دو کلمه حرف حساب

دو کلمه حرف حساب

من شعله نیستم
من دود نیستم
من کوه نیستم
من رود نیستم
محدود نیستم
محدود نیستم به همین نقشه تنم
بیرون ز تخته بند تنم باز این منم
تا دوردست تا همه تا تو
ای آخرین ستاره بیرون زکهکشان
آری منم زمان
آری منم مکان
نامم بلند در همه محدوده خدا
مرزم کشیده تا پس دیوار این جهان...
«سیاوش کسرایی»

هنر کتاب نخواندن!

دوشنبه, ۲۳ مرداد ۱۳۹۶، ۱۱:۳۲ ب.ظ

از قول ابوالفضل بیهقی نقل کرده‌اند که هیچ کتابی نیست که به یک بار خواندن نیارزد. حال آن که این قول از مشهورات بی‌اساس است. همۀ ما به تجربه دریافته‌ایم که بسیاری کتاب‌ها به یک بار خواندن نمی‌ارزند و بسیاری کتاب‌هاست که ارزش ورق زدن جدی هم ندارد. عدۀ بسیار معدودی از کتاب‌ها هستند که به بارها خواندن و آهسته خواندن و تأمل و تعمق می‌ارزند. بسیاری کتاب‌ها فقط به درد ورق زدن می‌خورند. بعضی از کتاب‌ها را باید گزیده‌خوانی کرد و بخش‌ها یا فصل‌هایی را که به علاقه یا تخصص یا گمشدۀ تحقیقی ما مربوط می‌شود خواند. 


امروزه با پدیده‌ای که کارشناسان کتاب و کتابداران «انفجار مطبوعات» اصطلاح کرده‌اند، مواجهیم. با تولید انبوه کتاب، که نه فقط خواندن بلکه خریدن کتاب را هم دشوار کرده است. شک نیست که در این ترافیک شدید، به آسانی و بدون برنامه و نقشه و تدابیر لازم نمی‌توان راهی به دهی برد.


هیچ معیار عینی برای اینکه به ما بگوید چه باید بخوانیم وجود ندارد. مسأله «چه باید خواند» به ذوق و تجربه و تخصص شخص خواننده بستگی دارد. در برابر سیل انتشارات بیشتر مسألۀ «چه نباید خواند» مطرح است؛ هنری میلر نویسندۀ بزرگ معاصر امریکایی در کتابی که از تجربه‌های کتابخوانی و کتابشناسی خود نوشته است به هنر شگرفی اشاره می‌کند که همانا «هنر کتاب نخواندن» است. نه این هنر که نباید کتاب خواند، بلکه این هنر که چه کتاب‌هایی را نباید خواند.


خیلی‌ها به جای آن که مجذوب یک کتاب باشند، مرعوب اهمیت کلاسیک یا شهرت آنند، و با آن که به ذائقه خود آن را ناگوار می‌یابند، گرفتار رودربایستی و ریای علمی-هنری می‌شوند، و بدون هیچ حظ روحی یا بهرۀ علمی کتاب نامطبوع نامأکول را به زور فرو می‌دهند. فقط برای آن که آن را خوانده باشند.


یکی دیگر از عوارض رودربایستی در کتابخوانی این است که گاهی خواننده‌ای چندان که در کتاب نامفهوم و بی‌بار پیش می‌رود و حاصلی نمی‌یابد، همچنان دست از کوفتن آهن سرد، یا آب در هاون برنمی‌دارد و بدون حضور قلب، انجام وظیفه یا بهتر بگوییم رفع تکلیف می‌کند. گویا فقط می‌خواهد آمار کتاب‌های خوانده شدۀ خود را بالا ببرد.


گروهی تصور می‌کنند هرچه بیشتر کتاب بخوانند، بهتر است، یعنی دانشمندتر می‌شوند. در پاسخ به این غلط مشهور باید گفت مهم این است که هرچه بهتر کتاب خوانده شود، و کتاب‌های هرچه بهتر، نه هرچه بیشتر. دانشمندترین آدم‌ها، پرخوان‌ترین آدم‌ها نیستند، و پرخوان‌ترین آن‌ها هم دانشمندترین آدم‌ها نیستند. پرخوانی اگر هم برای دانشمند(تر) شدن لازم باشد، کافی نیست.


کتابخوانان به طور کلی به دو دستۀ عمده تقسیم می‌شوند: ۱. ژرفارو، ۲. پهنارو. ژرفاروها به کم و گزیده خواندن علاقه دارند و وحدت‌گرا هستند. پهناروها به بیشتر و گسترده‌تر خواندن و شیوۀ دایرةالمعارفی علاقه دارند و کثرت‌گرا هستند. نگارنده بر آن است که بهتر است هر کتابخوانی، با هر تخصصی که دارد، تا ۳۰ سالگی پهنارو باشد، و هرچه به دستش می‌رسد و برایش دندانگیر است به ویژه ادبیات بخواند، ولی از آن پس برمبنای تجربۀ مطالعاتی که تا آن زمان می‌اندوزد، ژرفارو شود.


آخرین بند این مقاله دربارۀ ضرورت تندخوانی است. اگر ناگزیر از پرخوانی باشیم، لامحاله ناگزیر از تندخوانی هم هستیم. کتابخوان حرفه‌ای کسی است که به جای خواندن کلمات، سطور را می‌خواند. شاید بتوان گفت در هر نگاه یا حرکت چشم نیم‌سطر را. اگر نویسنده‌ای گرفتار دراز گویی باشد آیا باید خواننده برده‌وار، رشته‌ای بر گردن خود بیندازد و به دنبال او رهسپار شود؟ هرگز. چنین کتاب‌هایی را باید جسته جسته یا بریده بریده خواند.


این‌ها که گفته شد، قانون و قاعدۀ مسلّم و مُحرزی نیست بلکه اظهارنظر سلیقه‌ای و شخصی است وگرنه شیوه‌های کتابخوانی، و نیز چم و خم هنر کتاب‌نخوانی، به عدد انفس خلایق است.



"سیر بی سلوک"

"بهاءالدین خرمشاهی"

موافقین ۹ مخالفین ۰ ۹۶/۰۵/۲۳
آقاگل ‌‌

کتاب نگاری

نظرات  (۲۲)

۲۳ مرداد ۹۶ ، ۲۳:۳۷ رضا فتوکیان
کتابخوانی لذت بخش ترین کار دنیاست
به شخصه در انتخاب کتاب وسواس زیادی دارم.
فکر میکنم یکی از کارهایی که باید تو وبلاگ ها انجام بشه همین معرفی کتابهای خوبی که خوندیم در  ژانرهای مختلف تا بقیه هم ترغیب بشن
متن جالبی بود:)
پاسخ:
کتاب خوندن خوبه. کتاب خوب خوندن خوب تره! :)
مهمه که چی بخونی.
۲۳ مرداد ۹۶ ، ۲۳:۴۸ اسمارتیز :)
چقدر خوب بود :) به درد بخور:) من پهنا رو ام :) و بعد از سی سالگی شاید به سبب پختگی و این حرفا تصمیم بگیرم ژرفارو بشم دی:
تشکر فراوان (:
پاسخ:
:))
خوبه. تا سی سالگی پهنا رو هم بودی اشکالی نداره.

منم دیدم ادمهایی رو که یه کتاب رو صرف اینکه معروف بوده تعریف و تمجید میکردن بعد که مقداری از کتاب رو خوندم دیدم اصلا نمی تونم درک‌کنم از چیش تعریف میکنن؟حتما کتابهایی که جایزه گرفتن و معروف شدن نمیشه دلیل بر خوب بودن باشه به نظرم:)
یاعلی
پاسخ:
من هم از این دست کتابا خوندم. و راستش نفهمیدمشون. یکیش صد سال تنهایی.

۲۳ مرداد ۹۶ ، ۲۳:۵۷ بهارنارنج :)
وی تندخدانی را اموزش دیده اما افسوس رعایت نمیکند:)
کتاب خوندن کار قشنگیه..ولی  کتاب خوندن شرایط داره,بعضی کتابای داستانی میشه تو هرموقعیتی خوند ولذت برد اما کتابای اموزشی فلسفانه عرفانی روانشناسی و...اونارو فقط وقتی باید بخونی که لذت ببری وذهنت اروم باشه:)وقتی نیست..خوندنشون عذاب اوره چون همش باید برگردی..

البته خب ایناهمش توجیه هم هست:)
پاسخ:
موافقم. :)

۲۴ مرداد ۹۶ ، ۰۰:۱۸ פـریـر بانو
قبلنا اگر میگفتن هرکتابی ارزش یه بار خوندن رو داره به این خاطر بود که کمتر کسی کتاب می نوشت و اصولا کتاب ها پرمایه بودن! نه مثل الان که هرکی از راه میرسه یه کتاب نوشته! :/

:: پست خیلی خوبی بود. فکر کردم خودتون نوشتینش ولی گویا مقاله هست :)) 

پ ن: باتوجه به این مقاله... مثلا چند وقت پیش شروع کردم به خوندن کتاب مسخ اثر کافکا که خیلی تعریفشو کردن. ترجمۀ صادق هدایت بود و علاوه بر مسخ چندتا داستان دیگه هم توش بود. که من بین این چندتا فقط از مسخ اونم نه خودش که از پیامایی که میشد دریافت کرد خوشم اومد و گمون نکنم به کسی پیشنهادش کنم این کتابو! :/
پاسخ:
آره. الان که علی برکت الله! نویسنده از کتاب خوان بیشتر شده!
.
یکی دیگه از بچه ها هم همینو میگفت. میگفت دیدم چطور یهویی قلمت اینقدر خوب شده! بعد دیدم نه یه متن از یه کتابه. :))
.
.
راستش نخوندم این کتاب رو و نمیتونم اظهار نظری بکنم.

من هیچی نگم :)
پاسخ:
:))
باید کمپین بزنن هنر چگونه خواندن . یا هنر چی چی بخونیم بهتره:))
شاید جواب بده
پاسخ:
خب نمیشه به همه یه غذای واحد خروند. ولی مقصر اصلی این اتفاقا سیستم آموزشیه. سیستم آموزشی ای که از هریت بیچر استو داخلش هست. ولی مثلا در مورد نمایشنامه های شکسپیر نیست. از مارکز از داستایوفسکی یا از نادرابراهیمی و دولت آبادی خودمون نیست. چقدر مطالعات ما از دوران مدرسه نشأت میگیره؟ مگه نه اینکه اون کتاب ادبیات مدرسه باید مشتی نمونه خروار باشه؟ ولی نیست!
کیفیت مهم‌تر از کمیته :|
پاسخ:
همین :)
دارم فکر می کنم من ژرفاخونم یا پهنا خون
(آیکون تفکر عمیق)
پاسخ:
تو دیگه کم کم باید ژرفا خون بشی در واقع. :)
واقعا سخته انتخاب اینکه چی بخونی و کدومارو نخونی اونم برای من که مدت کمیه شروع کردم به مطالعه کردن و تجربه ای ندارم :(

+ممنون از این پست خوباتون :)
پاسخ:
خواهش میکنم. 
حالا چرا ناشناس؟ :)

درود بر شما
و سپاس از پست پر مغزتان - بی  تردید همه می دانیم که ما آمیزه ای هستیم از دانسته ها و باورها و بخش بزرگی از شخصیت ما را دانسته ها و خوانده های ما ( مطالعات ما برگردان عربیش میشه  که خود برگردان هم ترجمان هستش ) وبسیاری از ما را می توان از روی دیدن کتابخانه هامان شناخت ( شخصیت کلی نه لایه های تو در توی اخلاقی و ذهنی ) . اینکه این فرد انسانی فلسفه گراست یا ادیب ؛ هنرمند است یا مهندس ؛ گرایش روحی اش به علوم انسانی است یا عملی و یا اگر اصلا کتابخانه ای ندارد متکی به خود است آنقدر از خود راضی و متشکر است که ورق زدن صفحات کتاب هم برایش جالب نیست ( پارسی صفحه = رویه ) آنقدر سرگرم خود می شود که هیچ می شود ؛ هیچ - پس ؛ از روی ندانسته ها و نخوانده می توان به راحتی به شخصیت او نیز  پی برد کافی است متوجه شوی که دانسته هایش در چه شعاعی است . و اینکه هنر نخواندن یکی از اصلی ترین تصمیم های زندگی است که چه چیزی را نباید من بخوانم و با من سازگار نیست  . به هر روی خواندن و دانستن و آگاهی بهترین نعمتی است که خداوند به انسان  ارزانی داشته . کاش می توانستم به خوبی از این نعمت بزرگ بهره ببرم .
در پناه مهر خدای بزرگ و بی همتا - تندرست - پرتوان - پر اندیشه -پویا - نویسا - پیروز ْ بهروز و البته شاد باشید ( آمین)
پاسخ:
درود.
راستش درون مایه حرف تون رو قبول دارم. اینکه هر فرد رو میشود از کتاب هایی که خوانده شناخت. ولی از کتابخانه اش؟ شک دارم. این سال ها افرادی رو دیدم که به خاطر جلد قهوه ای فلان کتاب رو خریدن! و افرادی که چون توانایی مالی نداشتن به کتاب های کتابخانه های عمومی اکتفا کردن. 
در کل چه چیز خواندن و چگونه خواندن ها می تونه شخصیت یک فرد رو تحت تأثیر قرار بده. بسازه و یا حتی تخریب کنه. پس یک انتخاب ناآگاهانه میتونه همون قدر به فرد آسیب برسونه که یک انتخاب آگاهانه میتونه براش مفید باشه. و اینجاست که انتخاب ها اهمیت پیدا میکنه.
.
سپاس از نظر خوب و پر مغزتون. :)
 
فارغ از جبهه گیری شخصی به خرمشاهی که فکر میکنم پشیزی ادبیات نمی داند حرفهایش بدک نیست
گرچه من با گفته بیهقی موافقم و با ایشان مخالف. تمامی کتابها به یکبار خواندن می ارزند. حتی کتاب های مزخرف کمک آموزشی
پاسخ:
به نظرم خرمشاهی اگر به طور کامل طنزنویس میشد طنزنویس خوبی میشد. نظری در مورد سواد ادبیاتیش ندارم. :)
شما فعلا تا 30 سالگی وقت داری که پهنا خوانی کنی :)
البته کتاب هایی سراغ دارم که دلت میخواد کتاب دفتر برنامه ریزی کانون فرهنگی آموزش رو ورق بزنی! ولی این کتاب رو نه! مثالش مجموعه شعری به نام غورماقه ای روی تیفال.

۲۴ مرداد ۹۶ ، ۱۱:۵۰ Shahtot 🍇🍇🍇
واقعا جالب بود ...
این که بدونیم به جای این که بگیم چه کتابی بخونم ، باید بگیم چه کتاب هایی رو نخونیم 
و اون قسمت ژرفارو و پهنارو ... من همیشه ژرفارو بودم و این که فقط 
گزیده های کتاب رو میخوندم اما این جا گفته که باید پهنارو بود و به طورگسترده مطالعه کرد پس در کنارش باید تندخوانی هم تمرین کرد 
ممنون :)
پاسخ:
من خودم یک عادتی داشتم و دارم. وقتی از یک نویسنده شروع میکنم به خوندن یک کتابش،(اگه ازش خوشم بیاد) ترجیح میدم دیگر کتاب هاش رو هم بخونم. نمیدونم این جزء ژرفا خونی محسوب میشه یا پهنا خونی. ولی راستش به همه همین پیشنهاد رو کردم و میکنم. به شما هم همین پیشنهاد رو میدم :)
 
من فعلا در حدی قرار دارم که فقط استفاده کنم از پست. :)
پاسخ:
:))
استفاده از این پست با یک ذکر یاعلی آزاد است. راحت باش.

۲۴ مرداد ۹۶ ، ۱۵:۲۲ منتظر اتفاقات خوب (حورا)
برای من پیش اومده، شروع به خوندن کتابی کنم که جایزه جهانی گرفته و خیلی ها هم تعریفش رو کردند ولی من نتونستم باهاش ارتباط برقرار کنم و نصفه گذاشتمش کنار! البته مشکل از کتاب نبود!

پاسخ:
برای من هم این اتفاق افتاده. راستش کتاب صدسال تنهایی رو کمتر از 50 صفحه اش رو خوندم. و کتاب عقاید یک دلقک رو هم فقط دو فصل اولش رو. و با هیچ کدوم ارتباط نگرفتم. و رهاشون کردم. هیچوقت هم نفهمیدم ایراد از کجا بود.
پنارو بودن تا سی سالگی منو به فکر برد...
پاسخ:
:))
خوبه
۲۵ مرداد ۹۶ ، ۲۲:۱۶ کوالای پیر
عه دستم خورده بود رو اون تیک ناشناس :)))
پاسخ:
شما بودین پس :))

من از همون اول ژرفاخون بودم :)
پاسخ:
احسنت :)

یه وقتایی هم پیش اومده کتاب یا نوشته ای توی دوره ی خاصی برات مفهوم پیدا میکنه. با خودت میگی چرا قبلا از این کتاب خوشم نمیومد؟ چرا درکش نمیکردم؟
و درباره ی پهنارو و ژرفارو شاید بهتره ملاک دیگه ای جز سن رو برای مرز این دو روش انتخاب کنیم. کتابخوانی ( یا هنر انتخاب کتاب) بیشتر به مهارت شبیه هست و میشه زودتر یا دیرتر این مهارت رو بدست آورد. 
در مجموع مقاله ی خوبی بود، سپاس.
پاسخ:
آره، این هم نکته خوبی بود و باهاش موافقم. و پیش اومده برام که کتابی رو یکبار دو بار خوندم و نتونستم پیش برم. ولی بار دیگه کاملا متوجهش شدم.

خواش می کنم. :)

اومدم بگم ایول، چه پیشرفتی کردی! غلط املایی هم نداشتی!!! که یهو دیدم ذکر منبع کردی دیگه! :))))

پاسخ:
:))
همین دیگه. برام سوال بود چطور دوستان فکر کرده بودن من نوشتم این متن رو در صورتی که حتی غلط املایی هم نداشت :))

تو از اونایی هستی که اگه یه وبلاگ یواشکی داشته باشی زود لو میری! :))))))
پاسخ:
:))
اعتراف میکنم یه مدت یه وبلاگ یواشکی داشتم! 
۳۱ مرداد ۹۶ ، ۱۱:۱۵ ام شهرآشوب
به نظرم ابوالفضل بیهقی کتابهای اون موقع رو گفته! مگه سرجمع چندتا دانشمند داشتیم و چندتا کتاب؟؟!!! خب لاجرم همه رو میخوندن دیگه
پاسخ:
آره این هم مورد خیلی مهمیه. :)
الان که علی برکت الله.

ارسال نظر

کاربران بیان میتوانند بدون نیاز به تأیید، نظرات خود را ارسال کنند.
اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید لطفا ابتدا وارد شوید، در غیر این صورت می توانید ثبت نام کنید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">