دو کلمه حرف حساب

دو کلمه حرف حساب

به یاد استاد کیومرث صابری عزیز...
گل آقای مرحوم ما، خدایش بیامرزدا
تشکر از دوستی که این تصویر رو به بنده هدیه کردند.

بعد از این هرچه بگویید،جوابم شعر ست!
شاکیم از همه وحرف حسابم شعر ست!

من همان خسته‌ی بی حوصله‌ی غم زده‌ام
آدم بد قلقی که رگ خوابم شعر ست...


روایتی آشنا از کنکور!

يكشنبه, ۲۰ تیر ۱۳۹۵، ۰۷:۲۱ ب.ظ

آموزشگاه ها بیشتر به فکر نفع خودند تا شاگرد. براى این که نشان دهند براى آموزش هاى ارزشمند خود سزاوار شهریه هاى کلان هستند، به شاگردان خود چیزهایى یاد مى دهند که جلوه داشته باشد تا هر وقت بخواهند بتوانند به دیگران نشان دهند. لازم نیست چیزى که یاد مى گیرند به کارشان بیاید، بلکه کافى است که در چشم باشد. بدون تشخیص، بدون گزینش، صدها مزخرفات را در حافظه ى کودک انبار مى نمایند، تا موقع امتحان بقچه ى خود را باز کند و نشان دهد چه تعلیمات ارزشمندى فرا گرفته، و بلافاصله بعد از امتحان بقچه را مى بندد و هرگز مجدداً بازش نمى کند.

"ژان ژاک روسو"

"امیل"


س.ن: روایت کاملا اشنای آموزشگاه های وطنی!(لعنت الله علیه) با پیش بینی دویست و پنجاه سال پیش جناب روسو! از اتفاق دم دمای کنکور هم هست! 


نظرات  (۲۶)

مایلم نوشته‌ای که بعد از کنکورم منتشر کردمو اینجا به اشتراک بگذارم.
اندکی ویت
پاسخ:
آیم هیر
:)
۱. خوش حالم که این مرحله هم تموم شد...خوب و بدش بماند

اما من زیاد مال اون مرحله نبودم امیدوارم که مرحله بعدی همه چی اونطور که میخوام پیش بره.

توضیح جانبی: نمیدونم کنکورم رو خوب دادم یا بد. من فقط سعی کردم غلط نزنم. اتفاقا نمیدونم چقدر مخاطب برنامه ی فرصت برابر هستید(با اون مجری های دلقکشون) ولی یکی از همین سود بگیر های کنکور

توضیح داد امسال یکسری سوال ها رو هر کی بیشتر جواب نداده موفق تر بوده :)

تبصره: واژه ی سود بگیر رو بذارید کاملن براتون توضیح بدم....

شما تا به حال فکر کردید اگر کنکور رو بردارن نون چند نفر آجر میشه؟؟

 از مشاور ها بگیرید تا طراحان سوال و مولفین کتب تست کنکور و این موسسات تست زنی مثل گزینه دو و سنجش و

قلم چی و ... این مشاور های خفن تر که فرت فرت پکیج آموزشی میدن بیرون و

این مشاور هایی که میرن مدارس و با چرت و پرت گویی قاپ دانش آموزان رو میدزدن (اسم ببرم؟؟) و..

تا این برنامه های گزینه جوان و فرصت برابر  و در سطح رادیو  هم کنکور آسان است  که حساب کنید از تهیه کننده گر فته تا مجری و صدا بردار و تدارکات دارن از این برنامه نون در میارن.

پس قطعا نمیان یک همچین اتفاق نون و آب داری رو منحل کنن... تو دلشون میخندن که آره....یه سفره ای پهن شده  دور همیم همه یه سودی میبرن...

ولی نمیگن که نیروی جوون این مملکت به هزار و یک جور مرض (اعم از کچلی/کوری/افسردگی/ورم زیر گردن)

دچار میشه.....

 

۲. هوای سفر باز زده به سرم...یک روز میشم یه جهانگرد که همه ی این روز های بی سفری رو

جبران کنم.

 

۳. این  چند وقت با یک نویستده ی رسمن دیوانه آشنا شدم.

حیف که نصفه بیشتر نوشته هاش بعد اینکه من خوندمشون فیلتر شدن ولی یک داستانی داره من کلا خیلی با این داستانش حال کردم.

میذارمش تو ادامه ی مطلب تا بعد اگر حوصله و وقت داشتم خودم دستی تایپ کنم اینجا. سبک این داستان ها بومرنگه من حوصله ندارم خودتون برید سرچ کنید عزیزای دلم......

 

و آما.....داستان!!!!!!

پاسخ:
این روایت اغلب ما دانش جویان اسبق بوده و هست متأسفانه.
خداارو شاکرم تا الان یک ریال خرج این کلاس های کنکور و اموزشی نکرده ام! و بیش تر شاکرم که این فرصت رو بهم داد تا در این سال ها در غالب انجمنون به دانش آموزای شهر خودم خدمات مشاوره ای رایگان عرضه کنم. 
.
مورد دوم هم به شکوفه ها و باران برسان سلام مارا...
:)
۲۰ تیر ۹۵ ، ۱۹:۳۳ اسپریچو ツ
به اجبار سیستم همچین چیز هایی بوجود میاد
وقتی چیز هایی هست که مدرسه به دانش اموز نمیده ولی دانشگاه و کنکور ازش میخواد چاره چیه؟
اون قضیه که دانش اموز خودش بره بخونه یاد بگیره هم، با توجه به اهمیت کنکور و زمان کمی که بچه ها در اختیار دارن کلا منتفیه
یه جور ازمون و خطاس که به نا کجا اباد میره
به نظرم اگر اموزشگاه درست و درمون باشه و شاگرد هم جدی و درسخون، قضیه دوسر برده

پاسخ:
در جوابتون باید بگم. بنده یکی از هزاران دانش آموزهایی هستم که هیچوقت به سمت کلاس های کنکور نرفتم.
یادم نمیره سالی که ما کنکور داشتیم نفر اول کنکور فردی بود روستایی! جایی که دست هیچ کلاس کنکوری نمی رسید.
با این حال خودش گفت که بعد از اعلام نتایج فلانی و فلانی با من تماس گرفتن که بیا و بگو من از کلاس های فلان جا استفاده کردم! 

بقچه رو کاملن موافقم :| حتی ماه بعد از کنکور هم نمی دانستم بقچه را کجا گذاشتم ... شاید توی همون سالن برگزاری کنکور جا گذاشتم بعید نیست O_o


پاسخ:
سال بعد از کنکور ریاضی یک داشتیم! مباحث کاملا مشترک با مباحث کنکور و عجیب آنکه بیش از نیمی بچه ها افتادند!!

۲۰ تیر ۹۵ ، ۱۹:۴۷ بانوی دی ماه
دقیقااااا.
الحمدلله که خودمو درگیرش نکردم
فقط کتاب تست گرفتم که الحمدلله اونم یه ذره استفاده نشد :/ 
پاسخ:
یحتمل الحمدالله قبول هم نشدید درسته؟
یکی دیگه از معضلات اینه که همه اصرار دارند که راهی دانشگاه بشن! که واقعا دلیل این اصرار رو هم نمیفهمم. 
۲۰ تیر ۹۵ ، ۱۹:۴۷ آبان دخت ...
گفتین کنکور یاد چیزی افتادم...
یه موسه ای بود! سه میلیون و خوردی می گرفت سی دی های آموزشی سه سال رو میداد و میده :|
عجبناکه واقعا! :/
پاسخ:
اتفاقا موسسه خیلی خیلی معروفی هم هست! با ساعت ها تبلیغ تلوزیونی و رادیویی زنده! :/
ببینید چه سود هنگفتی پشت این داستان هست که حاضرند همچین برنامه های تبلیغاتیی داشته باشند!

۲۰ تیر ۹۵ ، ۲۰:۰۷ اسپریچو ツ
خب استثنا همیشه هست
همه هم نخبه و نابغه نیستن که خودشون به تنهایی به همچین نتیجه ای برسن
من نمیگم همه باید از کلاس و خدمات موسسه ها استفاده کنن ولی خودم رو مثال میزنم. وقتی میبینم نمیتونم به تنهایی و با دانش خودم به هدفم برسم و اصلا همچین توانایی در خودم نمیبینم ترجیح میدم از یه موسسه کمک بگیرم
شما حتما لازم ندیدین که از کلاس استفاده کنید

در کل حرفم اینه که اینجا دانش اموزی که با اگاهی از کلاس استفاده میکنه نباید سرزنش بشه چون دچار یجور اجباره
و به دانش اموزی که کورکورانه از کلاس استفاده نمیکنه هم نباید افتخار بشه چون شانس استفاده از یسری تجربه ها ی مفید رو از خودش گرفته و ممکنه از تمام ظرفیتش استفاده نکنه


سالی که رتبه سه و 12 کنکور فکر کنم از شهر ما بودن من خودم رفت و امدشون رو توی موسسه دیده بودم
معلم هامون  قبل از کنکور گفته بودن که فلانی ها پیششون خصوصی کلاس میرن
تو برنامه ماه عسل هم به راحتی گفتن هیچ کلاسی نرفتن و از هیچ کتاب غیر درسی استفاده نکردن:|


پاسخ:
ببین من نمیگم کنکور خوب نیست نمیگمم دانشگاه خوب نیست.
ولی زندگی به چه قیمت؟ وقتی دانشگاه اصلا آش دهان سوزی هم نیست!
چرا باید یک کارگر سه ماه تابستون رو کار کنه! و بعد پولش رو خرج آموزشگاه کنکور کنه؟ 
مشکل این هاست.
وگرنه کنکور به ذات خودش یک رقابته.
و هر کسی هم حق داره هرطور که میتونه خودش رو براش آماده کنه.
و باز تکرار میکنم زندگی به چه قیمنی؟ 
من نمیگم درس خوندن خوب نیست ولی درس نخونید!
۲۰ تیر ۹۵ ، ۲۰:۰۹ اسپریچو ツ
تو عمرم همچین کامنت طولانی نذاشته بودم:دی
پاسخ:
اجرت با صقحه کلید:دی
برو آب قند بزن فشارت نیفته :)))
۲۰ تیر ۹۵ ، ۲۰:۳۰ علی گوهری
آخ گفتی
مخصوصا اگه پرچمدار این اموزشگاه ها باشی و بهشون اعتقادی نداشته باشی
پاسخ:
خوشم میاد اگرچه خودت داخل سیستمی ولی قبول داری مزخرفه :)
۲۰ تیر ۹۵ ، ۲۰:۳۵ آبان دخت ...
آره والا!
ماشالله الان دست زیاده!اینقد موسسه تاسیس شده که دیگه آدم باهم قاطیشون می کنه :/ 

اون موسسه ی مورد نظر حتی اومدن مدرسمون با نخبه هاشون! که یعنی آره ما اینیم :|
پاسخ:
دست زیاده! و متأسفانه جامعه رو به سمتی کشوندن که هر کسی دانشگاه نرفت! وا اسفا! 
ولی باور کنید درس خوندن و بخصوص دانشگاه اصلا و ابدا اونی نیست که دارن نشونش میدن! بخصوص داخل این فیلم های صدا و سیمای گرامی!
برای کنکور فکر نمیکنم اموزشگاه ها فایده ای داشته باشن .. فقط اون آزمون های آزمایشی به نظرم میتونن موثر واقع بشن با کتب آموزشی و تستی و غیره
در پرانتز هم باید بگم که هیچوقت آموزشگاه ها رو قبول نداشتم, نمیدونم چرا :))
پاسخ:
اصلا شما بیا ثابت کن خود کنکور و خود درس خوندن فایده ای داره! حالا در مورد آموزشگاه ها بحث میکنیم!
طرف 20میلیون خرج تحصیلش میکنه که بعد دانشگاه روزانه قبول بشه! که چی واقعا؟
هدف کجاست؟
به عقیده ی بابای بنده ، این همه کتاب های رنگ‌ و وارنگ همه شون یکی ن! فقط صفحه بیست اون یکی ، صفحه ی هفتاد اون یکی ه و طرح جلد شون فرق داره !
آموزشگاه ها هم که تکلیف شون معلومه! 
حالا ما اون معلمی رو نمیگیم که میاد سر کلاس میگه من فلان قسمت و فلان قسمت رو تو کلاس خصوصی میگم بهتون ، میتونین بیاین فلان آموزشگاه پول بدین تا بهتون درس بدم !:/
پاسخ:
این حرف پدرتون رو باید طلا گرفت.
.
دیگه وقتی سیستم خراب باشه افراد سیستم هم کم کم فاسد میشن متأسفانه :/

تنها و تنها فایده ی آموزشگاه ها کنکور آزمایشیه اونم برای آشنا شدن با فضای کنکور، و لاغیر!!!
پاسخ:
خود کنکور و خود درس خوندن آیا فایده ای داره؟ 
اصلا خود هدف فایده ای براش متصور هستید که در مورد فایده وسیله اش حرف بزنیم؟ 
باور کنید خود هدف که دانشگاه باشه اصلا اونی نیست که جامعه میگه!
کلا کنکور شده یجوربنگاه معاملاتی:)
کنکور خر اسد...
دعا کنید:-(
پاسخ:
نمیخوام یک هفته مونده به کنکور سردتون کنم.
ولی اگه واقعا هدفی براش دارید کنکور بدید.
اونموقع هست که ما هم دعا میکنیم که موفق باشید :)
۲۰ تیر ۹۵ ، ۲۲:۱۷ بانوی دی ماه
من تو سراسری شرکت نکردم
فقط برای بدون کنکور ثبت نام کردم 
اونم از رشته ای که اومد پشیمون شدم چون باید می رفتم شهر دیگه..
پاسخ:
همینکه به خاطرش یک سال و در بعضی موارد چند سال وقتتون رو نزاشتین خدارو شاکر باشید و همین فردا برید دو سه کیلو گز از میدون امام بخرید و خیر کنید :)

۲۰ تیر ۹۵ ، ۲۳:۰۰ ابراهیم ...
واقعا این متنه ماله ژان ژاک روسو بوده ؟ خدا بیامرزدش.
پاسخ:
آره. اسم کتاب رو هم نوشته بودم دیگه :)
خدابیامرز حرف های خیلی خوبی میزده.
یاد آقای همساده کلاه قرمزی افتادم با این حرفتون :)
همیشه میگفت فیلسوف بزرگ ژان ژاک روسو!
۲۰ تیر ۹۵ ، ۲۳:۰۴ هانیه شالباف
آخی ..بیچاره ها :))
پاسخ:
بیچاره جوون ها.
۲۱ تیر ۹۵ ، ۰۰:۰۱ مترسک ‌‌
زالو رو دیدی؟ این آموزشگاهای کنکور رو هم دیدی!
هیچی دیگه، همین :|
پاسخ:
به این میگن دو کلمه حرف حساب نسخه pro :)))

+کامنت جناب مترسک و قیافه ی من DDD':

+کلاس کنکور و آموزشگاه و سی دی و غیره رو در حد نیاز باید استفاده کرد اما تلاش و کوشش و استقامت خود فرد حد و اندازه نباید داشته باشه :) 

+اهر هفته برای کنکوری ها همه!چی تموم میشه :)
پاسخ:
+تو یک جمله اصل بحث رو خلاصه کرد :)
.
+سی دی و کلاس وسیله است برای رسیدن به هدف درسته؟ ولی آیا هدف واقعا هدف اصلیمون هست؟ اگه هست اشکالی نیست! شما حتی اگه کل زندگیت رو هم بزاری اگه واقعا هدفت واقعی باشه ارزش داره! چند میلیون پول که حرفی نیست.

+ نه اتفاقا برای عده ای ابتدای راهه!
تا حالا از این دیدگاه بهش نگاه نکرده بودم . 
پاسخ:
زاویه دید خیلی بدیه انصافا.
چقدر قشنگ گفته خداییش...
اصلاااا بدرد نمیخورن فقط آزموناش تا حدودی خوبه و بعضی از کلاسای جمع بندی...

من برای خواهرم واقعا استرس دارم...ان شاالله جمعه شب دیگه راحت میشه


پاسخ:
ببینین خوبه ولی وسیله است. وسیله ای برای رسیدن به هدف! ولی این هدفه چیه؟ درسته؟ شکی درش نیست؟
.
دعاشون کنید. ما هم دعاشون می کنیم. ان شالله که با هدف مشخص به این راه رفته اند. و ان شالله موفق هم خواهند بود.
تا دهه ی 70، سیستم آموزشی کتاب محور بود. یعنی هرچی که لازم بود توی کتاب درسی گفته می شد. حجم کتابا زیاد بود و درسا سخت بودن.
از دهه ی 80، سیستم آموزشی معلم محور شد. یعنی معلم سر کلاس باتوجه به سطح دانش آموزا اونقدری که براشون کافی باشه بهشون یاد میده. کتاب درسی فقط کلیتی از موضوعو مشخص می کنه.
این ساز و کار با اینکه خوبی هایی هم داره، این مشکلو ایجاد می کنه که خیلی وابسته به معلمه.. و از اونجا که متاسفانه جامعه ی معلمینمون با اینکه خیلی وظیفه ی مهم و سازنده ای دارن، اغلب شایستگی کافی رو ندارن؛ دانش آموزا به این سمت کشیده میشن.
تو این راه هم خب خیلیا به خاطر منافع خودشون هستن. الان برای آقای گوهری می نوشتم.. بچه ی کنکوری به محبت و دلگرمی احتیاج داره.
من امسال تو یه مدرسه ی غیرانتفاعی نه چندان معروف درس خوندم. شهریه ی کمی هم ندادم. اما الان خوشحالم. 
معلمای من بهترینای درس خودشون بودن که نه تنها برای تست و کنکور تمام اونچه که نیاز داشتیم رو در اختیارمون گذاشتن، یادمون دادن که آدمای بهتری باشیم. 
یه مشاور درسی داشتیم که همیشه کنار ما بود و یه مشاور انگیزشی (که معلممون هم بودن) و از نگاه ما، از حرکت دستامون، انتخاب کلمه هامون درون ما رو می دونستن.. چهارشنبه ها تو دیدارای خصوصی از همه دل نگرونیامون حرف میزدیم.
کادر اجرایی هم همه چیز در اختیارمون گذاشت. کتابای کمک آموزشی و آزمون های آزمایشی و اردوی مطالعاتی عید (با صبحانه و نسکافه ی بعد از ظهر:)) که همه ی هزینه هاش سر شهریه بود. خرج اضافی اصلا نداشتیم.
و علاوه بر اون مدرسه رو برامون خونه کرده بودن.. تا 9 شب می موندیم مدرسه. با شلوارای راحتی گل گلی می نشستیم باهم درس می خوندیم.

فارغ از اینکه چه نتیجه ای می گیرم، امسال خیلی چیزای دیگه ای به دست آوردم. کنار یه خونواده ی زندگی کردم که براشون مهم بود حال بچه ها خوب باشه. 
دیروز آخرین جمله ی معلم ادبیاتمون این بود.. "مهندس بشین، دکتر بشین، نقاش بشین.. مهم نیست. خودتون باشین. و سعی کنین آدم باشین. ایران بیشتر از هرچیز به آدم احتیاج داره."

یادم نمیاد اول که شروع کردم می خواستم آخرش به کجا برسم.. حواسم پرت شد. معلم شیمی مون تو تلگرام پیام داده "آخر هفته ی خوبی براتون آرزو می کنم. قلب قلب قلب "
پاسخ:
سیستم آموزشی ما در کل یک سیستم غلط اندر غلطه. به قول یک بنده خدایی سیستم آموزشی ما شبیه اسبه. و ما کسی که اسب سواری یاد نگرفتیم. وقتی سوار اسب میشیم. به خاطر همین نابلدی از جلوی اسب پرت میشیم به عقب و می رسیم به دمش! بعد هم دم اسب رو میگیریم و داد میزنین این اسب تمام شد اسب بعدی رو بیار! و نتیجه میشه تغییرات جدید در سیستم آموزشیمون! 
.
اصل حرف رو اون معلمتون زده، مهم نیست دکتربشین، مهندس بشین، نقاش بشین. و یا حتی در کنکور قبول نشید و برید سراغ بازار آزاد یا موارد دیگه زندگی. مهم نیست. مهم اینه که چه اندازه انسان باشیم. 
.
الان که اینقدر تلاش و کوشش کردید امیدوارم موفق باشید. و امیدوارم دوران پسا کنکور براتون دریچه جدیدی باشه رو به زندگی.
زندگیی که مطمئن باشید اگر تا الان با 50درصد قدرتتون براش جنگیدید. بعد از کنکور باید با حداکثر توانتون براش بجنگید و تلاش کنید. دانشگاه پایان راه کنکوری ها تیست. ابتدای راهشونه :)

من اصلا به فرمول "کم گوی و گزیده گوی.." معتقد نیستم.. واضحه؟
پاسخ:
به کامنت های بلند بالا علاقه خاصی دارم.
نشون میده که کامل مطلب خونده شده و شخص خواننده خط به خطش رو فهمیده. :)
شبیه پیشگویی بود، فکر کردم خبر یکی از روزنامه های روز است، نه نوشته روسو مال 250 سال پیش :)
پاسخ:
خیلی جالبه این اندیشه اش.
:)
بیگ لایک
پاسخ:
تشکر
ولی خیلی نامردیه معلم رو مقصر بدونیم.

اونای که تو اموزشگاه ها درس میدند بیشترشون معلم نیستند.

من هم وقتی دور از این حرفه بودم همیشه مقصر رو معلم می دیدم. وقتی واردش شدم تازه فهمیدم همین قدر که همین معلم ها با همین  امکانات و ... اومدن سرکلاس واقعا باید دستشون رو بوسید

تو ایران به معلم 100 تومن کارت هدیه می دن بعد حتی تو جنگل های های امازون هم اطلاع رسانی میکنند که فلان قدر با بودجه فلانی فلان شد، در صورتی که نمی دونن بابا فقط 100 تومن بود.

بیشتر  خبر های که از امکانات منتشر می کنند اجرا نمیشه اگه هم اجرا بشه چیزی به معلم نمیرسه.

درد فقط همین نیست برای مای که قصد ادامه تحصیل داریم هزار جور مانع وجود داره.

بیشتر معلمین مدارس غیر انتفاعی واقعا معلمین دوره دیده و حرفه ی نیستن می دونید چرا؟؟؟ چون اگه قرار باشه معلم از اموزش وپرورش بیاد  حقوق و مزایاش معلومه و نمیتونه سرش کلاه بزاره ولی تو این مدارس از نیروهای استفاده می کنند که صرفا علم دارند ولی هیچ چیزی از اموزش و یادگیری نمی دونن. از بین 100 نفر یکی پیدا میشه که خوب عمل کنه.

معلمین کنکور هم معلم محور هستند و صرفا محتوا رو منتقل می کنند بیشتر محتوا هم فقط برای کنکور و میانبر هستند که تو دانشگاه کاربردی نخواهند داشت.

زمانی که از مرد سالاری رسیدیم به زن سالاری و الان فرزند سالاری.  با کوچکترین کار یا بصورت گروهی به مدرسه حمله ور می شند و معلم رو تا می تونن میزنند یا دانش آموز میگه پدر من فلان قدر بودجه مدرسه رو میده اگه نمره ندی و فلان می گم پدرتو در بیاره، از اون طرف هم مدیر زیر فشار می زارتت که اقا نمره بده به بودجه نیاز داریم.

  چیزی که دانش اموز فکر میکنه نیاز داره با چیزی که واقعا نیاز داره فرق داره. تو مدارس دانش اموز فکر می کنه چقدر  معلم خوبیه ونیازهای علمیشو رفع می کنه و بعد چند سال تازه می فهمه که وای دَدَ هیچی نمی فهمم چون دقت نکرده که اون چیزی که نیاز داشته  صرفا توهمی بوده معلم در اون ایجاد کرده تا کار خودش سخت نشه.

همچنین اصلا فکر نکنید که محتوای اموزشی معلمی که تو دانشگاه یاد می دن برای 30 سال پیشه نه!! همه محتوای اموزشی کم و بیش با کشورهای توسعه یافته  جلو  میره ولی مشکل این نیست. اموزش و پرورش سازمانی هستش که باید با خیلی چیزها هماهنگ بشه و مشکل اینجاست که تو ایران چیز نیست که بشه باهاش هماهنگ بشه.

صدا سیما ساز خودشو میزنه، فلان ارگان بخاطر بودجه طرح خودشو به زور می چپونه تو این سازمان. سیاست هم که جای خود دارد.


در مورد متن خانوم خورشید که گفتن معلم بر اساس سطح دانش آموز، به اونها اموزش میده برای دانش اموز محوره.
تو معلم محور سخنی از دانش آموز نیست، معلم بر اساس اطلاعات خودش محتوا رو صرفا انتقال میده و دانش اموز هم باید حفظ کنه. اگه دانش اموزی اعتراض کنه چون معلم علمی بیشتر از اون نداره،  دانش آموز رو تنبیه میکنه.
پاسخ:
سلام آقا مهدی
ممنونم.
بعنوان یک معلم آینده نظرت برام مهم بود :)
من ایراد رو به  معلم ها وارد نمیدونم گرچه در همین حدود هم آدم های خوب و بد بوده و هستند. 
و البته وقتی از درون سازمان چند سالی هست که خبر چندانی ندارم به دور از انصافه که نظر بدم. 

مشکل اصلی مربوط به سیستم آموزشی مراکز کنکوره. که به قول مترسک مثل زالو ریختند و دارند خون مردم جامعه رو میمکن!

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی