دو کلمه حرف حساب

دو کلمه حرف حساب

کوچزاد دیگرستان‌ها منم
ساکن آنسوترستان‌ها منم!

خان قشلاقات کوچستان منم
قله‌ی بی‌قوچ پوچستان منم!

من الفبای ادب را حمزه‌ام
از جگرخواران هند غمزه‌ام!

شرممان باد...

دوشنبه, ۲۹ شهریور ۱۳۹۵، ۰۱:۱۰ ق.ظ

در شمال، در شهر رودسر پا به این دنیا گذاشت. وقتی وارد مدرسه شد به خاطر قد و قامتش مورد تمسخر دیگر دانش آموزها قرار می‌گرفت. والدین دیگر بچه‌ها آن‌ها را از دوستی با وی بر حذر می‌داشتند و خواستار اخراج او از مدرسه بودند. کلاس دوم راهنمایی بود که رفته رفته بر اثر همین بی مهری‌ها علاقه‌اش به مدرسه را از دست داد و درس و مدرسه را رها کرد. و به کارگری و شاگردی در مغازه‌ها پرداخت. در سن 16 سالگی بر اثر سقوط از روی دوچرخه آسیب دید. و خانه نشین شد. درآن سال‌ها 190 سانتیمتر قد داشت. روز به روز از زندگی ناامیدتر شد. از حرف هایی که مردم کوچه و بازار به او می‌زدند، تا طعنه و کنایه هم سن و سال‌هایش.

 هفت سال خانه نشینی! هفت سال گوشه نشین شد. هفت سال تمام زندگی برای مرتضی مفهومی نداشت!

تا روزی که در برنامه ماه عسل حضور پیدا کرد. از آرزوهایش گفت. از آرزوی دیدار با ورزشکار مورد علاقه اش علی کریمی، و اینکه بتواند روزی به بازی بسکتبال بپردازد. آرزویی که خیلی زود برآورده شد. همان روز علی آقای کریمی به دیدار مرتضی رفت. 

مرتضی به ورزش هم روی آورد. ولی نه بسکتبال. والیبال نشسته شد منشأ درخشش مرتضی. سال 94 به تیم والیبال نشسته ثامن الحجج سبزوار پیوست و یک سال بعد همراه با تیم ملی راهی رقابت های پار المپیک شد. مرتضی مهرزاد مرد دو متر و نیمی ایران. حالا قهرمان ماست. و دارنده مدال طلای پار المپیک  یورو و ارزشمندترین بازیکن این رقابت‌ها. حالا همه رسانه‌های جهان از مرتضی مهرزاد ما نوشته‌اند و می‌نویسند. و کمتر کسی است که اسم او را نشنیده باشد. 


اما...

راستش...

چه خوب که نمی‌دانند ما در این سال‌ها چه به سرش آوردیم...

مجبور به ترک تحصیلش کردیم...

باعث خانه نشینیش شدیم...

منزویش کردیم و برایش القاب زشت و زننده برگزیدیم.

چه خوب که نمی دانند!

کاش از این پس حواسمان باشد.

پار المپیک با همه قشنگی‌هایش. با همه حوادث شاد و ناراحت کننده اش تمام شد.

ولی ای کاش از این پار المپیک درس بگیریم. درس بگیریم تا از این پس نگاهمان به مرتضی مهرزادهای وطنمان را اصلاح کنیم.

و باور داشته باشیم که "انسان ها به توانایی‌هایشان شناخته می‌شوند! نه ناتوانایی‌ها"

موافقین ۸ مخالفین ۰ ۹۵/۰۶/۲۹

نظرات  (۲۱)

برنامه ماه عسلش یادمه :) واقعا خیلی خوشحال شدم وقتی شنیدم که جزو کاروان پارالمپیک هستن :)) 
پاسخ:
اون برنامه رو منم یادمه.
واقعا همین یکی برای ماه عسل کافیه. همین یک مورد. 

۲۹ شهریور ۹۵ ، ۰۱:۲۱ سکوتـــــــــ پاییزی
محبت و طرز رفتا ما خیلی خیلی موثره رو موفقیت یا شکست اطرافیان .. شاید زبان و قدرت حرف زدن خطرناک ترین سلاح موجود و رایگان در اختیار بشر است .. با یه جمله میتونیم دنیای آدمی رو نابود کنیم یا آدمی رو به زندگی بر گردونیم .. چقدر خوبه حواسمون به حرف زدنمان باشه و هیچوقت یادمون نره چقدر خوب و قشنگ میشه کنار هم زندگی کرد بدون تمسخر و ریا و دروغ و کنایه و ...
پاسخ:
کاش حواسمون به حرفایی که میزنیم باشه.
کاش...

به نظرم معلولیت در نگاه ماست . واقعیت اینه که جامعه امکاناتش رو برای افراد معمولی مهیا کرده و این افراد سخت تر میتونن از امکانات جامعه استفاده کنن . ما هستیم که فکر میکنیم این افراد ناتوانند .
پاسخ:
اون جمله اول رو کامل قبول دارم.
کاش جامعه دیدش نسبت به مهرزاد ها رو تغییر بده. و ای کاش مسئولین از بالا تا پایین بیشتر بهشون توجه کنن. 
متاصفانه هیچ توجهی به این بزرگوارا نمیشه.
ما حتی یک پارک تفریحی مناسب این افراد نداریم.
خیلی راحت فراموش میشن تا 4سال بعد...

یه نکته بی ربط:

برای المپیک بیشتر از پاراالمپیک پست گذاشتین، عادلانه نیست:|
پاسخ:
زمان پارالمپیک همزمان شد با غیبت یک هفته ای من. دلیلش این بود.
وگرنه پار المپیک رو خیلی خیلی بیشتر دوست دارم. 
اسوه تلاش و کوشش هستن بچه های پار المپیک.
نمونه کامل فعل خواستن توانستن است.

چقد بی انصاف:)
پاسخ:
چقدر بی انصافیم.
چقدر....

ما آدما چقدر زندگی رو سخت کردیم واسه هم... 
کاش حرفی میشد زد ولی هیچی... جز همین که کاش این شرمنامه ی اعمالمون مهر خاتمه بخوره !
پاسخ:
با زدن حرف کار پیش نمیره.
اگه میگیم این روال اشتباهه.
باید عمل کنیم.
باید حواسمون باشه.
به حرفامون.
به رفتارهامون.
به طرز فکرهامون.

از جامعه‌ای که نصف منطق رفتاری و ضرب‌المثل‌های اعضاش در راستای ضعف‌های بقیه است، چه انتظاری داری؟ به عنوان کسی که 20 و چند ساله درد می‌کشم دارم میگم که ذره امیدی به آینده ندارم؛ چند روز همه خوب و منورالفکر میشن اما دوباره روز از نو و روزی از نو؛ خانه از پای‌بست ویران است سعید جان...
پاسخ:
:(((

این کامنتت به دهنم مهر سکوت زد دادا...
نمیتونم ادعا کنم که میتونم بفهممت. من بیرون از این محدوده درد و رنج ایستادم و تو 20 سال هست که داری باهاش زندگی میکنی. هر روز باهاش بیدار شدی و هر روز  با فکرش به خواب رفتی. نه نمیتونم.
ولی میتونم از طرف خودم و همه اون هایی که باعث پدید اومدن این درد و رنج بودم ازت معذرت خواهی کنم دادا. و از همه مرتضی مهرزادهای وطنم.
و قول میدم اول به خودم و بعد به خدای خودم. دیگه تکرارش نکنم.

۲۹ شهریور ۹۵ ، ۰۸:۵۵ نام نام خانوادگی
من اون برنامه ماع عسلو دیدم
نمیدونستم اصلا یادم نبود
واقعا قدر نمیدونیم تو این مملکت واقعا بهم بدی میکنیم همش
پاسخ:
:(
ما خیلی بدیم خیلی....

چقد خاص و عجیب بود پارالمپیک امسال!!!!
پاسخ:
آره.
خیلی حرف ها داشت برای گفتن.
ولی حیف و صد حیف ما گوش هامون توان شنفتنشون رو نداره.
:(
تلاششون با ارزشش ـه و باعث افتخار
اما راستش نمیتونم قبول ڪنم ڪه انقدر بی مهری هست! انقدر نامهربونی ...
همیشه میگم درسته از نظر سیاسی و اقتصادی و اون بالایی ها مشڪل داریم ، اما لااقل مردممون باهم خوبن (!) 
این تمسخرها، طعنه ها، بی احترامی ها! این ـا خیلی زیاده .. خیلی دردناڪ ـه وجودشون!
پاسخ:
خیلی وقتا میگم که ما خیلی بدیم...
خیلی :(
بخصوص وقتی به این نامردمی ها نگاه میکنم.

)): کاش یکم یادبگیریم ... ((: جمله اخری عالی بود بهترین جمله ای بود طی این هفته خوندم
پاسخ:
کاش...
.
اون جمله از یکی عزیزان پار المپیکی بود.
از ابراهیم رنجبر عزیزمان. 

۲۹ شهریور ۹۵ ، ۱۲:۰۱ عای عم بــــهـــــار D:
اگه اجازه بدید من چیزی نگم و فقط تایید کنم حرفاتون رو ..
پاسخ:
اجازه میدهیم.

۲۹ شهریور ۹۵ ، ۱۲:۰۲ هانیه شالباف
اون برنامه ماه‌عسل دقیق یادمه...فکر می‌کنم سال88 بود...
و همون‌جا گفتم ‌خوش‌به‌حال احسان علیخانی که می‌تونه دل همچین کسایی رو شاد کنه و کمک‌شون کنه برای موفق شدن...

الهی خدا به آقامرتضی سلامتی بده.

 جمله‌ی آخر ؛ عالی بود :)
پاسخ:
بگذار این شکلی دعاش کنیم.
خدا بهش عزت بده.
خدا به همه مرتضی های وطنمون عزت بده.
.
جمله آخر از ابراهیم رنجبر بود. از ورزشکاران پارالمپیکی مون. 
عالی موفق باشید
پاسخ:
همچنین.

با خردادی موافقم...
از خودمون شروع کنیم لطفا :|
پاسخ:
دادامون حرفی رو زد در دو خط که اگه من سه جلد کتاب هم بنویسم نمیتونم حق مطلب رو به این شکل ادا کنم. :(

ماه عسل امسال یه آقا مرتضای دیگه اومده بود.نابینا بودن ایشون.هیچ وقت حرفشون یادم نمیره ک گفتن من حق دیدن ندارم شاید، ولی حق انتخاب ک دارم.نگاه ما ب این افراد یه جوریه ک حق هیچی ندارن.حق زندگی،حق شادی...اصن این حق رو کی تعیین میکنه؟!واقعا اگه یه خورده انسانیت داشته باشیم میبینیم خیلی دور نیستیم از وضعیت اون آدما.کی میتونه تضمین کنه همین الان ک پامو میذارم تو خیابون تصادف نکنم و معلول نشم تا آخر عمر؟...ط
پاسخ:
برنامه امسال رو ندیدم راستش. 
.
واقعا همینه زندگی.کسی از فرداروزش خبر نداره. 
کاش حواسمون باشه به حرفا و رفتارهامون. کاش.

واقعا شرمندگی داره، ما به کجا داریم میریم؟

ماشالا به غیرتش
پاسخ:
:(
واقعا شرمنده ایم.

دادا من از کسی ناراحت نیستم، همه رو بخشیدم، اما از شما دوستای خوبم هم که تا الان جز خوبی و معرفت، چیزی ندیدم اما فقط خواستم به عنوان یه درد کشیده و زخم خورده تجربه‌ام رو در میون بذارم که چقدر خوب می‌فهمم حال مرتضی و امثال مرتضی رو... ببخشید انرژی منفی به وبلاگت دادم، شرمنده...
پاسخ:
دشمنت شرمنده دادا.
مرسی که اینقدر خوبی.
:)

تو جامعه ایی که هنوز توی پیاده روهاش و فروشگاههاش و اداراتش و بانکهاش و خیلی جاهای دیگه هنوز مسیر عبور ویلچر نداریم چه انتظاری داری
اتفاقا علت خیلی از معلولیتهای این آدما همین کم و کاستی های جامعه ی ماست وگرنه اونا هم معلول نمیشدن
یکی از بی آگاهی پدر و مادر و عدم آموزش معلول مادر زاد به دنیا میاد و یکی بخاطر تصادف با ماشین بی کیفیت یا جاده ی غیر استاندارد معلول میشه
کاش اینارو هم ندونن
پاسخ:
یادمه کاشون که بودم گاهی وقتا میرفتم جایی که بعضی از این عزیزان جان هم بودند.
یک علی جان بود. هم سن خودم بود. گذاشته بودندش اونجا! چرا؟ چون ویلچری بود. چرا؟ چون بچه که بود دکترش واکسن فلج اطفال رو اشتباه بهش زده :(
یعنی هر وقت میرفتم پیشش با اشک بر میگشتم خوابگاه. 
اینقدر که این آدم بزرگمنش بود و اینقدر که جامعه در حقش کم لطفی کرده بود.
:(
چی بگم؟

با اینکه ماه عسل کارهای دیگه‌ای هم انجام داده؛ اما آره دقیقا، همین یک برنامه کافیه برای اینکه بگم ماه عسل بهترین برنامه‌ای بوده که برای ماه رمضون ساخته شده :) دمِ علیخانی گرم واقعاً :)) 
پاسخ:
دم همه شون گرم.

این پست خیلی لایک داشت.
پاسخ:
ارادتمند.

ارسال نظر

کاربران بیان میتوانند بدون نیاز به تأیید، نظرات خود را ارسال کنند.
اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید لطفا ابتدا وارد شوید، در غیر این صورت می توانید ثبت نام کنید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">