دو کلمه حرف حساب

دو کلمه حرف حساب

من شعله نیستم
من دود نیستم
من کوه نیستم
من رود نیستم
محدود نیستم
محدود نیستم به همین نقشه تنم
بیرون ز تخته بند تنم باز این منم
تا دوردست تا همه تا تو
ای آخرین ستاره بیرون زکهکشان
آری منم زمان
آری منم مکان
نامم بلند در همه محدوده خدا
مرزم کشیده تا پس دیوار این جهان...
«سیاوش کسرایی»

اتل متل توتوله

چهارشنبه, ۱۵ آذر ۱۳۹۶، ۱۰:۴۲ ق.ظ

هشدار! این متن حاوی مقادیری صحنه‌های مستهجن و بعلاوه هژده است. 

چند روز پیش جایی مهمان بودیم. جمع بچه‌های قد و نیم‌ قد هم جمع بود و دور هم بساط کرده بودن و بازی می‌کردن. دختر میزبان که سنش از بقیه بچه‌ها بیشتر بود نقش رهبریت اون جمع رو بر عهده داشت. از دور می‌دیدم که مشغول بازی «اتل متل توتوله گاب حسن چجوره» هستن. کمی که دقیق شدم شنیدم که دخترکِ رهبر داشت شعر مورد نظر رو این‌ شکلی می‌خوند:

اتل متل توتوله

گاب حسن چجوره

نه شیر داره نه سینه

اوضاع ما همینه

و الخ...

داشتم فکر می‌کردم دقیقاً ممکنه چه تغییر ژنتیکی‌یی در گاب‌های دهه‌ی قوق افتاده باشه که پستان گاب در طول این سالیان به سینه‌ی گاب تبدیل شده باشه؟ چون من تا جایی که یادم میاد و از دوران کودکی تو ذهنمه گاب چنتایی پستان داشت. که عمه‌ی گرامی مادرم از اون‌ها شیر گاب جان رو می‌دوشید و به من می‌داد که برای مادربزرگم ببرم. حتی در کارتون هایدی هم یادمه که از پستان گاب شیر می‌دوشیدن و نه از سینه‌اش. 

به هرحال، سوال سخت‌تر اینجاست، الآن مثلاً تکلیف شعر ایرج میرزا که در کتابای درسی بود(الآن مطمئن نیستم که هست یا نه. ولی زمان ما که بود.) چی می‌شه؟ اگه قدیما این شعر رو این شکلی می‌خوندیم:

گویند مرا چو زاد مادر

"پستان" به دهان گرفتن آموخت

از این پس تکلیف چیه؟ باید چطوری بخونیمش؟ این شکلی مثلاً؟ :

گویند مرا چو زاد مادر

"سینه" به دهان گرفتن آموخت؟

یا حتی می‌تونیم پا رو فراتر بگذاریم و برا اینکه مشکل رو پایه‌ای حل کنیم و نگران حال آیندگان هم نباشیم این شکلی بخونیمش که خب بهترم هست:

گویند مرا چو زاد مادر

"انگشت" به دهان گرفتن آموخت! 

حالا اینکه چرا باید وقتی مادر فرزند خودش رو به دنیا میاره به او انگشت به دهان گرفتن رو آموزش بده خب البته ربطی به من نداره. بنده در روابط مادر و فرزندی دیگران دخالتی نمی‌کنم.


+در همین رابطه: بی‌حیاها

موافقین ۹ مخالفین ۰ ۹۶/۰۹/۱۵

نظرات  (۴۱)

کلا شعر شون با مال ما فرق داشت آیا ؟ من تا حالا ندیدم بچه های این دوره و زمونه از این شعر ها بخونن :/
پاسخ:
کلاً نه فقط همون قسمتش رو سانسور کرده بودن. نمی‌دونم کار پدرمادرش بوده گفتن بچه چشم و گوشش باز نشه یا کار کس دیگه. ولی انصافاً هنگ کردم. :| :)
.
من یکی از اوناییم که تو مهمونیایی که خودمونی باشه بچه‌ها رو دور خودم جمع می‌کنم از این شعرای قدیمی یادشون می‌دم. مثل شعر دویدم و دویدم. یا آن مان نباران دودو اسکاچی. یا دستمال من زیر درخت آلبالو گم شده. :)))  مشکل این نیست که بچه‌ها علاقه ندارن. اتفاقاً دوست دارن این شعرا و بازیارو. مشکل پدر مادران که ترجیح می‌دن بچه ساکت بشینه یه جایی. حالا سرش تو تبلتم بود بود. :| 
۱۵ آذر ۹۶ ، ۱۲:۱۲ بهارنارنج :)
یادم میاد  ماها چقدر پرت و تعطیل بودیم در مقابل اینا حس فسیل بودن بهم دست میده:/
پاسخ:
جالبه که هر نسلی نسبت به نسل بعد خودش این احساس رو داره. دقیقاً چرا این همه تفاوت پیش میاد؟ مثلاً ما نسبت به نسل شما. شما نسبت به نسل اینا. اینا یحتمل نسبت به نسل بچه‌های ما. :))
۱۵ آذر ۹۶ ، ۱۲:۱۹ آشنای غریب
از بند انگشت به دهان گرفتن خوشمان آمد

مادرای امروزی اکثرشون مشغول کارهای خودشونن 
و به بچه ها گوشی و تبلت میخرن تا سرگرم بشن و از دستشون خلاص بشن
حتی بچه زیر دو سه سال
و اینه که مادر به بچه انگشت به دهان گرفتن یاد میده نه پستان به دهان!

یانه اونقدر اوضاع جامعه وخیمه که همه انگشت به دهان موندیم^_^
پاسخ:
آره یحتمل بچه تا بدنیا میاد می‌بینه مامانش تبلت به دست منتظره ازش عکس بگیره بذاره اینستا فلذا انگشت به دهن می‌مونه. و اولین چیزی که یاد می‌گیره همین انگشت به دهن بودنه. انگار جدی جدی باید این شعر ایرج میرزا رو درش تجدید نظری کرد.
:))
۱۵ آذر ۹۶ ، ۱۲:۲۴ شادوَرد __
فک کنم این شعر رو حذف کردن، من که یادم نمیاد.
:)
پاسخ:
نمی‌دونم حذف شده یا نه. :)
این تصویر کتاب درسی زمان ماست:
http://s4.picofile.com/file/7759008709/madar_1.jpg

ما این شعره رو تو کتابمون نداشتیم فکر کنم،خودمون یاد گرفتیم بعدا:))
خدا آخر و عاقبت این بچه ها و همچنین شما رو بخیر کنه:))
یاعلی
پاسخ:
جالب شد. فکر کنم دیدن چشم و گوش بچه‌های مردم باز میشه پس همون حذفش کنیم بی دردسرتره. :)
.
ان‌شالله. و ایضاً کار و بار شما هم ان‌شالله به خیر باشه همیشه.
۱۵ آذر ۹۶ ، ۱۲:۳۲ شادوَرد __
حذف شده آبا:(
منِ۷۷ ایی نداشتم! حالا شما ببین نودیا چی دارن:)
پاسخ:
الان دیگه هیچ کدوم از بچه‌ها به بابابزرگاشون نمی‌گن آبا. حیف. تهش اگه نخوان بگن آقاجون و پدرجون و پدربزرگ همون میگن بابابزرگ. :)

۱۵ آذر ۹۶ ، ۱۲:۴۴ بهارنارنج :)
یعنی خاصیت شما اقایونه اصراردارید بگید سنتون زیاده:/
الان شما ۷۰ای هستید خودتون ۶۰ای میبنین:))
پاسخ:
والا بستگی داره، روایات متفاوته. سن شناسنامه‌ای رو اگر در نظر بگیریم بنده متولد اسفند هفتادم. و طبق روایات سن غیر شناسنامه‌ای بنده حدود یک سال کوچکتر از این میزانه. حالا خودم که هر دو نظر رو قبول دارم. هر وقت بخوام خودم رو با سابقه تر نشون بدم و یک نسل جلوتر جا بزنم ترجیحاً از روایت دوم استفاده می‌کنم. وقتی هم که بحث چیز دیگری باشه و ترجیح بر این باشه که کم سن و سال‌تر باشم همون سن شناسنامه‌ای رو تایید می‌کنم. :))

حالا بچه شرم حضور داشته تو حضور بقیه از کلمه ی مستهجن پستان استفاده نکرده شما ایراد نگیر :))
خود منم گاهی سانسورش میکنم این شعر رو نه اینکه تغییر بدم اونجاشو نمیخونم مخصوصا اگه تو جمع مختلط حضور داشته باشیم نمیدونم چرا عجیب نبود برام کارش
پاسخ:
دقیقاً بحث سر اینه که شرم چرا باید داشته باشه؟ مگه ما بچه بودیم می‌گفتیم نه شیر داره نه پستون کسی چیزی بهمون می‌گفت؟ والا این عضو هم یکی از اعضای بدنه. به ما و یک مجموعه کامل از دیگر حیوانات هم گفته میشه پستانداران. پس برا چی باید سانسور بشه؟ :) مگه اینکه از همون بچگی بهمون دیکته شده باشه این فرهنگ و طرز فکر که خب اگرچه طرز فکر غلطیه ولی هست متاسفانه.
۱۵ آذر ۹۶ ، ۱۳:۰۴ شادوَرد __
راستش آبا رو از خودتون یاد گرفتم:) وگرنه منم بلد نبودم!
پاسخ:
:)))
آره یادمه. پیر هستم ولی حافظه‌ام بدک نیست. مگه اینکه خلافش ثابت بشه:دی
۱۵ آذر ۹۶ ، ۱۳:۲۷ مترسک ‌‌
ایمان و اعتقادی که با اسم یه عضو بدن حیوان یا انسان (واقعاً فرقی نداره) قراره متزلزل بشه و به انحراف کشیده بشه، همون بهتر که از بین بره، چون مسلمه به تار مویی بنده که این جوری حساسه!
پ.ن: از این پس به جای واژه مستهجن «پستانداران» از «سینه‌داران» یا حتی «اسمشو نبر داران» استفاده می‌کنیم :|
پاسخ:
والا چی بگم یا شیخ. حرفی برای گفتن ندارم. سکوت کنم به ثواب نزدیک‌تره.
من از این موارد زیاد دیدم!
انگار هر چی میگذره سن فهم و یادگیری اینجور مسائل داره پایین تر میاد و این واقعا یه معضله...
پاسخ:
من این رو معضل نمی‌دونم. خب بچه باید نسبت به بدن خودش مطلع باشه. اگه مطلع باشه دیگه مشکلایی که الان می‌بینی توی جامعه داریم رو کمتر خواهیم داشت. مشکلایی مثل تجاوز به بچه‌ها رو. 
الان بعلاوه ی هژده اش شامل کدوم بخش میشه ؟ :))
واقعا چرا باید سینا رو جایگزین پستان کرده باشن؟ :)) از هر زاویه ای که بهش فک میکنم خیچ دلیلی نداره:)) تازه خود بچه های الان واقعا گودزیلان!!!! اینا توی ۱۰ سالگی به مثبت هژده ما میرسن!!!
.
تو تفاوت پستان و سینه بگم خدمتتون که من اگه توی دفاعم جای پستان میگفتم سینه به ازای هر کلمه نیم نمره ازم کم میکردن:)))
پاسخ:
والا از جانب من که مثبت هژده نیست. گفتم یه موقع کسی براش مشکلی ژنتیکی پیش نیاد. به هر حال من که نسبت به دیگران مطلع نیستم. :|
.
شاید از لحاظ ظاهری به هم شبیه باشن. ولی واقعیت هیچ ربطی به هم ندارن. سینه گاب پستان مرغ مثلاً همینقدر بی ارتباط. 
.
بچه‌های الان که هزارماشالله واقعاً :))) یه وقتا آدم می‌ترسه باهاشون هم کلام بشه. یه موقع چیزی بهت بگن نشه جمعش کرد.
۱۵ آذر ۹۶ ، ۱۴:۰۴ مترسک ‌‌
در همین راستا:
پاسخ:
دستت درست دادا. 
ب اجازه لینکش رو می‌ذارم ته همین مطلب.
دیگه بچه ن زیاد شما به دل نگیر
بچه های این دوره زمونه بعضی اوقات یه حرفایی میزنن که باید دو ساعت بری گوگل کنی تا بفهمی تازه چی گفتن :دی
پاسخ:
ایرادم رو به پدر و مادر بچه دارم می‌گیرم. :)
و به بزرگترایی که کمر به قتل فرهنگ فولکلور بستن اول از همه و بعد بزرگترترایی که کمر به قتل ادبیات بستن. 
این که بچه باید راجع به بدن خودش اطلاعاتی داشته باشه درست! بحثشم جداست ولی این که همین بچه چیزایی رو یاد بگیره که منجر به بلوغ زودرسش بشه اصلا خوب نیست. همین بلوغ زودرس خودش موجبات مشکلات دیگه ای میشه که اثراتش قابل جبران نیست!
پاسخ:
حرفت درسته. ولی من از شما می‌پرسم آیا اینکه بچه بگه گاب حسن چجوره نه شیر داره نه پستون. باعث بلوغ زودرس بچه میشه یعنی؟ 
والا عامل بلوغ زودرس بچه‌ها اول از همه اون گوشیا و تبلتائیه که پدر مادرا می‌دن دست اینا که ساکت بشینن یه گوشه و هیچی نگن. و کافیه بچه یه کم کنجکاوی کنه هزار و یک جور فیلم و عکس و متن ناجور در دسترسش قرار می‌گیره.
احتمالا، البته ما خیلی چیزهای دیگه هم‌ نداشتیم مثلا تصمیم کبری:))‌
ممنون، انشالا انشالا:)
پاسخ:
فکر کنم کلاً دیدن کتاب فارسی زمون ما خیلی ضرر داره برا بچه زدن ترکوندنش یه دونه بی‌خطرش رو جایگزین کردن. :) حالا اینکه ممکن بوده بچه با خوندن داستان تصمیم کبری چی یاد بگیره که نباید یاد می‌گرفته رو دیگه من نمی‌دونم.

جواب سوالتون: "نه"
منظور من اون چیزایی که بود که خودم شنیدم و دیدم و با خوندن پست شما یادش افتادم!
با کلام شما هم بنده موافقم (:
پاسخ:
آهان خب پس حله. :)
حالا در مورد اون چیزایی که شنیدین و دیدین اینجا یا توی وبلاگ خودتون اگر دوست داشتین می‌تونین بنویسین که بحث بشه در موردش :)

۱۵ آذر ۹۶ ، ۱۵:۲۲ محبوبه شب
این حد از سانسور کردن اشعار و بازی های کودکی رو بر نمی تابم وقتی دیروز یکی از همین دهه نودیا برگشت و یه چیزی گفت که خجلت زده شدم  😰

پاسخ:
اینکه دهه نودیا و هشتادیا اینقدر زود نسبت به بعضی مسائل اگاه می‌شن یه مشکل دیگه است. و خب من متخصص امر روانشناسی کودک نیستم. پس نظری نمی‌تونم بدم. :))

خب خداروشکر زن کردی گرفتنش حذف نشده باز حداقل زن میگیره 
پاسخ:
دیگه ادامه‌اش رو دقیق گوش ندادم. نمی‌دونم شاید بقیه‌اش هم عوض کرده باشن. :)
دیگه شما نسل جنگ بودین، خطری بودین، الان حتی درس حسین فهمیده رو هم‌ زدن حذف کردن احتمالا واسه اینکه یه وقت به خودشون نارنجک نبندن:)))
شاید تصمیم کبری رو هم حذف کردن که بچه دور از جون یاد نگیره که زن یک موجوده که میتونه تصمیم بگیره!( استغفرالله) :D
پاسخ:
کلاً یه کتاب جدید آوردن گذاشتن جاش. :)
خیلی دلم میخواد این کار رو بکنم منتهی متاسفانه وقتم محدوده برای نوشتن ):
سعی می کنم تو روزهای آتی این کار رو بکنم
اگر نتونستم ببخشید بنده رو...

پاسخ:
:))
سلامت باشین.

۱۵ آذر ۹۶ ، ۱۸:۲۰ حامد سپهر
مقصر شعر وشاعر نیستن مقصر بچه های امروزین که چشم و گوششون زیادی بازه
وگرنه زمان ما چندین دوره این شعرو خونده بودیم اصلا معنی پستان و سینه و چیزای دیگه رو حالیمون نبود:)))
چه نسل مثبتی بودیم ما   
بزن دست قشنگه رو بزن به افتخار نسل ما
پاسخ:
من بعید می‌دونم خود بچه دست به همچین ابتکاری زده باشه. چون کلمه‌ها خیلی خوب کنار هم قرار گرفته بودن. همچین بی معنی هم نبودن. این از بچه بر نمیاد. کار پدر مادرش می‌تونه باشه یا دوست و آشنایی.
.
نسل ما نسل کبریت بی خطر بود. نسل اینا نسل فندک اتمی:دی
۱۵ آذر ۹۶ ، ۱۸:۲۶ پـــــر ی
همچین اولش تذکر دادی فکر کردم چی میخوای بگی حالا :)))
پاسخ:
 یه عده ممکنه صفرای بدنشون بالا باشه. من راضی نیستم کار دست خودشون بدن به هر حال. :دی
واقعیتش لزومی نداره باید بر این باور های غلط غلبه کنیم
پاسخ:
دقیقاً همین دیگه. همین. :)
خب احتمالا معلم های ادبیاتم که نمیدونن این تغییرات به چه شکل اتفاق افتاده احتمالا سر کلاس ها تفسیر میکنند که انگشت نماد عرفان و مهر مادریست که گوشه ای از مهر خداوندی است و ایرج میرزا بسیار هم انسان عارفی بوده که اون اشعار دیگه اش که اصلا عرفانی میست خودش ننوشته یه شاگرد بی ادبی داشته اون مینوشته به نام ایرج میرزا چاپ میکرده است.
هفته ی دیگه از این مبحث امتحان.
حالا میتونید بفرمایید استراحت کنید.
پاسخ:
آره یحتمل. :) کلاً معلم‌های مدرسه‌ها تفسیر شعرشون قدیما خیلی خوب بود. ما همیشه فکر می‌کردیم همه اینا یه سری عارف واصل بودن که نشسته بودن کنج یک غار و همین طور که مشغول عبادات بسیار بودن یباره چیزی بهشون الهام می‌شده و می‌نوشتن. و می‌گفتن اینو برسونید دست مردم. باشد که به راه راست هدایت بشن. 
این موضوع رو البته توی صدا و سیمای ملی هم داریم. مثلاً فیلم شهریار رو الان مجدد داره پخش می‌کنه. من یادمه هیچ جای این فیلم اشاره به معتاد بودن شهریار یا حتی سیگاری بودنش نمی‌شد. شهریار یک موجود کاملاً پاک و روحانی بود از اول تا آخر فیلم. خب چرا اگه فیلم تاریخی می‌سازیم سعی می‌کنیم فقط زوایای خوب رو نشون بدیم؟ شخصیت طرف رو همون طوری شکل بدیم که خودمون دوست داریم؟ این دیگه تاریخه؟ :| 
۱۵ آذر ۹۶ ، ۲۳:۱۹ آقای سر به هوا ...
قدرت خدا همه چیز نیو ورژنش اومده :دی
پاسخ:
منتظر نیو ورژین ما هم باشین پس :دی
کاش یه فکریم واسه شنل قرمزی بکنن دوستان!
تاثیر مخرب داره دختربچه قرمز بپوشه راه بیفته تو جنگل تک و تنها!
ایشالا که با همین فرمون پیش بریم کل شعرا و روایات قدیمیو ویرایش کنیم بدیم بره!!:/
پاسخ:
نه دیگه اون رو گرگه اومد خورد تا بفهمه دختر نباید خیره سر باشه و نباید پاشه تنهایی جایی بره و جامعه گرگه و می‌خوردنش : |

وقتی بچه ها رو میذاری مهدکودک همین میشه
از اون طرف بچه های الان که دیگه مثل ما نیستن، الان هر کدومشون سرشون به یه گوشی
اطلاعات شون که از ما بیشتره
بماند بقیه اش ...

پاسخ:
بچه رو نمی‌شه کمپرس کرد گذاشت تو فریزر که یه موقع بهش هوا نرسه آلوده نشه که. بچه رو باید طوری تربیت کرد که بین خوب و بد خودش خوب رو انتخاب کنه. فلذا ربط چندانی به مهدکودک رفتن و مدرسه رفتن نداره. ولی اینکه بچه رو بشونی یه گوشه یه گوشی و تبلت بدی دستش. و دلت خوش باشه که به به چه بچه آرومی دارم. خب دیر یا زود یه گندکاریی درست می‌کنه. 
۱۶ آذر ۹۶ ، ۰۸:۲۲ جنابــــــــ دچار
نظر خانم معلم حاضر برای من هم مقبوله :))
پاسخ:
صحیح :)
درود بر جناب آقا گل
سپاس از پست خوبتان .
شازده کوچلو به گل سلام کرد - گل گفت : سلام
شازده با ادب پرسید : آدمها کجان؟
گل جواب داد : روزی روزگاری عبور کاروانی را در این کویر دیده و گمان میکند که کلا شش هفت تایی باشند . که آنهم چند سال پیش نمونه ای از آنها را دیده بود و حالا خدا می داند که باد به کجا بکشاندشان و کجا می توان پیدایشان کرد . نه اینکه ریشه ندارند . بدبختی شان از همین بی ریشه گی است و این بی ریشه گی حسابی اسباب دردسرشان شده . و شور بختانه بی ریشه ها سرگرممان کرده اند تا گمان کنیم ریشه اسیرمان می کند . ریشه ما را عقب مانده نگه می دارد . اصلن ریشه به چه دردی می خورد ...
ریشه - گذشته - پیشینه - نیاکان - تاریخ - پاسداشت فداکاران و میهن دوستان - بزرگان ایران و میهن - خانه پدری - حق آب و گل ...
اینها واژه هایی هستند که رفته رفته می روند تا از یادها پاکشان کنند اما نمی دانند که واژه ها را هم اگر از فرهنگ واژگان بردارند . حقیقت تاریخ را که نمی توان پاک کرد . رویدادها ، چه بخواهیم و چه نخواهند اتفاف افتاده حتی اگر اثرشان را از پستوهای ذهن ها پاک کنند .
شیر  گاو حسن را آن روزگار به هندوستان صادر می کردیم و امروز شده ایم وارد کننده عسل تقلبی از کشور دوست چین
ببخشید جناب آقا گل چقدر درد روی دلمان هست که با برخی یادداشتها سر باز می کند زخمش
در پناه مهر حضرت دوست سربلند شاد باشید (آمین) . می دانم و باور دارم که فردا فرهاد جان حتما این شعر ها را خواهد آموخت
پاسخ:
درود به شما. زنده باشید همیشه.
.
چیزی که مشخص است هیچکس هیچوقت نمی‌تونه تاریخ رو از مردم بگیره. چه در این کشور و چه در کشورهای دیگر جهان. تاریخ متعلق به مردمه. و از دل مردم نشأت می‌گیره. به همین دلیل هم زوال ناپذیره.
.
سلامت باشید. همه ما درد داریم. و خیلی‌هامون هم درد هستیم. فقط هرکسی گوشه‌ای از این درد کهنه رو روایت می‌کنه. 

۱۶ آذر ۹۶ ، ۱۰:۲۸ ام شهرآشوب
حالا این دولفظ چه فرقی باهم دارند؟

هردو یه منظور رو میرسونن

در ضمن گاب کاشونی بود عایا؟؟ یا جاهای دیگه هم میگن گاب؟ لوبیاب؟!
پاسخ:
به قول اون بنده‌ی خدا علیه الرحمه:
 این یکی شیر است اندر بادیه.
آن یکی شیر است اندر بادیه.
این یکی شیر است آدم می‌خورد
آن یکی شیر است آدم می‌خورد!

نه دیگه گاب رو جهت طنز بودن داستان به جای گاو نوشتم. و البته بیشتر موقع صحبت با کودکان میگن گاب. :)
با سینه یا با پستون فعلا گاو حسن مشغول چراست! :)
پاسخ:
صحیح :)
اوضاع ما همینه دیگه :-|

چه ورژن غریبی از اتل متل بود :-)))))))) چرا بعضی از اسم ها برامون تابو شده آخه؟ چه اشکالی داره بگیم پستان؟ اسم عضو بدن است دیگه!

اینا خودشون از سینه شیر خوردند؟! :-| به جای شیر توی سینه هوا نبود مثلا؟ :-)))))))
پاسخ:
والا اینایی که گفتین سوالای منم هست. نمی‌دونم چی بگم :)))

کمپرس کردن که نه؛ اما حتی خارجی هاش هم فهمیدن که باید بچه رو با مادرش بیشتر پیوند داد و همین شده که خیلی جاها در محیط کاری شرایط نگهداری بچه رو هم سعی کردن فراهم کنن
پاسخ:
خب مهدکودکا که فقط چند ساعت بچه رو نگه می‌دارن. نهایت شما ساعت هشت می‌تونی بچه رو بزاری مهد ساعت دوازده ببریش. یعنی حدود چهار ساعت از کل روز. فکر نمی‌کنم زیاد باشه. :)
البته در مورد بچه‌هایی که سنشون پایینه منم موافقم که بهتره پیش پدر و مادر خودشون باشن و نه توی مهد.
من هر چقدر فکر می کنم نه شیر داره نه پستون خیلی طبیعی تره. یعنی نظر به اینکه آقایون هم دارنش, خب, طبیعی تره:)) یعتی در مقایسه با سینه, کمتر بی حیایی به نظرم میرسه. حالا شاید مشکل از منه:دی
پاسخ:
والا منم آخرش نفهمیدم مشکل از کجاست. ولی مطمئنم بالاخره یه چیزی این وسط مشکل داره. در این شکی نیست. 

۱۸ آذر ۹۶ ، ۱۲:۴۶ مریــــ ـــــم
من چون خیلی دختر باحیا و سربه زیرو چشم و گوش بسته ای هستم سکوت میکنم
:دی
پاسخ:
بابا این چیزا اصلاً شامل و مشمول حیا و عفت نمیشه. خب مگه چیه؟ اگه این شکلی باشه ما باید رومون نشه بگیم گاوها جزء دسته پستانداران هستن. : | یا مرغ‌ها تخم گذارن.
۱۸ آذر ۹۶ ، ۱۳:۱۱ مریــــ ـــــم
من بابات نیستم
:|
حیای کاذب همینه دیگه
پاسخ:
اون بابای اول یه چیزی شبیه آقا! یا خانم! یا برادر! یا خواهر! بود و جهت تأکید آورده شده بود. :)
.
همین دیگه. باید دید این حیای کاذب چرا ایجاد شده. 
۱۸ آذر ۹۶ ، ۱۳:۲۵ مریــــ ـــــم
درهر صورت من نه اقاتم نه خانومتم نه برادرت و نه خواهرت!
:دی

خب فکرمیکنم چون از روز اول هی تو گوش ما گفتن این چیزا زشته
ماهم فکرکردیم زشته
پاسخ:
مگه من گفتم آقام؟ یا خانمم؟ نوشتم آقا، خانم. :)
.
خب اونموقع که فکر کردین زشته کودک بودین. عقلتون قد نمی‌داد. نمی‌تونستین خودتون تشخیص بدین. الان که دیگه عقلتون قد میده بازم فکر می‌کنین زشته؟ چرا؟
یه مساله مهم ذهن منو مشغول کرده.
چه بلایی سر پستونک میاد!؟
پاسخ:
روایت داریم از یکی پزشکان طب سنتی که پستونک رو صهیونیست‌ها وارد کشور ما کردن تا بچه‌ها شیر مادر نخورن. به این وسیله بچه‌ها روز به روز قدشون کاهش پیدا کرد و آمار فوت پیرمردها افزایش پیدا کرد. فلذا یحتمل پستونک‌ها جمع آوری میشن و با بولدوزر از روشون رد می‌شیم تا مشت محکمی باشد به دهان استکبار جهانی. :| :)
و این شکلی میشه که مشکل کلمه پستونک هم به کلی بر طرف میشه.
۱۹ آذر ۹۶ ، ۰۸:۲۴ مریــــ ـــــم
خب سخته وقتی از بچگی یه چیزو تو مخت کردن تو بخوای یه شبه رهاش کنی
میدونی یه سری چیزارو احساس میکنم زشته ولی نمیدونم چرا زشته

پاسخ:
صحیح :)
واقعا که :| این پستای مبتذل چیه میذاری شما :| این کلمات صخیف،، این ادبیات کثیف :| خجالت نمیکشی؟ :|
پاسخ:
من بنده دیگه عرضی ندارم :)

ارسال نظر

کاربران بیان میتوانند بدون نیاز به تأیید، نظرات خود را ارسال کنند.
اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید لطفا ابتدا وارد شوید، در غیر این صورت می توانید ثبت نام کنید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">