دو کلمه حرف حساب

دو کلمه حرف حساب

من شعله نیستم
من دود نیستم
من کوه نیستم
من رود نیستم
محدود نیستم
محدود نیستم به همین نقشه تنم
بیرون ز تخته بند تنم باز این منم
تا دوردست تا همه تا تو
ای آخرین ستاره بیرون زکهکشان
آری منم زمان
آری منم مکان
نامم بلند در همه محدوده خدا
مرزم کشیده تا پس دیوار این جهان...
«سیاوش کسرایی»

یک:

بچه بودم. شش یا هفت سالم بود. یه برف خیلی سنگین اومده بود. شهرمون اون روزا هنوز گازکشی نشده بود. و چون راه‌ شهر بسته شده بود چند روزی بود که نفت هم به سختی پیدا می‌شد. مادر اجازه بیرون رفتن از خونه رو بهم نمی‌داد و گفته بود زیر کرسی بمونم که یک وقت سرما نخورم. سال پیش بچه یکی از همسایه‌ها بر اثر سرما مرده بود. منم حسابی ترسیده بودم. ترس مردن از سرماخوردگی برام یک ترس واقعی و زنده بود. و همین باعث شده بود به حرف مادر گوش کنم و از خونه خارج نشم. گاه‌به‎گاه سر و صداهای داخل کوچه رو می‌شنیدم. می‌دویدم لب پنجره، شیشه رو هاه! می‌کردم و بخار شیشه سر می‌خورد و می‌اومد پایین. خنکی دل‌انگیزی داشت. از داخل اون سوراخ کوچک به خوبی می‌تونستم کوچه رو ببینم. داخل کوچه زنا می‌رفتن و می‌اومدن. یکی برای یکی سوپ می‌برد و اون یکی نفت. یکی شلغم پخته بود و یکی نون. یکی رو فرستاده بودن خونه شمسی خانم که بچه‌اش سرباز بود و رفته بود بندر. مردا روی پشت بوم کمک هم‌دیگه برفارو پارو می‌کردن. برفا رو پارو می‌کردن که یک وقت سقف خونه‌ها پایین نیاد. یه سری از مرداهم برای خونه‌هایی که نفت و ذغال نداشتن نفت و ذغال می‌بردن. با اینکه بچه بودم ولی همون موقع خوب می‌فهمیدم. این بده بستونارو. این همدلیارو. این کنار هم بودنارو. می‌فهمیدم که دلیل این مهربونیا زمستونه و برفی که داره می‌باره. وقتی تابستون می‌اومد. دیگه زیاد از این خبرا نبود. هرکسی سر باغ و زمین خودش بود و به فکر زندگی خودش. این بود که از همون اول بهار دعا می‌کردم کاش دوباره زمستون بیاد. باز زمستون بیاد و همسایه روبرویی برامون شلغم بپزه و ما براش نفت ببریم. دعا می‌کردم برف بیاد تا باز بتونم مردای محل رو روی بوم خونه‌ها ببینم. بگذریم. قصد خاطره تعریف کردن ندارم. مقصود حرفم چیز دیگه‌ای بود. این روزا این شدتِ کینه‌ورزی و نفرت‌انگیزی تنِ من رو می‌لرزونه. اینکه می‌بینم حتی در موقع بحران هم‌ دیگه اون مردم مهربونِ 20 سال پیش نیستیم. اینکه می‌بینم چند روز (و حتی چند ساعت) بعد از یک حادثه دلخراش که دل خیلیارو لرزونده عده‌ای هستن که به دنبال مقصّر می‌گردن. اینکه فقط چند ساعت بعد از زلزله عکسایی رو می‌بینم که دست به دست می‌چرخن و حرفایی ردوبدل می‌شه. عده‌ای روحانی رو مقصر معرفی می‌دونن. عده‌ای مسکن مهر احمدی نژادی رو. عده‌ای سپاه و بسیج و مراسم اربعین و فلان و بهمان رو. راستش فکر می‌کردم چنین مصیبت بزرگ ملی‌ای با این حجم تلخی و غمِ بی‌پایان، لااقل باید فرصتی می‌شد تا برای لحظه‌ای هم‌دلی و کنار هم بودن رو تجربه کنیم. البته هنوز از صمیمِ قلب امیدوارم روزی برسه که ملت ما برای هم‌دلی نیازمند برف و زمستون و زلزله نباشن. امیدوارم روزی برسه که در گرمای تابستون بتونیم همدل باشیم و کنار هم. 


دو:

پنج دی سال 82، وقتی زلزله بم رخ داد. من تقریباً دوازده سیزده ساله بودم. دیدن صحنه گریه‌‌ی مادرا و پدرا. خونه‌هایی که جز خاک چیزی ازشون باقی نمونده بود. بچه‌هایی که خیلی‌هاشون یک شبه یتیم شده بودن. با این حال از معلما و بزرگ‌ترا می‌شنیدم که می‌گفتن این زلزله به سبب فلان گناه و بهمان گناه مردم بم رخ داده. اینا نشونه‌های عذاب و غضب خداست. انگار غم مرگ بیش از بیست هزار زن و کودک معصوم کافی نبود. انگار باید این آدما که یک شبه زندگی‌شون با خاک یکسان شده بود رو متهم هم می‌کردیم. باید خوب له‌شون می‌کردیم. درد و رنجِ بلا از یه طرف، درد و رنجِ بدنامی از طرفِ دیگه. ایوب نبی وقتی بلایای الهی از زمین و زمان بر سرش نازل شد. وقتی زن و فرزند خودش رو از دست داد. وقتی بیمار شد. مردم دورش رو گرفتن. گفتن این همه بلا بی‌دلیل نمی‌شه. یقیناً گناه بزرگی مرتکب شدی که خدا تو رو این شکلی عذاب می‌کنه. و بعد ایوب نبی رو از شهر بیرون کردن. به خاطر گناهی که نکرده بود.

راستش الآن و بعد از گذشت حدود چهارده سال از زلزله بم متعجب می‌شم وقتی می‌بینم هستن عده‌ای که پس از این حادثه مصیبت‌وار، همچنان تحلیل‌های نفرت‌انگیز چهارده سال قبل رو ارائه می‌کنن. نسلی که از اتفاق مدرسه رفته و دانشگاه رفته هستن. ولی باز دلیل این ضایعه غم‌انگیز رو به انواع و اقسام گناهان اهالی اون منطقه مرتبط می‌دونن. حتی وقتی از کودکای معصومی صحبت به میان میاد که در این دو حادثه جان‌شون را از دست دادن باز شانه بالا می‌اندازن و اظهار می‌کنن: "آتش گناه گناهکارا دامن بی‌گناها رو هم گرفت." عذرخواهی می‌کنم ولی تف به شرف نداشته‌ات. و خاک بر دهانت باد!

سه:

عنوان بریده‌ای است از فیلم «زندگی و دیگر هیچ» اثر عباس کیارستمی، این فیلم روایتی است از زلزله رودبار و منجیل در تابستان سال69.

موافقین ۱۲ مخالفین ۰ ۹۶/۰۸/۲۵
آقاگل ‌‌

خود نوشت نگاری

نظرات  (۲۳)

من از نگاه کلاغی که رفت فهمیدم
که سرنوشت درختان باغمان تبر است
...
کلا یهو تغییرات عجیبی در بطن این اهالی رخ داد. این فاجعه از کجا شروع شد و به اینجا رسید هم ساده است که به هر حال شرحش خارج از حوصله زمان و مکانه و متاسفانه برون رفتی هم نداره.
...
با آرزوی سر سلامتی. هر آنچه ازمون برمیامد انجام دادیم.
پاسخ:
من متوجه قسمت دوم متن پیام‌تون نشدم.
.
ان‌شالله.
از همه بدتر اینایی هستن که مسائل طبیعی رو به خشم و غضب خدا ربط میدن! ممکنه در یه دوره‌ای خدا عذابش رو به شکل طوفان و زلزله نازل می‌کرده اما شرایط اون زمان رو درست نیست با الان مقایسه کنیم...
پاسخ:
قسمت دوم حرفم دقیقاً همین بود. اصلاً قابل قیاس نیست. و اصلاً قابل نتیجه گیری نیست و اصلاً ما در این جایگاه نیستیم! به قول مولوی کار پاکان را قیاس از خود مگیر! با درک زمینی حق نداریم در مورد امور الهی اظهار نظری کنیم.
من هنوز تو کف اینام که عکس سگ‌های زنده‌یابو می‌ذارن و زیرش و می‌نویسن حالا باز بگین سگ نجسه
بعد سگو تبلیغ می‌کنن :|
پاسخ:
حالا جدای از تو کف بودن تو یه خاطره جالبی در مورد این سگ‌های جستجوگر دارم که الآن یادش افتادم. شاید یک وقت دیگه بنویسمش. 

۲۵ آبان ۹۶ ، ۰۶:۵۷ نویسنده ....
اگر به جای این حواشی تلخ تلاششون رو صرف کمک کردن می کردن الان شرایط تو کرمانشاه بهتر بود. آخ از مردمی که هنوز سقف مصیبت رو سرشونه و بی پناهن.... 
پاسخ:
آخ از اون  جمله آخر...
۲۵ آبان ۹۶ ، ۰۷:۱۸ بهارنارنج :)
کلا اوضاع بدیه!بعضیا انگار فقط دنبال یه فرصتن برای حرف دراوردن!
۱۴سال گذشت؟من امسال رفتم بم!مردم اونجا اتفاقا حتی با وجود زلزله خیلی مقید تراز جاهای دیگن!اصلا عزاداری محرمشون مشهوره!اما بعد ۱۴سال به قول شما شهر هنوز خفه بود وهم و ترس زلزله بود..تپه بزرگی که ننشوت میداد تواین شهر خونه ها همه خراب بوده..زلزله بم از زلزله اخیر هم ویرانی وکشتارش بیشتر بوده..چه بسا زنده هایی که روزای اول زنده به گور شدن چون امکاناتی نبود کسی نبود بفهمه این بیهوشه یا مرده وازفکر اینکه همه ی شهر بوی مرده برداره ذفن کردن!خیابونایی که زیرشون پر مرده است!یکی از اقوام که زمان زلزله بم بود و درجریان همه چی میگفت اماری که میدن دروغه بم توخیلیا مردن..میشه گفت همه مردم همه جنبنده ها حتی حیوونا مردن!

کمکی ازمون برنمیاد کاش حداقل انقدر انسان باشیم که زخم رو زخم نزاریم
پاسخ:
یکبار بم رفتم. بم هنوز هم شهر زلزله زده هاست. بعد گذشت این همه سال هنوز فضای شهر غم زده است.

واقعا ناراحت کننده ست من خیلی بچه بودم اون زمان و یادم نیست هرچند خب میشنیدم زلزله بم خیلی خرابی به بار آورده و جون خیلیا گرفته و واقعا ناراحت کننده بود 
ولی اینبار واقعا از صمیم قلبم ناراحت شدم و ای کاش کمکی از دستمون براتون برمیومد ..
ان شاالله خدا خودش کمک میکنه و زندگی عادی و آروم مردم کرمانشاه دوباره شکل میگره ...
خب واقعا زلزله یه حادثه ی طبیعیه اینکه تو این زمان دنبال مقصر بگردیم و حرف دربیاریم واقعا کار عبث و ناراحت کننده ای ...هرچند میشد از قبل جلوی خسارتای زلزله رو گرفت ولی خب الان جای این حرفا نیست به نظرم
پاسخ:
اتفاقاً اینکه می‌شد جلوی خسارت‌های زلزله رو گرفت همین الآن وقتشه که در موردش بحث بشه. همین الآن وقتشه که برای آینده برنامه ریزی صحیح بشه که لااقل خونه‌‌های روستایی و قدیمی کم کم بازسازی بشن تا حادثه‌های بعدی خسارت‌های کمتری رو به بار بیاره.
مثلاً اگر یه نفر یه عزیز توی زلزله از دست داده باشه با خوندنِ عنوان چه حالی میشه؟!
پاسخ:
:(
بعضی ها تو این شرایط آدم بودن خودشون رو ول کردن چسبیدن به خدایی کردن جای خدا، وظیفه ی آمها الان کمک به همدیگه است نه قضاوت راجع به اینکه چرا زلزله نازل شده، یعنی مردم آذربایجان،خراسان،بوشهر، خوزستان که تو این چندسال اخیر زلزله باعث کشتنشون شد همه گناه کرده بودن؟ یعنی اونایی که زنده موندن همه بی گناه بودن؟ الهی شکر که خدا خداییش رو به کسی نمیده‌.
یه دسته ی دیگه هم چندش آورن،اونهایی که این چند روزه از مصیبت هم وطنانمون جک ساختن و انگار نه انگار که مردم داغ‌دارن.
یاعلی
پاسخ:
با عقل ناقص خودشون نشستن جای خدایی که اون بالاست. من نمی‌فهمم علت این همه بد بودنامون چیه. ملت چندشی شدیم.
۲۵ آبان ۹۶ ، ۰۸:۱۷ ام شهرآشوب
آخه بدبختی اینه که رییس دولت خودش میاد حرف مسکن مهر رو سبز میکنه، بعد خودش میاد ژست میگیره که الان وقت کینه ورزی و پیداکردن مقصر نیست! 

واقعا آدم نمیدونه قسم حضرت عباس رو باور کنه یا دم خروس رو
پاسخ:
به یک دوستی می‌گفتم باید برخی مسئولین کشور در 36 سال اخیر رو گرفت ریخت داخل کوره یک توربین هم وصل کرد سر کوره و سوزوندشون و ازشون برق تولید کرد! تا لااقل یه فایده‌ای به حال این مملکت داشته باشن. 
چی بگم.
اینقدر خودتون واضح و شیوا بیان کردید که دیگه حرفی واسه گفتن نمیمونه
فقط ای کاش قلبا همدرد باشیم نه این که با کارامون خودمون هم درد باشیم....
پاسخ:
حرف تون حرف درستیه. کاش اول از همه انسان باشیم.
عده ای نا دانند و این حرفا رو می زنند و عده ای هم
از این جور حرف و برداشت ها منفعت می برند ، شرمشان باد که تا این اندازه پست و انسان ستیز هستند.
قطعا اگر قرار بود خدا وند برای گناهان قومی رو عقوبت کند گذینه های خیلی بهتری پیش رو داشت خیلی بهتر !
پاسخ:
آدم دلش از کسایی که نادان هستن نمی‌گیره. دلم از اون‌هایی می‌گیره که با قصد و نیت قبلی دست به این کار می‌زنند. 
۲۵ آبان ۹۶ ، ۱۳:۰۵ هانیه شالباف
دلم پر غصه‌ست ... دیگه تحمل ندارم؛ نه تحمل دیدن این مصیبت‌ها، نه تحمل شنیدن حرفا...
پاسخ:
دل ما هم غصه داره.
به قول یکی پاییز اومده پی نامردی... پی نامردی...
انقدر روایت و حرف و نظر و پست و عکس  و هشتگ وجود داره که اصل قضیه فراموش میشه
پاسخ:
موافقم با حرف‌تون. یه وقتایی اصل رو فدا می‌کنیم با این حجم پیام و هشتگ و حرف و حرف و حرف.
۲۵ آبان ۹۶ ، ۱۵:۱۰ آشنای غریب
پس اون شهرایی که رو گسل هستند حتما اهالی شهر فاسق  هستند !؟!؟!
پاسخ:
چی بگم راستش!

۲۵ آبان ۹۶ ، ۱۸:۲۰ ح م کامران نیرومند
۶ دی ۸۲ من و حدود ۲۵ نفر دانشجوی دیگر در بم بودیم، آن زلزله بم را با خاک یکسان کرده بود و خانواده های بسیاری کامل کشته شده بودند، من نمیدانم چرا برخی دلیل تراشی میکردند که به این دلیل و آن دلیل  زمین لرزید و  یادم هست چه مصیبتی بود.. گناه از من است تا جایی بلرزد تا شاید من به خود آیم...
پاسخ:
بم هنوز با گذشت 14 سال زلزله زده است. از در و دیوار خونه‌های شهر هنوز گرد غم می‌باره.
یک: اوایل متن یاد شعر زمستان اخوان عزیز افتادم که نگرشش به زمستان کاملا برعکس شما بود!
نفس کز گرمگاه سینه می آید برون ابری شود تاریک!
چو دیوار ایستد در پیش چشمانت!
نفس کاین است،
دیگر چه داری چشم،
ز دست دوستان دور یا نزدیک!
چون کامنتم طولانی میشه به سختی مقاومت میکنم و بقیه شو نمی نویسم!
من عااااااشق شعر زمستانشم...
خدا رحمتش کنه.

بعد خوندم از بی مهری هایی که درگیرش شدیم. راستش در باره ی این موضوع حرف زیاد دارم اما اصل موضوع و اصل اشکال رو ناشی از سیاست میدونم.
در دهه های اول بعد از انقلاب مردم خیلی یک دست تر بودند. وَأَلَّفَ بَینَ قُلوبِهِمی که خودش می فرماید به وضوح مشاهده میشد، نمیخوام بگم "عین" صدر اسلام اما میشه به اون دوران از جنبه ی همین وجه شبه گریزی زد در بخشایندگی و محبت مومنین به همدیگه که در ملاحظات میان انصار و مهاجرین هم مشهود بوده و در باب برکات محبتهاشون آیه هم نازل میشده، اما بعد از هجرتِ عاملِ وحدت اونهایی که ایمانشون به نرخ روز فاکتور می انداخت، فرقه فرقه شدند و بعد با لحن توهین همدیگه رو به هویتِ انصار و مهاجر خطاب می کردند!!
ما هم هرچه از اصلِ نظام و اصل انقلاب و آرمانهای مشترکمون دور شدیم، و فرقه فرقه شدیم کم کم از هم دور شدیم. سیاست مداران ما دعواهای سیاسی خودشون، منافع قدرت طلبانه ی خودشون رو وارد ملت کردند به حدی که دیگه اسم ما ملتی با بینش سیاسی نیستی و بلکه ما سیاست زده شدیم. اونقدر که دیگه با بینش های سیاسی مختلف داریم همدیگه رو تکفیر میکنیم.
کامنت ام شهر آشوب درسته که خودش یک جنبه ی سیاسی داره و من دوست ندارم در ذیل این پست کامنت سیاسی بذارم اما اشاره ش کااااااااااااملا درسته. کاری که دولتمردان ما با ما کردند و با الفت و مهربانی میان مردم کردند گناه نابخشودنی ایه!
دولت ما خودش داره دولت قبلی و حامیانش رو تکفیر میکنه، اما بعد گریز میزنه میگه الان وقت دعوای سیاسی نیست! این یک شوخی نیست این عین فاجعه ست.
اینکه سرِ ماجرای تروریستی مجلس همین کار رو کردیم، سرِ پیروزیهامون تو انتخابات همین کار رو میکنیم، سرِ انتخاب کابینه همین حرفها رو میزنیم و بلافاصله بعدش میگیم الان وقت دعوا نیست وقت اتحاده. این کاملا ملت رو به جون هم میندازه. ملت زیر آوار موندن ما میگیم مسکن مهر! ملت دنبال وحدت و اتحادند ما میگیم کسی که به ما رأی نداده منتظر بودن در پستهای مهم نباشه، و تا اینها رو میگیم سریع میگیم وقت دعوا نیستا! وقت اتحاده! این کاریه که نه این دولت که بقیه هم کردند و نمیخوام به همین دولت فقط ایراد بگیرم و بقیه رو مبرا کنم اما خب بدیهتاً دولت کنونی ما از این امر فاجعه بار مستثنی نیست!
می ترسم از روزهای آینده ی این ملت.
درد بیش از این حرفهاست. این چیزهایی که گفتم با ملاحظه ترین حرفهایی بود که میشد گفت! درد خیلی زیاده، خیلی خیلی بیشتر از بیشتر از بیشتر.
و من مطمئنم خدا روزی انتقام ما رو از دولتمردان خواهد گرفت..

دو:  والا من موندم که چطور به خودمون اجازه میدیم به جای خدا حرف بزنیم و اقدامات خداوند رو توجیه کنیم و به خرافه دامن بزنیم و ایمانمون رو زیر سوال ببریم.
به یاد آوردم وقتی رو که ماه پس از مرگ پسر رسول خدا گرفت و رسول الله تلاش کردند که خرافات و اوهام مردم که میگفتند ماه به سوگ فرزند رسول نشسته رو از بین ببرند و به مردم بفهمانند که ماه از سوگ فرزند رسول تیره نشده و این اتفاقی طبیعی است.
او که رسول خدا بود_سلام خدا بر او_ و از همه مطلع تر و از همه شایسته تر برای سوگواری مادیات بر سوگ او، اما باز هم ما وقع طبیعی رو به رخدادهای معنوی ارتباط نمیداد و اینها رو طبیعی قلمداد میکرد و جا می انداخت، چه برسه به ما که هیچ از حکمت خدا نمیدانیم. هیچ و هیچ و هیچ!
پاسخ:
اینقدر خوب و درست حرفی که باید زده می‌شد رو زدید که واقعاً من ترجیح می‌دم سکوت کنم. چون حرف دیگری نمی‌مونه. کاملاً حرف‌هاتون رو قبول دارم. سیاست تفرقه بنداز و حکومت کن سال‌هاست که مردم مارو درگیر کرده.
۲۵ آبان ۹۶ ، ۲۲:۱۴ ام اسی خوشبخت
دنیا دنیای بی مهری شده اما این بین خیلی ها حرف نزدن و فقط کمر همت بستن و کمک کردن, پول و وسایل جمع کردن و با همه مشکلاتی که بود مجوز گرفتن و فرستادن کرمانشاه. بماند که خیلی ها در مورد همین آدمها هم بی مهری کردن و متهمشون کردن به خیلی چیزها.
متاسفانه رسانه ها بیشتر دامن میزنن به این بی مهری ها و قضاوت های نابجا, چه در مورد مردم زلزله زده, چه در مورد کسانی که کمک میکنن.
این روزهای سخت و این زمستونا تموم میشه اما روابط سرد شده آدمها انگار بهار نداره.
پاسخ:
دم اونایی که کمر همت بستن واقعاً گرم.
.
و اینکه از رسانه نگید که دل همه ملت خونه. بخصوص از صدا و سیمای محترم. دروغ دروغ دروغ. 
۲۶ آبان ۹۶ ، ۰۰:۰۵ نیمه سیب سقراطی
آدم غمش دوبل میشه با این حرفها ... با این قضاوت ها ... با این از آب گل آلود ماهی گرفتن ها ... 
ما کی این همه بد شدیم ؟
پاسخ:
ما کی این همه بد شدیم؟ کی؟
واقعا از مردمی که توی عمرشون یک عزیزی رو از دست ندادند، از پولدارای بی غمی که دندونای سگاشونو ارتودنسی میکنند، از مردمی که یه دقیقه هم توی عمرشون توی یه آسیب طبیعی قرار نگرفتن. از مردمی که حتی توی این شرایط هم قضیه   شیع.ه و سنی رو میگن. انتظار درک و شعور داری؟؟!!!
پاسخ:
:((

۲۶ آبان ۹۶ ، ۱۲:۰۲ رضا فتوکیان
متن ات انصافا بجا بود اما عنوانت زیاد خوب نیس.
زلزله هم مثل هر بلای دیگه ای همیشه ای هست،  این ماییم که خودمون رو باید با طبیعت وفق بدیم
فک نمیکنم زلزله سگ هار باشه. سگ اگر گاز میگیره برای دفاع و یا حمله است. اما زلزله گاهی* بود* ما تکان میده
اینکه ما چه جور آدمایی هستیم
پاسخ:
https://tag.ir/cinema/7069-%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C-%D9%88-%D8%AF%DB%8C%DA%AF%D8%B1-%D9%87%DB%8C%DA%86%D8%9B-%D8%B3%DA%A9%D8%A7%D9%86%D8%B3-%D8%A8%D8%B1%D8%AA%D8%B1-%D9%81%DB%8C%D9%84%D9%85-%D8%B9%D8%A8%D8%A7%D8%B3-%DA%A9

عنوان رو از این قسمت فیلم زندگی و دیگر هیچ برداشتم. ببینیدش.
کاسبان ترور و پلاسکو و زلزله و امثالهم همیشه هستن انگار. نمکِ روی زخمن همیشه. انگار روحانی دکمه قرمزه ی روی میزش رو زده و زلزله اومده! انگار احمدی نژاد مهندس و سرکارگر ساختمونای مسکن مهر مناطق زلزله زده بوده :| بابا کسی که ایده ی خانه دار کردن قشر محروم رو داده که نباید محکوم کرد، کسی که اون خانه ها رو ساخته محکومه! :|

بعد این وسط یه عده هم اومدن میگن: «به هلال احمر و اینا کمک نکنیدا، اینا میدزدن و به دست مردم حادثه دیده نمی رسونن و اینا. بیارید کمک ها رو به ما بدید چون تنها جای معتبر ماییم، ما!»
به جای اینکه بذارن ارگان های کمک رسانی به طور منسجم کارشونو بکنن هر کس یه طبل گرفته دستش دارن کمک ها رو پراکنده میکنن :(
پاسخ:
کاسبان. نمک روی زخم پاش ها. ماهی گیرا. همیشه بودن. تو همه دولت ها بودن. همه این سال ها بودن. هنوزم هستن. خدا لعنت‌شون کنه.
.
این باعث می‌شه برنامه‌ریزی به طرز درستی انجام نشه متأسفانه.
خیلی خوب گفتی. 
ملتی که بعد از 14 سال هنوز هم عقایدش هیچ تغییری نکرده یعنی باید به حالش گریست
پاسخ:
آره باید بشینیم و گریه کنیم به حال خودمون.
ماشالا خوب موندی آقاگل.😆😉
پاسخ:
: |

ارسال نظر

کاربران بیان میتوانند بدون نیاز به تأیید، نظرات خود را ارسال کنند.
اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید لطفا ابتدا وارد شوید، در غیر این صورت می توانید ثبت نام کنید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">