دو کلمه حرف حساب

دو کلمه حرف حساب


من شعله نیستم
من دود نیستم
من کوه نیستم
من رود نیستم
محدود نیستم
محدود نیستم به همین نقشه تنم
بیرون ز تخته بند تنم باز این منم
تا دوردست تا همه تا تو
ای آخرین ستاره بیرون زکهکشان
آری منم زمان
آری منم مکان
نامم بلند در همه محدوده خدا
مرزم کشیده تا پس دیوار این جهان...
«سیاوش کسرایی»

۴۲ مطلب در فروردين ۱۳۹۵ ثبت شده است

روز پدر نزدیک است...
به یاد آورید سال خوردگانی را که از بی مهری فرزندان در سرای سالمندان به سر می برند و با این حال دلتنگ دیدار فرزندانشان اند...
اگر برایتان مقدور است این روزها سری به خانه سالمندان شهر بزنید، با جعبه ای شیرینی و شاید چند شاخه گل سرخ....






۹ نظر موافقین ۱۰ مخالفین ۰ ۳۱ فروردين ۹۵ ، ۲۱:۱۶
آقاگل ‌‌

همه شما طبیعتا شعر "نمیدانم، پس از مرگم چه خواهم شد نمی دانم، نمی خواهم بدانم کوزه گر از خاک اندامم چه خواهد ساخت..." را خوانده اید یا در جایی شنیده اید( یا نهایتا در این پست خواهید خواند! ) 

شعری که منصوب است به دکتر شریعتی عزیز، و در پشت کتاب های ایشان نیز چاپ می شد.

ولی واقعیت امر این است: این شعر متعلق است به آقای "سید مرتضی موسوی اهری!" که در کتابی به نام "سوتک" از ایشان به چاپ رسیده است! 

ضمن آنکه برای آقای دکتر علی شریعتی گرام ارزش بسیاری قائل بوده و می باشم. تنها دلیلی که اکثر ما گمان میکنیم این شعر از آقای شریعتی است همین چاپ شعر فوق با عکس های ایشان و پشت جلد کتاب هایشان است.


"سوتک"


پس از مرگم چه خواهم شد، نمی دانم

نمی خواهم بدانم کوزه گر از خاک اندامم چه خواهد ساخت

ولی بسیار مشتاقم که ازخاک گلویم سوتکی سازد

گلویم سوتکی باشد به دست کودکی گستاخ و بازیگوش

که او یکریز و پی درپی دم گرم خودش را در گلویم سخت بفشارد

و خواب خفتگان آشفته و آشفته تر سازد

بدین سان بشکند در من 

سکوت مرگبارم را...

"سید مرتضی موسوی اهری"



۱۲ نظر موافقین ۴ مخالفین ۰ ۳۱ فروردين ۹۵ ، ۰۲:۵۶
آقاگل ‌‌

متن زیر را اگر دستی در دنیای مجازی داشته باشید قطعا بارها دیده اید! اشعاری که کاملا جعلی می باشند!


"سه بیت، سه نگاه!

موسی خطاب به خداوند در کوه طور: اَرَنی (خود را به من نشان بده)

خداوند: لن ترانی (هرگز مرا نخواهی دید)


سعدی:
چو رسی به کوه سینا ارنی مگو و بگذر
که نیرزد این تمنا به جواب "لن ترانی"


حافظ:
چو رسی به طور سینا ارنی بگو و بگذر
تو صدای دوست بشنو، نه جواب "لن ترانی"


مولانا:
"ارنی" کسی بگوید که ترا ندیده باشد
تو که با منی همیشه، چه "تری" چه "لن ترانی"


خب عرضم به حضور مبارکتان تنها بیت اول منسوب به سعدی است! و در یکی از نسخه ها بعنوان بیت الحاقی موجود است! و دو بیت دیگر به هیچ عنوان صحیح نیستند! شاید دلیل اینکه شعر شیخنا سعدی در ابتدا آمده همین باشد که خواننده به اصل مطلب و جعلی بودن دو بیت بعد توجهی نکند!

عجب عجیب پیچیده شده این دنیای مجازی...

۵۶ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۳۰ فروردين ۹۵ ، ۱۹:۳۴
آقاگل ‌‌
جمعی از دوستان از این بنده نگارنده  پرسش کردندی که چطور در بیان پستی بگذاریم که بی عنوان باشد!؟
در جواب باید بگویم: "که ای مریدان و ای دوستان پاک دامن، اینطور!"

۱۴ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۲۹ فروردين ۹۵ ، ۱۸:۲۵
آقاگل ‌‌

یه روز صبح از خواب بلند میشی و متوجه میشی هیچ حسی به گذشته و آدم های گذشته نداری! دیگه می تونی واسه همشون آرزوی خوشبختی کنی؛ یه جور رهایی و بی احساسی کامل!

از اون به بعد با کسی جر و بحث نمی کنی! به همه لبخند می زنی و از همه چیز ساده می گذری!

مردم بهش میگن قوی شدن...

اما من میگم سِر شدگی...!


"روزبه معین"

"قهوه سرد آقای نویسنده"


۱۵ نظر موافقین ۴ مخالفین ۰ ۲۹ فروردين ۹۵ ، ۰۲:۵۲
آقاگل ‌‌

ایستاده بودم تو صف عابر بانک.( تاحالا به ترکیب این کلمه دقت کردید؟ بانکی برای عابران! انگار بانک سر کوچه رو با ماشین میشه رفت داخل!)

ظاهرا یک جوان و یک پیرمرد میانسال منتظر بودند تا از حلقوم عابر بانک بخت برگشته یارانه بخت برگشته را بکشند بیرون! 

جوان که کارش را انجام داد مردد ماندم و رو به پیرمرد گفتم: "بفرمایید"

فرمودند: "ممنون! میل ندارم!"

و رفت.


۶ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۲۹ فروردين ۹۵ ، ۰۰:۵۳
آقاگل ‌‌

سایت نمایشگاه کتاب امسال با شعار" تلفن هوشمند ندارید؟ پس بمیرید!" جهت ثبت نام بازگشایی شد!

پینوشت: و با شعار "سود پشت پرده برای مالک اپلیکیشن آپ"


۷ نظر موافقین ۳ مخالفین ۱ ۲۸ فروردين ۹۵ ، ۱۲:۲۷
آقاگل ‌‌

چرا عاقلان را نصیحت کنیم؟
بیایید از عشق صحبت کنیم

تمام عبادات ما عادت است
به بی‌عادتی کاش عادت کنیم


چه اشکال دارد پس از هر نماز
دو رکعت گلی را عبادت کنیم؟

به هنگام نیّت برای نماز
به آلاله‌ها قصد قربت کنیم


چه اشکال دارد که در هر قنوت
دمی بشنو از نی حکایت کنیم؟

چه اشکال دارد در آیینه‌ها
جمال خدا را زیارت کنیم؟


مگر موج دریا ز دریا جداست؟
چرا بر «یکی» حکم «کثرت» کنیم؟

پراکندگی حاصل کثرت است
بیایید تمرین وحدت کنیم


«وجود» تو چون عین «ماهیت» است
چرا باز بحث «اصالت» کنیم؟

اگر عشق خود علت اصلی است
چرا بحث «معلول» و «علت» کنیم؟


بیا جیب احساس و اندیشه را
پر از نُقل مهر و محبت کنیم

پر از «گلشن راز»، از «عقل سرخ»
پر از «کیمیای سعادت» کنیم


بیایید تا عینِ «عین القضات»
میان دل و دین قضاوت کنیم

اگر سنت اوست نوآوری
نگاهی هم از نو به سنت کنیم


مگو کهنه شد رسم عهد الست
بیایید تجدید بیعت کنیم

برادر چه شد رسم اخوانیه؟
بیا یاد عهد اخوت کنیم


بگو قافیه سست یا نادرست
همین بس که ما ساده صحبت کنیم

خدایا دلی آفتابی بده
که از باغ گلها حمایت کنیم


رعایت کن آن عاشقی را که گفت:
«بیا عاشقی را رعایت کنیم»*


"استاد قیصر امین پور"




۴ نظر موافقین ۶ مخالفین ۰ ۲۸ فروردين ۹۵ ، ۰۰:۴۱
آقاگل ‌‌