دو کلمه حرف حساب

دو کلمه حرف حساب

یادم نیست کجا!
ولی جایی نوشته بود:
«‏اگر دنیا سه چیز نداشت
کاملاً بی‌ارزش بود.
کتاب، موسیقی و فوتبال!»

این سه، همۀ زندگی من است.

پیشنهادهای یک بنده‌ی نگارنده

رپرتاژ

دوشنبه, ۲۵ دی ۱۳۹۶، ۰۸:۳۱ ب.ظ

« از این سی و دو نفری که جونشون رو از دست دادن ، دو نفرشون ایرانی نیستن و بنگلادشی‌اند، بعد یهو یادم اومد از جمله رفیقم که نوشته بود تو اینستاگرامش:( ما سی و دو هیچ به دریا باختیم)، و بعد این فکر اومد تو ذهنم که برم و بهش بگم که اشتباه زدی داداش ، دو نفرشون اضافی‌اند و لازم نیست برای اونا هم ناراحت باشیم.

بعد به این فکر کردم که اصلا ببینم ، من چه صنمی با اون سی نفر دیگه دارم که باید براشون غمگین باشم؟ این که صرفا تو یک کشور (که اونم مرز هاش توسط سیاستمدار های کثیف تعیین شده) با اونا هستم باعث ناراحتیم شده؟ خب من ممکن بود تو هر خراب شده ‌دیگه ای به دنیا بیام، مثلا همین الان داره تو یه کشور آفریقایی چند تا زن و بچه توسط یه گروهک مسلح کشته میشه و من اگه اونجا بودم باید از این ماجرا به شدت ناراحت می‌شدم ، در صورتی که الان به ناخن پای چپم هم نیست.

در کل به این نتیجه رسیدم که چیزی به اسم ((دیگر خواهی، ناراحتی برای دیگران، بخشش به دیگران، کمک کردن به دیگران و.... )) وجود نداره، هر کاری که هر فرد می‌کنه ، صرفاً و صرفاً برای خودشه و بس، حتی ناراحت شدنش»

+به نقل از فضای مجازی‌طور و با ذکر این نکته که لزوماً باهاش مخالف نیستم. لزوماً باهاش موافق هم نیستم. به عبارتی مخافق به حساب میام.

موافقین ۸ مخالفین ۰ ۹۶/۱۰/۲۵
آقاگل ‌‌

خود نوشت نگاری

نظرات  (۳۳)

مثل یه سیلی توی صورت از خواب پروندم
پاسخ:
:)
من خیلی سیلی خوردم. هیچوقت از خواب نپریدم متأسفانه. :|
۲۵ دی ۹۶ ، ۲۱:۲۴ بهارنارنج :)
🙁🙁
پاسخ:
بیان از این ایموجیا پشتیبانی نمی‌کنه.
۲۵ دی ۹۶ ، ۲۱:۳۰ آقای دیوار نویس
اگه بخاطر طلمی که اون سر دنیا به یک عده مردم مظلوم(با هر عقیده و مذهبی) میشه، هیچ احساسی نداشته باشیم  حتی در حدِ یک انزجار، و به قول نویسنده این متن به ناخون چپ پایمان هم نباشد، باید ببینیم که هنوز زنده ایم! و اگه زنده ایم ببینیم هنوز انسانیم!


من اصلا و ابدا موافق نیستم
۲۵ دی ۹۶ ، ۲۳:۱۴ آسـوکـآ آآ
هر چقدر هم که سعی کنیم فکر نکنیم
اینکه 32 نفر
هم داخل آتیش بسوزن
هم زیرآب دفن بشن و این همه خونواده رو چشم انتظار بذارن
خیلی دردناکِ
خیلی . . .
پاسخ:
خیلی دردناکه* البته. وقتی صدای e در جمله به معنای "هست" باشه باید از حرف "ه" استفاده کنین.

نمی‌شه حسی به جز مخافق داشت؛ چون همه‌ی آدم‌ها، گاهی شبیهِ این گیومه هستن و گاهی نیستن.
ما راجع به بعضی اتفاقات می‌تونیم فقط متاسف باشیم؛ اما بعضی دیگه رو می‌تونیم لمس کنیم و این بهمون احساسی عمیق‌تر از تاسف می‌ده. چون برامون از لغت و خبرِ ساده خارج شدن، چون توی ذهنمون میاد ممکنه اون کسی که الان زیر آواره، همونی باشه که اون دفعه تو اتوبوس بهم لبخند زد. 
۲۵ دی ۹۶ ، ۲۳:۳۵ آشنای غریب
عالی بود 
و تلنگر خوبی بود
موافق نیستم

واسه همه مظلومان هم دل میسوزونم. مهم نیست از چه نژاد و آیین و کشوری
۲۶ دی ۹۶ ، ۰۰:۳۸ مسـ ـتور
نمیشه به همه تعمیم داد حتی به خودتون و شاید هم به هیچ کس!
تو ذات همه ی ما آدما یه حسی هست نسبت به اطرافیانمون، چه توی مرزایی که بینشون هستیم باشن، چه خارج از این مرزها!
ممکنه این حس به دلایلی تو بعضی از ماها کم خودشو نشون بده ولی مطمئنم که هست...
۲۶ دی ۹۶ ، ۰۱:۰۸ محمد مهدی
شاید باورت نشه اما اینجور فکرا رو من زیاد میکنم طوری که همین چند شب پیش تا صبح تو فکرش بودم . مثلا اینا میومد تو ذهنم که همه توی یک کره ایم فقط دلخوش کردیم به یک تیکه ای از زمینش و هی میزنیم تو سروکله ی هم . هممون آدمیم اما اگه یکی رو ببینیم هم زبونمونه بیشتر بهش توجه داریم .روی همدیگه تعصب داریم . آدم خوبه اونیه که نزدیکمونه و ......
بنظرم همه رو با یک دید باید نگاه کرد . یعنی فقط آدم باشه کافیه اون بقیش اضافست:)))
پاسخ:
اینی که گفتی رو به طور کامل باهات موافقم.
برا من یه ایرانی همون قدر مهمه که یه سوریه‌ای مهم هست. و همون قدر که یه برزیلی و یه سودانی مهم هست. فقط شاید وجه اشتراک من با ایرانیه زبانم باشه. با سوریه‌ایه دینم. با برزیلیه و سودانیه هم وجه اشتراک مون اینه که همه انسانیم
۲۶ دی ۹۶ ، ۰۱:۳۳ بامبـو ❧☘☙
اصلا همه ی این فکرایی که تو ذهن هممون میگذره به کنار، چرا غم تمومی نداره؟؟؟؟ تازه هی تکثیرم میشه!
پاسخ:
به قول اون بنده خدا انقدر عزا به سرمان ریختند که فرصت عزاداری نداریم.
مخالفم، همه انسانیم، یک لحظه خودتون رو جای خانواده طرف بذارین ، از غم ا ونا ما هم دلریشیم.

۲۶ دی ۹۶ ، ۰۳:۲۶ ستاره جان
بهش بگم که اشتباه زدی داداش ، دو نفرشون اضافی‌اند و لازم نیست برای اونا هم ناراحت باشیم.

با معرفت ها ذکر مأخذ می کنند :)
خاک به سرم :|
برم بقیشو بخونم 
۲۶ دی ۹۶ ، ۰۳:۳۶ ستاره جان
ببین البته این هست که هر کاری ما می کنیم ته تهش به خاطر خودخواهی های خودمونه 
اما نمی دونم این را میشه به دلسوزی و حس ترحم هم نسبت داد یا نه 
می دونم خیلی دلم سوخت براشون
همونجور که هر چی در مورد اردوگاه های اجباری نازی ها می خونم ناراحت میشم 
یا پلاسکو 
یا حتی کتاب ده روز با داعش رو که خوندم درمورد اونها هم دلم سوخت :|
شاید این دلسوزی از اینجا میاد که اگه من بودم ممکن بود این اتفاق روزی جایی جوری برای من بیفته 
۲۶ دی ۹۶ ، ۰۴:۲۸ مترسک ‌‌
شاید ماها خیلی روحمون حساس شده که فوری با هر خبری غم‌باد می‌گیریم...
۲۶ دی ۹۶ ، ۱۰:۴۵ ام شهرآشوب
با نویسنده موافقم

ماها انسانیم. موقعی که خدا بشر رو می آفرید نگفت این ایرانیه این بنگلادشی، این میانماری! گفت این انسانه

انسانم آرزوست...
پاسخ:
گفت آنچه یافت می شود آنم آرزوست...
درود بر جناب آقا گل بزرگوار و نیک اندیش
دی شیخ با چراغ همی گشت گرد شهر / کز دیو و دد ملولم و انسانم آرزوست
گفتند یافت می نشود جسته ایم ما / گفت : آنکه یافت می نشود ، آنم آرزوست
و ...
باقی این غزل را ای مطرب ظریف / زینسان همی شمار ، که زین سانم آرزوست
بنمای شمس مفخر تبریز رو ، ز شرق / من هدهدم حضور سلیمانم آرزوست .
شاید سلیمانی بیاید و رمز گشای حرفهایمان باشد . شاید بفهمدمان چه می گوییم ...
۲۶ دی ۹۶ ، ۱۲:۳۹ مریــــ ـــــم
من مخالفم باهاش
حتی مردن اون زنو بچه تو افریقا دردناکه گرچه هیچ صنمی باهاشون نداریم
مردن اون دوتا بنگلادشی هم دردناکه چون بد مردن چون تو غربت مردن
مردن اون 30نفر وحشناکه.چون هم وطن من بودن چون برای من اون ساعت و اون لحظه اونجا بودن
خدا به موسی گفت موسی ملائکه من برای کسی که تو غربت میمیره گریه میکنن.بعد توقع داری من نبخشمش؟؟؟
(گند زدم به روایت!!! :))) تو همین مایه ها بود)
بنظر من طرف که گفته ناراحتی برای دیگران و ... وجود نداره بسیار ادم خودخواهی بوده
:|
من نمیتونم مخالفت و موافقت ها رو بفهمم. خب همه احساسات داریم و این احساسات طبقه بندی داره، همه اش بخاطر خودمون و دل خودمون نیست. اینجا تو این مورد بیشتر درد میکشیم چون وجه اشتراکمون زیادتره، چون الان این مسئله برامون بولدتر از آفریقاست وگرنه با دیدن یه مستند از آفریقا هم غصه دار میشیم.
۲۶ دی ۹۶ ، ۱۳:۱۸ حاج مهدی
واکنش های احساسی و هیجانی و زودگذر... موافقم که برای تسکین خودمون ناله میکنیم!
۲۶ دی ۹۶ ، ۱۶:۰۸ گندم بانو
تو کز محنت دیگران بی غمی
نشاید که نامت نهند آدمی! :)
۲۶ دی ۹۶ ، ۱۶:۱۰ گندم بانو
من فک میکنم هر اتفاقی شبیه این، هر جای دنیا بیوفته آدمو ناراحت میکنه.
فیلم میبینیم و گریه میکنیم، با اینکه میدونیم فیلمه.
اینا واقعی بودن. زناشون، بچه‌هاشون... هنوزم درد بزرگیه
پاسخ:
دیشب داشتم فکر می‌کردم روزانه چند نفر توی همین ایران خودمون فوت می‌کنن؟ ایران نه همین استان اصفهانی که من توش زندگی می‌کنم؟ و بعد فکر می‌کردم شاید مشکل من و بقیه خود مرگ نیست. نوع مرگه. بعد دیدم نه! اینم نمی‌تونم بگم. چون روزانه چندین و چند مورد حادثه این شکلی در جهان رخ میده و کلی آدم به طوری تراژیک می‌میرن. پس چرا من نوعی برای اونا عزادار نمیشم؟ زانوی غم بقل نمی‌گیرم و برا زنا و بچه‌هاشون متأسف نمیشم؟ مثال بارزش جنگ توی سوریه. چند سال بود می‌گفتیم اگه توی سوریه نجنگیم باید توی ایران بجنگیم؟ کشته شدن زنا و بچه‌های سوری درد بزرگی برای ما نبود. چرا؟ اگه همین اتفاق چند کیلومتر این طرف تر می‌افتاد میشدن زنا و بچه‌هاشون؟ و باید باهاشون همدرد می‌شدیم؟ آیا واقعاً این هم دردی ما به خاطر وجه اشتراک‌هایی که داریم نیست؟ به خاطر خودمون و خودخواهی خودمون نیست؟
۲۶ دی ۹۶ ، ۱۶:۲۶ رزمنده ..
سلام مومن. جزاکم الله خیرا

عرض کنم که ارواح پاک، با ناراحتی دیگران ناراحت میشن و با خوشحالی دیگران هم خوشحال...
بدیهیه که این "دیگران" شامل انسان های ستمکار نمیشه...

بزرگی می فرمود در ایام محرم، نوزادان خیلی بی قرارند علتش اینه که روح اونها متوجه میشه در عالم خبرهای ناگواریه...

مثلا خیلی وقت ها شما بی دلیل ناراحتید، علتش اینه که در جائی دیگه، مومنی ناراحت شده...یا برعکس خوشحالید...چون اتفاق خوشایندی رخ داده...
برخی این داستان را میگن"دل به دل راه داشتن"
ولی واقعیت امر اینه که روح الهی شما، با عالم ارتباط داره....


پیامبر فرمود: "مرگ، عین خوابه و خواب عین مرگ"
چرا؟
چون زمانی که جسم شما، در سکون قرار می گیره، روح شما به پرواز در میاد...مثلا زمانی که شما به نماز می ایستید، یا وقتی می خوابید، روح شما هر جائی که می خواد میره...برای همین در نماز، حواست جمع نیست...یا مثلا وقتی می خوابی، در یک آن، این سر دنیائی، یهو میری اون سر دنیا..

حالا در مورد ناراحتی و خوشحالی برای دیگران هم، همین داستانه..کاری به مرز جغرافیائی نداره...شما حتی یه فیلم معمولی می بینی و طرف توش ناراحت میشه، ناراحت میشی، یا خوشحال میشی...یعنی همدردی می کنی با اون شخصیت...
ولی این همدردی، درصدش فرق داره دیگه....ممکنه شما در بین آشناهائی که داری، یه اتفاقی بیفته...چون صمیمیتت بیشتره با اون، بیشتر هم احساسش را درک می کنی تا یه نفر غریبه...
در مورد دریانوردان هم چون هموطن ما هستند و از یک زبان و یک آیینیم بیشتر حس نزدیکی داریم با اونها...حس همدردی داریم با اونها...

رسوندم مطلبو؟


عاقبتتون به خیر به حق حضرت ابوتراب
یا علی
۲۶ دی ۹۶ ، ۱۸:۲۵ ام اسی خوشبخت
شکی نیست که الان آدم ها روی زندگی خودشون هم تمرکز ندارن چه برسه به غصه خوردن برای دیگران اما با شنیدن هر خبر بدی از هر جای دنیا، آدم نرمال ناراحت میشه.
فقط می‌دونم انسانیت داره ذره ذره نابود میشه و ما هیچ کاری نمی‌کنیم!
خوندنی بود مرسی
استاد شما معلم ادبیات هستین؟
پاسخ:
سلام.
نه. مهندسی شیمی خوندم. 
۲۶ دی ۹۶ ، ۲۱:۳۹ دست نویس
ناراحتی بیشتر من واسه دیگران اینه که یه بار برای من اتفاق افتاده
قبلاً زیاد درک نمی کردم، ولی چون تجربه شد حسش کردم.
شیمی خوندین موفق باشید قربان
۲۶ دی ۹۶ ، ۲۳:۰۸ میرزاده خاتون
در همین راستا پیشنهاد می کنم کتاب جامعه شناسی خودمونی رو بخونی
پاسخ:
خوندم این کتاب رو. ممنون بابت معرفی. حالا که حرفش شد. به دیگران هم پیشنهاد می‌کنم که بخوننش. 
۲۷ دی ۹۶ ، ۰۰:۴۶ ستاره جان
راستی رپرتاژ یعنی چی؟ 
پاسخ:
اصطلاح رپرتاژ آگهی رو شاید شنیده باشین. همون کپی پیست و انتقال مفهوم اگه بگیم. شایدم من به اشتباه از این اصطلاح استفاده کردم. نمی‌دونم.
۲۷ دی ۹۶ ، ۰۷:۴۲ گندم بانو
من خیلی برام پیش اومده که یه صحنه از غم مردمی رو نشون دادن، با اینکه خارجی بودن ناراحت شدم!!
حتی از دیدن اثرات حمله به هیروشیما و ناکازاکی هنوز ناراحت میشم.
از دیدن عکسای باغ‌وحش انسانی ناراحت میشم.
خب البته که آدم وقتی با یکی اشتراکاتی داره بیشتر ناراحت میشه.
مثلا حادثه سانچی منو خیلی بیشتر از پلاسکو ناراحت کرد... بیشتر از معدن و بیشتر از خیلی از حادثه‌های دیگه. چون شدیدا با همسر اون دریا نوردا احساس نزدیک بودن میکردم...
پاسخ:
حرف من رو خودت زدی. حرف منم همینه.
۲۷ دی ۹۶ ، ۱۰:۰۰ ام شهرآشوب
مطمنید که شعر رو درست نوشتید؟
گفت آنچه یافت می نــــــــشود آنم آرزوست!
پاسخ:
صفحه کلید لپتاپم چند وقتی هست خیلی کثیف شده. یه سری دکمه‌هاش درست کار نمی‌کنه. 
۲۷ دی ۹۶ ، ۱۷:۳۳ ماه بانو
ای داده بی داد

ارسال نظر

کاربران بیان میتوانند بدون نیاز به تأیید، نظرات خود را ارسال کنند.
اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید لطفا ابتدا وارد شوید، در غیر این صورت می توانید ثبت نام کنید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">