دو کلمه حرف حساب

دو کلمه حرف حساب

این دریغاها خیال دیدن است
وز وجود نقد خود ببریدن است‌‌

غیرت حق بود و باحق چاره نیست
کو دلی کزحکم حق صدپاره نیست

مولوی

چالش زبان مادری

سه شنبه, ۳ اسفند ۱۳۹۵، ۱۱:۰۲ ق.ظ

از قرار معلوم امروز بیست و یکم فوریه است و سوم اسفند ماه، روزی که در شرق و غرب عالم به روز زبان مادری مشهور است. از این رو به نظرم رسید که به این مناسبت از بلاگران و دوستان دعوت کنم تا دست به قلم شده و این‌بار یک پست به زبان مادری خودمان بنویسیم.

برای اینکه متن پست‌ها زیاد پیچیده نباشد و نخواهیم به این فکر کنیم که خب "چه بنویسیم!؟" یکی از حکایات گلستان را به صورت دیکتاتورگونه انتخاب کردم که در زیر می‌بینید. حکایتی که در کتاب‌های درسی همه موجود بوده و قطعا قبلا خوانده‌ایدش. حال از شما دوستان خواهش می‌کنم که به مناسبت این روز(روز زبان مادری) این حکایت سعدی را به زبان مادری‌تان بازنویسی و در وبلاگ‌هایتان منتشر کنید.(ترجیحاً تا آخر این هفته.) با ذکر این نکته که لزومی ندارد حکایت فوق را کلمه به کلمه ترجمه کنید. پس خلاقیت به خرج دهید و سعی کنید به بهترین شکل و فرم بازنویسی کنید.


+با پیشنهاد خانم خورشید، اگر هم دوست داشتید(ما که قطعاً دوست داریم!) به صورت صوتی نوشته خودتان را اجرا کنید. 

++پیشنهاد ویژه از شباهنگ، این کلیپ رو حتما ببینید. من باب نابودی و انقراض 24زبان در ایران! در آینده‌ای نزدیک!


هدف از این چالش (یا شاید بهتر است بگوییم هم‌نشینی) آشنا شدن با زبان مادری دیگر بلاگران به نمایندگی از عامه مردم جامعه است. و ارزش قائل شدن برای فرهنگ‌ها و زبان‌های متفاوت دوستانمان. پس اگر شرکت کردید. لینک مطلبتان را برایم بفرستید. و ایضاً هر چند عدد از دوستانتان را که خواستید دعوت کنید تا در این هم‌نشینی شرکت کنند.  

...

...

حکایتی از گلستان شیخ-باب چهارم-در فواید خاموشی:


"یکی از شعرا پیش امیر دزدان رفت و ثنایی برو بگفت. فرمود تا جامه ازو برکنند و از ده بدر کنند. مسکین برهنه به سرما همی‌رفت، سگان در قفای وی افتادند خواست تا سنگی بردارد و سگان را دفع کند در زمین یخ گرفته بود عاجز شد. گفت این چه حرامزاده مردمانند سگ را گشاده‌اند و سنگ را بسته. امیر از غرفه بدید و بشنید و بخندید گفت ای حکیم از من چیزی بخواه. گفت جامه خود می‌خواهم اگر انعام فرمایی!


امیدوار بود آدمى به خیر کسان

مرا به خیر تو امید نیست، شر مرسان

سالار دزدان را برو رحمت آمد و جامه باز فرمود و قبا پوستینی برو مزید کرد و درمی چند."


لینک ها:

چراغ اول رو مستر مرادی با همکاری مسی ریکا روشن کردند. با زبان شیرین گیلکی :)

- صدای پرتقال دیوانه هم رسید. پرتقالی از نوع اصفهونی :)

- همراه میشیم با گویش مرکزی مازندران (البته متمایل به غرب)، پست بانوی لبخند رو بخونید.


- و اینک گندوم بانو، مفسر اعظم حکایات سعدی با لهجه شیرین شیرازی (بالاخره هر دوتاشون شیرازی بودن بهتر زبان همدیگر رو می‌فهمن):دی

واران گرامی هم زحمت کشیده و چنتایی از دوستانش رو هم به چالش دعوت کرده، همراهشون می‌شیم.

- بچه‌های مازندران و خطه شمال خیلی خوب همراهی کردند. دستتون درد نکنه. این پست از آبان دخت(حریری به رنگ آبان) عالی بود.


- منتظر بودم به زبان ترکی و لری هم پست داشته باشیم. که این پیش بینی درست از آب در اومد. 

اول پست علی جان(منِ مجازی) با زبان شیرین ترکی. این پست رو آقا رامین از وبلاگ عقاید یک رامین خوندند.(پایین‌تر موجوده)

- و بعد پست یک بلاگر آرام با زبان لری خاص استان همدان، فایل صوتی رو هم بشنوید.

- اگر موافق هستید همراه میشیم با لهجه شیرین یزدی، با صدای علی عزیز(یدونه باشی برا نمونه باشی دادا)


- این  هم یک همکاری دو نفره از دو کورد زبان کرمانشاهی، پست پرستو(زاویه زیست) همراه با صدای گرم آنالیز

- یکی از اهداف این همنشینی آشنایی با زبان‌های مادری جاهای متفاوت ایران بود. راستش به شخصه تا امروز نمی‌دونستم زبان تاتی چی هست و مال کجای کشوره، متشکر از بهنام غنی عزیز و این پست خوبش. 

- خوشحالم که اضافه کنم به زبان ترکی خراسانی که به گفته‌ی اون کلیپ شباهنگ(لینک کلیپ کمی بالاتر موجود هست!) در معرض خطر نابودی است هم مطلب داشتیم. تشکر از خانم لبخند. لطف کردید.

- زبان لاری، یا لارستانی نیز با استناد به همان کلیپ شباهنگ در معرض  خطر نابودی است. و من خوشحالم که با این زبان نیز آشنایی پیدا کردم. به واسطه این پست از بی نام. متشکریم.


-جناب متین هم زحمت کشیدن و به لهجه قاینی برامون نوشتن. دست تون درد نکنه واقعا. مانا باشی جوان. 

-در مورد لهجه اراکی شنیدید تا به حال دیگه؟ درسته؟ خیلی لهجه قشنگیه. اگه نشنیدید. این پست  وبلاگ پاموک رو بخونید و بشنوید

- و هم اکنون، یکی از دوستان میهن بلاگی، با لهجه یا بهتره بگیم گویش نیشابوری؛ بشنویم.


- تشکر از هلما خانم، که توسط حریر به اینجا رسیدن ظاهرا و برامون به زبان ترکی نوشته‌اند و اجرا کرده‌اند.

-یک مهمون هم از بلاگفا داریم. بشنوید و ببینید این پست Ghazal Azadi رو، از وبلاگ may it be، به زبان لکی.

- زبان ترکی یکی از قشنگ‌ترین و گسترده‌ترین زبان‌های ایران محسوب میشه، این فراوانی پست‌ها و فایل‌های دوستان هم تاییدی هست به این حرف. خب این فایل رو بشنویم با صدای عقاید یک رامین. ضمنا متن این پست همونیه که علی جان نوشته بود.


-حنا رو حتما با اخبار رادیو بلاگی ها می شناسید، گوینده خبر رادیوبلاگی‌ها، یکی از خوش صداهای رادیو، با زبان ترکی تبریزی برامون این حکایت سعدی رو بازخوانی کردند. گوش بدید.

-خورشید، یکی از خوش اخلاق‌ها و بهترین وبلاگ نویس‌های بیانه، که امشب فهمیدم علاوه بر خوش اخلاق بودن و با فرهنگ بودن و هنرمند بودن خوش صدا هم هست.( البته بماند که ما تا دیشب هی بهشون اصرار می‌کردیم که تهرونی هم لهجه است ولی ایشون تکذیب می‌کردند:دی) باری، حکایت سعدی رو اینبار با لهجه تهرونی بشنوید. 

-صحبت از لهجه تهرونی شد. خب باید بگم اگه خورشید زوایای مخفیِ دهه60 به قبلِ لهجه تهرونی رو نشونمون داد، در این پست، یا فاطمه الزهرا زوایای روشنِ دهه 80 به بعد این لهجه رو قصد داره که نشونمون بده.


- گله مند بودیم که چرا از جنوب کشور دوستان همراهی مون نکردند. تا اینکه خانم فرشته با این پست خودشون رو از بندر گناوه به اینجا رسوندند. متشکریم. 

-اهوازی های عرب زبان یکی از خون گرم ترین و مهمان نوازترین افراد این کشورن. این رو بدون اغراق میگم. به این دلیل که توی برگشت از سفر کربلا ماشین مون خراب شد و تا ساعت یک و دوی شب مهمون این دوستان بودیم. خب همه این هارو گفتم تا دعوتتون کنم تا یک پست به زبان شیرین عربی اهوازی رو بهتون معرفی کنم. بفرمایید. از وبلاگ در آرزوی جهانی امن

-نوبتی هم باشه نوبت خودمه! لهجه سمیرمی تقریبا آمیخته‌ای از لهجه اصفهانی و شیرازی هست. که البته به زبان شیرازی نزدیک تره. به نوعی که در اولین برخورد همیشه فکر می‌کنن شیرازیم. بفرمایید ببینید و بشنوید. از وبلاگ دو کلمه حرف حساب!


-یکی دیگه از شرکت کنندگان خانم خوشبخت بودند. ببینید خودتون متوجه می‌شید.

-این پست خیلی ویژه است، دوستان خانم واران زحمت کشیدند و به چند زبان مختلف جکایت فوق رو خوندند. که واقعا باید از ایشون و دوستاشون تشکر کنم.

-لهجه کرمونی‌ها رو خیلی دوست دارم. و به همین دلیل هم این پست‌ رو خیلی دوست دارم. و امیدوارم نویسنده اش در کنکور پیش رو موفق باشه :)

-و اینک در انتظار لحظه های خوب با همکاری دوستش مهسا، باید ترکی باشه. ولی نمی‌دونم ترکی چه منطقه‌ای هست.


- خوشحالم که هنوز دوستانم در این چالش شرکت می کنن، خانم آرورا دست مریزاد. متشکرم. البته پست شون رمز دار هست و خب طبیعتاً اگر دوست داشتند بهتون رمز میدن.

-خانم افرا هم زحمت کشیدن و با نوشتن این پست خیلی خیلی عالی و سر ذوق آورنده به این هم نشینی پیوستند. فوق العاده بود. کوردهای کورمانجی من رو یاد کتاب کلیدر محمود دولت آبادی می‌ندازه. و ترکمن صحرا هم که من رو می‌بره و غرق می‌کنه وسط داستان گالان و سولماز و بویان میش عاقل؛ منو می‌بره وسط صحرای اینچه برون... آلنی اوجا و مارال. عالی عالی عالی.

-آقا میثم، دیر اومدن ولی بالاخره اومدن :) دستتون درد نکنه. دست رساننده هم درد نکنه. این هم لینک پست شون.

نظرات  (۱۲۲)

۰۳ اسفند ۹۵ ، ۱۱:۱۱ یا فاطمة الزهراء
ماهایی که لهجه مادری رو بلد نیستیم مادرمونم نیست چی؟ 
میشه به زبان پدری بنویسیم؟ :)) 
پاسخ:
لهجه شهرتون. حالا لهجه شهری که درش به دنیا اومدید. یا حتی سال هاست که در اون زندگی می کنین. 
حتی اگه تهرانی هستید باز به لهجه تهرانی بنویسید. 

زبان مادری؟ مثلاً گیلکی بنویسم؟! :))) 
پاسخ:
آره. :))
دقیقا منظورم همین بود.

این هم ترجمه حکایت سعدی :))

سعدیا منو ببخش.


"یکی از شعرا پیش امیر دزدان رفت و ثنایی برو بگفت.(یک شاعری پاشد رفت پیش فرمانده دزدها و یک شعری در وصفش خواند) فرمود تا جامه ازو برکنند و از ده بدر کنند.(فرمانده دزدها دستور داد لباس هاش رو ازش گرفتند!) مسکین برهنه به سرما همی‌رفت،(مرد شاعر رو برهنه وسط سرما رها کردند.) سگان در قفای وی افتادندد خواست تا سنگی بردارد و سگان را دفع کند در زمین یخ گرفته بود عاجز شد.(سگ ها افتادند به دنبال مرد شاعر، مرد شاعر خواست تا یک سنگ برداره و پرت کنه سمت سگ ها تا بهش نزدیک نشن. ولی زمین یخ زده بود. و موفق نشد.) گفت این چه حرامزاده مردمانند سگ را گشاده‌اند و سنگ را بسته.(پس گفت، شما دیگه چه مردمانی هستید. که سنگ رو بستید. و سگ رو باز گذاشتید!) امیر از غرفه بدید و بشنید و بخندید گفت ای حکیم از منن چیزی بخواه.(فرمانده دزدها داخل اتاق فرماندهی حرف شاعر رو شنید و بخندید. بهش گفت از من یک خواهشی کن.) گفتت جامه خود می‌خواهم اگر انعام فرمایی(مرد شاعر گفت لباس های خودم رو بهم برگردونید اگه قصد دارید به من انعام بدید)




امیدوار بود آدمى به خیر کسان

(آدمی بعضی وقتا به خیر دیگران امید می‌بنده)

مرا به خیر تو امید نیست، شر مرسان

(ولی من به خیر تو هیچ امیدی ندارم. فقط اذیتم نکن!)


سالار دزدان را برو رحمت آمد و جامه باز فرمود و قبا پوستینی برو مزید کرد و درمی چند.(فرمانده دزدها دلش به رحم اومد، گفت تا لباس هاش رو بهش برگردوندند. یک قبای پوستی و چند سکه زر نیز به مرد شاعر انعام داد.)

البته من زبان مادری ندارم لهجه اس بیشتر. مینویسم فکر کنم جالب بشه:دی
پاسخ:
منظورم همین بود.  
حکایت سعدی با لهجه کرمونی باید قشنگ باشه :))
ایده ی خیلی خوبیه..
ولی خب سخته گلستانو برگردوندن

به نظرم هرکی هم که می تونه پست صوتی بذاره
یا رادیوبلاگیها در نهایت صوتی شده ی همه ی پستا رو تو یه برنامه کنار هم بذاره که یادگاری بمونه
پاسخ:
آره این هم میتونه ایده خوبی باشه. :))
.
خب یک حکایتی رو انتخاب کردم که ساده و قابل فهم باشه. و برگردوندنش راحت تر باشه.

۰۳ اسفند ۹۵ ، ۱۱:۲۳ یا فاطمة الزهراء
تهرانی مگه لهجه خاصی داره؟ :)) 
پاسخ:
الان میگید سعدی به لهجه تهرانی این حکایت رو تعریف کرده؟ :)
آره یک لهجه خاصی دارن. ما شهرستانی ها متوجه میشیم. :دی
@
فاطمه زهرا تهرانی ها واقعا لهجه خاصی دارند من که بین دوستانم دیدم :))


@
خورشید خووت منو دیدی میدونی من لهجه نداشتم صدامم خوب نبود :دی :))


+
آقاگل این حکایتو به زبان مادری برای برگردونیم ؟^_^
سخت نیست بنظرتون این به کوردی مثلا برگرده ؟:))
پاسخ:
:))
بله دیگه. اتفاقا کورد هم کم و بیش زیاد داریم تو بیان. ببینم چکار میکنین.
دیگه توانایی هاتون رو ثابت کنین. 

۰۳ اسفند ۹۵ ، ۱۱:۳۰ پرستو ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌
وااااای چه کار سختی آقاگل 
من که لهجه کوردی رو خوب تلفظ نمی کنم ترجمه ام هم اصلا خوب نیست. به آنالیز میگم به کوردی ترجمه اش کنه. 
پاسخ:
:))
آره خوبه. از یک بزرگتر به عنوان آنالیزور کمک بگیرین. 
من کورد نیستم. ولی زبان کوردی رو خیلی دوست دارم. رفیق کورد هم زیاد داشتم و دارم.
قدر زبان تون رو بدونید. خیلی شیرینه.
شاید دادم داداشم کوردیش خوند ولی خودم همین الان هم‌که خوندم از خنده مردم :)))


داداشم بخونه احیانا مشکلی نیست که ؟؛)

پاسخ:
:))
بعله مشکلی نیست.

میشه به زبان محلی یه پست بفرستیم؟ 
البته با توجه به اطلاعی که از حنجره طلایی م دارم پست صوتی خوبی از کار در نمیاد :دی 
همون متنی
پاسخ:
:))
خب همین رو گفتم دیگه. هدف همینه.
فقط اون پستتون برگردون این حکایت سعدی باشه.

۰۳ اسفند ۹۵ ، ۱۱:۳۶ دایی ‌‌جان
عنوان مطلب منو عینهو عقاب تیز پرواز کشید اینجا!

من تا اطلاع ثانوی محرومم از وبلاگ نویس
😑
مع ذلک! اگر رخصت یافتم برمیگردونم. یعنی الان برگردوندم تو ذهنم فقط مکتوب نشده:))
پاسخ:
بیا من بعنوان آقاگل ملت ضامنت میشم. موقتا حکم محرومیتت رو تعلیق کنم خالو :)
پس بنویس.

۰۳ اسفند ۹۵ ، ۱۱:۳۹ دایی ‌‌جان
صوتیشو الان دیدم، صوتی خووبه، منم صوتی میذارم!
پاسخ:
:))
آ بارکلا.

گیلکی واقعا صوتیه :)) نوشتارش واقعا سخته. اگه میشد یکی بیاد اینی که نوشتم رو بخونه خوب میشد :)) ای کاش صدای خودم خوب بود :دی
الان فقط موندم قبای پوستین رو چه معادلی بیارم :دی یه دو سه تا کلمه‌ی دیگه رو هم می‌‌پرسم و معادلِ بهتری واسشون پیدا میکنم و پستش میکنم ^_^
پاسخ:
مگه قراره آواز بخونی؟ :) 
صدای همه خوبه. صدای بعضیا خوب تر. 
یک اصل علمی هست میگه که آدما همیشه فکر میکنن صدای خودشون خیلی بده. بخصوص وقتی ضبطش میکنن و میشنوننش. این اشکال از سنسورهای مغزیه. وگرنه صداشون از دید بقیه واقعا بد نیست. :)
پس بهونه نیار و بخون دادا :دی

سلام

چالشت تو حلق این خارجی ها! :دی
پاسخ:
سلام. :)

خارجی ها به این خوبی. چکارشون داری:دی
وای چقدر عالی!!
چقدر جالب!!
چه هیجان انگیز!!!
خیلی باحال میشه ^_^
پاسخ:
:))
ببینم چکار میکنین.

زبان مادری :)))
اتفاقا مامانی م اینا ( مامان بزرگم ) به زبون خودشون صحبت میکردن . از اونجایی که من یه نمه لوس هم حرف میزنم خیلی افتضاح میشد وقتی به زبونشون یه کلمه رو میگفتم موجب خنده و شادی ملت میشدم :)))
پاسخ:
:))
ببینم چکای میکنین. 
باعث خنده و شادی ما هم بشین خب. 
آقا!
تهرانی هم زبان مادری حساب میشه؟ توفیری نمیکنه ها!
پاسخ:
یعنی میگی سعدی تهرونی بوده؟ :)
تهرونی هم لهجه حساب میشه بعله. 
اینو از ما شهرستانیا بپرسین. :دی
ما که همشهری سعدی‌اینا هستیم هم باید بنویسیم؟!! :دی

+ @ یا فاطمه زهرا
راس میگه آقاگل... تهرانیا یه جور حرف میزنن، مجریا و بازیگرا یه جور دیگه... ما دانشجو بودیم قشنگ میفهمیدیم کی واقعا تهرانیه و کی خالی میبنده! :)))
پاسخ:
اصلا شما حتما باید بنویسی. :)
حتی میتونی به آبجی کوچیکه هم بدی بنویسه. 
:دی

۰۳ اسفند ۹۵ ، ۱۲:۵۳ چشم به راهم ...
ببخشید دیگه ما ترکی مون ضعیفه :)
پاسخ:
:))
از رفقا کمک بگیر.
عذر و بهونه هم نداریم. 
وبلاگتون رو هم که مدت هاست به روز نمیکنین. 
بلکه این بهونه ای بشه. :دی
گفت جامه خود میخواهم اگر انعام فرمایی
معنی این جمله میشه: اگر میخوای پاداش بدی همون لباس خودمو بده

در این صورته که اون بیت معنا پیدا میکنه: خیرت رو نمیخوام فقط شر نرسون، یعنی من جایزه نمیخوام همون لباس خودمو بده
پاسخ:
خب همین و گفتم دیگه. توی کامنت سوم. عبارات داخل پرانتز.
:)
چه جالب 
الان یه کمدی از آب درمیارم :)))
پاسخ:
منتظریم. :))
پست من : 
http://texting.blog.ir/post/570
:))
پاسخ:
دمت گرم.
چراغ اول رو روشن کردی جوون. 
عالی :))

۰۳ اسفند ۹۵ ، ۱۵:۲۰ بلاگر آرام
اگه لر گرامی هست اینجا بگه من ننویسم:)شایدم صوتیشو بعدا گذاشتم هرچند من لری حرف نمیزنم و برام سخت و خنده داره و اگه یه لر بشنوه خندش میگیره ولی چالش خوبیه برام ک ب زبون مادریم اهمیت بدم:)
خیلی خوبه مرسی
پاسخ:
اگر هم بودند اشکالی نداره. شما بنویسید دوستان هم می نویسند. :))
خواهش میکنم.
خیلی جالبه ولی زبان مادری که ندارم :/ ینی همون تهرونی خودمونه 
زبون مادربزرگی دارم که خب اونو بلد نیستم :/
پاسخ:
خب زبون مادری تون تهرونی محسوب میشه تهرونی بنویسین :))

۰۳ اسفند ۹۵ ، ۱۵:۲۹ پرستو ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌
منظورم از آنالیز 
وبلاگ آنالیز بود، نه کمک از بزرگترا:)))
خداییش پویش جالبی راه انداختی، وبلاگ منقش رو‌ که دیدم ترغیب شدم ترجمه اش کنم و‌بزارم ویلاگم.
پاسخ:
آهان! :) 
خب روشنگری نمیکنین درست. نمیشناسمشون متاسفانه. 
منتظریم.

۰۳ اسفند ۹۵ ، ۱۷:۰۱ بانوی لبخند
من به مازندرانی نوشتم. :)
http://banooye-labkhand.blog.ir/1395/12/03/%DA%86%D8%A7%D9%84%D8%B4-%D8%B2%D8%A8%D8%A7%D9%86-%D9%85%D8%A7%D8%AF%D8%B1%DB%8C
پاسخ:
سلام.
ممنونم از همراهی تون.
 خیلی لطف کردید.
چه چالش خوبی :)
من الان خودم برای خودم ترکی شو خوندم کلی خندیدم به خودم و روحم شاد شد!!! :))))
پاسخ:
خب برای ما هم بخونین دیگه:))
یا لااقل همراه با زیرنویس های لازم بنویسین تا خودمون بخونیم.
.
منور کردید. 
صفا آوردید :))
۰۳ اسفند ۹۵ ، ۱۷:۲۲ پرستو ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌
ببخشید روشنگری نکردم:)
حالا اگه آنالیز قبول کرد بخونه میزارم. چون لهجه ام بده آبروی هر چی کورده می برم:))) ترجمه اش کردم خودم کلی خندیدم :))

خدا شادت کنه، روح ما رو امروز شاد کردی :)
پاسخ:
:))
پس منتظریم.
آنالیز گرامی اگه صدای منو میشنوی با ایشون کمال همکاری رو داشته باش. :دی
۰۳ اسفند ۹۵ ، ۱۷:۲۹ دایی ‌‌جان
پادرمیونی آقاگلانه ات رو میذاریم برای مواقع استراتژیک! این مسایل ساده رو ساده تر حلش میکنیح. من کتابو میخونم بعدش وویسمو میذارم! یه کردی واسه من خالی بذار:))
پاسخ:
:))
چشم. یک جا ردیف اول برات نگه میدارم. زود خودت رو برسون فقط.

چه چالش جالبیه.:)
فقط بگم اگه خواستم صوتیش هم بزارم احتمالا با صدای خواهرم باشه اخه صدای اون قشنگ تره:)
ممنون از ایده ی جالبتون:)
یاعلی
پاسخ:
:)
صدای خواهرتون، یک همراهی خواهرانه. ان شالله منتظریم.
:)
یاحق
۰۳ اسفند ۹۵ ، ۱۷:۴۴ دایی ‌‌جان
خالو وبلاگ پرتقال اصفهونی رو نجستم،اینجا ازشون تشکر میکنم! 

ممتازترین ویژگی دانشگاه های ایران لهجه های مختلفیه که واردش میشه:) 
لهجه اصفهانی و مشهدی رو به خاطر دو تا از دوستام خیلی خوشم میاد 
یه خالو متین هم داریم، یرم ببینم راضیش میکنم به ندای چالش لهجه لبیک بگه!
پاسخ:
خب فقط وویس فرستاده بودن. پست نذاشته بودن و برای همین هم آدرسشون رو نگذاشتم. 
کارشون قشنگ بود. 
.
من هم چنتا رفیق کورد داشتم توی همین دانشگاه. ها. واقعا دانشگاه از این لحاظ خیلی خوب بود.
صداش کن پاشه بیاد!:دی
۰۳ اسفند ۹۵ ، ۱۷:۴۴ کوالای پیر
چه ایده جالب و باحالی‌ :))
الان لهجه تهرانی رو چه جوری میشه نوشت آخه !
من به لهجه مادربزرگم اگه تونستم مشهدی مینویسم !!!
بازم اگه تونستم ! چون زیاد بلد نیستم D:

پاسخ:
مشهدی هم خیلی لهجه قشنگیه. :))
بنویسین حتما.

الآن برای اولین‌بار پی بردم که نه لهجه‌ی مادری رو درست و حسابی بلدم، نه پدری و نه حتی اینجایی که دانشجو‌اَم :((
چالش قشنگیه ولی، دستتون درد نکنه. دست شرکت‌کننده‌ها هم درد نکنه و نفسشون گرم :)
پاسخ:
:))
خب پس این پست رو بهونه کنید و برید لهجه مادری تون رو یاد بگیرید.

۰۳ اسفند ۹۵ ، ۱۸:۲۵ 𝓂𝑜𝒽𝓈𝑒𝓃 𝒻𝒶𝓇𝒶𝒿 シ
سلام چالش جالبی هست ولی خوب زبان ترکی با فارسی نوشتن یکم سخته... سخت تر از اون خوندن ترکی از متن فارسی هست ولی تلاشمون رو میکنیم ^_^
موفق باشید D:
پاسخ:
سلام. :) 
بالاخره اگه قرار بود ساده باشه که بهش نمیگفتن چالش. :دی
ان شالله منتظرتونیم.
واااااای یعنی شاهکارن بچه ها

پرتقال محشری تو
پاسخ:
:))
پرچم اصفهان رو بالا بردنا. :دی
و اینک گندم بانو! :دی

http://gandomru.blog.ir/1395/12/03
پاسخ:
:))
یعنی من چی بگم دیگه. کلی خندیدم به این فایل صوتی. 
اصلا روح و روانم شاد شد. 

ای جونم پرتقال! ^___^
پاسخ:
:))

وای خوندن مسی ریکا به گیلکی عالی بود.:))
پاسخ:
دستشون درد نکنه :))
ما که زبون مادریمون پارسیه چیکار کنیم ؟! :دی 

به فارسی دری برگردونش کنیم ((: 
پاسخ:
آره خب برگردونین :))
۰۳ اسفند ۹۵ ، ۲۲:۴۶ یا فاطمة الزهراء
الان کامل قانع شدم و چشم شرکت میکنم :)) اما شاید من بی لهجه باشم یا اینجوری فکر میکنم لااقل :)) 
پاسخ:
:)))
منتظریم. 
به به! چه چالش خوب و جذابی :))
من میرم سعیمو بکنم تا یه چیز خوب بنویسم :))))
ولی حیف گوشیم خراب شده نمی تونم صدامو ضبط کنم :/ هعی :|

برم ببینم چه می کنم :)) مرسی بابت پیشنهاد ^_^
پاسخ:
ما اینجا منتظر میمونیم :))
ازگوشی دیگر اعضای خوانواده استفاده کنین. مجازه.
اینم لینک متن کردی کردستان که یکی از دوستام زحمتشو کشیدند :)


+
لینک :
http://lady-95.blog.ir/1395/12/03


ایشالا بقیه صداها هم خواهد رسید بزودی :)
پاسخ:
:))
ممنونم.
با صدا بهشون بگید اجرا کنن. یک خورده زیرنویس هم براش بذارین بی زحمت.
خیلی عالی.
چراغ اول رو خانم خوشبخت روشن کرده بودن که!
پاسخ:
:))
خب دیرتر اومدن لینک رو دادن. من متوجه نشدم راستش. 

چه کار جالبیه:)

ولی من نمیتونم
پاسخ:
ای بابا :|

یعنی کلی تلاش کنم دوجمله بتونم بالهجه بگم پس میسپرمش به جناب لانتوری:)
پاسخ:
با همکاری هم برسونین لهجه کرمونی رو. :))

http://abaan.blog.ir/post/87

اینم پست من ^_^
حالا می دونم هیچی نمی فهمین ازش :)))))))))
با گویش غرب مازندرانه! البته بانوی لبخند فکر کنم غرب تر از مائه! چون من هیچی از پست به لحاظ مازندرانی بودنش نفهمیدم :)))
پاسخ:
:))
یک استادی داشتیم شمالی بود. دقیقا همین نکته رو میگفت. میگفت من شمالی ام. ولی اگه ازروستای خودمون پاشم برم روستای کناری لهجه شون رو درست متوجه نمیشم. میگفت خیلی متنوعه لهجه هامون. 
این رو امروز کاملا حس کردم.
ممنونم.
دقیقا درسته! شما از شرق مازندران بیا غرب...اصلا انگار از اروپا رفتی چین! در این حد متنوع :))))))

خواهش می کنم...ما ممنون تریم از شما ^_^
پاسخ:
:))
ارادتمند.
استاد ما نیز شرکت فرمودیم :)
پاسخ:
باز گفت استاد :))
مرسی.
۰۴ اسفند ۹۵ ، ۰۰:۲۷ بلاگر آرام
این شما و این هم لری استان همدان:)
خیلی چالش خوبیه خیلی ممنونم از شما.
thisisme.blog.ir/post/75

امیدوارم قابل قبول باشه و اینکه هیچ لری گوش نده :دی
پاسخ:
:))
به به لهجه لری.
ممنونم.
خیلی لطف کردین.

۰۴ اسفند ۹۵ ، ۰۰:۲۸ زَهـ ــــــ ـرآ ـهـَ ـسـ ـتـَـ ـمـ
بخدا به کوردی سخته بنویسیم میشه فارسی و به کوردی بنویسم مثلا ؟ :))) البته بازم لهجه دار شدنش گیج میکنه مخاطبو :/
پاسخ:
:))
بنویسید. هر طوری که صلاح میدونین. تریجیحا صوتی هم باشه که عالی میشه.
من مجازی پسر بود؟؟؟؟


#یادگار
#زمر
#این_داستان_ادامه_دارد
پاسخ:
:))
نمی دونستین؟
وقتی کامنت میذاره ایمیلش موجوده دیگه. البته اینجا که نمیتونین ببینین. ولی اگه وبلاگتون کامنت گذاشته باشه مشخصه. 
از عجایب خلفته ها. :))
:( چقدر احساس پوچی کردم بابت اینکه قادر نیستم به زبان گیلکی درست ترجمه کنم . الان اگه دختر داییم بود میگفت خاک تو سرت که کسر شانته به زبان مادری بحرفی . ولی واقعیت اینه که من واقعا بلند نیستم حرف بزنم چون هیچ وقت کسی با ماگیلکی حرف نزد تا بخوایم یاد بگیریم. حتی مادربزرگمون هم با ما فارسی حرف میزد . شاید بتونم دست و پا شکسته چند جمله رو به گیلکی برگردونم ولی مطمئنا کامل نمی تونم 
پاسخ:
حالا سعی و تلاشتون رو بکنید :))

http://pink-palang.blog.ir/1395/12/04/%DA%86%D8%A7%D9%84%D8%B4-%D8%B2%D8%A8%D8%A7%D9%86-%D9%85%D8%A7%D8%AF%D8%B1%DB%8C-%D8%B3%D8%B9%D8%AF%DB%8C-%D8%A8%D9%87-%D8%B2%D8%A8%D8%A7%D9%86-%DB%8C%D8%B2%D8%AF%DB%8C

:)
پاسخ:
یه به زبان یزدی هم رسید :))
مرسی مهندس.

۰۴ اسفند ۹۵ ، ۱۰:۲۱ پرستو ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌
خب آقاگل هر چی فکر کردم دیدم نمیشه ما کوردها از غافله عقب بمونیم واسه همین دست به کار شدیم و اینم لینک مطلب:
http://zavieizist.blog.ir/1395/12/04/%DA%86%D8%A7%D9%84%D8%B4-%D8%B2%D8%A8%D8%A7%D9%86-%D9%85%D8%A7%D8%AF%D8%B1%DB%8C

پاسخ:
:))
تشکر از شما کوردها. 

۰۴ اسفند ۹۵ ، ۱۱:۰۵ بلاگر آرام
من چون نمیدونم چرا نمیشه تو وبلاگ مستر مرادی نظر بذارم همینجا میگم امیدوارم به دستش برسه. خیلی عالی بود رشتی. من به رشتی یه حس نزدیکی دارم چون پنج سال اول زندگیم رشد بودم و مامانم میگه وقتی اومدیم اینجا یه ته لهجه رشتی بانمک داشتم که همه بهم میخندیدن:) چسبید. از گویندشم تشکرات بسیار دارم. صدای خوبی داشت و همین ک خوند و رشتی بی فایل صوتی نموند ممنون.
اصفهانی هم که از اولینهای لیس لهجه های مورد علاقه منه ممنون از پرتغال دیوانه. ایشالا کنکورتو خوب بدی و بدم:) کیف کردم.
اینجانب تقاضای لهجه جنوبی، کرمونی یزدی و مشهدی را دارا می باشم. باتشکر
پاسخ:
قابل توجه آقای مرادی و مسی ریکای گرامی :))
.
ایضا قابل توجه پرتقال دیوانه.

۰۴ اسفند ۹۵ ، ۱۱:۰۷ تبارک منصوری
آقا زبان عربی اهوازی هم بازی!؟؟ :) 
پاسخ:
صد البته.
خوشحال هم میشیم.

آقاگلللللللل خودت هم یه حرکتی بزن خب!!
پاسخ:
تا آخر هفته وقت هست. :))
ببینم موفق میشم آخرش صدا ضبط کنم یا نه!
فقط تو ویس من همش صدای فوت میاد!!!! :/
همه خیلی حرفه‌ای اجرا کردن! :)
پاسخ:
:))
شوما هم خیلی حرفه ای تفسیر کردی. :دی
اختیار دارید. نظر لطفتونه. به خاطر همین گذاشتم. چون ناشناخته‌ مونده. جناب جلال آل‌احمد هم یه کتاب داره به اسم "تات‌نشینان بلوک زهرا" که درباره فرهنگ و زبون یکی از مناطق تات زبونه. دوستانی که علاقه‌مندند می‌تونند به اون کتابم مراجعه کنند.
پاسخ:
:))
خیلی ممنونم. 
هم بابت نوشته تون هم بابت معرفی کتاب.

من دوس دارم تهرانی هم بشنوم اگه کسی میتونن دریغ نکنه ازمون
پاسخ:
از اون اولین کامنت تا همین کامنت هی من به بچه های تهرونی میگم شماهم زبان مادری دارید باور نمیکنن که! نمی نویسن که! زیر بار نمیرن که!
:)
این لینک هم هدیه‌ی یه جوجه زبان‌شناس، به بلاگران عزیز:

http://www.aparat.com/v/rpXtM/%D8%A2%D9%85%D8%A7%D8%B1_%DB%8C%D9%88%D9%86%D8%B3%DA%A9%D9%88_%D8%AF%D8%B1%D9%85%D9%88%D8%B1%D8%AF_%D8%B2%D8%A8%D8%A7%D9%86
پاسخ:
سلام.
ممنونم.
این لینک رو هم ضمیمه میکنم. 
جالب توجه بود.

پرتقال خیلی خوب بود :)
پاسخ:
:))
پرتقال یک اصفهانی تاییدت کرد.

اصلاح میکنم پرتقال و گندم خیلی خوب بودن
وااای گندم کلی خندیدم :)))))
پاسخ:
گندم که با تفسیرهاش منو مرد به قول دوستان :))

۰۴ اسفند ۹۵ ، ۱۴:۰۲ خانم لبخند
چالش خیلی خیلی خوبی بود.
ما هم نوشتیم :)
پاسخ:
خیلی ممنونم بابت مشارکتتون.

سلام 
ممنون از پیشنهاد خوبتون 

http://bnaam.blog.ir/1395/12/04/%D8%B2%D8%A8%D8%A7%D9%86-%D9%85%D8%A7%D8%AF%D8%B1%DB%8C

اینم پست من به زبان لاری.
پاسخ:
سلام. خیلی متشکرم. :))
آقااااگل :))
ما که زبان مادریمون همین فارسیه اما کرمانشاه که بودم خیلی زور زدم کوردی (کُردی؟) یاد بگیرم اما تلاشم بی‌نتیجه موند D:
پاسخ:
شما به زبان شهری که الان رفتی سربازی بنویس دادا! :دی
مترسک الکی نگو!!!! :/
پاشو برو بنویس تنبل خان! :))
پاسخ:
:))
عجب آدمیه ها.
البته حق داره سرش شلوغه بیخودی دارن اذیتشون میکنن نامردا :|
آقاگل سلام. (آقاگل رو هم سر هم و بدونی فاصله نوشتم کیف کنی.)
خواسم اِز همین تریبون از پرتقالی عزیز تشکر کنم. به نمایندگی اِز ما حقی مطلبا ادا کردن.
@پرتقالی دیوونه! دسدون درد نکوند که گل کاشتی تو وبی آقاگل.

پاسخ:
:)))
سلام دادا.
پرتقاله دیوانه خیلی طرفدار پیدا کردی اینجاها. دمت گرم.

آخه تهرونی چجوریه؟
لهجه رو نمیگم..
متنش همینه؟ عوض که نمیشه..
پاسخ:
یعنی میگین سعدی شیراز به زبان تهرونی حرف میزده؟ :)
مثلا تو تهرون میگن ثنایی بر او بگفت الان؟!!
یا سالار دزدان را برو رحمت آمد و جامه باز فرمود؟ :|

بعد مگه متن بقیه عوض شده؟ :))

:دی

یه جوریه آخه..
پاسخ:
البته اون لهجه تهرونی قدیم به فراموشی سپرده شده تقریبا(بخصوص اون لهجه بازاری). ولی ما شهرستانیا وقتی با یک تهرونی صحبت میکنیم کاملا میفهمیم که طرف یک لهجه خاصی داره. 
من روان ترین لهجه به فارسی معیار رو توی شهر همدان و از فارس زبان هاشون شنیدم راستش. یعنی یک جور خاصی کامل و کتابی حرف میزدن. 
ولی تهرونیا نه. یک ته لهجه تقریبی دارن.
۰۴ اسفند ۹۵ ، ۲۲:۰۷ مـــهـ ـیـا ر
ما هم به پیشه داوری بسنده میکنیم!
:))
پاسخ:
:))
داوری؟
همنشینی که داوری نداره دیگه. :دی
نشستین بیرون گود چرا؟ شرکت کنین.

پاسخ:
ممنونم. جناب متین. :))
من یکم رفتم راجع به تهرونی خوندم..
کلی هم خجالت کشیدم از خودم
در حد وسعم شرکت می کنم
پاسخ:
ما مشتاقانه منتظریم :))

صادقانه بگم چالش با پیشنهاد خورشید بانو خیلی هیجان انگیز شد. من صوتی ها رو گوش دادم ولی متنا رو حوصله ام نکشید بخونم.
اگه یه کم صبر کنید منم فردا شب با لهجه شهرم میذارم. مطمئنم براتون جدیده.
پاسخ:
:))
آره. راستش فکر میکردم که بچه ها به صورت خود جوش فایل صوتی هم بذارن ولی دیگه وقتی خورشید گفت از خدا خواسته سریع اومدم و مطرحش کردم.
.
مشتاقانه منتظریم.
تا آخر هفته وقت هست.

منم چون الان دیدم فردا با "زبان ترکی" مینویسم و میخونم و لینکش میفرستم :)
خیلی ایده جالبیه .
پاسخ:
:))
منتظر متن تون میشینیم.
موفق باشید.
اینم لینک من تا فردا هزار تا کار ریخت سرم گفتم آمادش کنم :)

http://pamuk.blog.ir/post/214/%DA%86%D8%A7%D9%84%D8%B4-%D8%B2%D8%A8%D8%A7%D9%86-%D9%85%D8%A7%D8%AF%D8%B1%DB%8C
پاسخ:
لطف کردید.
پاینده باشین :))
یادم رفت بگم. لهجه اراکی
پاسخ:
توی پست نوشته بودید دیگه. مشکلی نیست.
باز هم ممنونم.
۰۵ اسفند ۹۵ ، ۰۰:۲۵ دایی ‌‌جان
متین خالو هم فرستاد لهجه قینی :))
دستش درد نکنه ...

من که دستم کوتاهه فعلا، دوستان کرد هم زحمت کشیدن و خوب هم زحمت کشیدن دیگه انگیزه ام کمرنگ شد ...ولی ضمن اینکه یه دوست تاکستانی دارم که لهجه تاتی رو بلده میخواستم از یه لهجه کمتر شنیده شده ولی بی نهایت بی نهایت بی نهایت شیرین و شنیدنی بگم... فارسی ای که تو قزوین صحبت میکنن ، خیلی خیلی قشنگه... حیف که دوستای قزوینیم پایه نیستن..
پاسخ:
ببین خالو.
این حرف ها نیست. مینویسی یا بیام با قانون کلت نصفت کنم دادا؟ :)

۰۵ اسفند ۹۵ ، ۰۱:۵۵ دایی ‌‌جان
هرجور حساب میکنم خالو عقب ماندگیم رو نمیتونم  به این زودیا جبران کنم!
پست مادرکشی رو کی گذاشتی؟ من الان دارم نگاه میکنم ...در دل شب، چراغ خاموش،سینما خانگی!  پانزده روز دیگه میتونم چالش لهجه شرکت کنم احتمالا...! البته بعد از اینکه خوب گریه کردم به خاطر این مستند ...
به خاطر هردوتاش ممنون آقاگل ممنون


پاسخ:
:))
ما ارادتمندیم. مهندس. روزتون هم مبارک.
اشکالی نداره. شوخی میکنم دادا
سلام.
همون طور که اول ِ صوت هم عرض کردم، من فقط شنونده ی گویش نیشابوری بودم تا حالا؛ به همین دلیل، کلی گفتم و پاک کردم، تا اینی شد که خواهید شنید:

http://s2.picofile.com/file/8287334876/%DA%AF%D9%88%DB%8C%D8%B4_%D9%86%DB%8C%D8%B4%D8%A7%D8%A8%D9%88%D8%B1%DB%8C.m4a.html
پاسخ:
سلام.
خیلی ممنونم.
لطف کردید.

روزت مبارک مهندس ^__^
پاسخ:
:))
روز خودت مبارک مهندس.

۰۵ اسفند ۹۵ ، ۱۰:۰۶ پرستو ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌
خیلی کار باحالی بود خداییش 
من کلی لهجه و زبونای جدید شنیدم 

مرسی آقا گل ملت 
بیخود که آقاگل ملت نشدی که :))))
پاسخ:
آره واقعا خوب بود. خودمم کلی زبان و لهجه جدید یاد گرفتم.
واقعا عالی بود.
دست تک تک بچه ها درد نکنه.

۰۵ اسفند ۹۵ ، ۱۱:۵۹ قاسم صفایی نژاد
سخت ایسه برار
پاسخ:
:))
دیگه برا چی بهش میگن چالش؟ چالشی که راحت باشه هم مگه داریم؟ 
چه ایده خوبی بود آقاگل، دست مریزاد :)
پاسخ:
ارادتمند شما و آقا صابر و لوبیا هستیم :))
ما بلاگفایی ها هم می تونیم شرکت کنیم؟ :)

پ.ن:
 به حرمت روزای بیانی بودن :دی
پاسخ:
هیچ محدودیتی نیست. :))
همه میتونن شرکت کنن. 
همنشینی وبلاگیه. 

اینم پست مشارکت من تو این چالش :)
http://dinky28.blog.ir/post/283
پاسخ:
سلام
ممنونم.
:)
من هم شرکت کردم ^_^
چون متن ادامه ی مطلب متفاوته با پست نمی تونم لینک بدم! چون مستقیم برای ادامه ی مطلب...

پاسخ:
:))
ممنونم.
خیلی کار خوبی کردید 
سلام :)
با تشکر از شما بابت این حرکت خوب.
اینم از فایل من به زبان ترکی . جا داره از علی تشکر کنم بابت متن. البته بعضی جاهاشو خودم تغییر دادم :))

http://s5.picofile.com/file/8287411018/golestan.mp3.html
پاسخ:
سلام.
لطف کردی آقا رامین.
کاش می گفتین کدوم علی. که لینک وبلاگشون رو میذاشتم.

من روم نمیشه حرف بزنم . مینویسم فقط :))
یه خاطره براتون مینویسم شاید دوتا :))
پاسخ:
:))
ممنونم.
منتظریم.

@بلاگر آرام
پس آشنایی داشتین با گیلکی :) ممنون :)
پاسخ:
:))
خواهش میکنم :)
علی : منِ مجازی
پاسخ:
آهان.
خب خوبه. چون لینکشون موجود بود. 
ممنونم.
لطف کردین.

۰۵ اسفند ۹۵ ، ۲۱:۳۶ محمد روشنیان
«هر شهر از مازندران گویش مازندرانی رو با یه لهجه بیان میکنن! این گویش شما هم خیلی متفاوت با چیزی که من تو بابل، ساری یا شهرای همجوار میشنوم. شایدم خیلی غلیظ پرداخت شده که من زیاد متوجهش نمیشم!»
کامنتی که زیر پست بانوی لبخند گذاشتم گفتم اینجا هم بذارم شاید بقیه استان هام اینطورین!
پاسخ:
راستش ما یک استادی داشتیم. مال یکی از روستاهای مازندران بود. از اتفاق یک هم کلاسی هم داشتیم از یک روستای دیگه مازندران. یکبار باهاش صحبت میکردیم. میگفت من از روستایی که توش زندگی میکنیم وقتی میریم روستای بقلی نصف بیشتر کلماتشون رو نمیفهمیم! میگفت گویش ها و لهجه های اون منطقه با صد متر جابجایی زمین تا آسمون متفاوت میشه.
http://panjerah.blog.ir/1395/12/05/%DA%AF%D9%88%D8%B4-%DA%A9%D9%86-%D9%85%D9%86-%DA%86%DB%8C-%D9%85%DB%8C%DA%AF%D9%85-%D9%87%DB%8C%DA%86-%DA%A9%D8%AC%D8%A7-%D8%AA%D9%87%D8%B1%D9%88%D9%86-%D9%86%D9%85%DB%8C%D8%B4%D9%87


اینم تهرون طهرون که میگن..
پاسخ:
حالا ما میگیم تهرن لهجه داره میگین نه :))
ممنونم. عالی بود.
چقدر جای لهجه جنوبی و مشهدی خالیه. جنوبی ها و مشهدی ها لطفااا.
پاسخ:
از منطقه خراسان داشتیم. دو سه تا. ولی لهجه مشهدی خب نداشتیم. :)
جنوبی هم فکر کنم یکی دو مورد بود. ولی مثلا اهوازی نداریم.
خوشحال میشیم اگه بچه های جنوب و مشهدی بیان و همراهی کنن.

ای خدا...

http://ghalam-zan.blog.ir/1395/12/05/%D8%B2%D8%A8%D8%A7%D9%86-%D9%88%D8%A7%D9%82%D8%B9%D8%A7-%D9%85%D8%A7%D8%AF%D8%B1%DB%8C
پاسخ:
سلام بر گوینده رادیو :))
ممنونم.

@
پاموک 
آقا گل تا شنبه فرصت بده شاید جنوبی من تونستم از بین دوستانی جنوبی پیدا کنم ایشالا :)


@
خورشید اونجووری که تو خوندی  دیگه هیچی گوینده تهرانی ما که از هیجی خبر نداره داره میخونه دیگه هیچی من فایلش من نمیفرستم :دی 
واقعا آفرین متنت :)
ولی هنوز صداتو نشنیدم.
مرسی خورشید :*
پاسخ:
مشکلی نیست. تا هر وقتی که دوستان خواستند وقت دارند. اصلا بگید تا هفته بعد :))
.
.
نه دیگه. نشد! اون گوینده برج میلادتون رو رو کنید:دی
۰۵ اسفند ۹۵ ، ۲۳:۰۰ نیمه سیب سقراطی
میگم طبیعیه من درصد بالایی از این ویس ها رو متوجه نمیشم ؟ :))
پاسخ:
:))
طبیعتا قرار نیست همه گویش ها و لهجه ها رو کامل بفهمین. اصلا هدفمون آشنایی با این گویش ها بود. 
برای همین هم یک حکایت مشخص رو انتخاب کردم که نیاز به زیرنویس پیدا نکنه. :))
شما متوجه نمیشید فقط. من حتی اسم خیلی هاشون رو تا به حال نشنیده بودم!


@
گوینده  تهرانی برج میلاد  دو بار خونده و  اوکی است با دو نوع صدا ولی خب من مرددم :))

@
ممنونم بابت زمان.
راستی اینجا سمنانی ها هم  شرکت نکردند یا من اشتباه فکر میکنم ؟^_^
کما اینکه من امشب صدای پرتقال و گندم رو  میشنوم ایشالا و استارت رو میزنم :)


پاسخ:
:))
مردد چرا؟
میخواید تا حکم حکومتی صادر کنم اگه لازمه؟ :دی

خوش اخلاق بودن و با فرهنگ بودن و هنرمند بودن ..
0_0

بی خیال آقاگل.. خجالت میدین .
خوش صدا رو کجای دلم بذارم؟  :دی
پاسخ:
:))
دیگه چیزی که عیان است چه حاجت به بیان من آقاگل اصلا؟ 
الان باید برم تواضع رو هم اضافه کنم حتی.
:دی
الان من به این‌نتیجه رسیدم آقاگل واقعا آقاگل هستس و الان ۶۰-۷۰سالشه :)
آفرین ...
شیر مادرتون حلالتون :)



+
اوهوم بعنوان گوینده برج شرکتش میدم نه بعنوان یه تهرونی :دی :))
ولی خدایی خواب بود و اینکه اصلا من براش توضیح ندادم چی چیه ؟:)
حکم رو بدین :)
شاید فرستادم :))
پاسخ:
:))
من حداقل حداقلش کمتر از 80سال سن دارم! تازه با کلی تخفیف و این حرف ها.
ممنونم. 
.
.
+ از همین الآن شما حکم دارید. 
http://god-like.blog.ir/1395/12/06
اینم پست وبلاگ من همراه با فایل صوتی من:)
ممنون از چالش خیلی جالبتون
موفق و مانا باشید:)
یاعلی
پاسخ:
سلام.
ممنونم بابت شرکتتون.

۰۶ اسفند ۹۵ ، ۰۱:۳۵ یا فاطمة الزهراء
http://i-am-a-muslim-girl.blog.ir/post/26

امیدوارم بخندین :)) 
پاسخ:
متشکر :))
لطف کردین.
۰۶ اسفند ۹۵ ، ۰۷:۲۰ کاظم فرقانی
شاید وبلاگ نویس نباشم ولی با اجازه من هم این حکایت رو به لهجه «بشرویگی» ترجمه کردم:

یَکَ از شاعِرا بِرَف به پیشِ رَئیسِ دُزدا وُ هِی تَریفِش کِ. او هم عصَبَنی شُ گُف لباسِش رَ بِدَرّنَن وُ از دِه دو لَردِش اِندَزَن. او بیچَرَ هَم دِ او هوا خُنُک، لُخ می‌رَف که سَگا دُنبالِش کِردَن. او هَم می‌خاس سِنگَ وَردَرَ که وَ رو آ زَنَ تا بِجِهَن وَلی زَمی یَخ زَدَ‌ بُ وُ نِتَنس. گُف: بَ بَ بَ! اَخه اییا چه اَدَماییَن که سَگاشو رَ وِل مَکُنَن وُ سِنگا رَ هَم دُمِبَندَن. هَمو رَئیسِ دزدا ای نَفَرو رَ دیدِش. مَسخَرَش کِ وُ گُف: یَ چیزَ گوی که بِ تَ دُم. او هم گُف: اَگه مَخی چیزَ بِدِهی، او لِباسَ رَ کِ اَز مَ بُستُندی پَس دِ!

اَدَما وَقتایَ به خویبیِ یَکَ امیدوار مَرَن

وَلی مَ رَ به خویبیِ تَ امیدَ نیس، پس اَذیت مَکُ

رئیسِ دزدا رحمِش اَمَ گُف لباسِش رَ بو دَن. یَ قَبایِ پوستیَ وُ چَنتا سکَّ هَم بو دادَن.

پاسخ:
اختیار دارید.
خیلی خیلی خوشحال شدیم.
ممنونم.

ب ب ب  =))

بشرویگی هم تازه پیدا کردم
پاسخ:
بعله آقا کاظم لطف کردن. :)
خیلی خوبه این آشنایی با زبان های دیگر شهرها و مناطق
۰۶ اسفند ۹۵ ، ۱۲:۴۹ کاظم فرقانی
بله ... :)
http://www.parsi.wiki/fa/wiki/topicdetail/70957ed7a9f94769ae38991aaa329c80
https://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%A8%D8%B4%D8%B1%D9%88%DB%8C%D9%87
موفق باشید
پاسخ:
ممنونم بابت توضیح تون :))
عالی.
واقعا لطف کردین.
۰۷ اسفند ۹۵ ، ۰۰:۲۳ تبارک منصوری
http://edalaatejahani.blog.ir/
پاسخ:
ممنونم. :)
۰۷ اسفند ۹۵ ، ۰۰:۲۳ تبارک منصوری
اشتباه شد!

http://edalaatejahani.blog.ir/1395/12/07/%D8%A7%D9%84%D9%84%D9%87-%DB%8C%D8%A7-%D8%AF%DB%8C%D8%B1%D9%87-%D9%87%D9%84%DB%8C-%DB%8C%D9%84-%D9%85%D8%A7%DA%A9%D9%88-%D9%85%D8%AB%D9%84%DA%86-%D8%AF%DB%8C%D8%B1%D9%87
پاسخ:
بازهم ممنونم :))
۰۷ اسفند ۹۵ ، ۰۰:۳۳ تبارک منصوری
اصلا کلهم اشتباه شد!!!
فایل صوتی مشکل داره فعلا

پاسخ:
نه الان من رفتم دیدم. 
مشکلی نداشت.
بازهم تشکر.
۰۷ اسفند ۹۵ ، ۰۰:۴۱ کوالای پیر
شرمنده من اون بالا گفتم مشهدی ولی نمیتونم :/
ولی چقدر خوب بود این چالشه واقعا مرسی لذت بردیم
تقریبا همه رو گوش دادم و خوندم اما نشد کامنت بذارم پس از همینجا ممنون از همگی :))
و اینم بگم که من حتی چندتا گویش رو تازه شناختم :/

+راستی چرا خودتون نذاشتین :/
نمیشه که عه
پاسخ:
:))
دشمنتون شرمنده.
تا هر وقت دوست داشتید وقت هست البته.
.
پست اولم رو میدیدین خب. پست خودم بود دیگه :|

۰۷ اسفند ۹۵ ، ۰۱:۰۹ تبارک منصوری
دیگه اگه خدا بخواد :
http://edalaatejahani.blog.ir/1395/12/07/%D8%A7%D9%84%D9%84%D9%87-%DB%8C%D8%A7-%D8%AF%DB%8C%D8%B1%D9%87-%D9%87%D9%84%DB%8C-%DB%8C%D9%84-%D9%85%D8%A7%DA%A9%D9%88-%D9%85%D8%AB%D9%84%DA%86-%D8%AF%DB%8C%D8%B1%D9%87
پاسخ:
بازهم ممنون :))

۰۷ اسفند ۹۵ ، ۰۱:۲۸ تبارک منصوری
عجب بساطی شد! :)))

دست شما درد نکنه ،خیلی فکر بکری بود... بازم ممنون! :)
پاسخ:
:))
ارادتمندیم.

http://lady-95.blog.ir/1395/12/07


سلام اینم قسمت دوم زبان مادری :)

متشکل از زبان های کردی، شیرازی ، مازندرانی ، فارسی ، و میگن تهرونی :دی میگن باور نکنین :)

چون حکم دادین تهرونی رو گذاشتم :))

ممنونم

پاسخ:
یعنی ترکوندینا.
:))
ممنونم.
خیلی خوب و عالی بود.
این لینک پست خانم خوشبخت هست
http://sss1009sss.blog.ir/1395/12/03/چالش-زبان-مادری-لحجه-مادریم
پاسخ:
ممنونم بابت اطلاع. :))

۰۷ اسفند ۹۵ ، ۱۴:۳۲ محمد حسین امینی
یه گروه ترجمه به زبون خودمون راه انداختم حتما شرکت میکنم:)
پاسخ:
:))
منتظریم.


خیلی خوشحال شدم از کرمانم دیدم ^_^ 
دست سمیراخانم درد نکنه :))
پاسخ:
:))
سمیرا خانم جور همه کرمونی ها رو کشید ظاهرا.
بقیه که فرار کردند. :|
عه من دیر رسیدم :|
دارم کم کم کارای دوستانو گوش می دم، عاالی بودن :))

دمتون گرم بابت ایده :)
پاسخ:
:))
دیر رسیدن بهتر از هرگز نرسیدن است.

سلام.
با تاخیر بسیار تقدیم به شما
http://lagen.blog.ir/1395/12/11/%D9%84%D8%B0%D8%AA-%D9%86%DA%AF%D8%B1%D8%B3%D8%AA%DB%8C%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D8%B3%D9%86%D8%AA-%D8%A7%D9%82%D9%88%D8%A7%D9%85
گفتیم قدمی برداریم در این چالش احترام برانگیز، مخصوصا که ردی از قومیت خود در شرکت کنندگان ندیدم! :)
پاسخ:
سلام. :))
خیلی خیلی ممنونم.
لطف دارید. مخاطبانش قابل احترام اند.

۱۱ اسفند ۹۵ ، ۲۳:۳۸ پلڪــــ شیشـہ اے
اصفهانیشم با حال بود.
دست خانوم پرتغال درست.
همشهری کارتون خوب بود. تشکر.



پاسخ:
:))

https://t.me/gramophon/35018
این هم مجموعه ای از لالایی های فولکلور در کانال خوب گرامافون. در راستای احترام و علاقه به زبانهای قومی
پاسخ:
خیلی ممنونم.
تشکر.
میفرستمشون داخل کانال. :))

http://ruzmarregi.blog.ir/1395/12/14/Vay


سلام 
خدا قوت :)
این آدرسی که در بالا  دادم لینک زبان مادری از نوع آذری آقا میثم از وبلاگ روزهاست که امروز تونستن تو این چالش شرکت کنن :)
آدرس اون لینک  رو من به شما میدم که تو این پست قرار بدین....ممنونم.
پاسخ:
سلام.
عجب!
چطور خودشون نفرستادن؟ :))
به هر حال ممنونم از شما و آقا میثم.
۱۹ اسفند ۹۵ ، ۱۱:۳۲ دچــ ــــار
اون پَععععععععع ت منو کشت :) 
الان بعضی از پستها رو دیدم لازم دیدم ازت تشکر کنم . کار خوبی کرد :)
پاسخ:
:))
ارادتمندیم.
سلام
عامپ این پستا که همه پاک شدن
یا به قول شما پاک بوستن!
پاسخ:
سلام.
خب راستش من مسئول وبلاگ دیگران که نیستم. شاید به دلایلی پست یا وبلاگشون رو حذف کردند. این پست مال 3 اسفنده. :)
البته فایل های صوتی رو توی کانال با هشگ زبان مادری میتونین پیدا کنید.

ارسال نظر

کاربران بیان میتوانند بدون نیاز به تأیید، نظرات خود را ارسال کنند.
اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید لطفا ابتدا وارد شوید، در غیر این صورت می توانید ثبت نام کنید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">