارش فرهنگش تغییر میکنه؟ 
۱۰ تیر ۹۶ ، ۰۴:۰۳ مرتضی خیری
بدون مقدمه و کلی گویی ها، دوستم یه بار چیز جالبی گفت که خوشم اومد، میگفت به نظرم فرهنگ همون تواضعه. به دلم میشینه.
یه چیزی این که، اگه بیایم تعریف یه چیزی رو خیلی کلی ارائه بدیم، در واقع تعریفش نکردیم، تعریف زداییش کردیم. به خاطر همین محدود کردن چیزی مثل فرهنگ به تواضع یا چیزای دیگه شاید به نظر بعضی ها احمقانه باشه اما من که خوشم میاد.
***
خودم اگه راجع به سوالا نظری داشتم، بعدا میام مینویسم :)
پاسخ:
فرهنگ همون تواضعه؟ 
نمیدونم. خیلی نظر جالبی بود راستش. :))

۱۰ تیر ۹۶ ، ۰۷:۳۷ گلبول سفید
فکت یک: هیچ تعریف فیزیکى خاصی از «زمان» وجود نداره.
فکت دو: «زمان» یه کمیت اساسی و از پارامترهای پرکاربرد فیزیکه!

فرهنگ هم در نظر من یه چیزی مثل همونه؛ همه میدونیم چیه ولی تعریف خاصی براش نداریم!
پاسخ:
در مورد زمان که حالا فیزیک دان ها میگن بعد چهارم زمانه. یک مثالی هست. میگن یک مورچه رو در نظر بگیر. و یک قیف کاغذی رو. انتهای قیف به صورت خطیه. و هرچی بالاتر بیا از حالت خطی تغییر میکنه و به صورت دایره ای در میاد. حالا اون مورچه رو بنداز ته اون قیف. مورچه جان اوایلش فقط یک بعد رو درک میکنه. یک مسیر خطی مشخص رو. ولی هرچی بالاتر میاد مسیرش از اون حالت یک بعدی خارج میشه. میتونه علاوه بر مسیر مستقیم مسیرهای دیگه ای رو هم تست کنه. یا مثلا فرض کن یک آدمک توی نقاشی رو. اگه اون آدمک از درون نقاشیش بیاد بیرون چه حسی داره؟ تو نقاشی فقط دو بعد داره دیگه. در صورتی که فضای بیرونی دارای سه بعده. دقیقا نمیتونه بفهمه اون بعد سوم رو. درکش میکنه ولی نمیتونه بگه چیه. درک ما هم از زمان دقیقا همینه. میدونیم که زمان یک بعد چهارمه. ولی نمیدونیم چیه. :))
اصلا هم توضیحم ربطی به فرهنگ نداشت. یک مسئله فیزیکی دیدم عنان از کف دادم و کلا فرهنگ یادم رفت:d

۱۰ تیر ۹۶ ، ۱۵:۲۱ دچـــــ ــــــار
+فر یعنی شکوه و برتری
+ فرهنگ : توصیفی است از سبک زندگی و رفتار اجتماعی مردمان یک جامعه

+ کار فرهنگی در جوامع ایدئولوژیک و دینی بیشتر مطرح می باشد که به معنای سوق دادن رفتار مردم به اهداف متعالی و ترویج سبک زندگی دینی (یا مکتب رایج)می باشد.



پاسخ:
توضیح کوتاهی بود. ولی جامع بود. و مهم تر اینکه گویاست.

۱۰ تیر ۹۶ ، ۱۶:۱۰ مترسک ‌‌
تلاش فردوسی برای حفظ فرهنگ و زبان ایرانی و فارسی بود و نه تغییرِ بخشنامه‌ای و دستوری‌اش؛ این دو تا (حفظ vs تغییر) خیلی با هم فرق دارن؛
اگه فرهنگ خوبی در معرض تهدید و تخریب باشه باید هم باهاش مقابله کرد اما اون مقابله هم راه و چاهی داره؛ راهش هم کاری مشابه شاهنامه است (کار فرهنگی درست و درمون) و نه این سیستمی که تقریباً صد سالی هست وجود داره و با تغییر حکومت‌ها و دولت‌ها هم عوض نشده و هم‌چنان زور بالای سر فرهنگه؛ تأثیرش رو هم که دیدیم، جز اثر معکوس (سیاسی شدن فرهنگ) هیچ فایده‌ای نداشته...
پاسخ:
خب دیگه همین کاری که فردوسی کرد مصداق یک کار فرهنگی بود. مصداق اینکه نخواست با جریان حاکم پیش بره.
حرفت رو میفهمم. فرهنگ دستوری هیچ نتیجه ای نداشته هیچوقت. فرهنگ رو نمیشه با گشت ارشاد و کمیته اخلاق و انضباطی درست کرد.
۱۰ تیر ۹۶ ، ۱۸:۰۶ احمدرضا ‌‌
@آقاگل
اونی که گفتم؛ فقط مثال بود؛ تا توضیح داده باشم که فرهنگ با ارزش فرق میکنه. نه برای اینکه فرهنگ رو صرفا رسومات محلی بدونم

تعریف شما از کارفرهنگی، متفاوته! کارفرهنگی که شما میگید؛ اصلاح فرهنگ یا ترویج تغییر توی فرهنگ هست. برای همین گفتم کارفرهنگی وجود نداره

من یه سوء تفاهم رو برطرف کنم؛ من نگفتم که تیریبون رو بدن به اصلاح‌طلبا، در واقع یه همچین کاری ، اشتباه بدتر از این یکی هست (کلا استعداد خاصی تو ایجاد هیجان کاذب دارن). نماز جمعه و مراسم‌های مذهبی، خودش یه تفکر مشخص و معین داره؛ اینکه بگیم چون یه قشر خاص مشارکت بیشتری دارن؛ پس باید عقاید و تیریبون به همون قشر داده بشه؛ اشتباه هست!
عملا با کارای امسال مطیعی و امام جمعه مشهد، در واقع دارن این تفکر رو که هرکس ما رو قبول نداره نیاد نماز جمعه پرورش میدن
من نمیگم خود حرفای مطیعی اشتباه بود ولی هر سخن جایی و هر نکته مکانی دارد! عید فطر و مراسم‌های مذهبی ، از معدود نقاط اشتراک مردم ایران با عقاید مختلف هست؛ در واقع چیزی که سمبل وحدت هست؛ نباید چنین استفاده ابزاری ازش بشه. 
پاسخ:
خب من متوجه نشدم. منظورت از کار فرهنگی چیه که میگی وجود نداره؟
.
والا اونا هم نخوان این تفکر رو جا بندازن این دقیقا اتفاقیه که میفته! یک عده ای توی عمرشون شاید فقط یکبار نمازجمعه برن. اونم موقعی که میخوان گزینش استخدامی شرکت کنن. :)

فرهنگ چطور و چگونه ممکنه تغییر کنه؟
به مرور زمان.
از قِبَل نتایج کارهای فرهنگی و ضدفرهنگی!
پاسخ معلومه.
مثل خیلی از تغییراتی که در هنجارهای اجتماعی ما پدید اومده.
از تقبیح مهمان نوازی های گاهاً افراطی و تعارفات مرسومه در میان ایرانیان در گذشته بگیرید(چیزی که الان دیگه خیلی کمتر مرسومه یا در برخی مناطق اصلا مرسوم نیست!) تا تغییر هویت مطلوب و قبله ی آمال افراد جامعه!
کار فرهنگی چه تهاجم فرهنگی باشد چه خدمت فرهنگی، در بلند مدت، به سادگی فرهنگ رو دستخوش تغییر خواهد کرد.

پاسخ:
بیشتر ازهمه به نظر میاد مصداق رو که اشتباهی بگیری دچار تغییر میشی. تغییری که البته به نفع تو و فرهنگ تو نیست. 
حالا چی میشه که مصداق اشتباه میشه؟ به نظر میاد یک عده دارن رومون کار فرهنگی میکنن منتها برای رسیدن به مصادیق خودشون!
۱۲ تیر ۹۶ ، ۱۹:۱۳ مرتضی خیری
گفتم شاید منظورشو خوب نگرفته باشین.
مثلا آدمی که نسبت به محیط زیست خودش احساس برتری نکنه و خودشو مسلط بر اون نبینه و یه جورایی نسبت بهش حس تواضع داشته باشه، اصولا ضرری و زیانی هم بهش نمیرسونه و قص علی هذا فی سایر الموارده :)
پاسخ:
آهان گرفتم چی میگی. :)
فرهنگ یعنی تواضع. الان جالب شد. 

ارسال نظر

کاربران بیان میتوانند بدون نیاز به تأیید، نظرات خود را ارسال کنند.
اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید لطفا ابتدا وارد شوید، در غیر این صورت می توانید ثبت نام کنید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">