دو کلمه حرف حساب

دو کلمه حرف حساب

آید بهار و پیرهن بیشه نو شود
زیباتر آن
که در سرت
اندیشه نو شود...

منم که شعر گویم(مثلا!) و از گفته خود دلشادم!

دوشنبه, ۲۸ تیر ۱۳۹۵، ۰۴:۱۹ ب.ظ

دستانم بوی گل می داد،

به جرم چیدن گل،

به کویرم تبعیدم کردند

و

یک نفر نگفت:

شاید گلی کاشته باشد!

"سینا بهمنش"


ذهن آدم که ذاتا مریض باشه وقتی یک شعر رو براش میخونین، نتیجه اش میشه نوشته های زیر! و خنده حضار!:


زبان حال مارها:

دستانم بوی پونه می داد!
به جرم چیدن پونه ها
به کویر تبعیدم کردند
و 
یک نفر نگفت:
شاید پونه ای را نوازش کرده باشد!
(و سال های سال گفتند مار از پونه بدش میآمد!)



زبان حال گرگ ها:

دستانم بوی گوسفند می داد!
به جرم دریدن گوسفندان
به کویرم تبعید کردند
و 
یک نفر گفت:
شاید گوسفندی را از مرگ نجات داده باشد!


زبان حال مترسک ها:

دستانم بوی پر می داد!
به جرم رابطه با کلاغ ها
به کویر تبعیدم کردند
و
یک نفر نگفت:
شاید عاشق کلاغ ها شده باشد!
موافقین ۶ مخالفین ۰ ۹۵/۰۴/۲۸
آقاگل ‌‌

شعرنگاری

طنز

نظرات  (۲۵)

هرچی فکر کردم یکی هم من بگم به ذهنم نرسید واقعا:))

+این متن رو خیلی قبلا شنیده بودیم چه خوب که اینجا اسم نویسندشم فهمیدیم بالاخره:)
پاسخ:
برید برگردید شاید به ذهنتون رسید :))
.
+ آره خیلی دیدم به اسم سیمیین بهبهانی یا حتی شریعتی و حسین پناهی خورده متن! متأسفانه البته!

۲۸ تیر ۹۵ ، ۱۶:۲۷ بهار پاتریکیان D:
بعد دو سه روز پوکیدم ! :)))
دمِ شما گرم =)))
پاسخ:
:)))
دم شمام گرم.

دستانم بوی قورمه سبزی میداد
به جرم خوردن قورمه سبزی
تبعیدم کردند
و
یک نفر نگفت
شاید قورمه سبزی درست کرده است
:|
پاسخ:
خخخخ
عجب عجب.
بعد به من گیر بدین چرا شعرا رو تحری میکنین. خودتون هم دست کمی ندارینا. 
:دی
۲۸ تیر ۹۵ ، ۱۶:۴۳ مــیـمـ‌‌‌‌ ‌‌‌‌
آخریه منو یاد جمله ی معروف مترسک انداخت منم اون مترسکی که شدم عاشق کلاغا
پاسخ:
:)))
از همون الهام گرفته شده دیگه.

۲۸ تیر ۹۵ ، ۱۶:۴۷ محمد حسین
بیشتر از اینکه طنزباشه آدمو می برد تو فکر :)))))) 
پاسخ:
فکر هم خوبه.
طنز که آدم رو تو فکر نبره طنز نیست دیگه.
:)
دستانم بوی نمک میداد !
به جرمِ بهره برداری غیر مجاز از معادن نمک از کویر تبعیدم کردند!!
و
یک نفر نگفت 
شاید اشکامو پاک کردم!!!!

:|
پاسخ:
عجب روایتی! :)
اینم نگاهیه دیگه! مگه همیشه کویر باید تبعید گاه باشه؟ :))
۲۸ تیر ۹۵ ، ۱۷:۰۷ گربه بنفش
چرا هیچی به ذهن من نمیرسه؟:(
پاسخ:
شعر رو بخون بعد بخواب. بیدار که بشی خود به خود میاد. تست شده کاملا. جواب میده:دی
همیشه باید یه چی تو استین داش :/
پاسخ:
چی شد به جای دو نقطه خط صاف رو اوردین به دو نقطه خط کج حالا؟ :)
دقیقا منظورم همون بود....خیلی ریز اشاره کردم...خوب که متوجه منظور شدید :)
پاسخ:
:)))
دیگه الکی که به مقام آقاگلی نرسیدیم که:دی
به خاطر همین ریزبینی هاست خخخ
اینم یادم رفت بگم در ادامه که 

آخه مگه پر ها بو دارن؟ :))))
پاسخ:
امتحان کن خب. یکبار پرهای مرغارو  بکن بو کن. یک بویی شبیه بوی جوهر نمک و وایتکس داره! :دی

واقعن سینا بهمنش ؟!! 

پاسخ:
آره شعر از آقای سینا بهمنش هست.

بعضی وقتا از این :|حالت به این :/حالت تغییر رویه میده که دانشمندان تاکنون علتش را نیافته اند:/
پاسخ:
خب دانشمندا یقین کارهای واجب تری داشتن که به این نپرداختن:دی
۲۸ تیر ۹۵ ، ۱۷:۴۹ مترسک ‌‌
دهانمان را می‌بویند مبادا گفته باشیم «دوستت دارم»...
پاسخ:
دوستت دارم که هیچ دادا!
دهانمان را می بویند مبادا گفته باشیم سیب!

۲۸ تیر ۹۵ ، ۱۸:۵۳ گمـــــــشده :)
عه پس اقا گل ملت کو؟
من آقا گل خودمو می خوام
این کیه چیه والا
:|
پاسخ:
من همونم فقط مثل مارها دیدی وسط تابستون پوست میندازن؟ منم پوست انداختم:دی
:)))
دیگه قالب قبلی که بد بود. اون قالب اولی رو هم نمیدونم چرا سیاه میشد!
نهایتش همین رو تصادفی انخاب کردم برا یک مدت. اگه ازش خوشم بیاد میزارم بمونه :)))
چه قشنگ:)
مترسکم خیلی قشنگ گفت...
پاسخ:
ممنونم. :)
مترسک جان که "یک دونه باشه برا نمونه باشه"
دستانم بوی پونه می‌داد، 
به جرم چیدن پونه‌ی همساده به کویر‌ تبعیدم کردند
و کسی نکفت مار دست ندارد و آن بوی پونه از دم خانه‌اش به شامه‌ رسیده
پاسخ:
اینم حرفیه دیگه!
البته مارهای ماقبل تاریخ دست داشتن. بعد دیگه تبعید شدن به کویر. دستاشون قطع شد!
:دی
ما که مرغ نداریم توی آپارتمان شما اگه مقدوره براتون از عوض بنده این کارو بکنید و به نیتِ بنده بو بفرمایید :دی 
اجرکم عند الله :)
پاسخ:
خب پس همون جوهر نمک و وایتکس رو بو کنید شبیه سازی میشه:دی

الان توی مملکت ما میشه همون کامنت جناب مترسک..

نمونش برای ولنتاین..

اینم پستی ک توی وبم گذاشته بودم

http://khalvate-man.blog.ir/1394/11/25/%D9%88%D9%84%D9%86%D8%AA%D8%A7%DB%8C%D9%86-%D9%85%D8%A8%D8%A7%D8%B1%DA%A9-%D8%B9%D8%A7%D8%B4%D9%82%D8%A7%D9%86%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D9%85%D8%B3%D8%AA%D8%AF%D8%A7%D9%85#comments

پاسخ:
گفتم دیگه دوستت دارم که هیچ! 
دهانت را می بویند مبادا گفته باشی سیب!
:)
شعر آقای شاملو که فوق العاده است.
شعر اصلی و اون شعر طنزی که درباره ی مترسک ها بود خیلی جالب بودن :))

پاسخ:
ارادتمندیم. نظر لطفته.
:)))
تشکرات بابت شعرات ...

خخخ ... شعر شد ...
پاسخ:
:)))
حالا شعرهم نبود به غیر اولیا.
بقیه اش همینججوری بود.

۲۸ تیر ۹۵ ، ۲۱:۳۲ آبان دخت ...
عجب :/
اون گرگه منو کشت ینی :|
پاسخ:
گرگ به این خوبی!
اصلا شعر داریم میگه:
ای دو صد چوپان هم چون من فدای گرگ ها :دی
مارها و مترسک ها عالی :) قالبتون مبارک :)
پاسخ:
:)))
ممنونم.

یادم باشه حتما یه مرغ پیدا کنم پرهاشو بو کنم ببینم چه بوییه :)
نوشتین بوی وایتکس و جوهرنمک میده :/
پاسخ:
آره بوی همینارو میده.
بخصوص اگه یک کم نم خورده باشه!
:))

۲۹ تیر ۹۵ ، ۰۱:۱۱ جوجه تیغی
تیغ هایم بوی خون می داد...
و یک نفر نگفت:
شاید کسی را با عشق بغل کرده باشد! ;)

دستان مار!^_^

+"با معرفت ها ذکر مأخذ می کنند :)" این قسمت داخل پستتون هست اما نمیشه دیدش! 
پاسخ:
وصف حال خودت رو گفتیا احسنت :)))
خیلی خوب بود.
.
اون با معرفت ها ذکر مأخذ میکنن رو از قسمت مالکیت معنوی تنظیم میکنی. هر متنی ککه خواستی میتونی داخلش بنویسی.
بعد هرکی متنی رو کپی کنه و بخواد جایی پیست کنه اون متن به پست اضافه میشه :)
مثلا بچه ها میزنن کپی شده از وبلاگ فلان.

۲۹ تیر ۹۵ ، ۱۰:۴۴ بای پولار
ولی به مقتضای اون فضاهای دیگه باید تبعیدگاه هم عوض می شد و فقط کویر نمی موند :))
پاسخ:
کجا خب؟ مثلا گرگ رو تبعیدش کنیم به اقیانوس؟ بعد جهش ژنتیکی میزد میشد گرگ ماهی شاید :)

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی