۴۸۳ مطلب با موضوع «خودنوشت‌ نگاری» ثبت شده است

سکوت خبری!!!

  • آقاگل ‌‌
  • پنجشنبه ۱۱ دی ۹۳
  • ۰ نظر

تعطیلات خوبی بود و بسیار پر برکت و بسیار مفید صد البته.

رفتنم بسیار سخت بود. اما لازم!

و حال به سادگی یک جمله باز خواهم گشت!!!

پسته لال سکوت دندان شکن است.

س.ن: خدایا خودت یاریم ده که این بار ثابت قدم تر از گذشته باشم.

خدایا قدرت تحملم را افزون کن.

خدایا من این همه نیستم اما تو خود خواستی که من باشم و همین مرا بس که تو خالق من بوده ای و این یعنی دلیلی بر وجود من وجود داشته دارد و خواهد داشت.

خدایا مرا به خودم لحظه ای وامگذار و چو گردی چراغ مرا نور دار.

خدایا راضیم کن به رضایت و یاریم ده که بفهمم آنچه تورا راضی کند بهترینست.


رنج نامه...

  • آقاگل ‌‌
  • پنجشنبه ۲۷ آذر ۹۳
  • ۱ نظر

از دوستان و دشمنانی که تصمیم به خنجر زدن از پشت به اینجانب را داشته و دارند و خواهند داش در آینده!!!

شدیدا خواهشمندیم از این پس دقت نمائید ضربه هایتان آنقدر کاری باشد که ما فرصت برگشتن و لبخند زدن!(دوستان میدانند که صلاح بنده لبخند است و دیپلماسیش!) را نداشته باشیم.

"و من الله توفیق"


س.ن: دوستان برند جهنم با دشمنان مدارا...

حال ما این روزها بد نیست اما می شود...

  • آقاگل ‌‌
  • چهارشنبه ۲۶ آذر ۹۳
  • ۲ نظر

حال ما این روزها بد نیست،اما می شود                 آتش در زیر خاکستر نمی گوید دروغ

خسته ام.

خیلی.

بسیار.

زیاد.

نه! با واژه نمی توانم بیانش کرد. معیاری برایش در دست ندارم. خستگی از چیزهایی است که فقط خود می توانی حسش کنی و بفهمی اش.

اینکه بخواهم با داد و هوار و گفتن از میزان سردرد های شبانه و فکر و ذکر این روزهایم بیانش کنم کاریست بس باطل و بی هوده.

می ترسم....

می ترسم از اینکه شاید این من هستم که در چاه جهالت خودم فرو افتاده ام. و می ترسم از مرگ. از رهایی. از زندگی. از دل بستگی به زندگی. و می ترسم از افکار درهمم که نمی دانم چرا رهایم نمی کنند و دمی راحتم نمی گذارند؟

می ترسم که اشتباه کنم در انتخاب راه! و ناگاه به چاه درآیم. دنیایم سخت به تیرگی نهاده. نیازمند رنگ آبی آسمانم و سطلی رنگ قرمز برای تسلی خاطر!!!.

می ترسم که این بار شبانگاه بخوابم و روحم را رها کنم که برود. و در برگشت این کودک بازیگوش! جست و خیز کنان راه خانه را گم کند. و دیگر هرگز باز نگردد.

می ترسم از هزار راه نرفته و انتخاب یک از هزار.

خدایا! می ترسم...

می نرسم....

خدایا دلم معجزه میخواهد
از آن معجزه هایی که
به هنگامه ی وقوعش خدایا دوستت دارم  و
خدایا شکرت   در میان هق هق گریه هایم گم شود...

خدایا دلم معجزه میخواهد
معجزه ای در حد خدا  بودنت...

"اواخر پاییز93- 21.45"

اندر سخنان شیخ اجل سعدی شیرین سخن من باب سخنرانی کاندیدنمایان

  • آقاگل ‌‌
  • يكشنبه ۲۳ آذر ۹۳
  • ۰ نظر

 اندر سخنان "شیخ اجل سعدی شیرین سخن" کاوش می نمودیم.

 اندر این کشفیات به حکایتی برخوردیم با این مزمون:


"فقیهی پدر را گفت هیچ ازین سخنان رنگین دلاویز متکلمان در من اثر نمی‌کند به حکم آن که نمی‌بینم مر ایشان را فعلی موافق گفتار"


باری، حال خوشی بهمان دست بداد و به قول عرفا دامنمان از دست بشد.

در پی سخن گهربار "شیخ شیرین بیان" در اطراف خود بنگریستیم و بدیدیم سخنوران را که از شش جهت بر ما شوریده و هر یک سخنی گزاف گویند! که هیچ بر دل ما نشیند.!!!

دست خوش یا شیخ...

به بهانه حرف های آقای اباذری عزیز ....

  • آقاگل ‌‌
  • شنبه ۲۲ آذر ۹۳
  • ۱ نظر

اساسا مردم از دید ما به دو دسته و خورده ای تقسیم می شوند!!!!

دسته اول که ادعای روشنفکری دارند که ما آن ها را روش ان فکر می خوانیم.

دسته دوم مردم عادی که ما معتقدیم کار عامی نبود جز خری و خر خری

و دسته خورده ای!!!! که آنقدر محدود هست تعداد اعضایش که اصولا می توان با یک فرض مهندسی از آن ها صرف نظر نمود!

پس در کل شد دو دسته...

 

سکوت...

  • آقاگل ‌‌
  • چهارشنبه ۱۹ آذر ۹۳
  • ۱ نظر

سکوت همیشه نشان دهنده رضایت نیست.

گاه نشان دهنده نا امید شدن از سطح شعور طرف مقابل است.!!!

بیانات شیخ نا در رابطه با متفکرین بی مغز!!!!!!!!!

  • آقاگل ‌‌
  • يكشنبه ۱۶ آذر ۹۳
  • ۱ نظر

گرچه دانشجو وظیفه اصلی‌اش دانش پژوهشی و دانش جویی است. علم و دانش را فراگرفتن. عالم و فرهیخته و نخبه شدن. اما این تنها وظیفه یک دانشجو نیست. دانشجو به دانشگاه نمی‌آید که از لحاظ علم و دانش پله‌های پیشرفت را طی کند. او می‌خواهد از لحاظ فرهنگ، از لحاظ احساس مسئولیت، از لحاظ مشارکت اجتماعی، از لحاظ نقادی، نقادی قدرت، دانشجو در پی حکمرانی و تصرف میز قدرت نیست. در پی عالم شدن است. به گزارش تـــــسنیم، روحانی ادامه داد: دانشجو بهترین منتقد پرنشاط از دولت است. قدرت و حاکمیت نقد می خواهد. حاکمیت، قدرت و همه آنها که صاحبان قدرت در جامعه هستند، باید به نقد افتخار کنند که بالاتر از پیامبر کسی نداریم و او در میان اصحابش و یارانش نقد و اظهارنظر را آزاد گذاشته بود. و مولای ما امیرالمومنین نیز در دوران حکومتش از نقد نقادان استقبال می‌کرد. دولت به سهم خودش از نقد استقبال می کند و دانشجو علاوه بر مسئله دانش پژوهی و یادگیری علم و دانش و رسیدن به مرتبه کمال باید احساس مسئولیت کند.

اندر بیانات شیخ نا(جانا سخن از زبان ما میگویی)

  • آقاگل ‌‌
  • يكشنبه ۱۶ آذر ۹۳
  • ۲ نظر


دانشجو باید بداند عضو این جامعه است؛ از محیط اجتماعی داخلی و خارجی تاثیرپذیر است و اتفاقا دانشگاه جایگاه و قدرتی است که می تواند  تاثیرگذار در جامعه، در حکومت و در اداره کشور باشد. مگر می شود دانشجویی در دانشگاهی درس بخواند و فقط به فکر واحد باشد؟ واحدهایی که گذرانده و واحدهایی که باید بگذراند. مدرکی که باید بگیرد. می شود دانشجویی در دانشگاه باشد و نسبت به مسائل مهم جامعه‌اش بی‌تفاوت باشد؟ می شود دانشجوی کشور ما نسبت به آینده وضع آب در کشور، وضع محیط زیست در کشور، وضع انرژی در کشور، یا در بخش نرم‌افزاری، وضع فرهنگ در کشور، وضع آسیب های اجتماعی در کشور بی تفاوت باشد؟ مگر شدنی است؟

 

مگر می شود ما در یک جامعه ای زندگی کنیم و نسبت به مسائلی که سرنوشت خودمان، خانواده‌مان، ملتمان، جامعه‌مان، منطقه‌مان را تحت تاثیر می‌گذارد بی تفاوت باشیم؟