دو کلمه حرف حساب

دو کلمه حرف حساب

به یاد استاد کیومرث صابری عزیز...
گل آقای مرحوم ما، خدایش بیامرزدا
تشکر از دوستی که این تصویر رو به بنده هدیه کردند.

بعد از این هرچه بگویید،جوابم شعر ست!
شاکیم از همه وحرف حسابم شعر ست!

من همان خسته‌ی بی حوصله‌ی غم زده‌ام
آدم بد قلقی که رگ خوابم شعر ست...


التزام شتر و حجره در هر مصرع!

جمعه, ۱۹ آذر ۱۳۹۵، ۰۲:۰۷ ق.ظ

اندر بیانات مالکیت معنوی بیان، تا به امروز فکر می‌کردم که کاربرد خاصی نداشته و تنها استفاده مفیدش این هست که شما را مطلع می‌کند که شخصی(که مشخص هم نیست چه شخصی!) در فلان ساعت آمده و فلان مطلب شما را کپی نموده! و بعد هم رفته است. باری، همین عصر امشب بود که دست بر قضا هوس کردم سری به این قسمت بزنم.

 اولین مورد شعری بود از یک پست قدیمی. از زمان‌هایی که اینجا پرنده هم پر نمی‌زد!  شعری که از هلالی جغتایی بوده. و اول بار فکر می‌کنم در کتاب از صبا تا نیما دیده باشمش. قضیه از این قرار است که جناب هلالی ظاهرا با شخصی کل می‌ندازد که شعری بگوید و در همه مصرعات آن کلمات "شتر" و "حجره" را به کار ببرد. این شعر نتیجه تلاش هلالی است. و عجیب‌تر اینکه هیچ یک از ابیات این شعر مشابه یکدیگر نیست. 



شتر کشیدی اگر بار دل ز حجره تن

شدی نزار شتر زیر بار حجره من

شتر بباد رود، حجره نیز خاک شود

گرت شتر بود از سنگ و حجره از آهن


اجل بحجره گیتی عجب شتر جا نیست!

که محمل شتر اوست حجره های بدن

بحجره و شتر ارکان دین چو قایم نیست

قوائم شتر و رخت حجره را بشکن


شتر بحجره بران تا در مدینه، که هست

در آن زمین شتر و حجره رسول زمن

ز حجره و شتر آن جناب منفلعست

کلیم با شتر طور و حجره ایمن


ز دیده زد شتر تو قدم بحجره دل

کزان لبان شتر حجره مراست لبن

سرشک لعل که زد اشترت بحجره چشم

ز حجره داد بمن صد شتر عقیق یمن


بحجره بس که دلم بر شتر زند آتش

شتر بحجره نماید، چو شعله در گلخن

بحجره هیمه ندارم جز استخوان شتر

شتر بحجره جان آورم، دهم روغن

شتر دلم من اگر نه مراست حجره طبل

ز حجره ام شتران بار برده از همه فن

چه معدنست شتر حجره ام؟ که از نظمش

بحجره ها شتران میبرند در عدن


شتر نه هم ملخست و نه حجره خانه مور

شتر چو قصر بهشتست و حجره چون گلشن

خوش آنکه در طلب حجره و شتربانش

روان شود شتر روح ما ز حجره تن

شکاف حجره من چیست؟ چون دهان شتر

بقصد من چو شتر حجره باز کرده دهن

اگر نهد شترش رو بحجره‌ام شب تار

شود چو چشم شتر حجره دلم روشن

ز حجره ام شترش چون بخار قانع شد

بحجره خار شتر خوشتر آید از گلخن

بیمن احمد و اوصاف حجره و شترش

هزار بار شتر حجره می‌توان گفتن

بیاد حجره او بار بر شتر بندم

شتر کنیم ز تابوت و حجره از مدفن

هلالی، از شتر و حجره اش سخن تا کی؟

شتر بحجره مقصود کی رسد بسخن؟

همیشه تا شتر ابر گرد حجره گل

بحجرههای افق چون شتر کند مسکن

فلک پی شتر و حجره باد از سر مهر

بحجره شتر از رشته‌های مهر رسن


"هلالی جغتایی"


+ کف جفت پا را چسبانیده‌ام به بخاری و فکر می کنم سپاس خدای را عز وجل که پست قبل مشاعره بود و لازم نیست کامنت‌ها را جواب دهم! صد و اندی کامنت ثبت شد. مشاعره خیلی خیلی خوب و دلچسبی بود. تشکر از همه دوستانی که همراهی کردید. :)


+ پنت هاوس جان کاهگلی که دعوتمان کرد به صندلی داغ، یکی از سوال‌ها این بود "آهنگ مورد علاقه؟" جوابمان تصنیف طفیل عشق بود. که غزلی است از حافظ، و توسط بچه های دانشگاه کاشان تنظیم و اجرا شده بود. خانم زیزیگولو فرمودند که به اشتراک بگذارید تا ما نیز بشنویم:


تصنیف طفیل عشق از دوستان اهل هنر دانشگاه کاشان در دستگاه ماهور،بشنوید

(خدا رحمت کند استاد محمدرضا لطفی عزیز را، کنسرت بچه‌ها همزمان شد با فوت استاد. یادش گرامی.)




دریافت


موافقین ۲ مخالفین ۰ ۹۵/۰۹/۱۹

نظرات  (۱۷)

۱۹ آذر ۹۵ ، ۰۸:۵۷ هاژ محمود
سلام :)
پاسخ:
سلام :))
:))
شعره:))
پاسخ:
شعره دیگه. :))
وقتی دوتا شاعر باهم چلنج کنن نتیجه ش میشه این! برگشته بهش گفته اگه راست میگی من دوتا کلمه میگم تو در موردش شعر بگو. بعدهم نامردی نمیکنه دوتا کلمه بد وزن رو پیش نهاد میده. شتر و حجره! شاعر هم از خجالتش در میاد و به جای یک بیت چدین بیت مرتبط به هم با این دوتا کلمه میگه که در هر مصرع این دو کلمه باشه!
چه آهنگی ^_^
پاسخ:
:))
خیلی خوبه.

دانلود کردیم :) زیبا بود
پاسخ:
عالیه اینقدر که دوستش دارم.
من اصلا خوشم نمیاد از شاعرای اینجوری 😟

تصنیف خیلی خوب بود. دمشون گرم.
پاسخ:
:))
از کل کلیات دو شاعر بوده این.
.
الحق دمشون گرم. خیلی این شعر حافظ و این تصنیف رو دوست دارم.
سلام. سپاس!
روزا نتم خیلی ضعیفه، شب دانلود میکنم میام نظرمو میگم
پاسخ:
سلام.
پس شب بیاد :)
آهنگ خیلی به دل نشست 
پاسخ:
خواهش :))

۱۹ آذر ۹۵ ، ۱۶:۴۴ ح م کامران نیرومند
سلام، هم حیرانم و هم دلخوش و هزار ماشالله که چشم نخوری انشالله. آقاگل را نیت کردم و فالی از شمس گرفتم که آخر دیوان کبیر دهان گشود صفحه ۵۴۵۶ ترجیع آخر ( چهل و چهارم) :
گر مه و گر زهره و گر فرقدی
از همه سعدان فلک اسعدی
نیستی از چرخ و از این آسمان
سخت لطیفی، ز کجا آمدی؟
چونک به صورت تو ممثل شوی
ماه رخ و دلبر و زیبا قدی
...
ای ولله  
پاسخ:
سلام.
تشکر از شما آقا کامران عزیز :) ^_^
خیلی ممنون.
ای ولله.
عالی.

داشتم رد میشدم گفتم یه سلام بدم ببینم کی قایقه حاظر میشه:|
پاسخ:
سلام. :)
وجدانن حاظر؟ منم که املام ظعیفه ها باز حاضر رو نمینویسم حاظر دیگه!  :|:|:|
دینگ دینگ دینگ
چه میکنه این کاشان...:دی
پاسخ:
:)))
نگید که اهل کاشون هستید!
خوب شد چیز بدی نگفتم!
سلام آقا گل :)
من بالاخره سکوت رو شکستم ...

+ تصنیف بسیار زیبایی بود
پیشنهاد میکنم به بخش آهنگ گنجور اضافش کنید :
پاسخ:
سلام جناب مهندس :))
بشکن سکوتت را مهندس. 
.
بهش فکر نکرده بودم. پیشنهاد خوبیه.


هستم
حواستون رو جمع کنید ؛دی
پاسخ:
:))
به به.
اصلا کاشونیا خیلی آدم های خوبین.
من چهارسال کاشون درس خوندم! الان هم خونه خاله جانمون کاشونه زیاد میرم میام.
:دی
عالیه...عالی...! به وجد اومدم! =))
پاسخ:
:))

:دی
خب خیالم راحت شد
پاسخ:
:))
اشتباه تایپیه:/
پاسخ:
طبیعتا باید پوکرفیس میشد!
حرصت در بیاد نشد:/
پاسخ:
بعله بعله! چی شده چرا چند وقته پوکر فیس نیستین راستی؟ :دی
آخه اشتباه تایپی ظ و ض؟ یکی این سمت صفحه کلیده یکی اون سمته!
برا ما صمیمی نشستن تو صفحه کلید کنار همن:/
پاسخ:
پس پیوندشان مبارک:دی

ارسال نظر

کاربران بیان میتوانند بدون نیاز به تأیید، نظرات خود را ارسال کنند.
اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید لطفا ابتدا وارد شوید، در غیر این صورت می توانید ثبت نام کنید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">