۱۶۲ مطلب با موضوع «مذهب نگاری» ثبت شده است

مناجات رمضانیه دعای کودکانه

  • آقاگل ‌‌
  • پنجشنبه ۳ تیر ۹۵
  • ۱۳ نظر
ای خدای مهربان! پدر من آرایشگاه دارد. من همیشه برای سلامت بودن او دعا می‌کنم. از تو می‌خواهم بازار آرایشگاه او و همه آرایشگاه‌ها را خوب کنی تا بتوانم پول عضویت کانون را از او بگیرم چون وقتی از او پول عضویت کانون را می‌خواهم می‌گوید بازار آرایشگاه خوب نیست!


(فرشته جبار نژاد ملکی / 11 ساله)

.
خدای عزیزم! من تا حالا هیچ دعایی نکردم. میتونی لیستت رو نگاه کنی. خدایا ازت میخوام صدای گریه برادر کوچیکم رو کم کنی!

(سوسن خاطری / 9 ساله)

.

خدایا! کاری کن وقتی آدم‌ها می‌خوان دروغ بگن یادشون بره!

(پویا گلپر / 10 ساله)
.

خدایا ماهی مرا زنده نگه دار و اگر مرد پیش خودت نگه دار! و ایشالله من بتوانم خدا را بوس کنم و معلم‌مان هم مرا بوس کند.

(امیرحسام سلیمی / 6 ساله)


خدایا مهدکودک از خانه ما آنقدر دور باشد که هر چه برویم، نرسیم. بعد برگردیم خانه با مامان و کیف چاشتم. پاهای من یک دعا دارند آنها کفش پاشنه بلند تلق تلوقی (!) می‌خوان دعامی‌کنند بزرگ شوند که قدشان دراز شود!

(باران خوارزمیان / 4 ساله)

خدای قشنگ سلام! خدایا چرا حیوانات درس نمی‌خواننداما ما باید هر روز درس بخوانیم؟ در سال جدید دعا می‌کنم آنها درس بخوانند و ما مثل آنها استراحت کنیم!

(نیشتمان وازه / 10 ساله)


اگر دل درد گرفتیم نسل دکترها که آمپول می‌زنند منقرض شود تا هیچ دکتری نتواند به من آمپول بزند!

 (عاطفه / 11 ساله)

مناجات رمضانیه به یاد گل های بهشت...

  • آقاگل ‌‌
  • چهارشنبه ۲ تیر ۹۵
  • ۱۲ نظر


خدایا!

کاش بیمارستان‌ها

بخش کودکان سرطانی نداشت...

همین.




مناجات رمضانیه

  • آقاگل ‌‌
  • سه شنبه ۱ تیر ۹۵
  • ۶ نظر

حبیبا! 

شب عید است، عیدی بنده هایت را نمیدهی؟

عیدی مرا خودت انتخاب کن.

رنگ کاغذ کادویش مهم نیست 

ولی خواهش میکنم زیاد بزرگ نباشد 

میترسم که ظرفیتش را نداشته باشم.

مرسی.


مناجات رمضانیه

  • آقاگل ‌‌
  • دوشنبه ۳۱ خرداد ۹۵
  • ۹ نظر
الهی!
گرد و غبار آسمان این روزها را 
با باران رحمت بی حسابت بشوی.
تا بشینم و ساعت ها آسمان با صفایت را بنگرم.
 
رفیقا!
فقط خودت میدانی که
چه خدای خوبی هستی.
دمت گرم. 

مناجات رمضانیه

  • آقاگل ‌‌
  • يكشنبه ۳۰ خرداد ۹۵
  • ۶ نظر

مثل وقتی که خواب می مونی و نیستی که دو کلمه حرف مناجات بنویسی با خدای خودت.

مثل وقتی که خواب می مونی و یک رفیق قدیمی بهش الهام میشه که تو خوابی! و بهت زنگ می زنه تا بیدار بشی.

خدایا شکرت به خاطر رفقا و دوستان مجازی و واقعی :)

خدایا خواب مانده ام! بیدارم کن.


+باز یادم رفت بعضی نظرات رو جواب بدم! :/

بعد از نازنین خانم و فاطمه این سومین مورد در یک ماه گذشته بود! خانم جیم، نازنین خانم و فاطمه خانم. رسما عذر میخوام. باور کنید که از عوارض پیریست. و نه چیز دیگری. از این پس نظرات رو پس از تأیید نمایش می دهم که دیگر شرمنده نشوم.


++ این چند روزه درد کلیه هم امانمون رو بریده. بعد از معده درد به قول معروف گل بود به سبزه آراسته شد. دعامون کنید.


+++اگر خوابتان نمیآید هم اکنون شبکه سه والیبال داشت. ما که رفتیم به بستر.

مناجات رمضانیه

  • آقاگل ‌‌
  • جمعه ۲۸ خرداد ۹۵
  • ۱۱ نظر

خدایا

به خاطر همه دونات هایی که خوردم شکر.

و به خاطر بوی دیوار کاهگلی خانه قدیمی مادر بزرگ!


حبیبا!

دیوار خانه‌ی مرا در بهشت

کاهگلی بساز

می‌خواهم هر روز عصر با شلنگ

به دیوارش آب بپاشم

و نفس عمیق بکشم!



مناجات رمضانیه

  • آقاگل ‌‌
  • پنجشنبه ۲۷ خرداد ۹۵
  • ۸ نظر
الهی!
نفس هایم را علاوه بر ممد حیات 
مفرح ذات هم قرار ده!

حبیبا!
تو بهتر از آنی که مرا تنها بگذاری
و من ممنونم که فقط یکی هستی.
چینی ها عمرا بتوانند تقلبی ات را بسازند!

چرا واقعا، هر کس شده همسایه ما پیر زن است!؟

  • آقاگل ‌‌
  • چهارشنبه ۲۶ خرداد ۹۵
  • ۱۱ نظر
آمد رمضان٬ نه صاف داریم و نه دُرد
وز چهره ما گرسنگی رنگ ببرد

در خانه ما ز خوردنی چیزی نیست

ای روزه برو! ورنه تو را خواهم خورد!

"عهدی ترشیزی"


**************************




+در مورد تصویر، اگر دیدید و دلتان ضعف رفت بنده هیچگونه مسئولیتی در قبالش ندارم!:دی