دو کلمه حرف حساب

مایین م سینه‌ای که در آن ماجرای توست
دو کلمه حرف حساب

یادم نیست کجا!
ولی جایی نوشته بود:
«‏اگر دنیا سه چیز نداشت
کاملاً بی‌ارزش بود.
کتاب، موسیقی و فوتبال!»

این سه، همۀ زندگی من است.

که آفتاب بیاید...

شنبه, ۲۷ مرداد ۱۳۹۷، ۱۱:۰۴ ق.ظ

براهنی در کتاب «خطاب به پروانه‌ها» شعری داره که پایین همین پست می‌تونید بشنویدش. نکتۀ شعر اینجاست. شاعر یعنی رضا براهنی در این شعر به دنبال آفتاب و باریکه‌ای نور(امید) بوده و گویا هرچه کرده به اون باریکۀ نور نرسیده. از دویدن در پی دیوانه‌ای بگیر تا نوشتن به روی کاغذ و دیوار و سنگ و خاک، تا دریدن شکم روزگار خویش و زدن کشیده‌ها به رُخان خویش. در کتاب نویسنده برای اینکه این انتظار و حس انتظار رو به خواننده بهتر منتقل کنه این شعر رو این شکلی نوشته: 

«شتاب کردم که آفتاب بیاید.................. نیامد.» (متن شعر)

«شتاب کردم که آفتاب بیاید....» (شیفت به آخر سطر) و بعد «نیامد» یعنی چی؟ یعنی حتی نویسنده از موقعی که جمله اول رو نوشته باز منتظر بوده که آفتاب بیاد. باز شتاب کرده که آفتاب بیاد. ولی خب آخرش چی شده؟ نه، نیامده. باز نیامده و نرسیده. شعر با مفهوم و قشنگیه. می‌تونید اون رو با صدای مسعود زاروی خوش‌صدا بشنوید. 

 


دریافت

خوانش شعر: مسعود زاروی(یک زندگی بهتر)

  

موافقین ۶ مخالفین ۰ ۹۷/۰۵/۲۷

نظرات  (۶)

بسیار هم زیبا
پاسخ:
ممنون.
:)
بنظرم با صدای خود براهنی هم میذاشتید:)
صدا و لحن براهنی لطف دیگری داره
پاسخ:
با صدای براهنی معروفه. خودتون برید گوش بدید. :)

بس در طلبت کوشش بی‌فایده کردیم
چون طفل دوان در پی گنجشک پریده

+ چند وقت پیش داشتم اهنگ گوش می‌کردم، یه دفعه رفتم تو حیاط کاری رو انجام بدم،حیاط تاریک بود کنار دیوار صدای یه مرد اومد، با وحشت پریدم عقب ببینم کیه، دیدم کسی نیست دقت کردم دیدم همین فایل صوتیه داره از تو گوشی که تو جیبمه پخش میشه، با احترام به مسعود زواری ولی تا رفتم تو اتاق از عصبانیت زدم حذفش کردم :))
پاسخ:
+ اوه اوه. :))
من دیگه حرفی ندارم.
۲۷ مرداد ۹۷ ، ۱۳:۲۳ פـریـر بانو
که آفتاب بیامد
نیامد...

باصدای استاد هم قشنگه. 
مسعود هم خوب خونده. به صداش حسودیم می‌شه! :))
پاسخ:
منم به صدای مسعود حسودیم میشه. تعارف که نداریم. :))
البته بخوام بگم به صدای همه‌تون که خوب می‌خونین حسودیم میشه.
قبلا فکر می کردم براهنی فقط یه منتقد ادبی خوبه، وقتی قصه نویسی و طلا در مس رو ازش خوندم، بعد تر ها وقتی رازهای سرزمین من رو خوندم گفتم عجب داستان نویس معرکه ای، و حالا چند سالیه که فهمیدم عجب شعرهای خوبی داره :)
ما چنین همشهری هایی داریم .....
انتخاب خوبی بود
و نکته ای که دارین بهش اشاره می کنین...
پاسخ:
تا حالا دو سه تا کتاب ازش خوندم. در نقد و نظر هم خیلی خوب و دقیقه. در شعر هم صاحب سبک خاصیه. به جز این شعر چندتا شعر خوب دیگه هم توی اون مجموعه داره. 
شما کلاً همشهریان اهل ادبی دارین. از شهریار گرفته تا براهنی و صمد :)
درود بر شما 
روزتان زیبا و دلتان شاد 
پروانه ها با شعورند 
پروانه ها خود شعرند 
پروانه ها عارف ترین عارفان هستند 
پروانه از لولیدن تا سوختن را مشق می کنند 
بی آنکه حتی یک کلمه چیزی بگویند 
بی آنکه حتی یک بار به دیگران فخر فروشی کنند 
بی آنکه زاهدانه خود پرستی کنند 
من عاشق پروانه ها هستم 
و پروانه ها عاشق نور ... 
سپاس از پست بسیار خوبتان در پناه مهر حضرت دوست سربلند و شاد باشید ( آمین) 
پاسخ:
یاد شعر بوستان افتادم. شبی را به یاد دارم که چشمم نخفت. شنیدم که پروانه با شمع بگفت

ارسال نظر

کاربران بیان میتوانند بدون نیاز به تأیید، نظرات خود را ارسال کنند.
اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید لطفا ابتدا وارد شوید، در غیر این صورت می توانید ثبت نام کنید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">