دو کلمه حرف حساب

دو کلمه حرف حساب

این دریغاها خیال دیدن است
وز وجود نقد خود ببریدن است‌‌

غیرت حق بود و باحق چاره نیست
کو دلی کزحکم حق صدپاره نیست

مولوی

به یاد یک عدد مترسک مهربان :)

سه شنبه, ۳۰ آذر ۱۳۹۵، ۱۱:۰۹ ب.ظ

بذارید از اینجا شروع کنم، از این پست. ماجرای ما تقریبا از این پست شروع شد. و از این پست شد که "من او" شدیم رفیق و بعدها شدیم دادای هم :)

اگه تا الآن حدس نزدیک در مورد کی دارم صحبت می‌کنم، خب باید اضافه کنم که دادای من در این دنیای مجازی کسی نیست جز مترسک جان خودمون. که احتمالا خبر دارید که چند وقتی هست که نیست. و احتمالا دل شما هم مثل من برای اون مزرعه و هدر سبز رنگش تنگ شده.

 


بعدها هر روزی که گذشت مهر و محبت این خوش اخلاق بلاگستان نسبت به من بیشتر و بیشتر شد و هر روز توی دلم جای بیشتری رو به خودش اختصاص داد. همه‌تون می‌دونید که این‌ها تعارف نیست. همه‌تون مترسک جانمون رو می‌شناسید. یک جوان خوش‌اخلاق، خوش‌ برخورد و پرمهر و محبت. و البته عاشق کلاغ‌ها! :) 

خب بگذریم. هدف از این پست این بود که یک خبر مهم بهتون بدم. و دست آخر هم از طرف مترسک جان "بهتون سلام برسونم. و اعلام کنم که دارم میرم سربازی ^_^ "(من نه! مترسک قراره بره سربازی!-توضیح از بنده نگارنده هنوز سرباز نشده‌یِ دانشجو نشان!.) خب مثل اینکه اشاره می‌کنن حواست نبود و خبر رو گفتی رفت! (می‌خواستم یک کم اذیتتون کنما! چه می‌کنه این پیری با آدم.) 

از قضا شتر سربازی اینبار روبروی مزرعه مترسک اینا پارک کرده و مترسک جان قراره به مدت 2ماه سرباز باشند.(2ماه آموزشی منظورم هست طبیعتا!) براش دعا کنیم. دعا کنیم سالم بره و سالم برگرده. و حتی یک پوشال هم از سرش کم نشه:دی دلمون برات تنگ می شه دادا، زود برگرد و تا سال جدید نرسیده به اون مزرعه هم سر و سامون بده. :)


2-  

خب امشب شب یلدا بود! شب یلدا رو به همه دوستان-آشنایان-ناآشنایان-خاموشان-آن هایی که می‌خوانید و کامنت می دهید-آن‌هایی که می‌خوانید و کامنت نمی‌دهید. آن‌هایی که فقط لایک می‌کوبند- آن‌هایی که دیسلایک می‌کوبید و مهم‌تر از همه بخصوص به دانشجویان و سربازان( و ما ادراک شب یلدا فی خوابگاه؟-توضیح از بنده نگارنده شش سال و اندی شب یلدا ندیده.) تبریک می‌گم! ان شالله شب خوبی رو سپری کرده باشید.



کاش فال حافظ این شب یلدا بشود:


یوسف گم‌گشته باز آید به کنعان غم مخور 

کلبه‌ی احزان شود روزی گلستان غم مخور

"کانال حرم امام رضا(ع)"


+جهت ریا؛ عکس از بنده نگارنده.

موافقین ۱۰ مخالفین ۰ ۹۵/۰۹/۳۰

نظرات  (۳۰)

۳۰ آذر ۹۵ ، ۲۳:۲۳ سِناتور تِد
امیدوارم سالم و باحال برگرده : )
پاسخ:
ان شالله :))
یک مترسک مهربان را باید گفت سربازی که نباید باعث بسته شدن وبلاگ بشه :( اونم از یه ماه و نیم قبلش :| به سلامتی ایشالا :)
پاسخ:
دوره آموزشی دسترسی به هیچی نداری. مطمئنن دلایل خودش رو داشته :))
ان شالله بر میگرده.

۳۰ آذر ۹۵ ، ۲۳:۲۵ ♥️ っ◔◡◔)っ ♥️ mohammad)
واس من شد...
پاسخ:
:)
سلام
ایشالا که به سلامت بره و برگرده سر مزرعه ش، ایشالا شما هم بری! :)
راستی! فقط دانشجویان و سربازان؟! اینایی که گفتی دور و برشون پُره حتی اگه کسالت داشته باشن! :|
پاسخ:
سلام :)
ان شالله ان شالله. :دی
.
و ایضا جوونایی که کارمندن :)
ایشالا مترسک تر از همیشه برگرده!
پاسخ:
:))
ان شالله
۳۰ آذر ۹۵ ، ۲۳:۵۲ رفیعه رجعتی
عااااخی:))) متقابلا سلام برسونین بهش و بگین دل به دل لوله کشی هست و ازین حرفا:) 
نمیشه بگه کجا افتاده؟! ؛(
پارسال خوابگاه بودم شب یلدارو :| خداروشکر امسال در آغوش خانواده به سر بردم :دی
عکستون هم خیلی خیلی زیباس:)
پاسخ:
از همینجا سلام بدید میشنوه :)
چرا میشه! بذارید بگم. افتاده زیر همین آسمون خدا :دی
.
آغوش خانواده تون همیشه گرم ان شالله.

چقدر دوست دارم که همه ی مترسک ها رو سبز نوشتین.

+ متر جان.. مواظب خودت باش. غصه شو نخور. زود می گذره. مواظب باش. به یادتیم. در پناه خدا..
پاسخ:
:)
مترسک ها همیشه سبزن:دی
.
+مطمئنم میبینه پیامتون رو.

ان شاء الله که به خیر و خوشی این دوماه و به تبعش ادامه سربازی شون بگذره

+ یلدا بر شما و همه طفلی های خوابگاه نشین ( :دی ) مبارک
پاسخ:
ان شالله :))
.
+ من یک سالی هست خوابگاه نشین نیستم ولی خوابگاه این روزاش خیلی سخت بود! بخصوص که دم امتحانا بود و طبیعتا هیچ جوره نمیشد پیچوند و رفت! :)

۰۱ دی ۹۵ ، ۰۰:۳۰ گمـــــــشده :)
اولا برای مترسک آرزوی موفقیت می کنم و امیدوارم هرچه زودتر برگرده
امیدورام دوره شیرینی رو سپری کنی و سختی هاش برات مثل کیک اسفنجی باشه/
کاش وبلاگتو میذاشتی باشه و لابه لای سربازی و مرخصی هات می نوشتی برامون
خیلی هم خوشحال می شدیم
مترسک بدون شک یکی از مهربان ترین و خوش برخورد ترین های بلاگستانه. این بشر اینقدری کارش درسته که هنوزم وقتی 8 صبح از سرکار وبلاگمو چک می کنم منتظرم نظر ساعت 8 صبحشو ببینم.
موفق باشی دوست خوب ندیده ام
+اما شما اقاگل
شما خودت هم چیزی کم از مترسک نداری دادا. بی خود نیست با هم دوست شدین
:دی
عکست فوق العاده اس. به محض این که دیدم عکس تو دلم گفتم کاش خودش گرفته باشه چون خیلی عالیه

پاسخ:
داره میره آموزشی. دوران آموزشی هیچ دسترسیی به وسایل ارتباطی و نت نداره :) ان شالله آموزشی تموم بشه برمیگرده به مزرعه.
 اون نظرهای هشت صبحش :)
.
این البته نظر لطف شماست. :) وگرنه من این همه نیستم.


۰۱ دی ۹۵ ، ۰۰:۳۷ پرتقالِ دیوانه
حدس میزدم قراره بره سربازی :)
خدا پشت و پناهش
عکست خیلی چسبید بهم آقاگل
کلا این پستت خیلی چسبید :)
پاسخ:
آره دیگه رسما رفت :))
ان شالله.
.
نظر لطفتونه ممنون.

این داستان 
مترسک میرود تا مرد شود

متر امیدوارم سالم بری سالم برگردی و همچنین بعدش بیای کلی از خاطراتش برامون  بنویسی
پاسخ:
خیلی خوب بود این داستان خخخ :)))

ان شاءالله مترسک خان به سلامتی برن و برگردن

یلداتون مبارک و به شادی :)

پاسخ:
ان شالله.
یلدای شما هم :))
۰۱ دی ۹۵ ، ۰۱:۲۴ محبوبه !!
زیاد نمیشناسم این داداش دوست داشتنی رو اما آرزو میکنم سالم و سرحال برگرده
عکست و بشقاب انار و غزل، خیلی عالی بود
یلدات مبارک
پاسخ:
ممنون.
نظر لطفتونه. در عکاسی انگشت کوچیکه شماهم نمیشیم ما :))
۰۱ دی ۹۵ ، ۰۱:۲۴ هانیه شالباف
سلام :)
خداروشکر که حالش خوبه و ایشالا این مدت هم به‌خیر و خوشی بگذره :)

زمستون‌تون پر از شادی :)
پاسخ:
سلام. :)
زمستون شماهم بر از لحظه های خوب. ممنون.

کاش ما دخترا هم همون دو ماه رو سرباز بودیم :)

ایشالا بسلامتی برن و بگردن...آمین


+

نوچ نوچ ریاکاری ای شیخ ؟:دی

نوچ نوچ ریاکاری ای پیرمرد بلاگستان ؟:دی

برین توبه کنین :)))))))))))))))))


یلداتون با تاخیر مبارک...

پاسخ:
دو ماه که نه! دو ماه آموزشیه فقط. بعد ادامه ماجراست. 24ماه خدمت برای نظام :)
ان شالله.
.
دیگه ریا بعضی مواقع هم خوبه!:دی
.
یلدای شماهم.

۰۱ دی ۹۵ ، ۰۱:۳۶ عاشق بارون ...
ان‌شاء‌الله به سلامت برن و برگردن جناب مترسک. :) جاشون که خیلی خالیه.
چه عکس قشنگیه. :))
پاسخ:
ان شالله :))
نظر لطفتونه.

خب خیال کردم بقیه سال رو تو اداره جایی ادامه سربازی میده :)
من هیچ کدوم از داداشم جالبه بدونین سرباز نشدن :)
عموهام هم همینطور :)
پسر عموهام :دی 
پسر پسر عموم هام :دی 
دو تا از پسر دایی هام :))
ولی پسر دایی کوچکه ولی شد :))
همه اونا معافی گرفتن هر کسی به یه نوعی :))
مثلا داداشام معافیت پزشکی (چشمی )

ولی من خودم دوس داشتم میرفتم :دی 


استغفرالله :))))

ممنونم 


پاسخ:
اون زمون خیلی خوب معافی میدادن. الان گرفتن معافی کار حضرت فیله! :/
:)

۰۱ دی ۹۵ ، ۰۴:۳۳ . زیزیگلو
شامل دسته ی خاموشان، میخوانم و کامنت نمیدهم و دانشجویان هستم!
به مترسک سلام برسونید! بگید ما همچنان منتظریم تا بعد از دوماه بیاد بنویسه بازم... 
پاسخ:
سلام بر تو ای وی :))
سلامتی تون رو میرسونیم.

یلداتون مبارررکک
البته با تاخیر :))

اووف عجب عکسی آقاگل 🙊
چقدررر خفنه :)
پاسخ:
یلدای شمام مبارک :))
با خیلی تاخیر. البته گفتن امشبم تمدید شده!:دی
.
نظر لطفتونه :)
:)امیدوارم به سلامتی و خوشی بگذره براش این دوماه:)
پاسخ:
:))
ان شالله.
عکس عالی:)
پاسخ:
ارادتمند :)
ان شاءالله بسلامت برگردن

عکس عااالیه :))
پاسخ:
ان شالله. :)
.
ممنون.
۰۱ دی ۹۵ ، ۱۳:۲۳ نفس نقره ای
چقدر دلم تنگ شده براش ://
ایشالا که به سلامتی بره و بیاد :)
پاسخ:
از الان تا دو ماه دیگه کلا نیستش. منم دلم تنگ میشه :// :(
ان شالله ان شالله
۰۱ دی ۹۵ ، ۱۴:۴۱ دچــ ــــار
مترسک خیلی مرده 
میره و برمیگرده :)

پاسخ:
مترسک مهربونه
قدر مارو میدونه!
:دی

کاش مترسک زودتر برگرده...
پاسخ:
صبر پیشه کن فرزند! :)
بر میگردن به زودی. فعلا رفتن یک دوماهی سرباز بشن:دی

شش سال و اندی یلدای خوابگاهی...
زمستان خوبی داشته باشید.

+صرفاً جهت خاموش نبودن
پاسخ:
:))
همچنین.
پس شما هم یکی از خاموشانید :دی
ممنون بابت ابراز حضور.

۰۲ دی ۹۵ ، ۲۲:۴۱ احمد رضا
به نیت شما ، نیمه فالی بزدیم :

این اومد :
دیگر ز شاخ سرو سهی بلبل صبور
گلبانگ زد که چشم بد از روی گل به دور
ای گل به شکر آن که تویی پادشاه حسن
با بلبلان بی‌دل شیدا مکن غرور
از دست غیبت تو شکایت نمی‌کنم
تا نیست غیبتی نبود لذت حضور
گر دیگران به عیش و طرب خرمند و شاد
ما را غم نگار بود مایه سرور
زاهد اگر به حور و قصور است امیدوار
ما را شرابخانه قصور است و یار حور
می خور به بانگ چنگ و مخور غصه ور کسی
گوید تو را که باده مخور گو هوالغفور
حافظ شکایت از غم هجران چه می‌کنی
در هجر وصل باشد و در ظلمت است نور

چه میکنه این حافظ
آقاگل حتما نیتتون خیلی پاکه که همین بیت اول ، توش گل بود
مصرع 6 و بیت آخر هم که به صورت مستقیم به نبودن مترسک تو این مدت اشاره داره

پاسخ:
اصلا من دیگه نمیدونم چی بگم اینقدر که سر این کامنت ذوق کردم :))
دستت درست دادا ^_^
خیلی خوب بود. 
از این یهویی ها که همچین میچسبه به آدم.
بیت آخر باید اینجوری باشه:

"آقاگل شکایت از غم هجران چه می کنی؟
در هجر متر وصل باشد و در ظلمت است نور"
:))
عه! من همیشه فک میکردم با متر زودتر از من آشنا شدی!!!!!
+ چقده جاش خالیه متر...
پاسخ:
زودتر آشنا شدم ولی زود با هم صمیمی نشدیم! پایه و اساس صمیمی شدنمون این پست بود :)
.
+ان شالله سالم و سلامت باشه.
از طرف من یه سلام ویجه و یه بای بای به مترسک حتما برسون :)

پاسخ:
فعلا دیگه صدام بهش نمیرسه :))
رفت آموزشی. تا دو ماه دیگه نیست. ان شالله هر وقت اومد یادم بیارید که بهش سلام برسونم:دی

سلام مطالبتون عالیه
پاسخ:
سپاس

ارسال نظر

کاربران بیان میتوانند بدون نیاز به تأیید، نظرات خود را ارسال کنند.
اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید لطفا ابتدا وارد شوید، در غیر این صورت می توانید ثبت نام کنید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">