دو کلمه حرف حساب

دو کلمه حرف حساب

من شعله نیستم
من دود نیستم
من کوه نیستم
من رود نیستم
محدود نیستم
محدود نیستم به همین نقشه تنم
بیرون ز تخته بند تنم باز این منم
تا دوردست تا همه تا تو
ای آخرین ستاره بیرون زکهکشان
آری منم زمان
آری منم مکان
نامم بلند در همه محدوده خدا
مرزم کشیده تا پس دیوار این جهان...
«سیاوش کسرایی»

چرا این شکلیه؟

جمعه, ۳ آذر ۱۳۹۶، ۰۸:۲۶ ق.ظ
 دیروز روز کتابگردی بود. و می‌دونم که به همین بهونه خیلیا رفتن کتاب‌فروشی و در کنار جنبه‌های دیگه این کتابگردی یحتمل چندتایی هم کتاب خریدن.
دیروز یکی از سوالایی که برای اون جمع حاضر در کتابفروشی مطرح شده بود این بود که: «چرا فکر می‌کنیم در طول روز زمانی برای کتاب خوندن نداریم؟» چون وقتی از کسی می‌پرسی چرا کتاب نمی‌خونی 90 درصد مواقع جوابش اینه: وقت ندارم.
دارم فکر می‌کنم جوابای جالبی می‌شه از این سوال گرفت. با دو پیش‌ شرط، یک اینکه اگه این مطلب رو می‌خونین پس زحمت جواب دادن به سوال رو هم بکشید. و توی زمین و هوا ولش نکنین و برید. و شرط دیگه اینکه صادق باشید. (برا همین به صورت ناشناس هم می‌تونید کامنت بذارید.)
پس سوال‌مون اینه:  
«چرا فکر می‌کنیم در طول روز زمانی برای کتاب خوندن نداریم؟»
موافقین ۹ مخالفین ۰ ۹۶/۰۹/۰۳
آقاگل ‌‌

خود نوشت نگاری

نظرات  (۵۱)

۰۳ آذر ۹۶ ، ۰۸:۳۳ مترسک ‌‌
جالبه! طرف وقت داره بره پای صفحه این و اون فحش بنویسه اما وقت نداره کتاب بخونه :|
پاسخ:
خب اونا یه دسته از جامعه هستن بقیه جامعه چی؟ اونا چرا کتاب نمی‌خونن؟
خب خدارو شکر از اون دسته آدما نیستم که واسه کتاب خوندن وقت نداشته باشم. حتی وقتی کنکور دارم‌. 
پاسخ:
احسنتکم :)
در مورد بقیه چی نظری نداری؟
به قول یه استادی، ما وقت رو می‌کشیم. ما زمان‌هامون رو خُرد می‌کنیم و خُرد خُرد همشو خرج می‌کنیم. مثل پول که اگه خُرد باشه خرجش واسمون ساده‌تره! ما وقت داریم، ولی می‌کشیمش. یکی از قاتلین وقت‌های من، تنبلیمه! مثلا من الان نباید بیدار میشدم -_-
پاسخ:
سلام من رو به اون استاد برسون. اگه اجازه داد از طرف من باهاش بزن قدش حتی. حرف خوب و جالبی زده.

۰۳ آذر ۹۶ ، ۰۹:۰۴ حسن قاسمی
به نظرم، وقت مربوط به اولویت ها میشه. در واقع باید گفت که کتاب در اولویتی که باید براش وقت گذاشته بشه، نیست.

مثلا طرف از ساعت 14 تا 15، عملا هیچ کاری نداره و تعهدی هم نسبت به کسی نداره که درگیرش بشه، تو این فاصله، فیلم دیدن، خوابیدن و ... رو به کتاب خواندن ترجیح میده، چرا؟ چون در اولویتش نیست.

حالا چرا در اولویتش نیست، بر میگرده به سیستم آموزشی کشور (اعم از آموزش و پرورش و افراد اثرگذار، مثل والدین)، سیستمی که خروجیش، به دار آویخته شدن کتاب توسط دانش آموز بعد از امتحان آخر سال هستش.

تا سیستم آموزش کشور درست نشه، کتابخوانی درست نمیشه، تا سیستم آموزشی اصلاح نشه، تمدن اسلامی رخ نخواهد داد.

البته گروه های دارند با سیستم آموزشی بهتر از سیستم آموزشی آموزش و پرورش، کارهای در کشور انجام میدن که ظاهرا در مساجد فعال هستند، منتهی به نظرم نهایتا یا دولت مجبور میشه سیستم اونا رو استفاده کنه و یا طوری حذفشون میکنه که بمب اتم باید جلوش لنگ بندازه.
پاسخ:
اینکه اولویت‌هامون درست نیست رو قبول دارم. و فکر می‌کنم تقریباً همه‌ قبولش داریم. حالا سوال اینه که چرا و چطوری می‌شه که نیازسنجی درستی انجام نمی‌گیره. و ملت به راحتی سُر می‌خورن سمت اینستا و تلگرام و فیلم. درحالی که انگار سمت کتاب سرعت گیر نصب شده؟ 
.
سیستم آموزشی مون که آشغاله. همین رو می‌تونم فقط بگم.
۰۳ آذر ۹۶ ، ۰۹:۱۱ بهارنارنج :)
وقت هست..
اما.وقت تلف شدن بهاطر تنبلی:/
پاسخ:
همون حرف مسترمرادی وقت هست ولی ما می‌کشیمش. چرا واقعا؟
۰۳ آذر ۹۶ ، ۰۹:۱۶ محبوبه شب
من زمان دارم، نتم دارم! -_-
پاسخ:
دلیل قانع کننده‌ای بود! پس ان‌شالله یک هفته نتت قطع بشه:دی
نمیدونم :((((
پاسخ:
نظرات بقیه رو بخونین متوجه داستان می‌شید.
۰۳ آذر ۹۶ ، ۰۹:۲۸ ام اسی خوشبخت
کی گفته ما زمان کتاب خوندن نداریم؟ زمان داریم, اما نمیدونیم زمانمون چطور خورده میشه. در واقع زندگی بی برنامه ای داریم. این همه مطلب تو تلگرام و اینستاگرام داره دست به دست میشه, تعداد کامنت زیر پست های اینستاگرام رو جمع بزنید میشه زمان لازم برای خوندن 10 صفحه از یه کتاب, البته حداقل 10 صفحه. یا جملات بی محتوایی که تو تلگرام داره نوشته میشه, خودش هزاران کتاب قطور میشه.
یا حتی ساده تر از اون, تو دنیای واقعی, بطور متوسط روزی بیشتر از یه ساعت داریم از زمین و زمان مینالیم و غر میزنیم اما حاضر نیستیم اون زمان رو صرف خوندن کتاب یا ورزش کردن یا صله رحم یا هر کار مفید دیگه ای بکنیم.
خلاصه اینطور بگم, اکثر ما وقت داریم, حال کتاب خوندن و کارهای مفید دیگه رو نداریم.
پاسخ:
یه اصلی هست بهش می‌گن بمبارون اطلاعاتی! یه وقتا حس می‌کنم ما دچار بمبارون اطلاعاتی قرار گرفتیم. روزانه چند گیگ اطلاعات رو می‌خونیم، ذخیره می‌کنیم و بعد به سطل زباله مغزمون انتقال می‌دیم. به همین سادگی! ولی مشکل اصلی اینه که نمی‌دونیم این کارمون حجم زیادی از سی پی یو مغز ما رو اشغال می‌کنه.
یادم باشه در مورد ورزش هم یه پست بذارم. :)

قطعا وقتمون رو باید با کارهایی که اولویت دارن واسمون خرج کنیم و کتاب جزو اون اولویت تهی هاس
پاسخ:
در کل به نوعی تمایل به وقت گذاشتن روی چیزای سطحی و دم دستی داریم. و خب این روزا چی دم دست تر از اینستا و کانال های تلگرام. یا حتی بازی‌های موبایلی. نه؟ 
۰۳ آذر ۹۶ ، ۱۰:۵۲ آرزوهای نجیب (:
به نظرم یکی از عیب های ما ایرانی ها اینه که کلاً توی زندگی برنامه نداریم. 
اگه توی زندگی برنامه ریزی داشته باشیم به همه چی می رسیم ولی... 
پاسخ:
یکی از عیب‌های بزرگ ما اینه. حالا اینجا بحث کتاب بود. ولی حرفی که زدین رو حتی در اداره‌های دولتی هم می‌تونیم ببینیم. عدم برنامه‌ریزی+کار بی نظارت و نتیجه؟ کیفیت و ثمربخشی پایین. از پایین تا بالای ادارات دولتی و غیردولتی همینه  متأسفانه. : |

۰۳ آذر ۹۶ ، ۱۰:۵۵ •✿ آرورا ✿•
من همچین فکری نمیکنم. به کتاب هم علاقه بسیاری دارم :)
پاسخ:
احسنتکم به شما :))

فقط مربوط به کتاب نیست.. اصولا ما توی زمان بندی مشکل داریم. این عادت رو نداریم که زمانمون رو مدیریت کنیم و اگر هم برنامه ریزی می کنیم، بهش پای بند نیستیم. 
عشقی و از سر حوصله هر کاری رو انجام می دیم و خب کتاب خوندن از اون دسته ست که هیچ وقت حوصله ش رو نداریم. 
مقدار زیادی از وقت روزانه مون الکی تلف می شه. گوشی رو برمی داری که یه چیزی سرچ کنی، به خودت میای می بینی دو ساعت داری تو ویکی پدیا می چرخی. بعد هم حالا یه دقیقه اینستاگرامم رو چک کنم، یه دقیقه جواب پیامای تلگرامم رو بدم، حالا ببینم از بلاگستان چه خبر.. همه وقت و هوش و حواسمون نابود می شه. 
پاسخ:
برام جالبه که خیلیامون همین عقیده رو داریم. و همین فکر رو می‌کنیم. ولی برای درمانش؟ هیچی. عملاً کاری نمی‌کنیم! اگه بگیم این یه بیماریه. و اسم بیماری رو بذاریم تمایل به چیزهای سطحی و دم دستی. به قول مستر مرادی با همین چیزای سطحی وقت‌مون رو می‌کشیم. شهیدش می‌کنیم. با این حساب من به شخصه خودم رو یک بیمار می‌بینم. و می‌بینم که آدمای اطرافمم همین بیماری رو دارن. و عجیب اینکه کاری هم نمی‌کنم برای درمان این بیماری.
۰۳ آذر ۹۶ ، ۱۱:۱۵ خانم الفــــ
بنظرم چون اولویت نیست.هر کاری که اولویت نباشه برامون،میره اون اخرای لیستی که دیگه وقتی و حالی برای انجام دادنش نیست.
پاسخ:
خب دقیقاً همین. چی می‌شه که کتاب‌ خوندن اولویت‌مون نمی‌شه. ولی چک کردن اینستا و تماشای فیلم یا فوتبال و ... تبدیل می‌شه به جزء جداناپذیر زندگی‌مون؟ 
۰۳ آذر ۹۶ ، ۱۱:۳۳ پـــــر ی
من کتاب می خونم ولی وقتی پیش از این روزانه از 10 تا 18 ساعت به صورت متغیر کتاب می خوندم ولی این روزا به خاطر مشغله کاری و زندگی فقط می تونم روزی یک ساعت کتاب بخونم پس عملا انگار که نخوندم. اصلا واسه خودم به حساب نمیاد. برا همین می گم وقت ندارم


پاسخ:
ببین تو اصلاً بگو ده دقیقه. نیم ساعت. من همینم جزء کتاب خوندن حساب می‌کنم. مهم اینه که اون طناب الفت پاره نشه. :) 
البته من همیشه برای کتاب خوندن وقت دارم و این بهانه ها رو قبول ندارم ولی فکر میکنم دلیل اغلب کسایی که کتاب نمیخونن اینه که وقت ندارن سرشون رو از توی گوشی شون بکشن بیرون!
پاسخ:
من یه مدت خیلی طولانیی با گوشی کتاب صوتی گوش می‌دادم. یا پی‌دی‌اف می‌خوندم. خود ماهیت تکنولوژی مقصر نیست. الآن مثلاً فیدیبو کتاب الکترونیک عرضه می‌کنه و خیلیا رو می‌بینم که با گوشی شون کتاب می‌خونن. می‌خوام بگم مهم اینه که شما با اون گوشی چکار می‌کنی؟ مهم اینه که اون شیوه استفاده صحیح از تکنولوژی رو هیچوقت یاد نگرفتیم. یا شاید یادمون ندادن. و حتی خواستن که یاد نگیریم. می‌تونه هرکدومش درست باشه. می‌تونه جامعه مقصر باشه. و هم می‌تونه فرد مقصر باشه.
نکته اینجاست، ما آسیب رو شناسایی می‌کنیم ولی آیا روش درمانی هم براش داریم؟ اون روش درمان چی ‌می‌تونه باشه؟
کامنت آقای مرادی را موافقترین بودم! یعنی اگر طیف موافقت بذاریم از کاملا موافق تا کاملا مخالف، نمره ی کاملا موافق رو به کامنت آقای مرادی میدم :)
حالا بقیه رو نمیدونم اما برای من، فرصتی که حجمش زیاد باشه و بتونم درست حسابی به یه کار خاص اختصاص بدم و از نتایجش بهره برداری کنم اون زمانیه که بچه ها همزمان خواب باشن! اولا که هر روز پیش نمیاد؛ ثانیا اگرم پیش بیاد تو اون زمان هزارتا کار هست که باید انجام بشه! که طبیعتاً برای چون منی که وقتی کتاب دستم میگیرم تا تمومش نکنم نمیذارمش زمین، ایجاب میکنه که فعلا کتاب نخونم چون واقعا این اولویت رو براش قائل نیستم.
اما نت، یا وبلاگ، یا هرکار سرگرمی دیگه ای رو میشه تو اون زمانهای خرد شده انجام داد. الان من از وقتی نت رو روشن کردم و اومدم وب شما تقریبا ده دقیقه شده و این کامنت رو هم که بذارم نت رو قطع میکنم و میرم به کارای دیگه م میرسم! خب تو ده دقیقه ی خرد شده ی این وسط، قطعا نمیشه کتاب خوند.
البته این برای شخص من توجیه قانع کننده ایه! یعنی خودمو لااقل قانع میکنه، اما عذاب هم میده! فکر نکنید که چون کتاب نمیخونم غمم نیست. نه! از دیدن کتابهایی که هربار رفتم کتاب فروشی با عشق خریدمشون اما هنوز نخوندم حس فشار روانی و مسئولیت انجام نشده دارم اما خب چه میشه کرد؟!
اما این پاسخ برای متاهلی چون من جوابگویه! برای مجردها، و حتی متاهلهای بدون فرزند که برنامه ی زندگیشون اینقدر وابسته به "سایرین" نیست، واقعا تنها دلیلی که میشه برای کتاب نخوندنها پیدا کرد طی کردن زندگی به صورت بی برنامه ست. خرد کردن زمانها برای اونها دلیلش بی برنامه بودن و بی ارادگیه. چیزی که در دوران تجرد و بی فرزندی من لااقل برای کتاب صادق نبود الحمدلله.

گفتید به صورت شخصی جواب بدین شخصی جواب دادم اما حس میکنم چرا بیخودی اینقدر کامنتم رو طولانی کردم! حالا که نوشتم دیگه دلم نمیاد حذفش کنم :دی
پاسخ:
منم با مسترمرادی موافقم. :)
شرایطی که الآن شما دارین تا حدود 80درصد شبیه شرایطیه که خاله من الان داره. اونم دوتا بچه داره که امیرحسین آمادگیه و مهری ماه کمتر از دوسالشه. الان اینایی که گفتین رو هر روز دارم می‌بینم. واقعاً سخته :)) البته می‌تونین بعنوان پیشنهاد روی کتابایی که به صورت داستان کوتاه هستن یا بخش‌های کوچک دارن فکر کنین. این شکلی شاید به نوعی با سوزن چاه بکنین. ولی در نهایت همین ذره ذره پیش رفتن هم باعث می‌شه اون طناب الفت پاره نشه. :))
.
ممنون که جواب دادین. 
اونایی که میگن وقت ندارن، هنوز مزه ی کتاب خوندن رو نچشیدن!
اگه یک بار یه کتاب تو زمینه ای که بهش علاقه دارن بخونن، از اون به بعد هرجور که شده وقتشون رو برای کتاب خوندن باز میکنن
پاسخ:
پس باید یه کاری کرد که کتاب پیش روشون باشه :)
توی خونه من یه وقتایی این کار رو می‌کنم. کم و بیش نتیجه هم می‌ده. والدین گرامی زیاد اهل خوندن کتاب نیستن. ولی یه وقتایی کتابایی که داستانی هستن یا شعر هستن رو می‌برم روبروی تلوزیون شروع می‌کنم به خوندن و بعد همونجا رهاشون می‌کنم تا سری بعد که بخوام ادامه شون رو بخونم. تو این مدتی که کتاب جان روی زمین یا روی مبل افتاده پیش اومده که والدین گرامی هم ترغیب بشن و چندین صفحه‌اش رو بخونن. این یه مثال در مورد خونه ما بود. فکر می‌کنم این رو می‌شه در سطوح بزرگتر هم اجرا کرد. مثلاً اگه توی آرایشگاه‌ها، بیمارستات‌ها، درمانگاه‌ها، ایستگاه‌های اتوبوس و کلاً جاهایی که ادمای زیادی وقت آزاد دارن کتاب باشه ممکنه ترغیب بشن و لااقل چند صفحه‌ای رو کتاب بخونن. چه بسا به قول شما رفته رفته اون فرد نگاه کنه و ببینه رشته ای بر گردنش افکنده دوست. :))
چرا کتاب نمی خونیم؟ چون کتاب قبلی ته نشین نشده یه چند روز وقت می خوایم:دی
پاسخ:
:)))
اینم به هر حال دلیل منطقی‌ای هست :دی
شاید یه بخش کمیش به خاطر وقت باشه ولی میدونم اگه بخوام میتونم وقتشو پیدا کنم ولی مسئله اینه کتاب ندارم :/ والدین گرام هم میگن بشین درستو بخون نمیخواد کتاب بخونی :|||| که البته به شدت مخالف حرفشونم :/ و دلیل دیگه‌اش تنبله خودمه :/ 
پاسخ:
یه روزی من می‌شم رئیس دولت! و اون روز اولین کاری که می‌کنم اینه که همه وزیران آموزش پرورش و مسئولان سازمان سنجش قبلی رو جمع می‌کنم توی یک اتاقک 3*4 و آتیششون می‌زنم! هی گل بگیرن در این نظام آموزشی رو هی :|
.
البته از دلیل دوم هم نمی‌شه ساده گذشت. :)
چون برای مطالعه احتیاج به سکوت دارم. نمی‌تونم با وجود کوچکترین صدایی چیزی بخونم! و تو خونه‌ی ما هم سکوت پیدا نمی‌شه! یا باید شب بخونم و نخوابم(که اونم بخوام روز بخوابم باز نمی‌شه تو سر و صدا خوابید!!) یا باید برم کتابخونه که ازمون دوره و باید کلی تو راه باشم فقط. الانم کلی کتاب نخونده دارم.
پاسخ:
می‌پذیریم. ولی اجازه بدید قانع نشیم. :)

۰۳ آذر ۹۶ ، ۱۴:۵۲ حورا رضایی
چون در طول شب وقت بیشتری برای کتاب خوندن داریم.
پاسخ:
اینم طبیعتاً دلیل خوبی می‌تونه باشه :))
راستش خیلی هامون زمان مطالعه ی کتاب رو مساوی با زمان سرگرمی هامون میدونیم.
مثلا وبگردی و خوندن خبر توی تلگرام رو مساوی با خوندن 10 صفحه کتاب میدونیم.

مسئله ی دیگه ای هم که هست اینه که وقتی کتاب میخونیم عموما در رابطه با یک موضوع خاص کتاب میخونیم و روش مطالعه هم جدیدا تغییر کرده و به خبرخوانی تغییر پیدا کرده به این صورت که اگر در تلگرام هم یک خبر دو خطی بنویسی یا اینکه خبرت 5 خط باشه خیلی تفاوت داره و کسی دیگه نمیخونه
ما آدما دوست داریم حجم زیادی از اخبار رو در کوتاه ترین زمان ممکن بخونیم و به همین خاطر علاقه ای به خوندن کتاب نداریم.
وقت هم نداریم چون وقتمون با بدترین چیزهای ممکن یعنی مطالب هجو پر شده.
پاسخ:
در واقع همون وجه تمایل به چیزای سطحی و دم دستی. نمی‌دونیم چرا این شکلی شدیم. ولی می‌دونیم که هستیم.
.
یه چیز دیگه اینکه درسته که ممکنه با خوندن کتاب سرگرم بشیم. ولی لزوماً همه کتابا برای سرگرمی نیستن. اونا چطور؟ چرا سمت اونا نمی‌ریم؟
۰۳ آذر ۹۶ ، ۱۵:۰۹ شادوَرد __
با آقای خوش فکر موافقم و اینکه حوصله هم نداریم و بیشتر دنبال سرگرمی های مولتی مدیا هستیم تا کتاب ورق زدن، چون اون ها جذاب تر "به نظر میرسن".
پاسخ:
آره این عنصر جذابیت و رسانه هم خیلی مهمه. طبیعت رسانه اینه که مخاطب رو به سمت خودش بکشونه. چرا؟ چون درآمدش از طریق مخاطبه. 
۰۳ آذر ۹۶ ، ۱۶:۰۳ ... S҉A҉H҉A҉R҉
هی درگیر کارای دیگه مییشیم یهو میبینیم شب شده و باز درگیر یه کاره دیگه میشیم و این سیکل معییووووب ادامه پیدا میکنه:/
پاسخ:
همون حرف استاد مستر مرادی. وقت رو می‌کشیم. شهید می‌کنیم. و نهایت می‌بینیم چیزی در چنته نداریم.
تنبلیم دیگه . من مدتیه میخوام‌ برم عصر کتابخونه بشم تنبلیم میاد برم :/
پاسخ:
من حاضرم مجبورتون کنم که برید عضو بشید. :)
با این شرط که با هر روز تأخیر در انجام این کار شما 10 هزارتومن کارت به کارت کنین برا من. :دی
۰۳ آذر ۹۶ ، ۱۸:۰۱ حامد سپهر
علاقه نداریم دنبال بهونه ایم
پاسخ:
شاید مشکل اینه که از ماهیتش خبر نداریم و همین باعث بی‌علاقگی‌مون شده باشه خب. 
چه جالب همین امروز یه کامنت درباره همین موضوع توی وبلاگ کوچه شماره ۱۲ دادم . بخش مربوطه رو کپی میکنم اینجا ! :

کتاب خوندن تو ایران برای این مردم سخته . چون تو سیستم اموزشی مدارس کشور کتاب متنزل ترین جایگاهو داره . یعنی تو دوران مدرسه الویه درست کردن نمره داشت ولی کتاب خوندن نداشت . فقط یه مسابقه کتابخوانی داشت مدرسمون که اونم اختیاری بود . یعنی جزو سیستم اموزشی نبود ! 

اخه یعنی که چی ما باید اسم اثار صادق هدایت رو بلد باشیم ولی یه کتابم ازش نخونده باشیم ! 😐 

توی انگلستان هر هفته که بچه میاد مدرسه باید یه کتابو تموم کرده باشه اینجا چی ؟ گاهی وقتا بچه خودش میخواد کتاب بخونه مادر پدر و دوستانش نمیذارن. اینایی که میگم شاید برا ایرانی ها عادی باشه شنیدنش ولی به لحاظ میانگین جهانی حساب کنی این وضع فاجعست ها ! فاجعه ! 

پاسخ:
این نظر جزء عالی‌ترین نظرایی بود که شنیدم و یا خوندم. سیستم آموزشی رو مقصر می‌دونم ولی با این زاویه بهش نگاه نکرده بودم. یک چیزی که توی سیستم آموزشی برام جالبه این ضعف اطلاع رسانی درسته. چیزی که واقعاً مسخره است. اینکه کتاب ادبیاتی که ما توی مدرسه می‌خوندیم باید یک گزیده از آثار مهم و بهترینای ایران و جهان می‌بود. با توجه به ماهیتش همچین انتظاری ازش می‌ره دیگه. ولی واقعیت؟ نه! می‌بینی که به هیچ وجه گزیده خوبی نیست. اسم چندنفر از کسایی که نوبل ادبیات بردن توی اون کتاب بود؟ چند نفر از نویسندگان مشهور جهان داخل‌شون معرفی شده بود؟ آیا گزیده‌هایی که از ادبیات کشور خودمون انتخاب شده بودن بهترین گزیده‌های موجود بود؟
۰۳ آذر ۹۶ ، ۲۱:۵۰ امید چِرَوی
ما همیشه برای کتاب و مطالعه کردن وقت داریم ، مشکل کمبود وقت خیلی از ادما اولویت بندیشونه . 
اونها مطالعه رو در اولویت اخر و بعد از کار و گفتگو و بازی و تماشای فیلم و نوشیدن چای و ... قرار میدن طوری که هیچ وقت زمانش نرسه !
پاسخ:
ما توی جامعه جلوی بعضی چیزای سطی سرسره قرار دادیم. و جلوی مطالعه کردن سرعت گیر و سیم خاردار. و خب این در فرد هم مشخصاً خودش رو نشون می‌ده. رفته رفته فرد هم به سمت تماشای فیلم و اینستا ببیشتر ترغیب می‌شه تا مطالعه یک کتاب.
۰۴ آذر ۹۶ ، ۰۱:۳۷ محمد مهدی
رفتی حمید فرخ نژاد و سایر هنرمندان رو ببینی؟😀
پاسخ:
وقتی ما رفتیم ملت رفته بودن. دیر رسیدیم. :))
بعد عکساش رو توی سایت‌شون دیدم.:دی
۰۴ آذر ۹۶ ، ۰۱:۴۶ محمد مهدی
یکی مثل من میگه حالا که فیلمش اومده چرا باید کتابشو بخونم ؟
یا مثلا الان ۲ ساعت وقت دارم میشینم فیلم نگاه میکنم.
یا اینکه الان وقت زیاد دارم میگیرم میخوابم . یا مثل الان من کلی عقبم باید بشینم جزوه گوارش بخونم :)))
واقعا بعضی وقتا وقت نیست مگه اینکه یه دو سه روزی تعطیلی پشت سر هم باشه :))
جدیدنا هم کتاب صوتی مد شده دیگه هیشکی پی کتاب و این چیزا نمیره که . همین چند وقت پیش pdf یازده دقیقه  پائولو کوئیلو رو دانلود کردم چیزی حدود ۳۰۰ صفحه بعد دیدم کتاب صوتیش هم اومده در دو سه ساعت . حالا اینکه چجوری کتاب ۳۰۰ صفحه ای رو تو سه ساعت پروندشو پیچیدن رفته الله و اعلم :/
پاسخ:
یکی مثل تو رو فقط باید گرفت و دار زد دکتر :دی البته خارج از شوخی، فیلم دیدن و یا شنیدن داستان صوتی هم گزینه‌های خوبی (به وقت خودش) محسوب می‌شه. ولی نکته مهم‌تر اینه که منظورم از کتاب خوندن لزوماً رمان و داستان خوندن نیست. :) 


هر جوابی بدم قطعا یه توجیه احمقانس 
پاسخ:
مهم همین صداقت در گفتاره. 
۰۴ آذر ۹۶ ، ۰۹:۱۲ پـــــر ی
طناب الفت عالی بود :)
پاسخ:
:))
۰۴ آذر ۹۶ ، ۰۹:۵۷ جنابــــــــ دچار
من فک کنم نیازی نیست این سوال رو جواب بدم :) چون حتا توی ماشین هم کتاب تعبیه کردم! :)

حتا مادرخانومم یه کتاب برام خریده بود که همونجا توی خونه شون تمومش کردم :))

ولی تبلی و بی برنامگی رو بهش دچارم گاهی اوقات
پاسخ:
شما کارت درسته دادا :)
حتی کار مادر خانمتم درسته.
.
شما که کلاً دچاری البته:دی
آقا اجازه؟ ما بگیم؟
به نظر ما این مستطیل های چند اینچی کوچک در دستانمان اجازه نمیدهد
یعنی خوب اینکه بنشینی و عکس پیتزا و لیموناد لایک کنی نه نیاز به فکر کردن دارد نه خواندن و این باعث میشه خیلی از تایم های کتاب خوندنمون کم بشه!
واسه همین اگر اشتباه نکنم اولین بار در آلمان کتاب های الکترونیک به حداکثر استفاده ی خودشون رسیدن بعد از افزایش تکنولوژی های جهانی..

ولی جالبه که هنوز من هر وقت رو گوشی کتاب میخونم هر کس رد میشه میگه واااای چجوری رو گوشی کتاب میخونی و رد میشه و اصلا جا نیوفتاده که میشه تو راهرو دانشگاه تو اوتوبوس تو تاکسی کتاب خوند.همه منتظر یه صندلی لهستانی کنار شومینه  تو یه کتابخونه ی بزرگن تا کتاب بخونن!
پاسخ:
حالا نه خود این مستطیل‌ها، بلکه بیشتر ابزارات داخلیش هستن که جلوی مطالعه رو می‌گیرن.
اتفاقاً به نظرم باید روی نشر الکترونیک کتاب خیلی خیلی بیشتر کار بشه. واقعاً جای کار داره. 
کامنت sina و جواب شما به ایشون رو خوندم و واسم جالب بود.من هر اسم و نویسنده ای تو کتاب های درسیمون بود(اکثرشون) بعدا میرفتم یه کتاب ازش پیدا میکردم میخوندم و همش پیش خودم میگفتم خب این همه چیز قشنگ تو کتابای این نویسنده هست چرا این تیکه شو گذاشتن تو کتاب درسی؟ در مورد اثار بزرگ جهان و ایران گاها پیش میومد که اگر اسمی ازشون ببریم بگن دارید افکار بچه هارو تخریب میکنید و تذکر میدادن!تازه تو مدرسه ی ما اصلا کسی اهل فکر کردن و مطالعه نبود که بره این کتابارو بخونه بچه ها فقط تست میزدن فقط تست!
ما نه تنها هیچ وقت هیچ وقت برای کتاب خوندن تشویق نشدیم تو سالهای تحصیل بلکه بعضا برای خوندن کتاب غیر درسی دعوا هم میشدم هم تو مدرسه هم تو خونه!
یادمه سر امتحان زبان چون امتحان اسون بود زودتر از وقتش تموم کردم و نشستم کتاب خوندن و اخر از همه برگمو تحویل دادم و معلممون گفت که کارت غیر قانونیه ولی چون میشناسمت برو به شرطی که دیگه تکرار نشه:))))
پاسخ:
چند وقت پیش کلیله و دمنه رو می‌خوندم. یادمه باب دوستی کلاغ و کبوتر و موش و آهو توی کتاب درسی هم موجود بود. شروع داستان شروع قشنگیه. ولی ادامه‌اش قشنگتره. بععلاوه به نظرم کلیله و دمنه قسمت‌های گزیده‌تر و بهتری هم داشت برای معرفی. حالا چرا و چطور اون قسمت رو برگزیده بودند؟ بنده نظری ندارم. 
یا مثلاً در مورد داستان سیاوش و رفتن سیاوش در آتش که توی ادبیات پیش دانشگاهی زمان ما بود. اصل داستان با چیزی که توی کتاب درسی هست تفاوت زیادی داره. و من دقیقاً نمی‌فهمم چرا همیشه سعی داریم یه سری چیزا رو بپوشونیم که یه موقع چشم و گوش بچه باز نشه. بدتر از اون رساله دلگشای عبید بود. این کتاب لااقل هشتاد درصدش هزلیاته! ولی رفتن یه حکایت‌هایی رو ازش انتخاب کردن که نه طنز خاصی داخلش هست نه لزومی داشت که باشه. فقط به این دلیل که یه موقع چشم و گوش بچه باز نشه. خب از اصل نمی‌آوردن این حکایت‌ها رو. از کلیله و دمنه حکایت می‌آوردن. از هزارو یک شب می‌آوردن. خب چه کاریه از رساله دلگشا؟ 
نویسنده‌های خارجی هم که هیچی نگم به صواب نزدیک‌تره.

خیلی خوبید شما =))
پاسخ:
خواهش می‌کنم :دی من از همون کودکی فداکار بودم.
یا میخونیم یا میشنوم اغلب ! 
وقت هایی که نه میخونم یا نه میشنوم چند تا دلیل داره ، یا این که ذهنم اینقدر درگیر مساله ای شده که اصلا قادر به تفکر صحیح نیستم و کتاب خواندن بی تفکر را چه حاصل ؟!
یا این خیلی خسته ام و واقعا ترجیه میدم هیچ کاری نکنم ، دراز بکشم و خیره بشم به سقف :|
پاسخ:
شما هم کارت درسته رفیق :-)
.
راستش یه وقتای منم خیره می‌شم به سقف. 
۰۴ آذر ۹۶ ، ۱۱:۳۳ قاسم صفایی نژاد
شاید چون کتاب رو هر جایی نمیشه خوند.
من از وقتی کتابخوان الکترونیک خریدم ساعت مطالعه ام خیلی زیاد شد. چون در مترو و قبل از جلسه و ... همه جا سریع می‌تونم کتاب بخونم.
پاسخ:
این کتابخوان الکترونیک و نرم‌افزارهایی مثل فیدیبو اگه بین مردم جا می‌افتاد خیلی خوب بود. هرچند بعضیا همچنان معتقدند کتاب باید حتماً کاغذی باشه و با گوشی و تبلت نباید کتاب خوند. که خب البته منو یاد بهلول می‌اندازه که بهش گفتن فلان چیز رو داری؟ یه بهونه الکی آورد. گفتن چه ربطی داشت؟ گفت اگه بخوام ندم همین بهونه بسه. 
درمورد بقیه
کلی دلیل برای کتاب نخوندن میتونن داشته باشن. من همشو ربط میدم بی برنامه بودن. چون دقیقا نمیدونن دارن چیکار میکنن
مثلا یکی از دوستام هست, هر وقت درمورد کتابی حرف بزنم میگه باید بخونتش اما میگه وقت ندارم تا به خودم میام شب شده. گاهی درمورد تمرین ساز هم این اتفاقات میفته
بنظرم هر آدمی باید یه برنامه روزانه داشته باشه, ترجیحا کاغذی اصلا
اون موقع ست که متوجه میشه نصف وقتش رو کاری نمیکنه اما میگذره
آدما برای کتاب نخوندن بهونه های خیلی زیادی دارند. مثل اینکه مثلا فکر میکنن نویسنده یک انسان کاملا فضایی ئه و حرفایی که مینویسه برای بچه هاست و بزرگ تر ها درگیر مسائل دیگه ای هستن. یا مثلا پیش اومده که به دایی گفتم فلان کتاب رو خوندی؟ خندیده گفته مگه بیکارم. البته الان خیلی بهتر شده و حداقل سالی دو سه تا کتاب میخونه اما خب اینم میتونه یه نظریه باشه که بعضی آدما خیال میکنن کسایی که بیکارند کتاب میخونن. یه دسته دیگه وجود دارند که کتاب خوانی رو با رمان های ایرانی شروع کردن , الان وضعیت داستان نویسی با اومدن دو سه نفر یکم رو به بهبوده. قبل از این, موضوع هر رمان ایرانی رو میشه بدون خوندن کتاب گفت. از اول تا آخر:|
این دسته بزرگ تر که بشه همون رمان ایرانی خوان رو هم کنار میزاره چون فکرش کامل تر شده و عقیده داره موضوع همه کتاب ها یکی است!
فکر کنم ته ته همه مشکل ها برگرده به آموزش. اول از همه آموزش در خانواده. مثلا چرا باید برای یه بچه 8 ساله اسباب بازی کادو گرفت؟

چقدر حرف زدم :|
پاسخ:
این بی برنامه بودن که مشکل خیلی از ماهاست واقعاً : |

 اوناییم که فکر می‌کنن آدمای بیکار کتاب می‌خونن رو هم با کمال احترام نظری در موردشون ندارم :| یعنی حای نظر دادن باقی نمی‌مونه اصلاً 

در مورد رمان، اول اینکه لزوماً کتاب خوندن به معنای رمان خوندن نیست. و رمان می‌تونه یک بخشی از کتاب خوندنای ما باشه. و اما رمان ایرانی، من رمانای ایرانی خوبی هم خوندم. مثلاً سنگ صبور صادق چوبک، مثلاً چشم‌هایش بزرگ علوی، مثلاً سووشون سیمین دانشور، مثلاً رمان‌های عباس معروفی اینا کتاب‌های خوبی بودن. 

بحث آخرتم اینکه بچه به همه چیز احتیاج داره، به اسباب بازی احتیاج داره به کتاب هم احتیاج داره. جا داره در پرانتز اعلام کنم البته به تبلت و گوشی هیچ نیازی نداره. : |
۰۴ آذر ۹۶ ، ۱۲:۲۳ ام شهرآشوب
من هروقت کسی میگه وقت کتاب خوندن ندارم، یا خودم به این فکر میکنم که وقت ندارم، در جواب میگم وقتت از رهبری که ضیق تر نیست! 
ایشون همیشه کتاب می خونه
پاسخ:
احسنت به شما.
اگه همه این فکر رو می‌کردن مشکل حل بود.
۰۴ آذر ۹۶ ، ۱۴:۵۲ شرف الدین
اولا نیازی به خوندن کتاب احساس نمیکنیم
ثانیا کارهای دیگه دم دست تر و لذتبخش تر هست برامون
پاسخ:
صحیح!
۰۴ آذر ۹۶ ، ۱۵:۰۸ آقای دیوار نویس
اساسا تلف کردن وقت بیشتر کیف میده تا استفاده درست ازشون :|
پاسخ:
الحق که درست گفتی : |
۰۴ آذر ۹۶ ، ۲۱:۴۳ رضا فتوکیان
به شخصه همچین فکری نمیکنم و مطالعه خودم رو دارم
ولی فک میکنم ما آدمها همیشه دم دست ترین چیز رو قربانی میکنیم تا اینکه دلیل درست و حسابی بیاریم برای قبول مقصر بودن خودمون. بهترین چیز هم زمانه؛ زمان.
پاسخ:
آره خیلی کم پیش میاد خودمون رو مجکوم کنیم. همیشه عوامل محیطی مقصرن. :|

بنده نظرم اینکه  ما در اولویت بندی ها  مشکل داریم  وقتی کتاب ، مطالعه , در آخرین نیاز ها مون قرار میدیم  معلومه که باید وقت هم  برای اونا نداشته باشیم .
 

پاسخ:
درسته حرفت. 
۰۵ آذر ۹۶ ، ۰۹:۱۶ مریــــ ـــــم
چون وقت نمیکنم
چون واقعا زمان ازادی برای خودم تو خونه ندارم
چون فیلممو باید ببینم
چون نت گردیمو باید بکنم
**
دیشب بعد از 2هفته تونستم یه کتاب کوچیک 100خورده ای صفحه ای رو تموم کنم
چرا؟؟
چون واقعا وقت نمیکردم
:|

پاسخ:
خب اون وسط فیلم دیدن و نت گردیا نمی‌شه یه وقتی برا کتاب‌گردی هم پیدا کرد واقعا؟ :)
چون تعریفمون از "وقتی" که توی سوال اومده فرق میکنه با "وقتی" که با گردش عقربه ها می شناسیم!
وقت اولی یعنی وقتی که با اشتیاق سنجیده میشه نه با ثانیه شمار و دقیقه شمار!
اگه میگیم وقت نداریم یعنی اون وقت و زمانی رو که اشتیاق داشته باشیم برای خوندن کتاب نداریم!
پاسخ:
تعریف خیلی سختی شد. ولی قابل تأمل بود واقعا. 
آره به نظرم حرفت درسته. اشتیاق کتاب خوندن رو نداریم. چرا واقعاً؟
۰۵ آذر ۹۶ ، ۱۸:۰۸ ابوالفضل جمشیدیان
عنوان رو ی چیز بهتر انتخواب میکردی


راستی ورودی گوگل خواستی بیا وبلاگم تو بخش درباره ما بهم زنگ بزن
پاسخ:
چیز دیگه‌ای به ذهنم نیومد.

سلام مومن. جزاکم الله خیرا

شهادت امام حسن عسکری(سلام الله علیه و آله) بر شما تسلیت باد


عرض کنم که زمان هست، حوصله ش نیست برای همین راحت تر اینه که بندازی گردن زمان...
چون حتی حوصله علت یابی قضیه هم نیست...


کتاب خوندن را میشه راحت انجام داد...کافیه از زمان های پرت استفاده کنی....


عاقبتتون به خیر به حق حضرت ابوتراب
یا علی
پاسخ:
سلام.
بنده هم عرض تسلیت دارم.
.
.
به قول مسترمرادی کافیه وقتت رو نکشی. شهیدش نکنی. اون موقع مشکل حل می‌شه.
و
سلامت باشید.

اول از همه شما باید بری کتاب بخری. یعنی باید وقت صرف کنی کتاب برگزینی. بری کتاب رو بیابی. بعد کتاب رو بخری-با فرض اینکه قبلش یه سری مراحل طی نکرده باشی که پول در بیاری کتابه رو بخری-بعد بیای خونه، اگه از صبح پای لپ تاپ و کامپیوتر نبوده باشی و تو فاصله دو سانتی از میز نقشه کشی نبوده باشی و سر ساختمون نبوده باشی و حالا خلاصه چشمات بتونه باز بمونه و جون داشته باشی فکر کنی، بشینی بخونی.
لااقل زندگی من که همچینه. نهایتا برسم وبلاگمو چک کنم و بعد غش. :دی

ولی یادمه ترمای اول دانشگاه، چقدر می نازیدم به اینکه از همه وقتام میزنم که کتاب بخونم و کتاب بخرم. همه ش ول بودم تو انقلاب. های جوونی. :|
پاسخ:
خیلی پروسه سنگینی شد. تازه این وسط گرسنگی و تشنگی و اینا رو فاکتور گرفتی. اونارو هم اضافه کنی دیگه هیچی تهش نمی‌مونه یه چیزیم به روزگار غدار کج‌مدار بدهکار می‌شی. :دی
.
اصلاً شاعر می‌گه: من پیر سال و ماه نیم یار بی‌وفاست
۰۶ آذر ۹۶ ، ۱۹:۵۸ مریــــ ـــــم
No
:|
پاسخ:
صحیح :)
۰۷ آذر ۹۶ ، ۰۸:۴۷ قاسم صفایی نژاد
در پاسخ به پاسختان:
البته فقط گوشی و تبلت نیست. این پست رو ببینید:
یک کتابخوان بخرید
http://safaeinejad.ir/1393/11/27

رساله دکتری من که ان شالله تا تابستون دفاع می‌کنم راجع به همین هست که چیکار کنیم کتاب الکترونیک در کشور راه بیفته.
پاسخ:
الآن متوجه منظورتون شدم. آره خود کتابخوان‌هام در صورت همه‌گیرتر شدن می‌تونن گزینه‌های خیلی خیلی خوبی باشن. بخصوص به نظرم جا داره انتشاراتی‌ها توجه بیشتری به این موضوع داشته باشن. بخصوص که انتشار الکترونیکی کتاب‌ها هم می‌تونه گزینه خوبی برای نشر کتاب‌های جدید و تازه باشه. با محدودیت‌های کمتر و عدم نیاز به فرایندهای چاپ و تکثیر و توزیع.
.
ان‌شالله با موفقیت همراه باشه.

ارسال نظر

کاربران بیان میتوانند بدون نیاز به تأیید، نظرات خود را ارسال کنند.
اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید لطفا ابتدا وارد شوید، در غیر این صورت می توانید ثبت نام کنید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">