دو کلمه حرف حساب

دو کلمه حرف حساب

کوچزاد دیگرستان‌ها منم
ساکن آنسوترستان‌ها منم!

خان قشلاقات کوچستان منم
قله‌ی بی‌قوچ پوچستان منم!

من الفبای ادب را حمزه‌ام
از جگرخواران هند غمزه‌ام!

بنویس آی اصفهانی‌ها قصه های مجید کرمانی است!

پنجشنبه, ۶ آبان ۱۳۹۵، ۰۱:۴۴ ق.ظ

ﻣﺠﯿﺪ ﺍﻧﺸﺎﯼ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺑﺎ ﻣﻮﺿﻮﻉ ﻣﺮﺩﻩ ﺷﻮﺭ ﺧﻮﺍﻧﺪﻩ ﺍﺳﺖ...!

- ﻧﺎﻇﻢ: ﺗﻮ ﺩﺭ ﺁﯾﻨﺪﻩ ﻭﻗﺘﯽ ﺑﺰﺭﮒ ﺷﺪﯼ، ﻣﯿﺨﻮﺍﯼ ﭼِﮑﺎﺭﻩ ﺑﺸﯽ؟


+ ﻣﺠﯿﺪ : ﺁﻗﺎ ﻫﺮﭼﯽ ﺧﺪﺍ ﺑﺨﻮﺍﺩ آقا... ﻭﻟﯽ ﺧﺐ ﺧﻮﺩﻣﻮﻥ ﺩﻟﻤﻮﻥ ﻣﯿﺨﻮﺍﺩ ﺁﻗﺎ ﻧﻮﯾﺴﻨﺪﻩ ﺑﺸﯿﻢ!


- ﻧﻮﯾﺴﻨﺪﻩ ﺑﺸﯽ، ﻗﺼﻪ ﺑﻨﻮﯾﺴﯽ، ﺑﺪﯼ ﺩﺳﺖ ﻣﺮﺩﻡ ... ﻭﺍﯼ ﺑﻪ ﺣﺎﻝ ﺧﻮﺍﻧﻨﺪﻩ‌ﻫﺎ! ﺁﺧﻪ ﭘﺴِﺮ ﺗﻮ ﻧﯿﻤﯿﺪﻭﻧﯽ ﯾﻪ ﻧﻮﯾﺴﻨﺪﻩ ﺑﺎﯾﺪ ﺩﺍﺭﺍﯼ ﺭﻭﺣﯽ ﻟﻄﯿﻒ ﺑﺎﺷِﺪ ...؟ ﺑﺎﯾﺪ ﻫﻤِﺶ ﺍﺯ ﻋﺸﻖُ ﮔﻞُ ﮔﯿﺎﻩُ ﻣﺤﺒﺖ ﺣﺮﻑ ﺑِﺰِﻧﺪ؟!


+ ﺁﻗﺎ ﻣﺎ ﮐﻪ ﺍﺯ ﻣﺤﺒﺖ ﺣﺮﻑ ﺯِﺩﯾﻢ آقا!


- ﻣﺤﺒﺖ ﺑﻪ ﻣﺮﺩﻩ ﺷﻮﺭﺍ!


+ ﺁﻗﺎ ﻣﺮﺩﻩ ﺷﻮﺭﺍﻡ ﺁﺩِﻣﻦ ﺩﯾﮕﻪ.


- ﺣـــــﺮﻑ ﻧﺰِﻥ ... ﺣـــــﺮﻑ ﻧﺰِﻥ ... ﺍِﮔﻪ ﺣﺮﻑ ﺑِﺰِﻧﯽ، ﻣﯿﺰﻧﻢ ﺗﻮ ﺳﺮﺕ ...! ﮐﺘﺎﺑﻢ ﻣﯿﺨﻮﻧﯽ؟


+ ﺑﻠﻪ ﺁﻗﺎ


- ﺣﺘﻤﺎ ﮐﺘﺎﺑﺎ ﺻﺎﺩﻕ ﻫﺪﺍﯾﺖُ ﻣﯿﺨﻮﻧﯽ؟ ﻫﺎﻥ؟


+ ﻧﻪ ﺁﻗﺎ ﯾﻪ ﺩﻭﻧِﺸﺎ ﺧﻮﻧﺪﯾﻢ ﺗﺎ ﻧﺼﻔﻪ ... ﺩﯾﺪﯾﻢ ﭼﯿﺰﯼ ﺣﺎﻟﯿﻤﻮﻥ ﻧﯿﻤﯿﺸﺪ ﺁﻗﺎ ... ﺩﯾﮕﻪ ﻧﺨﻮﻧﺪﯾﻢ!


- ﺩِ .. ﺍﯾﻨﺲ ﮐﻪ ﻫﻤِﺶ ﺍﺯ ﺗﺎﺑﻮﺕُ ﻧﻌﺶُ ﻣﺮﺩﻩُ ﻣﺮﺩﻩ ﺷﻮﺭ ﺣﺮﻑ ﻣﯿﺰِِﻧﯽ ... ﻣﺮﺩﻩ ﺷﻮﺭ ﺭﯾﺨﺘِﺘﺎ ﺑﺒﺮﻥ!


+ ﺁﻗﺎ ﺑﯿﺸﯿﻨﯿﻢ ﺩﯾﮕﻪ ﺁﻗﺎ؟


- ﺷﻮﻣﺎ ﮐﻪ ﻣﯿﺨﻮﺍﯾﻦ ﻧﻮﯾﺴﻨﺪﻩ ﺑﺸﯿﻦ، ﭼﻪ ﻣﻮﻗﻌﯽ ﻣﯿﺸِﺪ ﻓﺤﺸﺎ ﺭﺍ ﺗﻮ ﻗﺼﻪ‌ﻫﺎ ﺩﺍﺩ ﺩﺳﺖ ﻣﺮﺩﻡ؟


+ ﺁﻗﺎ ﻭﻗﺘﯽ ﮐﻪ می‌خوایم ﺑﮕﯿﻢ ﺷﺨﺼﯿﺖ ﺩﺍﺳﺘﺎﻥ ﺑﯽ ﺗﺮﺑﯿﺘِﺲ، ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﺯﺑﻮﻥ ﺍﻭﻥ ﺗﻮ ﻗﺼﻪ ﻓﺤﺶ ﻣﯿﻨﻮﯾﺴﯿﻢ ﺁﻗﺎ


- ﺑﺎﺭﯾﮏِ ﺍﻟﻠﻪ ... ﭼﺠﻮﺭ ﻓﺤﺸﯽ؟


+ ﻓﺤﺸﯽ ﮐﻪ ﺯﯾﺎﺩ ﺑﺪ ﻧﺒﺎﺷِﺪ آقا.


- ﻣﺜﻼ؟


+ ﺁﻗﺎ ﻓﺤﺸﯽ ﮐﻪ ﺯﯾﺎﺩ ﺯﺷﺖ ﻧﺒﺎﺷِﺪ ﺩﯾﮕﻪ ﺁﻗﺎ


- ﻧﻪ ... ﺑﻮﮔﻮ!


+ ﺁﻗﺎ ﺟﻮﻥ ﺑِﭽﺎﺩﻭﻥ ﺑﺰﺍﺭﯾﻦ ﻣﺎ ﺑﺮﯾﻢ ﺑﯿﺸﯿﻨﯿﻢ.


- ﺷﻮﻣﺎ ﺍﻭﻝ ﻓﺤﺸﯽ ﮐﻪ ﻣﯿﺸﺪ ﺗﻮ ﺩﺍﺳﺘﺎﻥ ﻧﻮﺷﺖُ ﺩﺍﺩ ﺩﺳﺖ ﻣﺮﺩﻡُ ﺑﻮﮔﻮ ﻭ ﺑﻌﺪ ﺑﯿﺸﯿﻦ


+ ﺁﻗﺎ ﻣﺎ ﺍﺻﻦ ﻓﺤﺶ ﺑﻠﺪ ﻧﯿﺴﺘﯿﻢ ﺁﻗﺎ


- ﭼﻪ ﺑِﭽﻪ ﺧُﺒﯽ ... ﭼﻪ ﺑِﭽﻪ ﻧﺎﺯﻧﯿﻨﯽ ... ﺩِ ﻓﺤﺶ ﺑﺪﻩ ﮔﻮﺳﺎﻟﻪ!!


+ ﺁﻗﺎ ﮔﻮﺳﺎﻟﻪ ... ﯾﻪ ﻓﺤﺸﯿِﺲ ﮐﻪ ﻧﻪ ﺯﯾﺎﺩ ﺯﺷﺘِﺲ ... ﻫﻢ ﺁﺑﺮﻭﻣﻨﺪِﺱ ﻭ ﻫﻢ ﺷﺨﺼﯿﺖ ﺁﺩِﻣﯽ ﺩﺍﺳﺘﺎﻥُ ﻧﺸﻮﻥ ﻣﯿﺪِﺩ!!


- ﯾﻌﻨﯽ ﻣﻦ ﺷﺨﺼﯿﺖ ﺁﺩِﻣﯽ ﺩﺍﺳﺘﺎﻧﻢ؟ ...! ﺩﺭ ﺁﺭ ﮐﻔﺸﺎﺗﺎ!



قصه های مجید

 هوشنگ مرادی کرمانی

کارگردان: کیومرث پوراحمد



چی شد که یاد قصه های مجید افتادم؟ دلیلش فایل زیر بود که نمی دونم چطور شد امروز به تورم خورد و گوشش دادم و باعث شد کلی خاطره تو ذهنم زنده بشه. خاطره دیدار با آقای مرادی کرمانی در شب شعری داخل دانشگاه کرمان سال نود و سه.(داستان جالبی داشت این دیدار. فکر کنم نوشتمش همینجا.)

 کیفیت فایل ضبط شده پایین هست. ولی اگر دوست دارید بشنوید. سخنان استاد، کمی سوال و جواب و داستان هایی که خواندند.



دریافت



+ این تصویر و این مثبت و منفی‌ها رو هیچوقت نفهمیدم و هیچوقت اهمیتی هم رایم نداشته است! مثلا اینکه چرا باید فلفل خوردن یک نفر 8تا منفی بگیرد و 6تا مثبت؟ و بعد خب تعبیرش چیست؟ و آیا اگر به نویسنده انتقادی دارید بهتر نیست مستقیم بازگویش کنید؟ باور کنید من خیلی مهربانم!


+من درختی کلاغ بر دوشم، "خبرم" درد می کند بدجور! (***)


+ تک بیت های بی مخاطب رو جمعه هفته پیش مجدد به روز کردم! یادم رفته بود ذکر کنم. 



#شب_سوم


نظرات  (۳۴)

یکی از داستان هاش تو کتاب متوسطه اول هست.
:)

پاسخ:
آره یادمه یک چیزایی ازش :)
گشتم اینو پیدا کردم
 http://adabpazhuhi.mihanblog.com/post/15
خوب شد گفتید آقاگل بهتره بخرم بخونمش.یادتونه یه پست گذاشتم "یه سبد نی نی" اونجا گفتم خوبه ادبیات کودک و نوجوان بخونم برای گرایش ارشد؟ گفتید عالیه.با استادم مشورت کردم تشویقم کرد.
:)

پاسخ:
به خصوص که به کودکان خیلی علاقه داری. ادبیات کودک و نوجوان خیلی خوبه :))
ما هم تشویقت میکنیم دادا. ^_^
.
ممنون بابت لینک.
وای چقد خوب بود! عاشق لهجه ی اصفهانیم ^_^

:: این مثبت منفی ها کلا بیخودن :/ و نشون دهنده ی انصاف مردم ما :|
پاسخ:
:)))
لهجه اصفهانی فقط اونجاش که سوار تاکسی میشی یا با راننده ها دعوات میشه:دی
.
نمیدونم والا نظری ندارم در موردشون. البته میتونن میزان خوبی باشن. ولی برا پستایی که کامنتشون بسته است.
۰۶ آبان ۹۵ ، ۰۲:۲۱ مجتبی مطوری
خیلی زیبا بود لحجه ی اصفهانی چقدر  عالیه😃
پاسخ:
:))
ممنونم.
اصفهون نصف جهانس :)
۰۶ آبان ۹۵ ، ۰۳:۳۸ ر. کازیمودو
هوشنگ مرادی کرمانی. خاک پایش توتیای چشمانمان

پاسخ:
از بزرگان هستن :))
کاش دستشون رو روی سر ما هم بکشن.
همین چندوقت این قسمتشو دیدم:دی
فلفل:)))واقعا منم نمیدونم اهمیت ندید
اهان میخواستم بگما:/
پاسخ:
آره کلا صدا و سیما اینجوریه هر وقت دلشون میگیره میگن بریم یک قسمت قصه های مجید بذاریم دور همی ببینیم. معمولا هم یا این قسمته یا قسمتی که مجید میخواد بره اردو یا قسمتی که معلم ریاضیشون تسبیه داره اینم میره یک تسبیه شبیه همون میخره. :دی
.
اهمیت میدم اگه دلیلش رو بدونم. ولی وقتی حس میکنم یک جریانی بوده بی ارتباط با پست خب اهمیت نمیدم :)
احتمالا منفیا از نگرانی بوده مثلا:))که دیگه مواظب خودتون باشید 
چه استدلالی کردم خودم ترغیب شدم منفی بدم:|
:))
پاسخ:
الان خودمم دلم خواست برم چنتا اکانت بسازم بیام منفی بدم:دی
قصه های مجید برای همه تقریبا نوستالژیه.
باور کنید بیش از 3 بار تلویزیون گذاشته و همه ی موارد هم خانواده ی من میشینن نگاه میکنن و میخندن :)تازه دیالوگ هایی که نمیشنون رو خودشون میدونن چیه:)
راه حل منفی ها هم اینه که یا قالب رو دستکاری کنین و منفیش رو بردارید یا قالب رو عوض کنید و از قالب های بدون منفی استفاده کنید .منم یکی بود فکر کنم بیمار بود تمام نوشته هام رو دیس لایک کرده بود.بعضی هاش فقط یه بیت شعر بود !!!
موفق و مانا باشید
یاعلی
پاسخ:
قصه های مجید این شکلیه که هر وقت تو صدا و سیما خسته میشن میگن بریم قصه های مجید ببینیم دلمون باز بشه. :))
همین قسمت رو حداقل سه چهاربار دیدم تو این چند سال. 
.
حوصله اش رو ندارم راستش. :))
یا علی.
این مجید خیلی باحاله، در عین سادگی ولی مفاهیم زیادی رو منتقل میده، مخصوصاً این قسمت مرده‌شورش که قسمت مورد علاقه‌ام هم هست؛
میگما دادا این حجم تفاهم رو قبلنا می‌گفتن بابت اینه که دل به دل لوله‌کشی شده ولی الان به نظرم باید بگیم دل به دل جاده‌کشی شده! :))
این مثبت و منفی‌ها رو بی‌خیال، مثل من کلاً حذفش کن و خلاص! والا ^_^
پاسخ:
اصلا خود هوشنگ مرادی کرمانی جزء ساده ترین و عالی ترین آدمایی بوده که من دیدم. خیلی خوبه. درست مثل داستان هاش. ساده ولی تو دل برو ^_^
.
دل به دل تو این مورد خطوط هوایی داره حتی. :))
.
حوصله اش رو ندارم راستش.

مرادی کرمانی برای من یه چیزی در حد قهرمانه..
خدا حفظش کنه
پاسخ:
برای من هم همینه :))
آره خدا حفظش کنه. بعد مرحوم اذر یزدی شد تنها الگوی نویسندگی نوجوون ها. 
۰۶ آبان ۹۵ ، ۰۸:۳۳ مکاترونیک خودرو
من این روکه تعریف کردی دریکی ازفیلمهاش دیدم وازخنده روده برشدمم
پاسخ:
خب اصلا دیالوگ یکی از قسمت های فیلم بود. :)))
کلی خنده نمودنیم از این دیالوگ داستان های مجید. خیلی خوب بود ، اصلا برم دانلودش کنم ببینم :))
+ ما که ملا منفی رو برداشتیم ، هر کی دوست داشت فقط مثبت میتونه نثارمان کند خخخخ
پاسخ:
همین چند روز پیش تلوزیون پخشش کرد. :))
.
+ دم شما گرم. اگه حوصله ام شد همین کار رو میکنم:دی
وای این قسمت مجید عالی بود!! :)))

چند وقت پیش بود که هر پستی میذاشتم دو تا منفی میخورد!! یه پست نوشتم حتی، به اسم "نامه سر گشاده" که بابا، حداقل وقتی یه جمله خلاف عقیده ت میبینی منفی بذار!!!
بعد کلا منفی ها رو برداشتم!! الانم کلا نظرسنجی رو غیر فعال کردم که اعصابم راحت بشه!! :))
پاسخ:
:))
.
دم شما گرم گندم بانو. :دی
کلا حذف صورت مسئله خیلی راحت تره. خب من فعلا حوصله این کار رو ندارم. مشکل همینه.
۰۶ آبان ۹۵ ، ۰۹:۱۲ اسپریچو ツ
اتفاقا این قسمتشو دیدم
متن رو بیشتر از اون قسمت فیلم دوست داشتم(:
پاسخ:
شما که کرمونی هستی باید روزی سه بار این فیلم رو ببینی اصلا! :دی
:)))))
خود سریال رو اصلا دوست نداشتم ولی قلم آقای مرادی کرمانی عالیه.
داشتم خواب وبلاگتون رو می دیدم! چالش عکس گرفتن از کنترل تلویزیون برگزار کرده بودید! :|
پاسخ:
:))
جدی؟ چطور؟ چرا دوستش نداشتین؟
.
چالش عکس گرفتن از کنترل تلوزیون؟ مگه کنترل تلوزیون چی داره؟ خخخخ :)))
تا حالا کسی خواب وبلاگم رو ندیده بود. شما اولین نفر بودین تبریک میگم :))
۰۶ آبان ۹۵ ، ۱۰:۱۲ نویسنده عشق
- در اینده میخواهید چه کار شوید ؟
+ اقا اجازه ؟
- بگو جانم
+ میخوام مرده شور بشم
پاسخ:
:))
همین.
۰۶ آبان ۹۵ ، ۱۰:۳۷ شاهزاده شب
خیلی خوب بود . مرسی از این یادآوریه شیرین :)
پاسخ:
خواهش میکنم :)
۰۶ آبان ۹۵ ، ۱۰:۵۶ هانیه شالباف
بهترین داستان و سریال بود :)

به این مثبت ومنفی هیچ اعتقادی ندارم وبه همین خاطر توی وبم فعال‌ش نکردم :))
پاسخ:
و یکی از بهترین کتاب ها برای نوجوون ها به نظرم :))
.
منم دارم به همین فکر میکنم.

چه خاطره انگیز!

با زبان شیرین شهر زیبای ما!:))

پاسخ:
به به.
سلام هم شهری :))

کتابشو کامل خوندم ولی فکر نمیکنم فیلمشو کامل دیده باشم :)) کتابش که خیلی خوب بود :) فیلمش هم تا جایی که دیدم خیلی خیلی خوب بود :) 
پاسخ:
ارزش دیدن چندباره رو داره این فیلم. خیلی خوبه. جالبه که کتاب در مورد کرمون نوشته شده ولی تو اصفهان و با لهجه اصفهانی به فیلم تبدیل شده. :))
۰۶ آبان ۹۵ ، ۱۱:۲۰ منتظر اتفاقات خوب
چند روز پیش بود نمیدونم تو کدوم شبکه فیلمشو میداد. این قسمت یکی از بهترینهاش بود.
پاسخ:
دیدمش. :) 
خیلی خوبه.
خیلی.
۰۶ آبان ۹۵ ، ۱۱:۲۳ منتظر اتفاقات خوب
درمورد مثبت منفی ها هم درست نیست اینو بگم ولی خیلی وقت ها بهشون اعتباری نیست. با وجود اینکه خودم خیلی وقت ها رای میدم.
پاسخ:
برا پستایی که کامنتشون بسته است مثبت و منفی میتونه خوب باشه. بقیه موارد نظری ندارم. 
۰۶ آبان ۹۵ ، ۱۱:۲۶ سکوتـــــــــ پاییزی
اخیی چقدر دیدن اسم کلاغ حالم رو خوب کرد تو پستت :)))
پاسخ:
حالا چرا کلاغ؟ :))
قصه های مجید و درست ندیدم
فقط کتاب (شما که غریبه نیستید) و از ایشون خوندم خیلی خوب بود
خیلی عجیب ولی اسمش یادم مونده 
امکان نداره به من بگن فلان کتاب و خوندی یا فیلم و دیدی بگم اره حتما باید بگم چه اتفاقی افتاد توش ؟!:)))

پاسخ:
کلا قلم آقای مرادی کرمانی خیلی خوبه. و دلنشین. 
از برت قلم ایشون بوده حتما که اسمش یادت مونده :))
۰۶ آبان ۹۵ ، ۱۲:۲۱ خانم لبخند
دیالوگا عالی بود
پاسخ:
:))

۰۶ آبان ۹۵ ، ۱۲:۳۹ نفس نقره ای
چقدر چسبید :))) ممنان
پاسخ:
:))
خواهش
چهره ی مجید و بی بی :) تمام حس های ناب رو میشه توشون پیدا کرد.
پاسخ:
خدا رحمت کنه بی بی قصه های مجید رو.
خیلی خوب بود. خیلی.
(((((-:این مجیده عالیس
پاسخ:
:))

۰۶ آبان ۹۵ ، ۱۶:۲۹ ام اسی خوشبخت
خاطره ها داریم با این سریال دوست داشتنی :)
بعضی وبلاگ ها هم بخش نظرات رو بستن و فقط رای گیری میکنن :)
پاسخ:
همه ماها فکر میکنم حداقل یکبار دیدیم قصه های مجید رو :))
.
آره وقتی نظرات بسته باشه خب رأی گیری خوبه و خب تنها گزینه ممکن.
این قسمتش خیلی باحال بود، یادش به خیر...

به هر حال وقتی رای گیری رو باز می ذاری دیگه حرفی هم نباید داشته باشی دربارش! اگر کسی هم بخواد نظر بده می آد می ده دیگه. حتما نخواسته!!!
پاسخ:
آره خیلی می چسبید دیدن قصه های مجید :))
.
خب نه وقتی که حس مییکنی یک جریانی پشت این منفی ها هست. یک پست که نه سمت و سوی دینی داره نه سیاسی دلیلی نداره یکباره هشتا منفی بخوره. طبیعی نیست. وگرنه خب چرا تو بقیه موارد این حرف رو نمیزنم؟
۰۶ آبان ۹۵ ، ۲۳:۱۷ گمـــــــشده :)
یه جا هست تویه قسمت از فیلم مجید از معلم ریاضیش می ترسه چون موقع جواب دادن به ضرب ها تسبیح میندازه
اینقدری برا اون قسمت دلم براش سوخت که نگو
البته نمی دونم اصلش برای این قسمت بود که دلم براش سوخت یا یه قسمت دیگه
:|
پاسخ:
که با خود بسته این عهد و پیمان. ریاضی را بخوانی و بخوانی و بخوانی. اون فایل صوتی رو گوش کنین یک قسمتی خود استاد در مورد این داستان حرف میزنن :))
.
من دلم برا بی بی میسوخت همیشه.
با مجید بیشتر همذات پنداری میکردم. بخصوص وقتایی که کتک میخورد!
چقدر "سادگی" جریان داشت تو این فیلم، خالی از تجملات این روزها...
و خدا رحمت کنه خانم پروین دخت یزدانیان، بی بی بی تکلف قصه های مجید رو...؛   

فکر میکنم تنها لهجه ای که بتونه رو من اثر بذاره، لهجه شیرین اصفهانی باشه!  گیرایی خاصی داره! 

پاسخ:
خدا رحمت کنه بی بی قصه های مجید رو. 
.
لهجه اصفهانی رو باید بری تو سبزه میدون بشنوی فقط. و ایضا تو تاکسی ها :))
من تا حالا نشنیدم موقع دعوا! چِجوریِس مگه؟؟؟؟ :)))

:: آره تو پستایی که کامنتاش بسته س خوب چیزیه :)
پاسخ:
خیلی خوُبِس! خیلی!
.
:))
من بیشتر صدبار این کتاب قصه های مجید خوندم...

و همچنین سریالش  فوق العادس و البنه لهجهه


واقعاا نمیدونم فاز اینا از دیس لایک کردن چیه :/
پاسخ:
:))
پس باید خیلی دوستش داشته باشین که صدبار خوندیدش.
.
والا ما هم نفهمیدیم.:دی

ارسال نظر

کاربران بیان میتوانند بدون نیاز به تأیید، نظرات خود را ارسال کنند.
اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید لطفا ابتدا وارد شوید، در غیر این صورت می توانید ثبت نام کنید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">