دو کلمه حرف حساب

دو کلمه حرف حساب

می‌گریم و می‌خندم ، دیوانه چنین باید!

چهارشنبه, ۲۸ مهر ۱۳۹۵، ۰۶:۵۰ ب.ظ
پدرم خواست که فرزند مطیعی باشم
شعر پیدا شد و من آنچه نباید شده‌ام!

"محمدعلی بهمنی"

اگه دوست داشتید ادامه بدید.
چطوری؟
اینطوری که اگه دوست دارید با موضوع همین شعر بالا و اگر نه با موضوع شعر کامنت قبلی‌تون. 

مثلا:

شرط پدرت بود مهندس شوم آخر!
ما شاعرکان را چه به سینوس و کسینوس...


و بعد:

پدرش گفت که باید تو مهندس بشوی!
منه دیوانه معلم شدم و شد پسرش شاگردم...

سعی کردم کاری کنم روال مشاعره هم حفظ بشه.ااگر استقبال شد و موافق بودید ان شالله سری بعد یک سری قوانین براش مشخص میکنم از این پست که گذشت. الآن اگر خواستید به شعری جواب بدید نام گذارنده شعر رو با علامت @ بنویسید. و اگه نام برده بیشتر از دو شعر داشت مصرع اولش رو هم ذکر کنید.
مثلا بنویسید @آقاگل بعد شعری که با شعر من هم موضوع هست رو بنویسید.  
موافقین ۸ مخالفین ۰ ۹۵/۰۷/۲۸
آقاگل ‌‌

شعرنگاری

نظرات  (۴۴)

۲۸ مهر ۹۵ ، ۱۸:۵۲ بهار پاتریکیان D:
خبر مرگ مرا هر کسی آورد بخند 
زنده ام میکند آخر خبر خنده ی تو ..
۲۸ مهر ۹۵ ، ۱۸:۵۳ بهار پاتریکیان D:
خبر مرگ مرا طعنه به یارم بزنید
پشت دیوار همین کوچه به دارم بزنید ..
۲۸ مهر ۹۵ ، ۱۸:۵۴ بهار پاتریکیان D:
خب دیگه مسئولین اشاره میکنن خبر مرگ رو رها کنم دیگه :دی :)))
پاسخ:
:))

۲۸ مهر ۹۵ ، ۱۸:۵۵ شِمِلـــ ـــیـــا
یعنی پدر داشته باشه :)))))
پاسخ:
پدر - شماتت- شعر-شاعر. هرچی که به ذهنتون میرسه که به شعر قبلی ربط داشته باشه.

پدرم..کله ی صبح است..برو دادنزن!من که بیدار شدم..اینهمه فریاد نزن!!در فکر تو تنها نمازست..باشد ..میخوانم..پدرم کله ی صبح است برووووو.داد مزن:))
من وبابام:))موقع نماز صبح:/
پاسخ:
:))
پدرم گفت اداری نشوید
اسب وابسته به گاری نشوید D:
پاسخ:
:))
۲۸ مهر ۹۵ ، ۱۹:۰۱ بهار پاتریکیان D:
عه ؟! 
باید درباره ی پدر و شماتت و اینا میبود ؟! :|
من از این [],کادر خارج میشم کلا :)))
اینم باید به اون سوتی ای که سر شعر شهریار دادم اضافه کنم :|
پاسخ:
نه لزوما.
موضوع میتونه تغییر کنه اگه با توجه به شعر آخر شعر بذارید.
مهم ربط شعرتون به آخرین شعر موجود هست.

اخری:'(
اصلا استعداد ندارم  تواین موارد/-:
کسی نبود بفهمد چه چیز باعث شد
که مرد طی دوساعت فقط قدم بزند
ایزد برای غصه ی زن "گریه" خلق کرد
مردی دلش گرفت "غزل" آفریده شد

مرد تنهایی فرو می خورد دیشب تا سحر
بغض هایی را که هر دم در گلوش انداختی

حتی خدا هم طاقت خواندن ندارد
شعری که اوجش هق هقی مردانه باشد!!
۲۸ مهر ۹۵ ، ۱۹:۳۲ دچــ ــــار
جسمم غزل است اما روحم همه نیمایی است (محمدعلی بهمنی)

شعر قشنگیه بخونیدش :)

پاسخ:
چشم.
:)
۲۸ مهر ۹۵ ، ۱۹:۴۰ آقاگل ‌‌‌‌
@دچار

روزها را مثنوی می بافم و شبها غزل 
در فراقت درد را با درد درمان میکنم...
۲۸ مهر ۹۵ ، ۱۹:۴۳ آقاگل ‌‌‌‌
@سمیرا

راز بلند بلند 
گریه کردن های یک مرد
آنقدر تلخ است
که حتی بیشتر است از
خورد شدن استخوان های غرورش!
وگرنه مرد کجا و 
گریه های بلند بلند زنانه؟ ...
۲۸ مهر ۹۵ ، ۱۹:۴۷ آقاگل ‌‌‌‌
@ Bahar Alone

فکرم همه جا هست ولی پیش خدا نیست

سجاده ی زر دوز که محراب دعا نیست

گفتند سر سجده کجا رفته حواست؟

اندیشه سیال من ای دوست کجا نیست

از شدت اخلاص من عالم شده حیران

تعریف نباشد! ابداً قصد ریا نیست!

از کمیت کار که هر روز سه وعده

از کیفیتش نیز همین بس که قضا نیست!


۲۸ مهر ۹۵ ، ۱۹:۴۹ آقاگل ‌‌‌‌

@پاتریک

یا وفا یا خبر وصل تو یا مرگ رقیب!

بود آیا که فلک زین دو سه کاری بکند

پدرم گفت ک باید تو مهندس بشوی...
سر خم آوردمو سختی را به جانم دادم....
پاسخ:
:))
کار خودت بود؟

۲۸ مهر ۹۵ ، ۲۰:۱۱ دچــ ــــار
زبان حال وبلاگم :

صبر کن عاطفه دلگیر شود بعد برو
یا کمی از تو دلم  سیر شود بعد برو :)

صبر کن طفلک نوخاسته ی عاشقی ام
زندگانی کند و پیر شود بعد برو :)
پاسخ:
حذفش نکنین حیفه.
:)
۲۸ مهر ۹۵ ، ۲۰:۵۴ ام اسی خوشبخت
همیشه حرف از رفتن هاست
کاش کسی با امدنش غافلگیرمان کند
من بلد نیستم !!!! :'(
پاسخ:
:)
۲۸ مهر ۹۵ ، ۲۱:۴۸ محمد حسین
الان ذوق شاعریم کور شده هر وقت بینا شد یه رباعی در این باب برایت می سرایم :دی 
پاسخ:
:))

@ دچار

شب شاعرانه هایم شده از غمت فزون تر
برو از خیالم این بار برو از دلم برون تر

برو تا دوباره از غم نفس قلم نلرزد
برو تا مباد امشب بی هوا دلم بلرزد

برو من که چهل ستونم ز فراق تو گسسته 
نه نیا به این حوالی،قامت دلم شکسته

گله دارم از نگاهت،گله از تو حضرت عشق
حاصلم ز رفتن تو،غم و درد و حسرت عشق

برو از خیال شعرم،تو مسافری غریبی
چمدان،غروب رفتن،تو رفیق نارفیقی...

(شعر از خودم)

:)
پاسخ:
:))
نظرم رو در موردش تو وبلاگاتون گفتم

پدرش گفت که باید تو مهندس بشوی

پسرش گفت آرزوهایت ارزانی خودت پدر


من نخواهم که  مهندس بشوم

نقاشی و شاعری دلخواه من است


شاعر :

دوستم :)



پدرش گفت که باید تو مهندس بشوی

من دیوانه معلم شدم و شد پسرم شاگردم

 

پسرش گفت که هر چه که تو خواهی من نخواهم

 محال است محال که  مهندس کشاورزی من بخواهم




دو بیت آخر فی البداهه از خودم :)





پاسخ:
ممنون از دوستتون و خودتون :))

بازم دوستم همین الان فرمودند :دی


پسرش گفت که هر چه تو خواهی نشوم

محال است که من مهندس بشوم



+

حالا جالبه بدونین دوست من دختر همون معلم ادبیاتی است که تو دبیرستان بهمون تکلیف داد که  با همون کلمات ابر و آسمان شعر بگم

یعنی  داستان های روزگار خیلی شیرینه ...

پاسخ:

پدرش گفت که هر چه تو بخواهی بشوم

لیک محال است که مهندس شوم! 

بر وزن شعر معروفی که میگفت لیک محال است که من خر شوم!


+بالاخره زمین گرد هست و خلاصه :))

بلی:)
پاسخ:
:)
احسنتکم.

۲۹ مهر ۹۵ ، ۱۳:۰۱ منتظر اتفاقات خوب
@פـریـر

این جهان با تو خوش است و آن جهان با تو خوش است 

این جهان بی من مباش و آن جهان بی من مرو..
۲۹ مهر ۹۵ ، ۱۳:۰۳ منتظر اتفاقات خوب
@פـریـر

هزار ابر نباریده توشه‌ی راهت
برو مسافر خسته خدا به همراهت..
@اقاگل

روزها را مثنوی می بافم و شبها غزل 
در فراقت درد را با درد درمان میکنم...

گر ببینم روی تو هر روز و هر شب هر زمان
کهکشان را وقف این لبخندت نابت می کنم

شعر از خودمه :)
۲۹ مهر ۹۵ ، ۲۳:۲۷ نیمه سیب سقراطی
@ منتظر اتفاقات خوب

تو مرا جان و جهانی ، چه کنم جان و جهان را
تو مرا گنج روانی ، چه کنم سود و زیان را 

۲۹ مهر ۹۵ ، ۲۳:۴۵ نیمه سیب سقراطی
@ آقاگل ( فکرم همه جا هست ولی پیش خدا نیست )

گویند اگر می بخوری ، عرش بلرزد
عرشی که به یک باده بلرزد به چه ارزد
در خانه ی ما زیر زمینی ست که در آن
یک خم بخوری خشتی از آن نیز نلرزد
۳۰ مهر ۹۵ ، ۰۰:۱۷ نیمه سیب سقراطی
@ دچار

چو تو ایستاده باسی
ادب آنکه من بیفتم

+ مث که خیلی خوشم اومده ول نمیکنم :))
۳۰ مهر ۹۵ ، ۰۰:۳۷ آقاگل ‌‌‌‌
@احمد رضا

(گر ببینم روی تو هر روز و هر شب هر زمان)

عکس روی تو چو در آینه جام افتاد
عارف از خنده می در طمع خام افتاد


بله مرسی! و پاسخ هم داده شد :))
پاسخ:
:))

۳۰ مهر ۹۵ ، ۰۰:۴۶ آقاگل ‌‌‌‌
@نیمه سیب سقراطی
(گویند اگر می بخوری ، عرش بلرزد)
شما که نگفتید از کیه ولی من ذکر کنم که شعراز خیام نیست قطعا! :)
و در ادامه:
می خور که شیخ و حافظ و مفتی و محتسب
چون نیک بنگری همه تزویر می کنند...!
۳۰ مهر ۹۵ ، ۰۰:۵۱ آقاگل ‌‌‌‌
@نیمه سیب سقراطی
(چو تو ایستاده باشی)

این خیلی خوب بود. لایک
و:

تو آرزوی بلندی و دست من کوتاه
تو دور دست امیدی و پای من خسته‌ست...

+ادامه بدید. من که دارم لذت میبرم :))


@آقا گل

عکس روی تو چو در آینه جام افتاد
عارف از خنده می در طمع خام افتاد

دولتی آمد و نوبت که به برجام افتاد
آن راکتور اراک ، از لبه ی بام افتاد :)



۳۰ مهر ۹۵ ، ۰۰:۵۵ آقاگل ‌‌‌‌
@منتظر یک اتفاق خوب
(این جهان با تو خوش است و ...)

اگر از کمندِ عشقت بروم، کجا گریزم؟ 
که خلاص بی تو "بند" است و حیات بی تو زندان!

۳۰ مهر ۹۵ ، ۰۰:۵۷ آقاگل ‌‌‌‌
@احمدرضا

کل دنیای سیاست عبث و بیهوده است
من به فرجام لبت گر برسم برجام است!

یا

کلید حل هر "برجام" باشد
لبی که دم به دم، بر جام باشد!
حرامم باد نوشیدن ز جامی
که غیر از نقش تو بر جام باشد!
۳۰ مهر ۹۵ ، ۰۰:۵۹ نیمه سیب سقراطی
 @آقاگل ( اگر از کمند عشقت ... )

قربان آن غارتگرم کان دل نه تنها میبرد
تاراج جان هم میکند ، دل هم به یغما می برد 
۳۰ مهر ۹۵ ، ۰۱:۰۴ نیمه سیب سقراطی
@ آقاگل (می خور که شیخ .....)

خنک آن قمار بازی که بباخت هر چه بودش
بنماند هیچش الا هوس قمار دیگر 
۳۰ مهر ۹۵ ، ۰۱:۰۷ آقاگل ‌‌‌‌
@نیمه سیب سقراطی

با من که به چشم تو گرفتارم و محتاج
حرفی بزن ای قلب مرا برده به تاراج

ای موی پریشان تو دریای خروشان
بگذار مرا غرق کند این شب موّاج

۳۰ مهر ۹۵ ، ۰۱:۱۴ نیمه سیب سقراطی
@آقاگل ( با من که به چشم تو گرفتارم .....)

پریشان کن سر زلف سیاهت ، شانه اش با من
سیه زنجیر گیسو باز کن ، دیوانه اش با من 
۳۰ مهر ۹۵ ، ۰۱:۱۷ نیمه سیب سقراطی
ببخشید که خیلی شلوغ کردم ؛) ایده اش جالب بود ، جوگیر شدم :))
مرسی مرسی خیلی ی ی کیف کردم :)
پاسخ:
ارادتمندیم یکتا خانم :)))
اگه فرصتش باشه باز از این دست پستا میذارم. ولی کمی قانون مند تر که شعرا خیلی قاطی نشه. :)
ما هم کیف میکنیم با شعرهای خوب شما.

۳۰ مهر ۹۵ ، ۱۷:۰۸ بانوچـ ـه
@مهشید

پدرت خواست که افسر بشوم
پس از آن به فکر همسر بشوم

تو کمی غمزه بیا عشوه بکن دلبرکم
تا که شاید پس از آن خر بشوم

بانوچه

ارسال نظر

کاربران بیان میتوانند بدون نیاز به تأیید، نظرات خود را ارسال کنند.
اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید لطفا ابتدا وارد شوید، در غیر این صورت می توانید ثبت نام کنید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">