دو کلمه حرف حساب

دو کلمه حرف حساب

اینجا از داستان، شعر، موسیقی، فیلم، کتاب و گاهی فوتبال حرف می‌زنم.

سلبریتی‌ستیزی

يكشنبه, ۱۲ اسفند ۱۳۹۷، ۰۹:۴۲ ب.ظ

سلبریتی‌گریز؟ نه، من همیشه آدم سلبریتی‌ستیزی بودم. به هر اندازه‌ای که آدم‌ها برچسب سلبریتی می‌خورند از چشم من می‌افتند. می‌خواهد آن آدم یک فوتبالیست مطرح باشد مثل آقای مجیدی، می‌خواهد یک خوانندۀ محبوب باشد مثل همایون شجریان، یا نویسنده‌ای محبوب مثل رضا امیرخانی. از چشمم می‌افتند که هیچ! می‌توانم بگویم با همۀ فعالیت‌هایشان زاویه پیدا می‌کنم. اگر قبلاً از بازی فرهاد مجیدی لذت می‌بردم (با اینکه توی تیم رقیب بود.)، اگر با شنیدن صدای همایون شجریان می‌توانستم یک روز کامل زندگی کنم، اگر قبلاً خواندن کتاب‌های آقای نویسنده یکی از لذت‌های زندگی‌ام بود، حالا دیگر نیست. حالا تا اسم فرهاد مجیدی می‌آید یاد برخورد نفرت‌انگیزش می‌افتم با آن پلیس راهنمایی و رانندگی. وقتی اسم همایون شجریان می‌آید یاد چند آلبوم آخرش و ادابازی‌هایش با آن جناب پورناظری می‌افتم. وقتی با کسی از امیرخانی صحبت می‌کنم یاد تزهای روشن‌فکری‌اش می‌افتم و جایزۀ رمان سال که آخرش هم نفهمیدم چرا امیرخانی! آن هم برای رمانی نه چندان قوی، که مطمئنم خودش هم قبول دارد که کم و کاستی زیاد داشت. 

یک موضوع گنگ دیگری هم برایم این وسط باقی است. اینکه چرا باید یک فوتبالیست (در این مثال فوتبالیست است.) بشود الگوی جوانان ما! که بعد کمیته‌ای که اسم اخلاق را روی آن گذاشته‌اند بیاید و آن فوتبالیست را از بازی کردن در زمین فوتبال محروم کند. مگر چه انتظاری از شخصیت اجتماعی یک فوتبالیست(یا خواننده یا هر سلبریتی دیگری) داریم؟ 

س.ن: درست یا نادرست خواستم کمی غرغر کرده باشم.

موافقین ۲۲ مخالفین ۱ ۹۷/۱۲/۱۲
آقاگل ‌‌

خود نوشت نگاری

نظرات  (۳۱)

۱۲ اسفند ۹۷ ، ۲۱:۵۸ آرزوهای نجیب (:
این به گفتهٔ خودتون غرغر باعث شد بازم بنویسید و این عالیه برای ما.
پاسخ:
اینکه کم می‌نویسم دلیلش اینه که یه مدت نبودم، دستم به نوشتن نمیره. موتورم گرم بشه کم کم برمی‌گردم به دوران اوج :)

۱۲ اسفند ۹۷ ، ۲۲:۰۵ منتظر اتفاقات خوب (حورا)
غُر به جایی بود!
پاسخ:
:)
۱۲ اسفند ۹۷ ، ۲۲:۱۳ آسـوکـآ آآ
همین به قول شما غر اگه باعث شه چراغتون روشن بشه ما دلمون خوش میشه :)
پاسخ:
چراغ :)
یاد شعر فروغ افتادم.
برای من ای مهربان چراغ بیاور و دریچه‌ای که از آن به انتهای کوچۀ خوشبخت بنگرم.
و شاعر می‌فرماید جانا غر از زبان ما می‌گویی
پاسخ:
میشه بگیم یه غرغر جمعی بوده پس.
جامعه ی جهانی به درد تلاش برای دیده شدن دچاره
پاسخ:
اینکه یه عده‌ای دوست دارن که دیده بشه، به هر ترتیبی که شده، یک طرف، اینکه جریان حاکم بر جامعۀ جهانی هم از این موضوع بدش نمیاد و اتفاقاً دوست هم داره یه طرف دیگه. این فقط سلبریتی‌ها نیستن که دارن تلاش می‌کنن برای دیده شدن، جریان حاکم هم کم نمی‌ذاره براشون.
و چیز دیگه ای که من رو بیزار میکنه آدمایی هستن که خیلی اغراق آمیز به عالم و آدم میخوان نشون بدن که موفقن و به هدفاشون میرسن و... حتی اگر حقیقت داشته باشه همینکه انقدر جار میزنن حس بدی بهم میده و همش حس میکنم یه جای کار میلنگه...
پاسخ:
دارم فکر می‌کنم از اونجایی که ذات ما آدما تمامی‌خواه هست، هیچوقت قرار نیست به موفقیت برسیم. یعنی هروقت هم چند پله بالاتر رفتیم باز کلی پله جلوی رومون بوده که دوست داشتیم اونجا باشیم. پس اینکه بگیم تا الان موفق بودیم حله، ولی اینکه بگیم به هرچی می‌خواستیم رسیدیم، فکر نکنم.

با همش موافق بودم الا بخش همایون شجریانش! چطور دلت میاد به شجریان پسر اینطور بگی اقاگل؟ استاد شجریان هم نوعی سلبریتی محسوب میشه‌ها :)

+ جواب سئوالتون هم اینه که ما عاشق الگوسازی‌های الکی هستیم، وگرنه یه بازیکن فوتبال مثلا هنرش فوتباله چه ربطی داره به الگوی اجتماعی بودن؟!
پاسخ:
شجریان برای من تا قبل از قاطی شدن با پورناظری یک هنرمند تمام بود. پسری که نشان از پدر داشت. بعدش ولی نه! کمال همنشین در او اثر کرد :))
.
استاد شجریان خوانندۀ مشهوری هست، ولی سلبریتی نیست! بین مشهور و سلبریتی یه مرز باریکیه که اتفاقاً خیلی مهمه. همۀ ما استاد رو می‌شناسیم، ولی به واسطۀ هنرش. اما امثال پورناظری و علی قمصری رو می‌شناسیم چون وقتی روی صحنه قرار می‌گیرن چشماشون رو می‌بندن، ابرو می‌اندازن بالا بالا، موهاشون رو افشون می‌کنن و ادا اصول در میارن!
.
یادمه توی کتاب حسن نراقی یه بخشی بود به اسم قهرمان‌سازی یا همچین چیزی. گفته بود ما عاشق قهرمان ساختنیم. قهرمان می‌سازیم تا هرچی که نمی‌تونیم بهش برسیم رو توی قهرمان‌هامون جست و جو کنیم. شاید اینم بی ارتباط به موضوع ما نباشه.
ماجرای امیر خانی چی بوده؟
پاسخ:
برندۀ جایزۀ ادبی جلال شدن امسال. سرچ کنین. 
۱۲ اسفند ۹۷ ، ۲۳:۰۷ بهارنارنج :)
میدونید آقاگل  خدانکنه آدم خودشو گم کنه
به قول معروف،خدا نکنه تا ادم نشدیم دنیا بهمون رو بیاره
پاسخ:
خدا کنه اول آدم بشیم پس. خدا کنه.
ولی من نظرم در مورد همایون این نیست ، به نظرم فرزند صالحیه که حتی میشه گفت از پدر پیشی گرفته (توی موسیقی و صدا ) و تونسته ارتباط خوبی بین نسل جدید و موسیقی سنتی برقرار کنه، پور ناظری و قمصری رو هم در حد اسم یا حالا یکی دوتا اجرا میشناسم و نه بیشتر!
 اگه از این دید بخوایم نگاه کنیم باید بگیم خیلی‌ها هم استاد شجریان رو به واسطه‌ی حاشیه‌های اطرافش میشناسن نه فقط هنرش!

شاید هم چون خودمون ایده و خلاقیت نداریم میخوایم از ادمی که توی یه بُعد از زندگیش موفق شده تقلید کنیم تا به موفقیت برسیم، برای همین میایم این تقلید رو از روی همه‌ی جهاتش انجام میدیم نه فقط اون بُعد موفقیت آمیز! این میشه که مثلا مدل موی فلان بازیکن مد میشه یا حتی بیشتر، برای حرف یه سلبریتی که چهارتا نقش خوب بازی کرده و سواد و درک درستی هم نداره میریم به یه نفر رای میدیم!
پاسخ:
پورناظری همون زلف افشان‌کننده‌ای هست که توی این سه چهار آلبوم آخر کنار همایونه. قمصری هم که کلاً پرته. 
همایون هنوز صداش برای من خوشه. هنوز وقتی آلبوم جدید میده، حتی اگر با پورناظری باشه باز میرم و همون روزای اول گوشش میدم. ولی مثل گذشته نمی‌تونم باهاش ارتباط برقرار کنم. همایون برای من همایون آلبوم شوق دوست و نسیم وصله. آلبوم ناشکیباست. حتی می‌تونم بگم نه فرشته‌ام نه شیطان رو هم دوست داشتم. ولی بعد از اون رو نه.
.
من هیچ من نگاه.
۱۳ اسفند ۹۷ ، ۰۰:۱۱ احمدرضا ‌‌
دقیقا حرف دل منو زدید. درد ما همینه که وقتی یه نفر سلبریتی میشه؛ ملاک قضاوت بر فعالیت‌هاش شخص میشه نه شاخص. یعنی چون فلان آهنگ رو فلانی خونده خوبه حالا هرچقدرم که میخواد ضعیف باشه. فاجعه وقتی بزرگتر میشه که اگه مثلا یه فوتبالیست وارد حرفه آشپزی هم بشه؛ به واسطه شخص مطرحی بودن؛ آشپزیش هم مورد تایید قرار میگیره. نمونه این رو میشه وقتی دید که نقاشی‌های سهراب سپهری میلیاردی فروش میرن و آثار کسانی که حرفی برای گفتن دارن یه گوشه خاک میخوره
پاسخ:
مقدمه رو بد نچیدی ولی نتیجه‌گیری آخرش درست نبود به نظرم. افرادی مثل سپهری، مثل دولت آبادی، مثل حسین علیزاده، مثلکیهان کلهر و ... به واسطۀ هنرشونه که معروف و مشهور هستن. نه سلبریتی سازی. منِ مخاطب اون شبی که خواب نادر ابراهیمی رو دیدم تا دو روز حالم خوب بود. :)) خب طبیعتاً وقتی کسی رو دوست دارم و آثارش رو می‌پسندم برای هرچیزی که من رو به اون وصل کنه هم ارزش قائلم. من زیاد از نقاشی نمی‌دونم. بهتره بگم هیچی نمی‌دونم از نقاشی. ولی جنس نقاشی‌های سهراب فکر می‌کنم از همین نوعیه که گفتم. 

ولی واقعا مجیدی با خودش چی فکر کرده اون حرکت رو کرده؟! خیلی مسخره است واقعا خیلی! 
پاسخ:
چرا آقای مجیدی؟ چرا؟:

http://s9.picofile.com/file/8354035934/photo_2019_03_04_12_49_45.jpg
سلام علیکم
غیر از سلبریتی‌ها، نسبت به هر چیزی که مد می‌شود و خیلی مورداستقبال قرار می‌گیرد، یک مقدار دافعه پیدا می‌کنم، حتی فلان کتاب که الان مدت‌هاست روی میز پرفروش‌ترین‌های تمام کتاب‌فروشی‌هاست و تا وقتی که وضع این است، نمی‌خرم. می‌دانم که خیلی منطقی نیست، اما ...
پاسخ:
آره دقیقاً. به شدت با کتاب‌ها، فیلم‌ها و هرچیز دیگه‌ای که یهویی محبوب و معروف میشه هم نمی‌تونم کنار بیام. 
معروف شدن و به قول معروف سلبریتی شدن، یکی از پیامدهاش اینه که به دلیل توی چشم بودن جنبه های مخفی شخصیت اون آدما دیده میشه و اون بتی که ازش میسازن، کم کم فرو میریزه و از چشم ها میفته، حالا این وسط هم هستن کسایی که نمیخوان قبول کنن این بنده خدا هم یکیه مثل همه ما، با کمی تلاش و بر حسب اتفاق سوار شدن بر موج پروپاگاندا امروز به جایی رسیده که با شاه هم فالوده نمیخوره!
همایون شجریان رو دوست دارم، و بر خلاف اینکه آلبوم های اخیرش با پورناظری ها زیاد به دل نمی نشینه، اما همکاری هاش با بهروز غریب پور و بعضی تصنیف های همین آلبوم ها واقعاً زیباست و دل نشینه..
امیرخانی رو هم میتونم توی زمره سلبریتی هایی بگذارم که باز سوار بر موج تبلیغات شبکه های اجتماعی مطرح شدن، مثل به اصطلاح شاعرهایی (به ویژه علیرضا آذر) که با شعرهای نه چندان با کیفیت چنان در دل نسل جدید جای باز کردن که بزرگانی چون محمدعلی بهمنی و شفیعی کدکنی برایشان غریبه اند!
اصولاً در این آشفته بازار هیچ چیز سر جای خودش نیست!
پاسخ:
با شاه هم فالوده نمی‌خوره :)) چقدر به جا بود این عبارت. دمتون گرم.
.
بهروز غریب‌پور رو نمی‌شناختم. جستجو کردم و متوجه شدم منظورت اپراهای عروسکی همایونه. آره منم اون اپراهای عروسکی رو دوست دارم. به خصوص اپرای مولوی خیلی خوب بود. 
.
هروقت یاد این میفتم که یه روزی(سال‌های اول دانشجویی) از آذر خوشم می‌اومد می‌خوام سرم رو بکوبم به دیوار. :))) حتی یکی دوتا از شعرهاش رو حفظم هنوز و یه وقتایی به ذهنم میاد.


سلام. غرغر خوبی بود :)
فقط من برام سوال ایجاد شد که چی باعث میشه اون شخصی که دنبالش می‌کردین برچسب سلبریتی بخوره؟ منظورتون یه دفه معروف شدنشونه یا چیز دیگه؟
پاسخ:
سلام.
از نظر من کسی که خودش رو به زور می‌خواد فرو کنه توی چشم مخاطبش سلبریتی حسابه. ساده‌ترین تعریفی که می‌تونم بکنم اینه. حالا یکی وسط موسیقی زلف‌هاش رو افشون می‌کنه، یکی زیر ابرو برمی‌داره و وقتی داره تار می‌زنه قر و قرشمه میاد. یکی نویسنده است و برا اینکه توی چشم باشه صبح تا شب جلوی دوربینه.  یکی هم گوشیش رو درمیاره و با مظلوم بازی در آوردن می‌خواد القاء کنه که چقدر برخورد یک پلیس با اون بد بوده! هرکسی به یک شکلی دیگه.

وقتی اندازه خودمون رو نشناسیم وهم زده میشیم . اشکال سلبریتی ها اینه که فکر میکنن محبوبیت یعنی بالا بودن از هر چیزی و هر کسی در هر زمینه ای! 
پاسخ:
دست مریزاد. 
بدبختانه اینه که یکی مثل مسئولین کمیته اخلاق هم همین فکر رو می‌کنن. مثلاً بخش عمده‌ای از فوتبالیست‌های ما مدرک دیپلمشون رو هم به زور گرفتن. صبح تا شبم با پولی که می‌گیرن دنبال خوش گذرونی هستن. بعد کمیته اخلاق اصرار داره که اینا الگوی جوانان ما هستن و نباید انگشتشون رو بکنن توی دماغشون. :|

سلبریت‌ها مثل بعضی برند‌ها هستند که تنها نون برندشون رو می‌خورن بدون کیفیت.

مشکل رو باید در تفکر جامعه دید که این همه سلبریتی پرست شده! و گویی سلبریتی‌ها تبدیل به قهرمان شده‌اند و بخصوص با روی کار آمدن امثال اینستا دیگر همه می‌خواهند سلبریتی شوند
پاسخ:
سلبریتیا مثل برند اچ پی و دل می‌مونن توی بازار لپتاپ :)))

سلام میدونی چرا؟ شاید افرادی که سلبریتی میشن برای جامعه مفیدتر هستن!. هوم؟
پاسخ:
سلام.
چرا مفیدن؟
از چه نظر؟
من اگر به جای افسر پلیس بودم مجیدی رو به جرم رفتار زننده با پلیس دستگیر میکردم اصلا!
یک بار دوستی میگفت اگر فضای مجازی نبود ماچطور میفهمیدیم اینهایی که اینقدر بزرگشون کردیم(من که نه بقیه!!) چقدر در فهمِ حداقلهای اصول زندگی اجتماعی ناتوانند!!
کلمه ی سلبریتی ستیز خیلی گویا نیست!  نمیشه یه کلمه ی گویاتر و پرخشم تر پیدا کنیم، این به عهده ی شما باشه آقای ادیبِ بیان :)
پاسخ:
انصافاً هم از کسی که سالیانه داره پول میلیاردی می‌گیره و سطح سوادش زیر دیپلمه و از زندگی فقط ماشین مدل بالا سوار شدن و مهمونی فلان و بهمان رفتن رو یاد گرفته، چرا باید انتظار همه چیز فهمی داشت؟ نمی‌گم همۀ فوتبالیست‌ها و بازیگرا و سلبریتی‌هامون اینطورین. ولی کفۀ ترازو لااقل به این سمت سنگین‌تره. حالا ببین ما اومدیم اینا رو گرفتیم الگوی جوانانمون و کلی کمیته کشک‌سابی هم به اینا نظارت می‌کنن. خب طبیعیه که از اون سمت بیفتیم توی چاه دیگه. 

برنده شدن و اهدا کردن.
پاسخ:
کلاً کم حاشیه نداشته این مدت. مصاحبه‌ها، اظهار نظرها، تز روشن‌فکر دینی دادن‌ها. 

توهین به همه ی آدم معروفا نباشه ولی وقتی یه نفر با هیچ سواد و شعور و اصالت خانوادگی و تربیت درست یهو کلی پول میریزن تو دستش و ماشین آنچنانی سوار میشه و فلان محله ویلا میخره و کلی معروف میشه آخرش میشه همین حالا صرفا طرف حرفم مجیدی نیست ولی زیادن از این آدما
پاسخ:
به قول اون دوستمون دعا کنیم قبل از اینکه خودمون رو گم کنیم، ظرفیت بزرگ شدن رو داشته باشیم.
۱۳ اسفند ۹۷ ، ۱۶:۴۴ گمـــــــشده :)

من بیشتر تو کف این جواب های درست و با حوصله ای که به کامنت ها دادین موندم

:)

پاسخ:
:)
خب دیگه وقتی کم پست می‌ذارم روا نیست توی کامنت‌ها کم‌کاری کنم. به خصوص که وبلاگ یه رسانۀ دو طرفه است. 
۱۳ اسفند ۹۷ ، ۱۶:۴۸ ام اسی خوشبخت
مشکل جامعه بیمار هست که سلبریتی پروری میکنه و حتی مسئولین هم بهش دامن میزنن. چه ایران, چه کشورهای دیگه, جهان بیمار شده.
پاسخ:
من کاملاً با این گفته‌تون موافقم. به نظرم تا زمینه این اتفاق فراهم نباشه، این شکلی نمی‌شه. خود مسئولین و جریان حاکم هم از سلبریتی‌سازی بدش نمیاد. مثالش هم این برنامه‌ها و شوهای نمایشی تلوزیون. 
مثلا دل مردم رو شاد میکنن
یا یه ساعت وقت مردم رو پر میکنن شبا
یا یه ترانه ای چیزی میخونن

هر کدوم از یه نظر مفیدن
میشه گفت آدمایی سلبریتی میشن که مخاطب عمومی داشته باشن.
پاسخ:
یا کاری می‌کنن که دهنشون بسته باشه و ذهنشون مشغول و سرگرم. 

تا وقتی افراد مشهور و تاثیر گذار  یا سلبریتی قابل انتقاد و نقد پذیر باشند مشکلی پیش نمی آید . مشکل وقتی پدید می آید . که جامعه آنها را  چندان تقدیس کند . که سرمست باده غرور  شوند . 
پاسخ:
دقیقاً حرفتون درسته. 
۱۵ اسفند ۹۷ ، ۰۷:۵۱ محمد برزین
سلام 
من خیلی غر میزنم 
غرتون به جا بود 
دلم یه غرغر حسابی میخواد.
پاسخ:
سلام.
غرغر کنین. ولی نه مثل من، غرغر لازمه که راه حل هم ارائه بده. من اما راه حلی نداشتم.
۱۵ اسفند ۹۷ ، ۰۹:۰۰ هانیه شالباف
باز صد رحمت به فرهاد مجیدی و ... . 
از امیرتتلو و صدف بیوتی و ... که قابل تحمل‌ترن! 
(خیلی اسم‌های جزئی‌تر و وحشتناک‌تر توی ذهن‌مه! ترسیدم کسی ناراحت شه و به همین دوتا بسنده کردم :)) ) 
پاسخ:
دیگه خواستم مثال خوب و با شخصیت بزنم حداقل :)

۱۵ اسفند ۹۷ ، ۰۹:۱۷ قاسم صفایی نژاد
اینجا نوشته بودم چرا:
http://safaeinejad.ir/1397/09/16
پاسخ:
درواقع منظور اینه که ستاره‌ها و سلبریتی‌ها تضمینی برای فروش محصول، کالا یا هر چیز دیگه‌ایه. درست گفتم؟ حالا این محصول می‌تونه یک محصول تجاری باشه، می‌تونه یک محصول فرهنگی باشه یا حتی یک محصول سیاسی.
منم خیلی به این سوال فکر کردم، بعد چند بار توی برنامه‌های تلویزیونی دیدم که مثلا مهمون دعوت میکنن، حالا طرف یا بازیگره یا فوتبالیست و... بعد بهش میگن شما الگوی جوونایید. این اتفاق بارها و بارها تکرار میشه و به جامعه و حتی خود سلبریتی تلقین میشه که الگوی ملت اینان! و بعد یکی از نتایجش میشه این همه دماغای عملی... یا ابرو برداشتن پسرا و ...
درصورتیکه باید واضح بگن که مثلا "این آقا به دلیل تلاش زیادی که برای پیشرفت تو زمینه کاری خودش داشته الگوعه، و شما هم ازش تلاش کردنو یاد بگیرید" صرفا تلاش کردن و نه چیز دیگه‌ای رو.
پاسخ:
سؤال اینجاست چرا مثلاً تو نباید از کلی نوازنده، بازیگر، نویسنده و افراد با اخلاق‌تر و متشخص‌تر الگو بگیری؟ چرا این الگوسازی‌ها همیشه از سطحی‌ترین آدم‌هاست. من حس می‌کنم این سطحی‌سازی کاملاً عامدانه صورت می‌گیره.
منم همینطوری ام واقعا
سلبریتی واقعی اونی هستش که مردمی بمونه و مردمی باشه
هر چند خیلی سخته
پاسخ:
سلبریتی مردمی یه چیزی مثل مارکسیسم دینیه. نمی‌شینه کنار هم. :)

حقیقتا اولین باره به وبلاگتون میام و خیلی با تفکراتتون آشنا نیستم اما فکر میکنم اون چه که قابل ستیز هست سلبریتی بودن نیست خواستن سلبریتی بودن است
البته به تعریف سلبریتی از نظر شما هم بستگی داره
پاسخ:
خوش اومدین. :)
.
هردوتاشون برای من قابل ستیز هست. اصلاً وقتی سلبریتی‌ستیز باشی، بدون شک در برابر خواستنش هم ستیز داری.

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی