دو کلمه حرف حساب

مایین م سینه‌ای که در آن ماجرای توست
دو کلمه حرف حساب

یادم نیست کجا!
ولی جایی نوشته بود:
«‏اگر دنیا سه چیز نداشت
کاملاً بی‌ارزش بود.
کتاب، موسیقی و فوتبال!»

این سه، همۀ زندگی من است.

ما هیچ ما شربت خاکشیر

دوشنبه, ۱۱ تیر ۱۳۹۷، ۰۹:۱۹ ب.ظ
از دیگر کرامات شیخنا اینکه قصد داشت قالب وبلاگ سخن‌سرا را تغییر دهد. ولی بی‌حواسی کار دستش داد و قالب وبلاگ خویش را پراند.
هشتگ با غم‌انگیزترین حالت وبلاگ چه کنم؟
موافقین ۱۱ مخالفین ۰ ۹۷/۰۴/۱۱
آقاگل ‌‌

خود نوشت نگاری

نظرات  (۳۵)

بی نهایت متفاوت شده 💛 
و با اینکه بانمکه ولی 
اصصصصصلا بهتون نمیاد 😂😂
پاسخ:
اصلاً شبیه این شده که تا دیروز یه پیرمرد هشتاد ساله اینجا می‌نوشته. از امروز وبلاگ رو دادم دست یه نوجوان سیزده ساله از سمیرم. :|
۱۱ تیر ۹۷ ، ۲۱:۲۷ آقای مُرَّدَد
آقا گل عزیزم! تو همون صفحه ی قالب و تغییر قالب، اون بالا مالاها نوشته، قالب قبلی
بزن. برمیگرده سر جاش. غصه نداره که:)
پاسخ:
نه حواسم نبود زدم کد سی اس اس همین قالبی که الان روی وبلاگ هست رو روی سی اس اس قالب قبلی کپی کردم و زدم ذخیره. 
Exactly😅😅
پاسخ:
برش گردوندم به همون قالب اولی. ولی خب روی اون قالب اینقدر تغییرات ایجاد کرده بودم که الان پیشفرض قالب به دلم نمیشینه. :|
میخواستم دقیقا همون حرف جوابتون به برگ سبز رو بگم، که دیدم خودتون گفتید :)) 
خوبه دیه هفتاد سال جوون شدید D; 
پاسخ:
برش گردوندم به همون قالب قبلی اصلاً :))
ولی خب زمین تا آسمون با قالب خودم فرق داره هنوز. :|
چه قشنگه ^_^
پاسخ:
:))

باحال شده که :))
با احترام ، من اینو بیشتر از اون یکی دوست دارم ^_^
پاسخ:
قالب خوبیه. ولی مال من نیست. من قالب خودم رو ترجیح می‌دم. :)
می‌خواین تقدیم شما بکنم کدش رو؟ تغییری هم اگر خواستین بگید روش انجام می‌دم. 
۱۱ تیر ۹۷ ، ۲۱:۴۲ آقای مُرَّدَد
حالا سی اس اس . اس سی سی. آی سی یو. سی سی یو. دبلیو چیز...:) هرچی که بود، به خیر و خوشی تموم شد. خدا رو شکر/
پاسخ:
نه آقا چیو به خیر و خوشی تموم شد؟ قالبش از خود بیان بود. رفتم و برش گردوندم. ولی خب روی قالب کلی تغییرات ایجاد کرده بودم. الان همون قالب اولیۀ بیانه. :)

حیف من دیر رسیدم ندیدم :))
پاسخ:
آره. اصلاً اینه سزای دیرکنندگان. :)

۱۱ تیر ۹۷ ، ۲۱:۴۸ آقای مُرَّدَد
پیرمرد! تو مثل کتابی. چه فرقی داره با روزنامه جلدت کرده باشن یا نایلون؟ گالینگور باشی یا سلوفان. لاکی باشی یا گلاسه. تو سرشار از محتوایی. 
حضرت عباسی تا حالا انقدر طولانی ازم کامنت داشتی؟ :)) خودم در عجبم. 
پاسخ:
ارادتمندیم آقا :)
.
اصلاً اگر این چند وقت اخیر رو کنار بذاریم خیلی وقت بود کامنت هم نداده بودی. :) 

میذاشتین یه دو دیقه هم با اون کودک درونتون فوتبال بازی میکردیم خب D: زود پیرش کردین باز :/ :)))
پاسخ:
:)))
دیگه این سزای اوناست که دیر میان.
خب الان مال خودمم دوست دادم :))
برگردوندیدش که =))
پاسخ:
فرصت خوبی رو از دست دادین. کم پیش میاد از این پیشنهادا به کسی بدم. :)
.
آره. هرکسی کاو دور ماند از اصل خویش باز جوید روزگار وصل خویش. :))
من یادم رفته بود اینجا دنبال تون کنم ! کلا خیلی بی حوصله شدم و خیلی ها رو هنوز اینجا دنبال نکردم :/
تازه الان وب دکتر رو باز کردم بعد یادم رفت آدرس رو کپی کنم برای دنبال کردن الان باز حوصله ندارم برم توی اون اکانت :/
پاسخ:
چقدر اکانت به اکانت شد :)
راضی به زحمت نیستما. حالا باشه برای بعد اگر بی‌حوصله‌ای.
ما فعلاً تغییری حس نمی‌کنیم. همه چیز مثل قبله. :دی
توی اسکرین‌شات‌هایی که قبلاً از صفحه گرفته بودید بگردید، شاید یادتون بیاد چه کدهاییش رو تغییر داده بودید.
پاسخ:
رو مخ‌ترین تغییر، تغییر فونت مطلب‌ها بود. باید وقت بذارم و درستش کنم بعداً :)
۱۱ تیر ۹۷ ، ۲۲:۵۳ بهارنارنج :)
تنوع به خرج بدید قالب اینجارم عوض کنید!قسمت بود اینجارم عوض کنید ازین کرم قهوه ای دربیاید اقاگل:دی
پاسخ:
نه آقا. قالب یکی. فقط یکی. :)
تنها تغییری که حس کردم اینه که اون خط چینای دورِ گزینه‌های مِنو غیب شدن :دی
رنگشون به فضای قالب نمی‌خورد :|
پاسخ:
فکر کنم قبلاً آواتار کامنتا هم گرد بود و الان نیست البته. ایناش مهم نیست. بیشترین تغییر توی فونت مطلبا و حاشیه‌های اطرافه. با فونت مطلبا نمی‌تونم کنار بیام و باید دوباره وقت بذارم و درستش کنم. :)

حالا میذاشتین دو دقیقه باشه من ببینم بعد عوض میکردین:/
پاسخ:
دیگه وقتی دیر برسی همینه. مثل صف نذری:d
یه چیزی رو رُک بگم؟ این تاهوما بد نیست. اون قبلیه هم خیلی خاص بود. من حتی اسمشم نمی‌دونستم. اصن انگار خاصِ آقاگل شده بود. ولی زیبابخش نبود :) 
پاسخ:
فکر کنم یکان باشه. نه تاهما. قبلی بی نازنین بود.
اصلاً قانون اینجا اینه که هرکی هر حرفی داره رک بگه. :)
عجبا:/ حالا نذری که نبووود :دی
پاسخ:
این قالب عرفان بود :)
والا ما که از فونت‌ها راضیم خدا هم راضی باشه:))
پاسخ:
خیلی ریز بود. هم توی متن پست و هم کامنت. جدا از نوع فونت اندازه‌ش هم روی اعصاب بود. :)

من تغییرات رو چرا نمی فهمم؟
پاسخ:
الان که دیگه درستش کردم. فونت‌های وبلاگ کاملاً به هم ریخته بود. 
کجاش عوض شده
همونه که...

و همانا ازاینوریدرخوانان متوجه تغییرات نمی‌شوند

پاسخ:
جزئیاتی که به قالب اضافه نکرده بودم. فونت‌ها بود. که خب تو با اینوریدر می‌خونی و متوجه‌ش نشدی احتمالاً :))
البته الان هدر وبلاگ رو هم تونستم حذف کنم. قبلاً هرکار می‌کردم نمی‌شد.
آیا من به اوضاع بهبودیافته رسیده ام که تغییری متوجه نمیشوم؟
پاسخ:
بلی بلی. :)
دیشب یه نیم ساعتی که کلاً قالب چیز دیگه‌ای بود. بعد از اون هم فونت‌های قالب کلاً به هم ریخته بود.
سلام مومن. جزاکم الله خیرا


به قول شاعر!:
"از کرامات شیخ ما این است
قالبی را پرانده، غمگین است"(لبخند)


عاقبتتون به  خیر به حق حضرت ابوتراب
یا علی
پاسخ:
سلام. 
ماشالله به این قوه شعری :))
زنده باشی. یا حق.
۱۲ تیر ۹۷ ، ۱۰:۲۳ פـریـر بانو
اینجاست که می‌گن باید از جفت کدهای قالبت یه کپی داشته‌باشی! :/
حالا عیب نداره الانم جمع و جور و خوبه :))
پاسخ:
الان که دیگه درست شده خب. :)
آره همیشه از من سرمشق بگیرین. هر راهی من میرم رو نرید شماها. الانم از کدای قالباتون کپی بگیرید زودتر. :d

۱۲ تیر ۹۷ ، ۱۰:۴۷ پـــــر ی
هیچی :)
پاسخ:
:))

۱۲ تیر ۹۷ ، ۱۴:۰۴ خانم کوچیک
هیچ، همون شربت خنکِ خاک‌شیر و سر بکشید.
آخ یادم افتاد، چند وقت پیش، بعد از کلی غلبه لر تنبلی و خودزنی نشستم مقاله‌ی داشنگاهم‌رو تایپ کردم و خوش‌خوشان لپ‌تاپ وجمع کردم. عصری که اومدم برای پرینت فایل رو انتقال بدم به فلش، دیدم نیست!!! نبووووووود. و بازگردانی‌ام نشد.
ماهیچ ما داعش بیا منو بخور-_-
راستی سلام.
پاسخ:
سلام. :)
یادم افتاد به یکی از خاطرات زمان دانشجویی. پروژه درس زبان تخصصی‌مون ترجمۀ دوتا فایل آموزشی بود دربارۀ دو ترکیب شیمیایی. قدیما لپتاپ نداشتم. از سیستم‌های سایت خوابگاه و دانشگاه استفاده می‌کردم. کار رو تموم کرده بودم و بری اینکه اصلاحات پایانی رو روش انجام بدم رفته بودم سایت خوبگاه. آخر دست فلش رو جدا کردم و وقتی فرداش رفتم پیرینت بگیرم متوجه شدم فلشم سوخته. :| و واقعاً سوخته بود. بیست و چهار ساعت قبل از زمان تحویل فایل.

بلی دیدم با تشکر :دی
پاسخ:
خواهش می‌کنم :)
گصه نخور حالا :دی
پاسخ:
غصه نخور دیوونه کی دیده شب بمونه :)

من دیگه جزو نرسندگان قلمداد میشم گویا
پاسخ:
درسته میگن دیر رسیدن بهتر از هرگز نریسیدن است. ولی خب تو این مورد کاربرد نداشت :)
۱۳ تیر ۹۷ ، ۰۶:۵۷ محمد مهدی
😂😂😂😂
پاسخ:
می‌خندی؟ :)
۱۳ تیر ۹۷ ، ۰۶:۵۸ محمد مهدی
حالا قالب زیاد طوری نی. مواظب باش وبلاگو نپرونی😂😜
پاسخ:
وبلاگ را. وبلاگ را ما باید دوست بداریم.
۱۳ تیر ۹۷ ، ۱۲:۵۳ سارای بانو :)
وقتی عنوان رو دیدم احتمال میدادم از گرما بنالید و این حرفا :)
پاسخ:
جا داره اشاره کنم تو این روزای گرم خاکشیر خودش یک سبک زندگیه اصلاً. :))

با تمام احترامم  به علاقت به قالب و فونتت باید بگم من قالب و فونت قبلیو دوس نداشتم!و خوش حالم که پرید:)))) درسته به خودت میگی پیرمرد ولی ته دلم اصلا قالبت بهت نمیاد آقاگل!اصلا!
پاسخ:
خب الان این همون قالب و فونت قبلیه که. :)
فقط هدرش حذف شده.  
سوتیاتو نمیگفتی قبلا مهندس :)))
پاسخ:
گذشت ایام جوونی که روزی نبود که سوتی ندیم. :دی
الان پیر شدیم. پیرا هم که باتجربه‌ هستن. :)
عیبی نداره :)

ولی فکر کنم بشه بیاد سرجاش:)

سلام 
پاسخ:
سلام :)
حل شد دیگه.

ارسال نظر

کاربران بیان میتوانند بدون نیاز به تأیید، نظرات خود را ارسال کنند.
اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید لطفا ابتدا وارد شوید، در غیر این صورت می توانید ثبت نام کنید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">